---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

مکانیک افسانه ای

چپتر 438: تدارکاتِ نسخهٔ ۲٫۰ • ⏱ 11 دقیقه

چپتر 438: تدارکاتِ نسخهٔ ۲٫۰

0

اعضای اصلیِ گروهِ مزدوران فعلاً بازیکنان بودند. وقتی‌تاریک​ آن‌ها ناپدید می‌شدند، تیمی که برایش می‌ماند فقط‌استفاده​ یگانِ سونیل بود. اِن‌پی‌سی‌های بسیار کمی در اختیار داشت.

تا وقتی بازیکن‌ها نیستن، درآمدِ گروهِ مزدوران کم می‌شه. می‌تونم موقتاً عملیات‌هامون رو متوقف کنم و وقت‌به‌عنوانِ​ بذارم تا آدم‌های بیشتری استخدام کنم. وقتی نسخهٔ ۲٫۰ شروع بشه، فاجعهٔ جهش رخ می‌ده. بازیکن‌های روی‌حال​ سیارهٔ آکوامارین کم‌کم واردِ کهکشان می‌شن. تو زمانِ آپدیتِ نسخه، وقت دارم تا آماده‌سازی‌ها رو انجام بدم.

فعلاً فقط ۵۰ بازیکن با خودش آورده بود و همان‌ها هم سودِ هنگفتی برایش رقم زده بودند. نسخهٔ ۲٫۰ زمانی بود که سودش‌نمی‌توانست​ سر به فلک می‌کشید. بازیکنان کوه‌هایی پر از تره‌فرنگی‌های سبز بودند؛ حتی پیش از آنکه دوباره رشد کنند، نمی‌توانست همهٔ آن‌ها را سرکیسه‌مزدورانِ​ کند. فقط فکر کردن به این موضوع باعث می‌شد مکانیکِ بزرگ هان برای سودِ خالصی که قرار بود به جیب بزند، لحظه‌شماری کند.

هدفش آن ده‌ها هزار بازیکن بود. می‌خواست گروهِ مزدورانِ ستارهٔ سیاه را‌کار​ به جناحِ راهنمای بازیکنان برای ورود به فضا تبدیل کند. البته گفتنش آسان‌تر‌جناحی​ از انجام دادنش بود. رقبای پنهانی در کار بودند؛ گودورا و ستارهٔ تاریک.

این دو نیرو از سیاره‌ها به‌عنوانِ میدانِ نبرد برای جنگ با یکدیگر‌میدانِ​ استفاده می‌کردند و بازیکنان در این موقعیت جناحی را برمی‌گزیدند. هان شیائو‌گوشت​ با دخالت در این ماجرا، داشت گوشت از دهانِ شیر بیرون می‌کشید.

با این حال، او چند مزیتِ آشکار هم داشت. این دو طرف روی جنگ با یکدیگر تمرکز می‌کردند،‌میدانِ​ بنابراین او تنها کسی بود که روی بازیکنان تمرکز می‌کرد. علاوه بر این، تأثیر و حسِ تعلقی که‌مزیتِ​ از طریقِ برنامه‌های نون‌بزن‌به‌سگ ایجاد کرده بود و همچنین جایگاهش در دلِ بازیکنان، آن‌ها را به سمتش می‌کشاند.

هرچه بازیکنِ بیشتری استخدام می‌کرد، بهتر بود. از این رو، باید تدارکاتِ فراوانی می‌دید. اول مزایایی‌سبز​ مثلِ مأموریت‌های تجهیزات، پاداش‌ها و چیزهایی از این دست بود که قدرت و توانش را بالا می‌برد.‌مکانیکِ​ دوم اقداماتی برای فاجعهٔ جهش بود. اولی بازیکنان را هدف می‌گرفت و دومی خطِ داستانیِ اصلی را.

بیشتر از ۸۰۰٬۰۰۰ اِنا دارم، که برای خریدِ دو دانشِ پیشرفته و تکمیلِ مأموریتِ ارتقای کلاس کافیه. اما الان تو سطحِ ۹۵ هستم و تو سطحِ ۱۰۰ یه مأموریتِ ارتقا در پیشه، یعنی بعد از خرج کردنِ‌آشکار​ همهٔ پولم فقط می‌تونم سطحم رو ۵ تا ببرم بالا. بهتره اول یه کلاسِ فرعی بگیرم، به سطحِ ۱۰۰ برسم و ببینم مأموریتِ ارتقا چطوریه. اگه نشه تو زمانِ کوتاهی تمومش کرد، عجله‌ای برای خرج کردنِ این ۸۰۰٬۰۰۰‌بالا​ اِنا نیست و می‌تونم به‌عنوانِ سرمایه پس‌اندازش کنم. حدود ۱٫۵ میلیارد تجربه دارم که برای رسیدن به سطحِ ۱۲۰ به‌طورِ مستقیم کافی نیست. تازه، بازم باید یه مقدار تجربه برای قمارِ نقشهٔ ساخت و ارتقای توانایی‌ها نگه دارم.

از آنجا که در سالِ آینده هیچ بازیکنی برای سرکیسه کردن وجود نداشت، هان شیائو باید حسابگرتر‌می‌کردند​ می‌بود. ارتقا در سطحِ ۱۰۰ دومین شانسِ تکاملِ نژادی بود. او ژن‌های خلأ را از مغزِ استخوانِ اژدهای‌تنها​ خلأ دریافت کرده بود که تأثیرِ زیادی روی انتخاب‌های تکاملِ نژادی‌اش می‌گذاشت، بنابراین حسابی مشتاقِ این ارتقا بود.

پیدا کردنِ کلاس‌های‌ورود​ فرعی آسونه، اما نادرهاش‌گفتنش​ یه کم دردسر داره...

هان شیائو خاطراتش را جست‌وجو کرد. این کلاس‌های فرعیِ نادر معمولاً فقط پس از روندهای بسیار پیچیده‌ای‌حتی​ به دست می‌آمدند. سخت‌هایشان بیش از حد وقت‌گیر بودند، اما آسان‌ترها برای کلاسِ مکانیک مناسب نبودند. کلاس‌های‌بزرگ​ فرعی برای او فقط یک افزونه بودند؛ نیازی نبود نادر باشند، اما باید به دردِ کلاسِ مکانیک می‌خوردند.

حالا که این‌طوره، کلاس‌های ویژگی انتخابِ بدی نیستن. خوشبختانه،‌دادنش​ می‌تونم این کلاس رو همین‌جا تو ایستگاهِ جوبرلی بگیرم.‌میدانِ​ با اینکه نادر نیست، اما تأثیرش ساده و سرراسته.

چشمانِ هان شیائو برقی زد.

...

پس از تکمیلِ مأموریت‌های اسکورتِ روزانهٔ اژدهای شناور، ایمز طبقِ معمول‌سودش​ هان شیائو را به خانه‌اش فراخواند تا از پیشرفتِ جست‌وجو برای‌کنند​ استادش بپرسد. سپس او بقیه را برای استراحت به ایستگاهِ جوبرلی برگرداند.

بازیکنانِ حرفه‌ای تازه مسابقه‌شان را تمام کرده و حسابی خسته بودند،‌پنهانی​ از این رو کاملاً از این ایده استقبال کردند. انجامِ مأموریت‌استفاده​ در شهرِ ایستگاهی بسیار آرام‌بخش‌تر و تقریباً شبیهِ رفتن به تعطیلات بود.

واضح بود که هان شیائو این کار را برای استراحتِ آن‌ها نکرد؛ دلیلِ‌نبرد​ اصلی‌اش این بود که تقریباً به آپدیتِ نسخه نزدیک می‌شدند، بنابراین می‌خواست از این‌بیرون​ فرصت استفاده کند تا آخرین تلاشش را برای کسبِ سودِ خالص به کار بگیرد.

هان شیائو قصد داشت برخی از ماشین‌آلاتی را که دیگر نیازی به آن‌ها نداشت به بازیکنان بفروشد و هر از گاهی هم تجهیزاتِ نخبه‌ای عرضه کند، سپس خدماتِ‌دخالت​ ارتقا و تعمیر را بر عهده بگیرد. به همین منظور، هان شیائو چند روزی خودش را حبس کرد تا ماشین‌آلاتِ بیشتری بسازد. وقتی این‌همه بازیکن وجود داشت، مهم‌سمتش​ نبود چقدر سریع می‌توانست ماشین‌آلات را بسازد، قطعاً نمی‌توانست تقاضای همهٔ این بازیکنان را برآورده کند... مگر اینکه خطِ تولید می‌داشت، اما این برنامه‌ای برای آیندهٔ دورتر بود.

با این حال، هان شیائو از مدت‌ها پیش راه‌حلی برای این مشکل داشت؛ منابعِ اِن‌پی‌سیِ جناح را تقویت‌پیش​ کند، سپس از ارتباط با این اِن‌پی‌سی‌ها استفاده کند تا به بازیکنان فرصت‌هایی برای رفتن به مکان‌های دیگر‌برای​ جهتِ انجامِ مأموریت و کسبِ درآمد بدهد. سونیل یکی از پایگاه‌های تمرینیِ او برای بازیکنان به شمار می‌رفت.

پس از چند روز فروشِ وسایل، هان شیائو با یک حاملِ دیسکِ پرنده به طبقهٔ پنجاه‌وهفتمِ ساختمانی بلند در وسطِ شهرِ ایستگاهی رفت. این مکان یک مؤسسهٔ کاملاً بی‌طرف‌ماجرا​ به نامِ شورای پژوهشِ فضازمان بود. نامش بسیار باکلاس به نظر می‌رسید، اما در واقع هیچ ربطی به فضازمان نداشت. اینجا انجمنی از محققان بود تا دانشِ خود را ذخیره‌بازیکنِ​ کرده و دربارهٔ یافته‌هایشان بحث کنند. آن‌ها در پهنه‌های ستاره‌ایِ مختلفی مؤسسه داشتند و بر اساسِ ساختارِ عضویتی کار می‌کردند، از این رو فضای بسیار آزادی در آن حاکم بود.

هدفِ شورای پژوهشِ فضازمان ذخیرهٔ اطلاعات و تاریخِ تمامِ تمدن‌های کیهان، شبیهِ به یک پایگاهِ دانش بود. همچنین، فراهم کردنِ بستری برای اعضای محقق تا موضوعاتِ پژوهشیِ جدید را‌چند​ با هم تبادل کنند. البته این نوع سازمان‌ها، سازمانی عمومی و بی‌طرف به حساب می‌آمدند. کلیسای اسرار بنیان‌گذارِ آن بود. کلیسای اسرار تمدنِ کیهانی‌ای بود که بیشترین تمرکز را‌می‌دید​ بر فرهنگ و دانش داشت. آن‌ها اعضای بی‌شماری در سراسرِ پهنه‌های ستاره‌ایِ بسیاری داشتند. حتی فدراسیونِ نور و امپراتوریِ سرخ نیز از مدیرانِ اجراییِ این انجمن به شمار می‌رفتند.

گنجینهٔ انجمنِ پژوهشِ فضازمان دانش‌های بسیار کاربردیِ تمدن‌های مختلف از جمله فناوری، جادو و دانش‌های سوپر را در خود‌نبرد​ جای داده بود. دانشِ کاربردی ارزشِ بیشتری داشت و بخش‌های حساسِ آن معمولاً از دیدِ دنیای بیرون پنهان می‌ماند.‌طرف​ این موضوع خواستهٔ تمدن‌های پیشرفته نیز بود. برای دسترسی به این اطلاعاتِ مهم، شخص باید سطحِ دسترسیِ بالاتری می‌داشت.

تنها راه برای افزایشِ رابطه با جناحِ این انجمن، اهدای دانش و متونِ ناشناخته بود، اما کسبِ دسترسیِ بالاتر به‌دوباره​ این سادگی‌ها نبود. مسیرِ روشنی در کار نبود و شخص باید منتظرِ تأییدِ مدیران می‌ماند. فرد در وهلهٔ اول باید در‌لحظه‌شماری​ انواعِ گردهمایی‌های انجمن شرکت می‌کرد، نظریه‌های جدید ارائه می‌داد و با شناساندنِ خود، جایگاه و اعتبارش را میانِ اعضا بالا می‌برد.

وقتی رابطه با جناح به حدِ نصاب می‌رسید، سابقهٔ عضویت به اندازهٔ کافی طولانی می‌شد، فرد‌سیاره‌ها​ مشارکتِ ملموسی در انجمن داشت و سابقهٔ کیفری هم در پرونده‌اش به چشم نمی‌خورد، تازه آن موقع‌بیرون​ این شانس وجود داشت که مدیران سطحِ دسترسی‌اش را ارتقا دهند. خلاصه که فرایندِ بسیار پیچیده‌ای داشت.

در زندگیِ قبلی‌اش، زمانی که بازیکنان به انجمنِ پژوهشِ فضازمان روی آوردند، بازی دیگر به مراحلِ پایانیِ خود رسیده بود. در آن دوران، بازیکنان دربه‌در دنبالِ دانش‌های نهاییِ کلاس‌هایشان می‌گشتند، اما این دانش‌ها به‌شدت کمیاب بود‌کسی​ و انجمنِ پژوهش اطلاعاتِ مربوط به آن‌ها را در اختیار داشت. این یکی از معدود راه‌های دستیابی به دانش‌های نهاییِ کلاس به شمار می‌رفت. با این حال، چنین کاری نیازمندِ صرفِ زمان و انرژیِ فراوانی بود‌اقداماتی​ و هیچ میانبری هم نداشت. به هر حال، هان شیائو تا مدت‌ها نیازی نداشت نگرانِ این موضوع باشد. از طرفی عضویتِ زودهنگام در این انجمن مزایای خودش را داشت، پس چه بهتر که همین حالا ثبت‌نام می‌کرد.

عضویت در انجمن هیچ پیش‌شرطی نداشت؛ فقط باید‌آسان‌تر​ کمی پول خرج می‌کرد. در مقایسه با استانداردهای انجمنِ‌به‌عنوانِ​ پژوهش، حقِ عضویت واقعاً ناچیز بود: فقط ۵۰۰ اِنا.

البته در آن لحظه، هدفِ هان شیائو تنها‌رقم​ گرفتنِ زیرکلاسی بود که با عضویت در انجمن‌سبز​ به دست می‌آمد و همین برایش کفایت می‌کرد.

...

مراحلِ پذیرش هیچ پیچیدگیِ خاصی نداشت؛ وارد کردنِ اطلاعات،‌نیرو​ ثبتِ فرم، پرداختِ هزینه، کمی سرکار گذاشتنِ متصدیِ پذیرش، و‌جناحی​ تمام. کلِ این فرایند کمتر از ۱۰ دقیقه زمان برد.

هان شیائو پس از خروج از نمایندگیِ‌گفتنش​ انجمنِ پژوهش، پنلش را باز کرد. حالا‌تاریک​ گزینهٔ جدیدی به زیرکلاس‌هایش اضافه شده بود: محقق!

بی‌درنگ آن را تا سطحِ‌همان‌ها​ ۵ ارتقا داد و به‌زمانی​ پیش‌نیازِ مأموریتِ ارتقای سطحِ ۱۰۰ رسید.

[محقق] به سطحِ ۵ ارتقا یافت.

۱۰+ هوش.

دریافت کردید: ۱ امتیازِ استعداد.

نوعی از زیرکلاس‌ها به «زیرکلاس‌های ویژگی» معروف بودند، درست مثلِ همین محقق.‌فلک​ با هر بار ارتقای سطحِ این کلاس‌ها، یکی از ویژگی‌های فردی به‌شدت‌همهٔ​ افزایش می‌یافت، اما خبری از امتیازِ آزاد نبود و فقط امتیازِ استعداد می‌دادند.

هر سطح از محقق، ۱۰ امتیاز به ویژگیِ‌آسان‌تر​ هوش اضافه می‌کرد. ۵ سطحی که هان شیائو تازه‌به‌عنوانِ​ گرفته بود، ۵۰ امتیازِ هوش برایش به ارمغان آورد.

هوش ویژگیِ اصلیِ کلاسِ مکانیک محسوب می‌شد، چرا که رابطهٔ مستقیمی با‌میدانِ​ قرابتِ ماشینی داشت. هان شیائو در حالِ حاضر تواناییِ درکِ تحلیلیِ ماشین‌آلات‌گوشت​ را داشت که به‌ازای هر ۱۰ امتیازِ هوش، ۱٪ به قرابتِ ماشینی‌اش می‌افزود.

هان شیائو تقریباً تمامِ امتیازاتِ آزادش را روی هوش سرمایه‌گذاری کرده بود. او اکنون بیش از ۶۰۰ امتیازِ هوش داشت که به معنای‌می‌کردند​ افزایشی ۶۰ درصدی در قرابتِ ماشینی بود. این توانایی یکی از مهارت‌های کلیدی به شمار می‌رفت و هان شیائو می‌دانست که این تنها‌حسِ​ یکی از توانایی‌های کلاسِ مکانیک است که به ویژگیِ هوش گره خورده. در مراحلِ بالاتر، توانایی‌های کلاسیِ بیشتری از این دست وجود داشت.

علاوه‌بر این، زیرکلاسِ محقق تواناییِ دیگری هم به او می‌داد: نظریهٔ پژوهش. تأثیرِ این مهارت به‌گونه‌ای بود که به‌ازای هر ۳ تواناییِ تحتِ اختیارش، ۱ امتیاز به هوشِ او‌این​ اضافه می‌کرد. این مهارت برای کلاس‌های مکانیک و جادوگر بی‌نهایت ایده‌آل بود. این دو کلاس به داشتنِ خروارها توانایی معروف بودند و قدرتِ رزمیِ هر دو با ویژگیِ هوش تقویت‌پنهانی​ می‌شد. در مقایسه با کلاسِ جادوگر که به ویژگیِ میستری هم نیاز داشت، کلاسِ مکانیک بیشترین سود را از زیرکلاسِ محقق می‌برد. این دو دقیقاً برای هم ساخته شده بودند.

برای کلاسِ مکانیک، هر نقشهٔ ساخت یک توانایی محسوب می‌شد.‌رقبای​ هان شیائو بیش از ۱۰۰ نقشهٔ ساخت در اختیار داشت،‌جنگ​ بنابراین سطحِ ۵ محقق به‌تنهایی ۹۰ امتیازِ هوش به او می‌بخشید.

در میانِ تمامِ زیرکلاس‌هایی که در مقطعِ‌گودورا​ فعلی به‌راحتی در دسترس بودند، هان شیائو حس‌یکدیگر​ می‌کرد زیرکلاس‌های ویژگی کاربردی‌ترین گزینه‌ها به شمار می‌روند.

هر بازیکنی می‌توانست به‌راحتی این نوع زیرکلاس‌های ویژگی را به دست آورد؛ البته به شرطی که از وجودشان خبر می‌داشت. تأثیراتِ آن‌ها‌استفاده​ همگی بسیار مفید بود و در کنارش، توانایی‌های ویژگیِ دارای پتانسیلِ رشد هم ارائه می‌دادند که حتی در مراحلِ پایانیِ بازی نیز به‌تأثیر​ کار می‌آمدند. در زندگیِ قبلیِ او، بسیاری از بازیکنانِ حرفه‌ایِ ترازِ اول، یکی دوتا از این زیرکلاس‌های ویژگی را در فهرستِ مهارت‌هایشان داشتند.

چشمگیرترینِ آن‌ها، زیرکلاسِ مرتبط با‌همان‌ها​ ویژگیِ شانس بود که نامی‌زمانی​ بسیار واضح و سرراست داشت: قمارباز!

هنوز تأثیرِ تواناییِ قمارباز را به یاد داشت؛ چیزهایی که از طریقِ قمار و شرط‌بندی به دست می‌آمدند،‌میدانِ​ ویژگیِ شانس را افزایش می‌دادند. هرچه شخص بیشتر می‌بُرد، این توانایی ویژگیِ شانسِ بیشتری به او می‌بخشید و در‌آشکار​ مقابل، باختن باعثِ کاهشِ آن می‌شد. این مکانیک دقیقاً نامِ این زیرکلاس و ماهیتِ ویژگیِ شانس را توجیه می‌کرد.

راستش هان شیائو تا حدودی بدش نمی‌آمد زیرکلاسِ قمارباز را داشته باشد. هر چه‌جنگ​ باشد، مهم نبود شانسش چقدر افت کند؛ در بدترین حالت از یک به صفر‌حال​ می‌رسید که تأثیری به حالش نداشت، اما اگر می‌بُرد، سودِ خالصی به جیب می‌زد!

هان شیائو پس از تجربهٔ وضوحِ ذهنیِ ناشی‌آسان‌تر​ از ارتقای سطح، نگاهی به پنل انداخت. هدفِ‌سیاره‌ها​ اصلی‌اش دیدنِ مأموریتِ ارتقا برای سطحِ ۱۰۰ بود.

با همان نگاهِ اول،‌آورده​ هان شیائو ناگهان به‌رقم​ کلِ فلسفهٔ زندگی‌اش شک کرد.

فکر کنم بهتره‌ورود​ همون زیرکلاسِ قمارباز‌البته​ رو یاد بگیرم...

ناولها | novelha.net