چپتر 211: پسگفتار
0انگار هیچوقت اینجا فضای کافی برای گپ و گفت ندارم، مگهدارد نه؟ سلام به همگی، آساتو آساتو هستم. جلد سیزدهم و فوقالعادهماه قطور ۸۶—هشتاد و شش، برای لذت بردن شما از مطالعه آماده است!
• زیرعنوان:
منظور از کلمه دیر، گوزن نیست، بلکه به معنای عزیز است. و یائگر درآسمانهای زبان آلمانی به معنای «شکارچی» است. بنابراین معنای آن میشود: «تقدیم به شکارچی عزیزمیپرسم من»؛ احساسات سیتری نسبت به داستین. هرچند که این احساسات هرگز به او نمیرسند.
• عناوین فصلها:
این بار، از اشعار واکا به عنوان موضوع اصلی استفادهاشاره کردم. در ضمن، نام سیتری به پرنده سلیم در شعریمیشوم اشاره دارد که برای عنوان فصل پنجم استفاده شده است:
مقدمه: وقتی به آسمانهایمیدرخشد دوردست خیره میشوم، آیا ماهاوکیتسو بهاری، همانند کوه واکاکوسا است
فصل ۱: نامش را به زبان میآورم، و از مرغپنجم دریایی میپرسم، که آیا معشوقم هنوز زنده است (منبع: کوکینبهاری واکاشو، ویرایش و حاشیهنویسی توسط اومتومو سائکی، ایوانامی شوتن، ژانویه ۱۹۸۱)
فصل ۲: ما رفتیم، و عهدزادگاهمان بستیم که هرگز فراموش نکنیم، تاقرار چهره یکدیگر را در ماه زادگاهمان ببینیم
فصل ۳: چگونه مرغ دریایی،ضمن که در پایتخت زندگی نمیکند، قراردارد است به ترسهای آدمی پاسخ دهد
فصل ۴: در حالیمیدرخشد که کینهها باقیاند، از مرغاوکیتسو دریایی، سراغ معشوقم را میگیرم
فصل ۵: نور ماه میدرخشد، درشعری حالی که پرنده سلیم با فریاد زدنوقتی احساساتم، ساحل اوکیتسو را ترک میکند (منبع:
شین کوکین واکاشو، بخشچهره ۱، تصحیح و حاشیهنویسی توسطپایتخت جون کوبوتا، کادوکاوا، مارس ۲۰۰۷)
حالا نوبت تشکرهاست.
از ویراستارهام، تاباتا و نیشیمورا. خوشحالمزدن که تکتک فصلها، از یک تاشین پنج، باعث شد جیغ بکشید. موفق شدم!
از شیرابی. یوتو و سیتری رویشعری جلد خیلی عالی به نظر میرسن.مقدمه دلم میخواد تا ابد بهشون خیره بشم...!
از آی-فور. آژی دهاک بدجوری خفنه.زادگاهمان واقعاً حسرت میخورم که نتونستیم توی انیمهترسهای نشونش بدیم. خیلی دوست داشتم متحرک ببینمش...!
از سومهمیا. لِنا و هشتاد و ششهای کوچولو توی «دختراشاره جادویی رجینا لِنا» اونقدر بامزهن که همیشه برای دیدنشون هیجانزدهم. واقعاًآیا یه انفجار از بانمکیه. «سینت مگنولیای دختر جادویی» هم خیلی خوشگله!
و از تمام خوانندههایی که این جلد رو خوندن. جلد بعدی شروع آرک پایانی 86 ـه. این آرک آخره، جاییحالا که شین، لِنا و هشتاد و ششها اونقدر بالغ شدن که با دشمنی که از ابتدای مجموعه حضور داشت روبهرومیرسن بشن: کینه و بدخواهی بشریت که میدان نبرد رو مهر و موم کرده؛ همون بدخواهیای که یه زمانی تسلیمش شده بودن.
آرک نهایی، آرک «بخش هشتادسلیم و ششم» ـه. ازتون دعوتپنجم میکنم تا پایانش همراه ما باشید.
موسیقی درفراموش حال پخش هنگامیکدیگر نوشتن این پسگفتار:
«هایکیو تواصلی راکوئن» اثرکردم آکیکو شیکاتا.