---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

مکانیک افسانه ای

چپتر 415: ترکیبِ مکانیک • ⏱ 13 دقیقه

چپتر 415: ترکیبِ مکانیک

0

با دستیابی به فناوریِ فشرده‌سازی، عمق و گسترهٔ توانایی‌های رزمیِ مکانیک‌ها به‌شدت افزایش می‌یافت. آن‌ها می‌توانستند بلافاصله‌سپس​ کنترلِ میدان را در دست بگیرند یا حتی ورق را برگردانند. تمرکزِ اصلی روی استقرارِ هرچه‌سریع‌ترِ ماشین‌آلات‌قابلیتِ​ و چیدنِ ترکیبِ درست در جای درست بود. سرعتِ استقرارِ این تجهیزات تأثیرِ عظیمی بر نتیجهٔ نبرد می‌گذاشت.

پس از نسخه‌ای که مکانیک‌ها در آن اوج گرفتند، روشِ مبارزهٔ سایرِ سوپرها بیشتر به این شکل درآمده بود که پیش از استقرارِ‌کلاسِ​ کاملِ ماشین‌آلاتِ مکانیک، به او یورش ببرند و ضربه بزنند. اگر مکانیک فرصت می‌یافت سلاح‌هایش را آزادانه مستقر کند، اوضاع غیرقابل‌بازگشت می‌شد و‌مزدورانِ​ دشمن به ورطهٔ شکست می‌افتاد. البته این ماجرا فقط در شرایطِ عادی صدق می‌کرد و توانایی‌ها یا آیتم‌های خاص در آن لحاظ نشده بود.

از نظرِ ضرب‌آهنگِ نبرد، مکانیک‌ها همیشه دستِ بالا را داشتند. دشمنان مجبور بودند با این ضرب‌آهنگ همراه شوند و نگذارند مکانیک‌ها ماشین‌آلاتشان را مستقر کنند. این مزیتِ‌شیائو​ بسیار بزرگی به شمار می‌رفت. گذشته از این، حتی اگر ضرب‌آهنگِ مکانیک موقتاً به هم می‌ریخت و فرصتِ استقرارِ کاملِ ماشین‌آلات را پیدا نمی‌کرد، باز هم دشمنان‌تمرینی​ حقِ غفلت نداشتند. اگر مکانیک نفس تازه می‌کرد و سپس تجهیزاتش را بیرون می‌داد، ورق در یک چشم‌به‌هم‌زدن برمی‌گشت و تمامِ زحماتِ پیشینِ دشمنان به باد می‌رفت.

کلاسِ مکانیکِ هان شیائو حالا داشت شکل می‌گرفت و این قابلیتِ سرسختانه را در خود داشت. خودش هم بسیار باتجربه بود، پس محال بود سرعتِ استقرارِ ماشین‌آلاتش پایین باشد. این‌همیشه​ بار، شلیکِ توپ‌ها و آتش همه‌جا را فرا گرفته بود و مزدورانِ سونیل ناگزیر یکی پس از دیگری از پا درمی‌آمدند. چون این فقط یک مبارزهٔ تمرینی بود، هرلوس که در‌تجهیزاتش​ گوشه‌ای ایستاده بود، مزدورانِ سونیلیِ نقش‌برزمین را از میدانِ نبرد بیرون می‌کشید. از همان آغازِ نبرد، مدام مشغولِ همین کار بود و حتی یک لحظه هم فرصتِ استراحت پیدا نکرده بود.

یکی از مزدورانِ رزمی‌کار به پاهایش فشار آورد و به هوا‌باز​ پرید. او با رسمِ یک سهمی در هوا، می‌خواست از روی زمینِ‌تمامِ​ پُر از تله عبور کند و خودش را به هان شیائو برساند.

در همین لحظه، تله‌ای فلزی که مزدور از روی آن می‌پرید، ناگهان فعال شد. نارنجکی به هوا پرتاب شد و با‌پیشینِ​ صدای بنگ! منفجر گشت. جریانی آبی‌رنگ و توری‌شکل از مرکزِ انفجار به بیرون بسط یافت. این یک تلهٔ گیرانداز بود که از‌همه‌جا​ کابل‌های فلزیِ بلند و باریک با ولتاژِ بالا تشکیل می‌شد. تله مزدورِ رزمی‌کار را که هنوز در هوا بود، در خود پیچید.

ویزّز!

مرد از شدتِ درد فریاد کشید. جریانِ برق پوستش را سوزاند و سیاه کرد و سپس روی‌ماجرا​ یک تلهٔ دافعهٔ دیگر افتاد. نیرویی نامرئی دوباره او را به هوا پرتاب کرد، چند توپخانه به‌دشمنان​ سمتش چرخیدند و رویش آتشِ متمرکز ریختند. ضربِ گلوله‌ها او را به بیرون از محوطه هل داد.

بی‌هوش روی زمین افتاد.

این صحنه باعث شد‌فرصتِ​ سایرِ مزدوران فکرِ پریدن‌حقِ​ را از سر بیرون کنند.

هان شیائو لبخند زد و گفت: «پریدن از روی این‌همه تله به این راحتی‌ها نیست.» در‌بیرون​ میانِ تله‌ها مین‌های زمینی کاشته شده بود و تله‌هایی هم وجود داشت که می‌توانستند اشیای بالای‌سرسختانه​ سرشان را حس کنند و واکنش نشان دهند تا جلوی نزدیک شدنِ هواییِ دشمنان را بگیرند.

در محدودهٔ نیروی مکانیکی‌اش، تمامِ ماشین‌آلات از او تقویت دریافت می‌کردند. چند توپخانه در کنارش مستقر شده بود که قدرتشان‌عادی​ چندین برابر افزایش یافته بود. هر کس در خطِ مقدم قرار می‌گرفت، با خشن‌ترین و سنگین‌ترین حملات روبه‌رو می‌شد. به‌نگذارند​ همین دلیل، مزدوران از هم فاصله گرفتند و از تمامِ جهات یورش بردند تا تمرکزِ آتشِ توپخانه‌ها را بر هم بزنند.

لردن در حالی که سپری سبزرنگ احاطه‌اش کرده بود و زیرِ بارانِ گلوله‌ها سوسو می‌زد،‌نفس​ به جلو یورش برد. در جهاتِ دیگر نیز شمارِ زیادی از مزدوران به مولدهای سپر‌شیائو​ مجهز بودند. سپرهای رنگارنگ از میانِ شلیکِ توپ‌ها و تله‌ها گذشتند و به‌سرعت نزدیک شدند.

هان شیائو انگشتانش را قلاب کرد. دستهٔ دیگری از گوی‌های فشرده بیرون پریدند، کنارش افتادند و به حدود بیست رباتِ جانورنما تبدیل شدند. اندازه‌شان تقریباً هم‌قدِ‌شیائو​ سگ‌های متوسط بود، اما زرهی سیاه به تن داشتند و بدنشان مثلِ یوزپلنگ کشیده و آیرودینامیک بود؛ چیزی شبیه به پلنگ‌های زره‌پوش. روی هر دو شانه‌شان شکافی‌تمرینی​ وجود داشت که لوله‌های سه‌گانهٔ مسلسل‌های درونی‌شان را نمایان می‌کرد. دمشان بسیار فرز و شبیهِ دمِ عقرب بود و در انتهایش تیغه‌ای آلیاژی و تیز قرار داشت.

هان شیائو سه ترکیبِ مختلف آماده کرده بود. اولی «سبکِ پوششِ آتشِ چندبرجکی» بود که هیچ ظرافتِ فنی‌ای نمی‌خواست. دومی‌تمامِ​ «سبکِ تله» بود که کمی کنترل می‌طلبید؛ عمدتاً برای اینکه بداند کدام تله را کجا بگذارد و آیا این تله‌ها‌بار​ می‌توانند از او محافظت کنند و جلوی حرکتِ دشمنان را بگیرند یا نه. آخرین مورد هم «سبکِ سگِ شکاری» بود.

سبکِ سگِ شکاری شاملِ کنترلِ گروهی از جانورانِ مکانیکیِ کوچک می‌شد که مثلِ سگ‌های شکاری با دشمنان درگیر می‌شدند، آزارشان‌عادی​ می‌دادند و تارومارشان می‌کردند. چون ماشین‌آلاتِ پایه‌ایِ این سبک «سگ‌های شکاریِ مکانیکی» نام داشتند، این اسم رویش مانده بود. به‌نگذارند​ دست آوردنِ این نقشهٔ ساخت نسبتاً آسان بود. با این حال، هان شیائو از نسخهٔ ارتقایافتهٔ جانورانِ مکانیکی استفاده می‌کرد.

جانورِ مکانیکیِ رزمیِ پلنگِ سیاه نقشهٔ ساختِ جدیدی بود که او پس از ترکیبِ چندین نقشهٔ ساختِ جانورِ مکانیکیِ سطح‌پایین ابداع‌چشم‌به‌هم‌زدن​ کرده بود. یک پلنگِ سیاه ۲٬۷۰۰ امتیاز زره داشت، در حالی که سگِ شکاریِ مکانیکیِ پایه فقط ۱٬۵۰۰ زره داشت. قدرتِ‌باشد​ حمله‌اش نیز حدودِ ۷۰٪ افزایش یافته بود. کارکردهای بیشتر و بازدهیِ بهتری داشت و البته، از قابلیتِ ضروریِ خودتخریبی هم بهره می‌برد.

هان شیائو گفت: «بروید.» حدودِ بیست پلنگِ سیاه مکانیکی با سرعتی سرسام‌آور به بیرون جهیدند و لوله‌های‌چشم‌به‌هم‌زدن​ روی شانه‌هایشان آتش گشودند. آن‌ها به‌سرعت از میانِ شکافِ تله‌ها در میدانِ نبرد حرکت کردند و از پشت‌محال​ و پهلو به دشمنان یورش بردند. این نواحی نقاطِ ضعفِ دفاعیِ مزدوران بود و سرعتشان بلافاصله افت کرد.

به‌محضِ اینکه مزدوری به پلنگِ سیاه مکانیکی نزدیک می‌شد،‌حقِ​ جانور به عقب می‌جهید. آن‌ها همیشه فاصله‌شان را حفظ‌چشم‌به‌هم‌زدن​ می‌کردند و فقط هنگامِ حمله به دشمن نزدیک می‌شدند.

گاهی اوقات، سه یا چهار پلنگِ سیاه مکانیکی با هم همکاری می‌کردند و‌ورطهٔ​ حواسِ دشمنان را از جهاتِ مختلف پرت می‌کردند، در حالی که یکی از‌لحاظ​ آن‌ها از پشت حمله می‌کرد، با دمش ضربه می‌زد و آسیبِ قابل‌توجهی وارد می‌کرد.

پلنگ‌های سیاه مکانیکی به تراشه‌های هوشمند مجهز بودند و در دسته‌های چهارتایی گروه‌بندی می‌شدند. آن‌ها در این دسته‌های چهارتایی فقط می‌توانستند برخی استراتژی‌های‌تمامِ​ تاکتیکیِ ساده را پیاده کنند. مهارتِ هان شیائو در ساختِ تراشه هنوز در سطحِ پایه بود، بنابراین تواناییِ رزمیِ پلنگ‌های سیاه مکانیکی استقلالِ کافی‌همه‌جا​ نداشت. تعدادِ دستوراتی که می‌توانستند پردازش و اجرا کنند محدود بود، در نتیجه فقط می‌شد از آن‌ها برای مختل کردنِ کارِ دشمن استفاده کرد.

با ترکیبِ توپخانه‌ها، تله‌ها و جانورانِ مکانیکی، مزدورانِ سونیل انگار‌نداشتند​ در باتلاق راه می‌رفتند؛ برداشتنِ هر قدم رو به جلو‌زحماتِ​ دشوار بود. هان شیائو با دیدنِ این نتیجه، سر تکان داد.

«این ترکیب ترسی از محاصره شدن نداره و می‌تونه به‌راحتی سوپرهای ضعیف‌تر از‌تازه​ من رو در هم بشکنه. حتی جلوی سوپرهای هم‌رتبه هم می‌تونه حرکتشون رو‌هان​ مهار و مختل کنه... البته تو این حالت خودش هم آسیبِ سنگینی می‌بینه.»

بنگ!

در همین فکرها بود که یک پلنگِ سیاه‌فرصتِ​ مکانیکی به هوا پرتاب شد و محکم به یک‌سپس​ توپخانه برخورد کرد، طوری که لوله‌های توپ کج شد.

هان شیائو نگاهی انداخت. بالاخره یک نفر توانسته بود از سدِ دفاعی عبور کند. لردن غرق‌می‌داد​ در نوری سبزرنگ بود. او که سرانجام خودش را به هان شیائو رسانده بود، غرید و نورِ‌خودش​ سبز در دستانش به نیزه‌ای تبدیل شد که آن را با قدرت به سمتِ جلو فرو برد!

دنگ!

در یک چشم‌به‌هم‌زدن، گویِ فشردهٔ روی گردنبندِ‌مستقر​ هان شیائو بسط یافت و یک زرهِ‌شکست​ مکانیکیِ سفیدرنگ در دم بدنش را پوشاند!

نیزه به سینه‌اش برخورد کرد، اما نتوانست حتی یک‌پیدا​ اینچ در زرهِ مکانیکیِ استخوانی‌رنگ نفوذ کند. هان شیائو‌تجهیزاتش​ بی‌آنکه حرفی بزند، دستش را بالا برد و ضربه‌ای خواباند.

بوم!

لردن با این ضربه به زمین کوبیده شد‌باز​ و با صورت روی زمین افتاد. صورتش در دم‌می‌داد​ به خاک چسبید و به‌هیچ‌وجه حریفِ هان شیائو نبود.

چهرهٔ حاضران تغییر کرد. ظاهرِ هان شیائو عوض شده بود؛ او لباسِ نبردِ سفیدی‌شکست​ به تن داشت که بافتِ زرهش شبیهِ استخوان بود، اما به‌طرزِ باورنکردنی محکم و‌نظرِ​ سخت به نظر می‌رسید. گویی زرهِ شوالیه‌ای بود که از استخوان ساخته شده باشد.

ظاهرش خیره‌کننده بود. شانه‌ها طوری تراشیده شده بودند که شبیهِ سرِ اژدها باشند و قطعاتِ سینه و کمر‌تجهیزاتش​ مفاصلِ بسیار انعطاف‌پذیری داشتند تا حرکاتِ سریع‌تری را ممکن کنند و فرمِ آیرودینامیکِ بدن را تکمیل می‌کردند. حاضران‌خود​ نمی‌دانستند توهم است یا نه، اما حس می‌کردند این زرهِ مکانیکی هاله‌ای بسیار مرموز از خود ساطع می‌کند.

زرهِ مکانیکیِ تک‌واحدیِ اژدهای خلأ.

در مقایسه با زره‌های مکانیکیِ سریِ مار مانندِ پایتون و آمفیپتر، این زرهِ مکانیکیِ سریِ اژدها قابلیت‌های قوی‌تری داشت. دلیلش فناوری‌های پیشرفته‌تر نبود، بلکه مادهٔ سازنده‌اش نادر بود. این زره‌می‌گرفت​ از استخوانِ اژدهای خلأ ساخته شده بود که در جزیرهٔ اژدهای شناور به دست آورده بود. سبک اما بادوام بود و انرژیِ خاصی درونش جریان داشت. این زرهِ مکانیکی سلاح‌های‌میدانِ​ زیادی نداشت و مشخصاً برای نبردِ تن‌به‌تن طراحی شده بود. زرهش مقدارِ وحشتناکِ بیش از ۳۰٬۰۰۰ امتیاز داشت. علاوه بر این، استخوانِ اژدهای خلأ توانایی‌های اضافه‌ای به زرهِ مکانیکی می‌بخشید.

هان شیائو سه گوی فشرده روی گردنبندش داشت که هر سه زرهِ مکانیکی بودند. یکی اژدهای خلأ بود‌فقط​ و دو تای دیگر آمفیپترهای پشتیبان بودند. قوی بودن یا نبودنِ یک مکانیک به تعداد و ویژگی‌های تجهیزاتش‌بودند​ بستگی داشت. او هم تعداد را داشت و هم ویژگی‌ها را، و دلیلش این بود که پولِ کافی داشت.

با دیدنِ این صحنه، مزدورانِ دیگر‌موقتاً​ از پیشروی دست کشیدند و با لبخندی‌غفلت​ تلخ گفتند: «ما شکستمون رو قبول می‌کنیم.»

اختلافِ قدرت بسیار زیاد بود. آن‌ها با تمامِ موانع جنگیده و سرانجام نزدیک شده بودند، اما تازه فهمیدند که‌تمامِ​ خودِ هان شیائو از تمامِ ماشین‌آلاتش قوی‌تر است. پیروزی در این نبرد کاملاً غیرممکن بود. آن‌ها حدود صد نفر بودند‌بار​ و در ابتدا فکر می‌کردند هان شیائو در اقلیت است، اما حالا حس می‌کردند این خودشان هستند که در محاصره‌اند.

به‌وضوح هان شیائو را محاصره کرده‌پیدا​ بودند، اما انگار هان شیائو به‌تنهایی‌نفس​ همهٔ آن‌ها را محاصره کرده بود.

هان شیائو هنوز آزمایشِ تمامِ سلاح‌هایش را تمام نکرده بود، بنابراین هنوز‌دشمن​ یک توپِ عظیم وجود داشت که مستقر نکرده بود. می‌خواست ادامه دهد،‌آیتم‌های​ اما با دیدنِ تسلیم شدنِ مزدوران، با ناامیدی تمامِ ماشین‌آلاتش را جمع‌آوری کرد.

پس از پاک‌سازیِ میدانِ نبرد، مزدورانِ سونیل جلوی‌فرصتِ​ هان شیائو جمع شدند. آن‌ها فقط جراحاتِ سطحی‌تازه​ داشتند. چشمانشان اکنون پر از احترام و ترس بود.

قدرتمندان همیشه محترم‌اند.

هان شیائو چند کلمه‌ای صحبت کرد و بیشتر گفت که آن‌ها‌نداشتند​ آزمونش را با موفقیت گذرانده‌اند و توانایی‌شان بد نیست. سپس سونیلی‌ها‌پیشینِ​ را مرخص کرد و به آن‌ها گفت مأموریت‌هایشان را شروع کنند.

هان شیائو به‌تنهایی به پایگاه برگشت و‌مستقر​ به اتاقِ بهینه‌سازیِ ماشین‌آلات رفت. او به‌شکست​ فکر فرو رفت و تجربیاتش را جمع‌بندی کرد.

با توجه به نتیجهٔ فعلی، استراتژی‌ای که چیده بودم الان تقریباً آماده‌ست. مأموریتِ ارتقای کلاسِ سطحِ ۹۵م یه مقدار‌بیرون​ سخته، برای همین ممکنه تا مدتی تو این سطح گیر کنم. این ترکیبِ سبک‌ها تو مرحلهٔ فعلی خیلی قویه،‌باتجربه​ پس می‌شه تا قبل از ارتقای کلاس به‌عنوانِ جایگزین ازش استفاده کرد. تازه راه‌های زیادی هم برای تقویتش هست...

سلاح‌هایی را که به‌تازگی ساخته‌پیدا​ بود بیرون آورد و ویژگی‌های آیتم‌ها‌نفس​ را دوباره روی پنل بررسی کرد.

تنوعِ توپخانه‌ها و تله‌ها بسیار زیاد بود؛ بیشترشان از نقشه‌های ساختِ جدیدی‌نفس​ ساخته شده بودند که از ترکیبِ چند نقشهٔ ساخت به دست آورده‌کلاسِ​ بود و عملکردِ مختلفشان در مقایسه با قبل ۲۵٪ تا ۴۰٪ بهتر بود.

به داده‌های اژدهای خلأ نگاه کرد. آمفیپتر زرهِ مکانیکیِ بسیار همه‌کاره‌ای بود،‌دشمن​ بنابراین یکی دیگر از همان سبک نساخت. اژدهای خلأ روی نبردهای تن‌به‌تن تمرکز‌خاص​ داشت. از آنجا که مادهٔ سازنده‌اش نادر بود، توانایی‌های اضافیِ بسیار قوی‌ای داشت.

[اژدهای خلأ]

نوع: زرهِ رزمیِ مکانیکیِ سبکِ تک‌واحدی

کیفیت: بنفش

پیشنیازها: سطحِ ۹۰، کلاسِ مکانیک، >۴۰۰۰ انرژی، >۲۰۰ استقامت

ویژگی‌های پایه:

– زره: ۳۰۴۰۰/۳۰۴۰۰

– دفاع: ۳۷۵

– ترازِ قدرت: ۱۳۶۰

– انرژی: ۹۰۰۰

– قد: ۱٫۹۱ متر

– وزن: ۱۴۳ پوند

روشِ کنترل: تراشهٔ هوشمندِ رده‌پایین + اتصالِ اعصاب (پاداش: +۱۰ چابکی)

منبعِ قدرت: کورهٔ واکنشِ هسته‌ایِ مینیاتوریِ پایدارِ قابل‌حمل — شارژِ خودکار. بازیابیِ انرژی با نرخِ ۱۲۰/دقیقه. نرخِ تبدیلِ انرژی از کاربر: ۳۰:۵۵

مصرفِ انرژی در حالتِ ایستا: ۲۵/دقیقه

مصرفِ انرژی در حالتِ نبرد: ۴۸/دقیقه

ظرفیتِ قدرتِ هسته: ۷۷۵/۱۲۰۰

[ماژولِ اسکلت: پرکننده‌های عضلانیِ نانوبیولوژیکی تی‌ام۱٫۵۰]

قدرتِ حرکات و قابلیت‌های بدن را افزایش می‌دهد.

+۵۷ قدرت، +۴۵ چابکی.

خروجیِ قدرت: ۱۵۰.

عضلات می‌توانند با انرژی تقویت شوند.

هزینهٔ انرژی: ۴۰/دقیقه.

تأثیر: تمامِ ویژگی‌ها +۳۳٪

[ماژولِ زره: استخوانِ اژدهای خلأ (مادهٔ نادرِ صورتی)]

+۲۸٬۰۰۰ زره، +۳۲۰ دفاع.

[ماژولِ دست: مبدلِ لرزش (بنفش)]

لرزش ایجاد می‌کند، ۱۱٪ از آسیبِ نزدیک‌برد به‌عنوانِ آسیبِ نفوذکننده به زره محاسبه می‌شود.

خروجیِ قدرت: ۵۰

[ماژولِ مچ: تقویت‌کنندهٔ نیروی مچ]

+۱۰ قدرت

خروجیِ قدرت: ۳۰

[ماژولِ پا: مدارِ تقویتِ فشار]

+۸ چابکی

خروجیِ قدرت: ۳۰

[ماژولِ رانش: تجهیزاتِ مانورِ مینیاتوری (بنفش) × ۱۲]

مجموعِ خروجیِ قدرت: ۲۴۰.

[ماژولِ بقا: نمایشگرِ علائمِ حیاتی، سیستمِ پشتیبانیِ حیاتِ ترموستات، فیلترِ اکسیژن، تثبیت‌کنندهٔ جاذبه، دستگاهِ تزریقِ کمک‌های اولیه، دستگاهِ مقاومت در برابرِ فشارِ بالا...]

مجموعِ خروجیِ قدرت: ۱۵۰

[ماژولِ تراشه: تشخیصِ آسیب، تحلیلِ پایگاه‌داده، پیش‌بینیِ مسیر، کنترلِ ازراه‌دور، دستیارِ نبرد، تبدیلِ سیگنالِ عصبی...]

مجموعِ خروجیِ قدرت: ۱۱۰

[ماژولِ فرعی: کنترل‌کنندهٔ پالسِ الکترومغناطیسی (بنفش)]

[برانگیختگی] را اعمال می‌کند.

تمامِ ویژگی‌ها +۷٪

مدت‌زمان: ۱۵ دقیقه

هزینهٔ انرژی: ۵ در هر بار استفاده

خروجیِ قدرت: ۱۵

[ماژولِ فرعی: لوله‌های پرتاب و ذخیره‌سازیِ گوی فشرده]

[تواناییِ اضافی: قابلیتِ قوی]

در طولِ نبرد، انرژی را به عضلاتِ بیولوژیکی منتقل کرده و قدرت را افزایش می‌دهد.

تأثیر: +۴۵ قدرت، +۳۵ چابکی

[تواناییِ اضافی: سرسختیِ نابودنشدنی]

استخوان‌های اژدهای خلأ دوامِ باورنکردنی‌ای دارند.

تأثیر: -۲۰٪ آسیبِ فیزیکیِ دریافتی، -۱۸٪ آسیبِ جادوییِ دریافتی. وقتی زره کمتر از ۴۰٪ باشد، این تأثیر دو برابر می‌شود. پس از خروج از نبرد، زره با نرخِ ۳٪ در دقیقه بازیابی می‌شود.

[تواناییِ اضافی: قدرتِ مرموز]

استخوان‌های اژدهای خلأ قدرت‌های مرموزی دارند.

تأثیر: +۱۵ قدرت، +۱۱ چابکی، +۳۴ آسیبِ نزدیک‌برد، +۱۶٪ سرعتِ حمله. ۴۰٪ از آسیبِ نزدیک‌برد به‌صورتِ آسیبِ پاششی وارد می‌شود.

هزینهٔ انرژی: ۶۰ در هر بار استفاده

مدت‌زمان: ۱ دقیقه

کول‌داون: ۷۵ ثانیه

[تواناییِ اضافی: اسپریِ جتِ خلأ]

استخوان‌های اژدهای خلأ جادوی خارق‌العاده‌ای دارند. پس از مرگ، جادوی خلأ درونِ استخوان‌هایش رسوب می‌کند.

این تجهیزات می‌تواند انرژی را به اسپریِ جتِ خلأ تبدیل کند.

آسیب: ۲۷۸ – ۱۷۹۰

هزینهٔ انرژی: ۵۰ – ۳۰۰ (قابل‌کنترل)

کول‌داون: ۰

اگر در ۱۰ ثانیهٔ بعدی دوباره استفاده شود، هزینهٔ انرژی ۳۰٪ افزایش می‌یابد. اگر در ۱۰ ثانیه استفاده نشود، هزینهٔ انرژی بازنشانی می‌شود.

عوارضِ جانبی: این تجهیزات با انرژیِ خلأ تقویت شده است؛ بارِ بسیار بالایی دارد. هنگامِ تجهیز، -۳۰۰۰ سقفِ جان.

توضیحات: وقتی به این زرهِ مکانیکی خیره می‌شوید، تقریباً می‌توانید روحِ باقی‌مانده در آن را حس کنید.

ناولها | novelha.net