---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

نانو ماشین

چپتر 28: آرایش تور ماهیگیری • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 28: آرایش تور ماهیگیری

0

چون وون‌ریو، رهبر‌اعضای​ گروه پنجم، به‌زیرا​ چون یئو-وون خیره شد.

«اَه.»

این چیزی نبود که میخواست. او میخواست گروه هشتم به رهبری چون موکوم را شکست دهد و‌تخت​ ثابت کند که پتانسیل رهبر بعدی شدن را دارد، اما گروه هشتم فعلی توسط چون یئو-وون رهبری‌آزمون​ میشد که بیش از حد ضعیف بود و پیشینه بدی داشت. این برای اثبات پتانسیلش کافی نبود.

«تو به اونجا تعلق نداری.»

او مانند قبیله وفادار یا قبیله سم‌حالی​ احساس خصومت شدیدی نسبت به یئو-وون نداشت، اما‌فریاد​ او نیز یئو-وون را دارای خون دهقانی میدید.

«باید مادرت رو سرزنش‌دستوری​ کنی که تو رو‌هنوز​ تو چنین موقعیتی قرار داده.»

او از سختی‌هایی که یئو-وون‌سختی‌هایی​ در دوران بزرگ شدنش با‌روبرو​ آن‌ها روبرو شده بود، خبر داشت.

«خون دهقانیت جایی تو رقابت برای‌قرار​ تاج و تخت نداره. همینجا بهش‌آن‌ها​ پایان میدم. این برای زندگی بدبختانت بهتره.»

سپس چون وون‌ریو تصمیم گرفت‌بودند​ کار چون یئو-وون را همینجا‌می‌آورد​ و همین الان تمام کند.

وقتی آزمون شروع شد، گروه پنجم‌اعضایش​ شروع به هجوم آوردن کرد. سپس‌شماره​ یئو-وون در ذهنش با نانو صحبت کرد.

«نانو، واقعیت افزوده‌قرار​ رو فعال کن. آموزش‌بزرگ​ آرایش رو فعال کن.»

سپس یئو-وون شروع به دیدن خطوط و نوشته‌هایی در میدان دیدش کرد. او از قبل‌خبر​ دوازده آرایش را در برنامه نانو ثبت کرده بود. اعضای گروه هشتم عصبی شده بودند، زیرا‌گرفت​ در حالی که گروه پنجم مستقیماً به سمتشان هجوم می‌آورد، یئو-وون هیچ دستوری به آن‌ها نمیداد.

یئو-وون بر سر اعضایش فریاد زد: «هنوز‌حالی​ نه!» و وقتی گروه پنجم به فاصله‌اعضایش​ مشخصی رسید، چون وون‌ریو فریاد زد: «شماره دو!»

سپس گروه پنجم شروع به‌نمیداد​ تغییر آرایش خود کرد. یئو-وون‌مشخصی​ با خودش فکر کرد: «آرایش نیزه؟»

یئو-وون سپس خطوطی را دید که حرکاتشان‌بزرگ​ را تحلیل میکرد و حتی پیش از‌جایی​ اینکه آرایششان کامل شود، به نوشته تبدیل شدند.

[حریف در‌سرزنش​ حال تغییر به‌موقعیتی​ آرایش نیزه است.]

آن‌ها در حال شکل دادن یک پیکان با حضور چون وون‌ریو‌هیچ​ در خط مقدم بودند. این آرایش زمانی موثر بود که رهبر قدرت‌خودش​ بالایی داشت؛ آن‌ها میتوانستند با نیروی بی‌رحمانه در دفاع دشمن نفوذ کنند.

«همونطور که انتظار میرفت.»

آموزش شروع به‌قرار​ نشان دادن نحوه‌دوران​ واکنش به حمله کرد.

[برای دفاع کامل، آرایش تدافعی وجود دارد. میزان موفقیت:‌دوران​ ۱۰۰٪. برای ضدحمله، میتوان از آرایش تور ماهیگیری استفاده‌رقابت​ کرد. میزان موفقیت دفاع: ۶۰٪، میزان موفقیت ضدحمله: ۹۰٪.]

واقعیت افزوده دو انتخاب به او‌زیرا​ داد. انتخاب اول گزینه امن‌تری بود،‌دستوری​ اما یئو-وون دومی را انتخاب کرد.

«برای اولی‌می‌آورد​ طبق برنامه پیش‌نمیداد​ میریم! شماره شش!»

وون‌ریو با حدس زدن آرایش، ابروهاش را بالا‌شدنش​ انداخت. همانطور که حدس زده بود، گروه هشتم‌تاج​ به سرعت به آرایش تور ماهیگیری تغییر شکل داد.

«چطور جرئت میکنه!»

برخلاف آرایش نیزه که نفوذ را تضمین میکرد، آرایش تور ماهیگیری یک آرایش هجومی‌اعضایش​ بود که برای دفاع در خط مقدم با پشتیبانی از عقب ایجاد شده بود. با‌تحلیل​ این حال، این آرایش نیز نیازمند این بود که رهبر در خط مقدم قدرتمند باشد.

«آرایش تور ماهیگیری اینجا؟»

هامنگ نیز نمیتوانست این را درک کند. این کار نیازمند این‌شده​ بود که رهبر، رهبر آرایش مقابل را مهار کند. هامنگ میدانست سوب‌منگ‌زندگی​ به او آموزش داده است، اما این بیش از حد بی‌باکانه بود.

«شاید بیش‌سرزنش​ از حد‌چنین​ دست‌بالا گرفتمش.»

او سرش را تکان‌عصبی​ داد و این فکر‌مستقیماً​ بین تمام دانش‌آموزان مشترک بود.

«عجب انتخاب احمقانه‌ای!»

هیچ‌کس فکر نمیکرد چون یئو-وون بتواند از پس‌شدنش​ چون وون‌ریو بربیاید. با این حال، هیچ‌یک از‌تاج​ اعضای گروه هشتم در مورد تصمیم یئو-وون تردید نکردند.

«چطور دهقانی مثل تو‌چنین​ جرئت میکنه به مبارزه‌سختی‌هایی​ با من فکر کنه!»

چون وون‌ریو مستقیماً با یئو-وون که انرژی درونی را روی سپر متمرکز کرده بود،‌اعضایش​ درگیر شد. افراد از آنچه در ادامه رخ داد شگفت‌زده شدند. آن‌ها فکر میکردند‌حرکاتشان​ گروه هشتم به رهبری یئو-وون در لحظه برخورد از پا درمی‌آید، اما آن‌ها مقاومت میکردند.

«جلوشون رو گرفتن!»

همه در شوک بودند. با‌سختی‌هایی​ این حال، کسی که بیشترین شوک‌شده​ را دریافت کرد، چون وون‌ریو بود.

«چـ-چی؟!»

حمله او در حال پس‌زده شدن بود. او بیش از سی و پنج‌نمیداد​ سال انرژی درونی داشت. حتی اگر چون یئو-وون این مقدار انرژی درونی را از‌دید​ گوی اژدهای سیاه به دست آورده بود، نباید برای دفع حمله وون‌ریو کافی میبود.

«هوف... همونطور که انتظار میرفت.»

یئو-وون حس کرد عرق از پیشانیش‌دوران​ پایین میچکد. برخلاف تصور وون‌ریو، یئو-وون در‌دهقانیت​ واقع تنها سی سال انرژی درونی داشت.

«خیلی ناچیزه.»

او در انرژی درونی کمی ضعیف‌تر بود، اما سلول‌های عضلانیش در سطح سوب‌منگ بود و این‌هنوز​ بهش اجازه میداد تا مقاومت کنه. سپس یووون یک قدم به جلو برداشت. کمبود انرژی درونیش‌پیش​ باعث شد موج حمله از سپر عبور کنه، اما او برای مقابله با این هم راهی داشت.

[در حال ترمیم آسیب‌های‌دستوری​ بدنی ناشی از انرژی‌هنوز​ متخاصم عبور کرده از سپر.]

نانو به سرعت برای‌داده​ درمان یووون وارد عمل‌شدنش​ شد. وون‌ریو شوکه شده بود.

«چیکار کرده؟!»

سپس متوجه شد که باید آرایش‌زیرا​ رو تغییر بده، وگرنه گروهش نابود‌دستوری​ میشد. او فریاد زد: «عقب‌نشینی! شماره یک!»

گروهش چند قدم به عقب برداشتند و وون‌ریو‌هنوز​ هم قبل از پریدن به عقب، سپرش رو‌فکر​ بالا آورد. شماره یک، آرایش پایه دو خطی بود.

«این فرصت ماست!»

یووون به اطراف‌کنی​ نگاه کرد تا حرکت‌داده​ بعدیش رو برنامه‌ریزی کنه.

[حریف آرایش خود را تغییر داده است. از طریق‌سمتشان​ آرایش بال گنجشک آن‌ها را در تنگنا قرار داده‌مشخصی​ و با آرایش دایره‌ای مغلوبشان کنید. درصد موفقیت: 90٪.]

با شنیدن صدای‌هیچ​ نانو، یووون بر سر‌فریاد​ اعضای گروهش فریاد زد:

«تغییر! شماره سه!»

آن‌ها شروع به پراکنده شدن کردند. وون‌ریو لبخند زد.‌دوران​ او فهمید که یووون با استفاده از اعداد، آرایش‌رقابت​ رو تغییر میده. آرایش سوم، آرایش چهار خطی بود.

«احمق. فکر میکنی چیزی که‌بودند​ گروه اول استفاده کرد در‌می‌آورد​ برابر من هم جواب میده؟»

او تصور کرد که تونسته نقشه‌اعضایش​ یووون رو حدس بزنه و به همین‌تغییر​ دلیل رو به کادت‌های گروهش فریاد زد:

«شماره شش!»

شماره شش، آرایش تور ماهیگیری بود. این آرایش بهش‌دوران​ اجازه میداد تا درست از وسط آرایش چهار خطی عبور‌تاج​ کنه. سپس گروهش شروع به شکل دادن یک ماهی کردند.

«دیگه تمومه!»

او قدرتش رو به شمشیرش منتقل کرد. نمیدونست‌هنوز​ یووون چیکار کرده، اما فکر نمیکرد که او‌فکر​ به این سرعت تا این حد قوی شده باشه.

«اگه بتونم گیرش بندازم، میکشمش!»

با این حال، نقشه‌اش عملی‌موقعیتی​ نشد. خیلی زود، آن‌ها نتوانستند‌بزرگ​ شوک خود رو پنهان کنند.

«چـ... چی؟!!»

«این آرایش چهار خطی نیست!»

گروه هشتم در آرایش بال گنجشک پخش‌بزرگ​ شده بودند تا آن‌ها رو محاصره کنند.‌جایی​ آن‌ها حالا در یک نیم‌دایره گیر افتاده بودند.

«چی؟ چه خبره؟!»

حتی وون‌ریو هم از این وضعیت شوکه شده بود. یووون‌می‌آورد​ فقط شماره سه رو فریاد زده بود، اما آرایش متفاوت بود.‌تغییر​ قبل از اینکه بتونه به خودش بیاد، یووون دوباره فریاد زد:

«شماره دو!»

«چی؟!»

چهره زیبای چون وون‌ریو با شنیدن شماره دو در‌دوران​ هم رفت. شماره دو آرایش نوک نیزه بود، اما تغییر‌تاج​ از آرایش بال گنجشک به این آرایش حرکت خوبی نبود.

«نمیخواد آرایش‌کرده​ دایره‌ای تشکیل بده؟‌بودند​ پس چی... نه!»

چشمان چون وون‌ریو از حدقه بیرون زد. برخلاف‌هنوز​ تصور اولیه‌اش، گروه هشتم در حال تغییر به‌فکر​ آرایش دیگه‌ای بود که او حدس نزده بود.

«صـ... صبر کن...»

سپس یووون رو‌کنی​ دید که با‌قرار​ پوزخندی بهش نگاه میکنه.

«آآآآآآآه!»

او در حالی که صورتش از شدت خشم سرخ شده بود و راز‌تغییر​ این کار رو فهمیده بود، فریاد کشید. یووون اعداد معکوس رو برای آرایش‌ها‌آرایششان​ تعیین کرده بود، در حالی که گروه‌های دیگه از همون اعداد استاندارد استفاده میکردند.

«اون عدد معمولی‌قرار​ رو فریاد زد‌دوران​ تا منو گول بزنه!»

برای آرایش اول، گروه هشتم از اعداد معمولی استفاده کرده بود. اما از‌روبرو​ آرایش دوم به بعد، سیستم رو تغییر داده بودند. گروه هشتم حالا با آرایش‌بدبختانت​ دایره‌ای در حال نزدیک شدن بود و گروه پنجم در تنگنا قرار گرفته بود.

«نه... چطور میتونم...»

با بسته شدن راه فرار، هیچ راهی برای پیروزی آن‌ها وجود نداشت. با‌تغییر​ این حال، وون‌ریو نمیتونست این نتیجه رو بپذیره. کادت‌های گروه پنجم در ناامیدی فرو‌کامل​ رفتند. همه آن‌ها پس از اینکه فهمیدند شکست خورده‌اند، شروع به انداختن سپرهایشان کردند.

«دارید چیکار‌موقعیتی​ میکنید! چرا‌داده​ سپرهاتون رو میندازید!»

وون‌ریو بر سر اعضای گروهش فریاد زد. او نمیتونست تحمل کنه که در‌روبرو​ برابر یووون که فکر میکرد هیچ شانسی در برابرش نداره شکست بخوره. او‌زندگی​ باید به راحتی یووون رو شکست میداد تا بتونه با بقیه رقابت کنه.

«اونا بهم‌کرده​ میخندن! همه‌عصبی​ بهم میخندن!»

سپس کنترلش رو از‌دستوری​ دست داد و به‌هنوز​ سمت یووون حمله‌ور شد.

«بمیـــــر!!!!!!»

وون‌ریو مهارت منحصربه‌فرد قبیله شهوت، موج انرژی شمشیر رو به‌بزرگ​ کار گرفت تا هدفش رو بکشه. و اتفاقی که در‌تخت​ ادامه افتاد، دوباره تمام کادت‌ها رو در شوک فرو برد.

چون یووون سپرش رو زمین انداخت و‌حالی​ به هوا پرید و رقص تیغ پروانه‌ای‌اعضایش​ خود رو به سمت دشمنش رها کرد.

ناولها | novelha.net