چپتر 429: تبانی و اخلاقمداری
0مسابقاتِ گروهی رو به پایان بود و وضعیت رفتهرفته روشنتر میشد. تیمِ آسمانِ بلند در جایگاهِ ۸ و معبدِ خدا در جایگاهِهدر ۹ قرار داشت. اختلافِ امتیازشان هم کم نبود. معبدِ خدا برای عبور از آسمانِ بلند به یک پیروزیِ قاطع نیاز داشت، اماطرفداران مسابقهٔ بعدی درست میانِ همین دو تیم بود. به این معنا که فارغ از برد و باخت، قطعاً یکی از آنها صعود میکرد.
قلبِ بسیاری از تماشاگرانِ چینی فشرده شد. همه امیدوار بودند که هر ۳ تیمِ چینی به جمعِ ۸ تیمِ برتر راه پیدا کنند، اما شرایط بسیار دشوار بود. از همان زمانِحالت قرعهکشی انتظارِ این نبردِ داخلی میرفت، اما حالا که وقتش رسیده بود، باز هم اضطراب به جانشان افتاده بود. گروهِ سی پر از تیمهای قدرتمند بود و کسبِ امتیاز در آنبجنگد بهسختی انجام میشد. بسیاری از تیمهایی که شانسِ صعود داشتند حتی به جمعِ ۱۰ تیمِ برتر هم نرسیده بودند، بنابراین عملکردِ آسمانِ بلند و معبدِ خدا تا همینجا هم بسیار خوب بود.
شماری از بازیکنان امتیازها را حساب کردند و به نتیجهای رسیدند که احساساتِ ضدونقیضی در مردم به وجود آورد. آسمانِ بلند امتیازِ بیشتری داشت. اگر آنها عمداً شُل میگرفتند و این بازی راامتیازی میباختند تا معبدِ خدا امتیازِ کافی بگیرد، معبدِ خدا میتوانست به جایگاهِ ۷ بپرد و آسمانِ بلند به ردهٔ ۹ سقوط میکرد. در این صورت، اختلافِ امتیازِ آسمانِ بلند با تیمِ هشتم بسیارکارهایی ناچیز میشد. از طرفی، مسابقاتِ پیشِ روی آنها آسانتر از بازیهای تیمِ هشتم بود و شانسِ زیادی داشتند که دوباره به جایگاهِ ۸ برگردند. با این نقشه، هر دو تیم شانسِ صعود پیدا میکردند.
بدترین پیامدِ این نبردِ داخلی این بود که معبدِ خدا با اختلافی جزئی پیروز شود و تنها چند امتیاز بگیردپیشِ و در مقابل، آسمانِ بلند ببازد و هیچ امتیازی دشت نکند. این یعنی مسابقه به هدر میرفت و امتیازِ چندانیامتیازی برای هیچکدام به همراه نداشت. در این حالت، نهتنها وضعیتِ معبدِ خدا تغییری نمیکرد، بلکه جایگاهِ آسمانِ بلند هم متزلزل میشد.
تبانیِ پنهانی تنهابرگردند راه برای رسیدن بهپیامدِ بهترین نتیجهٔ ممکن بود.
با این حال، اینها فقط خیالاتِ طرفداران بود. [هائو تیِن] هرگز اهلِ چنین کارهایی نبود. اخلاقِتنها حرفهایاش ایجاب میکرد در برابرِ هر حریفی با تمامِ توان بجنگد و تبانی کردن برایش کاملاًنهتنها غیرممکن بود. شخصیتی بسیار ساده و روراست داشت و نمیخواست خودش را درگیرِ این حاشیهها کند.
آسمانِ بلند اصلاً قصدِ کوتاهآمدن نداشت. این نبردِ داخلی بسیار بیرحمانه و نفسگیر شد. هر دوبازیهای طرف زره داشتند و قدرتشان تقریباً برابر بود. در نهایت، آسمانِ بلند دستِ بالا را گرفتهیچ و پیروز شد. آنها با شکست دادنِ معبدِ خدا، جایگاهِ خود را در جدول تثبیت کردند.
آسمانِ بلند امیدِبیشتری صعود را درشُل دلِ معبدِ خدا کُشت.
بخشی از هوادارانِ معبدِ خدا بیدرنگ از کوره دررفتند. آنها آسمانِ بلند را به بادِ انتقاد گرفتند و حتی کار را به برچسبِ خیانت کشاندند. با این حال،نهتنها بیشترِ مردم و حتی شماری از هوادارانِ خودِ معبدِ خدا با این حرفها موافق نبودند. به نظرشان آسمانِ بلند هیچ کارِ اشتباهی نکرده بود. آنجا میدانِ مسابقه بودتمامِ و در مسابقه باید با تمامِ توان جنگید. تبانی کاری غیراخلاقی به شمار میرفت، پس وقتی تیمی با تمامِ وجود میجنگید و میباخت، دیگر جای گله و شکایتی نبود.
البته معبدِ خدا ژستِ اخلاقمداری به خود گرفت و از هوادارانش خواست آسمانِ بلند را سرزنش نکنند، چرا که مقصرِ اصلی عملکردِ ضعیفِ خودشان بوده است. البته محال بود که ناراحت نباشند؛ کارِوضعیتِ آنها در لیگِ بینالمللی تمام شده بود، اما رقیبشان با پا گذاشتن روی جنازهٔ آنها به مسیرش ادامه میداد. با این حال، معبدِ خدا همیشه تیمی واقعبین بود. کار از کار گذشته بود وغیرممکن دیگر دلیلی برای عصبانیت وجود نداشت. تنها دغدغهٔ آنها جلوگیری از ضررِ بیشتر بود، و این دقیقاً تخصصِ [لی گه] به شمار میرفت. او در تصویرسازیِ مثبت و جهتدهی به افکارِ عمومی استاد بود.
با هدایتِ [لی گه]، آنها نهتنها در چند بازیِ آخر کمکاری نکردند، بلکه با تغییرِ تاکتیک، بسیار خشنتر و تهاجمیتر به میدان رفتند. انگار میدانستند دیگر شانسی برای صعود ندارند، پس احتیاط را کنار گذاشته و همانطور که دوست داشتند بازی میکردند. مهمتر از همه، هدفشان این بودبلکه که نشان دهند نمیخواهند حریفان امتیازِ مفتی از آنها بگیرند. این کار یعنی بهطورِ غیرمستقیم داشتند به آسمانِ بلند کمک میکردند تا رقبایش را پایین بکشد. با این ترفند، هم تصویرِ تیمی تسلیمناپذیر را از خود به نمایش گذاشتند و هم روحیهٔ فداکاریِ ملی را پررنگ کردند. سپس افرادیبرابر را اجیر کردند تا این «تحلیلها» را در انجمن منتشر کنند و بقیه را با خود همراه سازند. با این کار، چهرهٔ معبدِ خدا در یک چشمبههمزدن مثبت و فداکارانه شد و در قلهٔ اخلاق ایستادند. حالا هر وقت حرف از معبدِ خدا میشد، همه لب به تحسینشان میگشودند.
به این ترتیب، نهتنها شهرت و اعتبارِ بیشتری کسب کردند، بلکه زهرِ تلخِ حذف شدن از مسابقات را هم گرفتند. افزون برآسانتر این، از همین روش استفاده کردند تا خودشان را در نقطهٔ مقابلِ آسمانِ بلند قرار دهند؛ تیمی که هموطنانش را شکست دادهمسابقه بود. با این تضاد، «اخلاقمداریِ» خودشان را بیشتر به رخ میکشیدند. مدیرانِ ارشدِ معبدِ خدا هم تا حدودی از این نتیجه رضایت داشتند.
از میانِ چهار باشگاهِ بزرگِ چین، معبدِ خدا تجاریترینجزئی باشگاه بود. اگر باختن در نبرد سودِ بیشتری برایشان داشت،نکند هان شیائو شک نداشت که حتماً همین کار را میکردند.
با پایانِروی آخرین مسابقه، تیمهایزیادی راهیافته مشخص شدند.
_____________________
۱. شیطان
۲. دودمان
۳. هیدرا
۴. کلید
۵. لالهها
۶. بوکسِ کانگورو
۷. شوالیهٔ رز
۸. آسمانِ بلند
_____________________
تیمِ دودمان بهترین عملکرد را در مرحلهٔ گروهی داشت. در اواسطِ رقابتها، از شیطان پیشی گرفتند و جایگاهِ نخست را از آنِ خود کردند، اما در چند مسابقهٔ آخر، عمداً کوتاه آمدند و به جایگاهِ دوم سقوطبهترین کردند. دلیلش این بود که نبرد در مرحلهٔ نهایی بر اساسِ رتبهبندیِ مرحلهٔ گروهی تعیین میشد. اگر دودمان در جایگاهِ اول قرار میگرفت، حریفشان آسمانِ بلند میشد که در جایگاهِ هشتم قرار داشت و این اصلاً خوبکوتاهآمدن نبود. بنابراین، پس از بحثهای داخلی، دودمان تصمیم گرفت یک پله سقوط کند. با این حال، همه میدانستند که اگر دودمان میخواست، قطعاً میتوانست نوارِ پیروزیهایش را حفظ کند و بدونِ حتی یک باخت واردِ مرحلهٔ نهایی شود.
این رتبهبندی با آنچه در حافظهٔ هان شیائو بود کاملاً تفاوت داشت. حضورِ هان شیائو اثرِ پروانهای داشت وببازد وضعیتِ لیگ را تغییر داده بود. او مبهم به یاد میآورد که در زندگیِ قبلیاش، یکی از هشت تیمِتبانیِ برتر کیمچیِ کره بود، اما کیمچی حالا پایینتر از جایگاهِ دهم قرار داشت و تیمِ دیگری جایش را گرفته بود.
در میانِ هشت تیمِ برتر، تیمهای قدرتمندِ بسیاری حضور داشتند که در زندگیِ قبلیاش، درآسانتر هر فصلِ لیگ خوش درخشیده بودند. متأسفانه، سیارهٔ تازهکارانِ آنها بسیار دور بود، وگرنه هانمقابل شیائو آن بازیکنانِ حرفهای را به جناحش میکشاند. تواناییِ آنها در تکمیلِ مأموریتها بسیار قابلاطمینان بود.
در میانِ هشت تیمِ برتر، فقط چین و آمریکا دو تیمِبگیرد راهیافته داشتند. در زندگیِ قبلیاش، دودمان تنها تیمِ چینی در میانِآسانتر هشت تیمِ برتر بود، اما حالا آسمانِ بلند هم راه یافته بود.
در مسابقاتِ انفرادی، تیغِ دیوانه در جایگاهِ پانزدهم و پادشاهِ دریاسالار در جایگاهِ ششم صعودببازد کردند. بدین ترتیب دو بازیکنِ چینی هم راه یافته بودند. با وجودِ رقابتِ تیمهای قدرتمندتغییری و بازیکنانِ بسیار ماهر از مناطقِ مختلف در یک میدان، کسبِ این نتیجه محشر بود.
برنامهٔ گلکسی تایمز قسمتی را به تحلیلِ عملکردِ تیمهای راهیافته اختصاص داد و وضعیتِ آینده در مرحلهٔ نهایی را پیشبینی کرد. آنهادشت به این نتیجه رسیدند که سه تیم بیشترین شانس را برای قهرمانی دارند: شیطان، دودمان و کلید. از آنجا که سیستمِ مسابقاتحال بهصورتِ «بهترین از پنج» بود، هر تیم قطعاً تمامِ برگهای برندهاش را رو میکرد و به هر شکلِ ممکن حریف را هدف میگرفت.
برنامهٔ مسابقاتِ نهایی منتشربگیرد شد. دورِ اول تقابلِسقوط کلید در برابرِ لالهها بود.
در طولِ مرحلهٔ گروهی، هان شیائو در ایستگاهِ جوبرلی مانده بود و موقتاً دعوتنامههای همکاری از سوی دیگر گروههای مزدوریپیشِ را رد کرده بود تا به تیمش استراحت بدهد. البته بیکار هم ننشسته بود؛ ماشینآلاتِ بیشتری ساخته بود، آروشیا را راهنماییدشت کرده بود، به بخشِ سونیل دستور داده بود مأموریتهای دیگری انجام دهند و به هرلوس در تمریناتِ رزمی کمک کرده بود.
حالا که مرحلهٔ گروهی به پایان رسیده بود و رتبهبندی مطابقِ انتظاراتش پیش رفتهمقابل بود، هان شیائو دیگر روی جزئیاتِ رقابت تمرکز نکرد. مهم نبود تیمها چه نتیجهاینهتنها میگرفتند، تأثیرِ چندانی روی او نداشت. او به گسترشِ دامنهٔ تجاریِ گروهِ مزدوران ادامه داد.
از قضا، سرپیشخدمتِ جزیرهٔ اژدهای شناور، جنی، مأموریتِ تأمینِ تدارکاتی برایش فرستاده بود. مدیرِ تدارکات،شود هایر، درخواستِ محمولهٔ جدیدی از منابع کرده بود. تیمِ فروشنده در یکی از سیاراتِ مستعمرهٔنداشت گودورا در منظومهٔ گاوین مستقر بود، بنابراین از هان شیائو خواستند تا کالاها را اسکورت کند.
ایمز تقریباً هیچچیز را مدیریت نمیکرد؛ جنی همیشه کسی بود که به تمامِ امور رسیدگی میکرد. در مقایسه با سه فرارتبهٔ آی دیگر در حلقهٔ ستارهایِ شکسته، ایمز درچند زمینهٔ تقویتِ نیروهایش بیخیالترین بود. آن سه نفر کموبیش ارتشهایی داشتند، در حالی که ایمز فقط گروهی از نگهبانان را در اختیار داشت. گروهِ مزدورانِ ستارهٔ سیاه تنها نیروی رزمیِخیالاتِ خارجیِ تحتِ فرمانِ او بود، اما در واقع فقط پادو بودند. هرچه باشد، در مقایسه با آن ناوگانهای بزرگ، یک گروهِ مزدوریِ متوسط به اندازهٔ یک ذره غبار ناچیز بود.
محافظتِ اژدهای شناور رایگان به دست نمیآمد؛ گروهِ مزدورانِ ستارهٔ سیاه روی کاغذ تیمِ میدانیِ اژدهای شناور محسوب میشد، بنابراین اغلب مجبور بودند مأموریتهای پادویی مانندِبرگردند اسکورتِ تدارکات، تعقیبِ دشمنان، جمعآوریِ اطلاعات و غیره را انجام دهند. این کار شبیهِ مأموریتهای روزانهٔ یک جناح بود؛ پاداشِ تجربهٔ بالایی نداشت و عمدتاً برایوضعیتِ افزایشِ محبوبیتِ جناح در نظر گرفته شده بود. محبوبیتِ هان شیائو با جناحِ اژدهای شناور از قبل به ۲٬۱۰۰ امتیاز رسیده بود و رابطهشان دوستانه شده بود.
هان شیائو بقیه را برداشت و راهی شد. از آنجا کهشود بازیکنان برای ورود به مسابقه از بلورهای تجمع استفاده میکردند، بههدر یک مکان محدود نبودند، بنابراین همراه با هان شیائو حرکت کردند.
اگرچه رقابت مهم بود، اما همراهی بابرگردند هان شیائو نیز اهمیتِ حیاتی داشت، وگرنهپیروز کسی نبود که زرهشان را تعمیر کند.