---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

همه به جز من بازگشته‌اند

چپتر 241: تو از قبل مرده‌ای – ۲ • ⏱ 15 دقیقه

چپتر 241: تو از قبل مرده‌ای – ۲

0

قدش دو متر و سی سانتی‌متر بود؛ در مقایسه با سایر اعضای ارتش شیاطین‌نمی‌شد​ نابودی، کاملاً کوچک به نظر می‌رسید. با یک درخشش سریع، نیزه اژدهای هشت‌دم شکافت و‌شمارشگر​ مرکز سر، قلب، میان‌تنه، شکم، دم، دو پا و دو دستش را از هم درید.

[ضربه مهلک!]

پنجره سیستم

[شما تجربه کسب کرده‌اید.]

پنجره سیستم

[شما ثبت الینارد سطح ۳۰۲ را به دست آوردید.]

پنجره سیستم

[مهارت ثبت به سطح ۹ رسید. اکنون می‌توانید ثبت‌های مربوط به «ارتش شیاطین نابودی» را جدا کرده و آن‌ها را به‌طور مجزا مدیریت کنید.]

پنجره سیستم

اولین ضربه‌اش به یک ضربه مهلک تبدیل شد. خب، او حواسش را تا حد ممکن تیز کرده‌بسیار​ بود تا قسمت‌هایی از بدن را که بیشترین مانا در آن‌ها جمع شده بود پیدا کند و‌غیرفعال​ با نیزه مسیر غیرقابل ردیابی به آن‌ها ضربه بزند، بنابراین شانس یک ضربه مهلک هم بسیار بالا بود.

[مهارت خدای مرگ فعال می‌شود و تمام توانایی‌ها ۸٪ افزایش می‌یابد. در صورتی که در عرض ۳ ساعت هیچ دشمن دیگری را نکشید، مهارت غیرفعال می‌شود.]

پنجره سیستم

مهارت خدای مرگ فعال شد و توانایی‌های از قبل قدرتمند یو ایل‌هان در همان لحظه ۸٪ افزایش یافت. زمانی که خدای‌متوجه​ مرگ در سطح ۱ بود، هر قتل فقط ۰.۱٪ قدرت او را افزایش می‌داد، اما حالا که در آن استاد شده‌می‌کرد​ بود، به مهارتی کاملاً متفاوت از قبل تبدیل شده بود، چه از نظر درصد افزایش آمار و چه از نظر محدودیت زمانی!

«خوبه پس.»

پنهان‌کاری‌اش خنثی نشده بود و بنابراین جادوی هشدار نیز فعال نمی‌شد. از آنجا‌می‌رفت​ که او هدفی را انتخاب کرده بود که از بقیه دور بود، هیچ‌کس‌رسیدید​ متوجه مرگش هم نشده بود. یو ایل‌هان جسدش را جمع کرد و چرخید.

«این از اولیش.»

دو، سه و چهار – شمارشگر به آرامی بالا می‌رفت. او باید‌هشدار​ تا جایی که ممکن بود تعداد بیشتری را می‌کشت تا زیردستانش آسیب‌کرد​ کمتری ببینند. یو ایل‌هان هر ضربه را با تمام قدرت وارد می‌کرد.

[شما به سطح ۲۷۹ رسیدید. ۱ قدرت، ۱ چابکی، ۱ سلامتی، ۲ جادو افزایش می‌یابد.]

پنجره سیستم

پنج، هفت و یازده. در این مرحله،‌بیشترین​ مهارت خدای مرگ از نظر درصد افزایش‌غیرقابل​ به حد نهایی خود یعنی ۲۰۰٪ رسیده بود.

[شما به سطح ۲۸۰ رسیدید. ۲ قدرت، ۱ چابکی، ۱ سلامتی، ۱ جادو افزایش می‌یابد.]

پنجره سیستم

با این حال، این پایان کار نبود. یو ایل‌هان روی آن‌هایی‌شمارشگر​ تمرکز کرد که از بقیه دورتر بودند و به این راحتی‌ها پیدا‌وارد​ نمی‌شدند، و حتی موفق شد بیست و چهار نفر را ترور کند!

چیکار کنم،‌حواسش​ نمی‌دونم چرا داره‌قسمت‌هایی​ خیلی حال می‌ده.

از آنجا که او به‌طور همزمان از مهارت شعله، خون اژدها و نیزه مسیر غیرقابل ردیابی استفاده‌انتخاب​ می‌کرد، مهم نبود یو ایل‌هان چقدر مانا داشت و سرعت بازیابی‌اش به لطف تجهیزاتش چقدر بالا بود،‌تعداد​ او باید خیلی وقت پیش پس از رسیدن به حد نهایی‌اش وارد نبرد رو در رو می‌شد.

اما هر بار که به حد نهایی مانای خود نزدیک می‌شد، سطحش بالا می‌رفت و مانایش بازیابی‌بسیار​ می‌شد، بنابراین نمی‌توانست دست از ترور آن‌ها بردارد! در حال حاضر، سطح او به اواخر دهه ۲۰۰‌غیرفعال​ نزدیک می‌شد، اما چنان ارتقا سطحی را تجربه می‌کرد که انگار هنوز به رده دوم هم نرسیده بود!

[شما به سطح ۲۸۱ رسیدید. ۱ قدرت، ۲ چابکی، ۱ سلامتی، ۱ جادو افزایش می‌یابد.]

پنجره سیستم

از آنجا که ترور کردن برایش سرگرم‌کننده شده بود،‌خنثی​ یو ایل‌هان به جولان دادن در اردوگاه ادامه داد و‌دور​ موجودات برتر پراکنده در اطراف را بارها و بارها کشت.

ضربه او که توسط مهارت خدای مرگ و همچنین موهبت نا یونا تقویت‌ردیابی​ شده بود، قدرت کافی برای نابودی شهرها را داشت و اعضای ارتش شیاطین نابودی‌صورتی​ که در اوج تنبلی به سر می‌بردند، نمی‌توانستند پس از حملات او زنده بمانند.

به این ترتیب، تعداد دشمنانی که او کشت از چهل،‌چهار​ هفتاد و دو و یکصد و شصت و پنج نفر‌آسیب​ گذشت – و هنوز هم توسط هیچ‌کس کشف نشده بود.

[شما به سطح ۲۸۸ رسیدید. ۱ قدرت، ۱ چابکی، ۲ سلامتی، ۱ جادو افزایش می‌یابد.]

پنجره سیستم

[مهارت ثبت به سطح ۲۴ رسید. شما ثبت‌های کافی مربوط به «ارتش شیاطین نابودی» را گردآوری کرده‌اید و هنگام رویارویی با افراد متعلق به این گروه، تمام توانایی‌ها ۱۰٪ افزایش می‌یابد.]

پنجره سیستم

«این عوضی‌ها.»

این موضوع برای یو ایل‌هان مضحک بود. مهم نبود چقدر‌نشده​ بی‌دفاع بودند، بیش از نیمی از اعضای اردوگاه مرزی مرده‌هیچ‌کس​ بودند، اما بازماندگان حتی متوجه نشده بودند که چیزی غیرعادی است!

خب، بله، این‌طور نبود که این افراد مثل یک ارتش مدام نگهبان‌ها را عوض کنند و دلیلی هم برای حرکت دو نفره‌می‌شود​ نداشتند، بنابراین در فضاهای مجزایی بودند، اما اینجا هرچه که بود یک میدان جنگ بود – با این حال آن‌ها بدون هیچ‌گونه بررسی‌قدرت​ منظمی از سایر اعضا، این‌قدر بی‌خیال بودند! آن‌ها هیچ علاقه‌ای به کاری که بقیه اعضا انجام می‌دادند یا اینکه مرده‌اند یا نه، نداشتند!

[شما تجربه کسب کرده‌اید.]

پنجره سیستم

[شما ثبت کلوتوک سطح ۳۱۳ را به دست آوردید.]

پنجره سیستم

«شاید هر ۳۰۰ نفر‌مرگش​ اینا برای ارتش شیاطین نابودی‌اولیش​ فقط مهره‌های یک‌بار مصرف باشن...؟»

از لحظه‌ای که او موفق به‌بدن​ ترور دویستمین عضو شد، یو ایل‌هان به‌مسیر​ طور جدی شروع به فکر کردن کرد.

اگرچه موجودات برتر از دیدگاه موجودات فروتر واقعاً بسیار نادر بودند، اما با در‌نمی‌شد​ نظر گرفتن اینکه دنیاهای بی‌شماری وجود داشت و با میانگین گرفتن یک عضو از ارتش‌شمارشگر​ شیاطین نابودی از هر یک از آن دنیاها، ۳۰۰ نفر قطعاً عدد بسیار کوچکی بود.

اگر این‌طور بود، چندان عجیب نبود که هر ۳۰۰ نفر اینجا را فقط به عنوان قربانی در نظر بگیریم، مگه‌مرگ​ نه؟ بله، قطعاً چنین احتمالی وجود داشت! تراکا هم بی‌دلیل بعد از درگیری با این‌ها خودسرانه عمل نکرده بود، بلکه‌لحظه​ به این خاطر بود که می‌دانست آن‌ها فقط بره‌های قربانی هستند و فقط طبق برنامه پیش رفته بود! قضیه همین بود!

با رسیدن به این درک جدید، یو ایل‌هان‌این​ از مقیاس عظیم یک جناح از موجودات برتر‌تعداد​ به لرزه افتاد. البته، این کاملاً سوءتفاهم او بود.

مهم نبود چقدر سال‌ها گذشته باشد، موجودات برتر فقط با نامشان قابل احترام بودند و بنابراین، هیچ‌بنابراین​ جناحی با آن‌ها مانند مهره‌های یک‌بار مصرف رفتار نمی‌کرد. همه این‌ها به این دلیل اتفاق می‌افتاد که‌دیگری​ او یو ایل‌هان بود، با قدرتی که می‌توانست تمام جادوهای حصار، محافظت، نظارت و هشدار را نادیده بگیرد!

اگر مسائل امروز برای جناح‌های مختلف فاش می‌شد، دیگر هیچ‌کس به جادوی خود اعتماد نمی‌کرد.‌آنجا​ آن‌ها نیز مانند ارتش‌های امپراتوری‌های انسانی، نگهبانانی انتخاب می‌کردند، به طور دوره‌ای سیگنال‌هایی رد و‌آرامی​ بدل می‌کردند و هنگام خواب نگهبان شبانه می‌گذاشتند. این خودش به تنهایی صحنه خنده‌داری می‌شد.

با این حال، یک چیز مهم‌مانا​ وجود داشت. اینکه ارتش شیاطین نابودی‌غیرقابل​ هنوز متوجه وخامت این وضعیت نشده بود.

از این نظر، اینکه آن‌ها مهره‌های یک‌بار مصرف‌این​ بودند چندان هم اشتباه نبود. مهره‌های یک‌بار مصرفی‌تعداد​ برای هشدار دادن به هر چهار جناح موجودات برتر!

[شما تجربه کسب کرده‌اید.]

پنجره سیستم

[شما تجربه کسب کرده‌اید.]

پنجره سیستم

[شما به سطح ۲۹۲ رسیدید. ۱ قدرت، ۱ چابکی، ۱ سلامتی، ۲ جادو افزایش می‌یابد.]

پنجره سیستم

[مهارت ثبت به سطح ۳۰ رسید. ثبت‌های مربوط به «ارتش شیاطین نابودی» عمیقاً در روح حک شده است و هنگام رویارویی با اعضای ارتش شیاطین نابودی، تمام توانایی‌ها ۲۰٪ افزایش می‌یابد.]

پنجره سیستم

عجیبه، خب، من زمان زیادی رو صرف کردم تا به رده چهارم برسم، اما با اینکه تازه سطح ۱۹۹‌بسیار​ رو رد کرده بودم، همین الانش رسیدم به سطح ۲۹۲، واقعاً چی برای بقیه این‌قدر سخت بود که نتونستن‌قبل​ به موجودات برتر تبدیل بشن؟ ...علاوه بر این، فکر کنم الان یه کم می‌تونم مفهوم موجودات برتر رو حس کنم.

با وجود اینکه او داشت تجربه‌ای را به دست می‌آورد که دیگران‌هشدار​ برای کسب آن به چندین هزار سال زمان نیاز داشتند، داشت به‌کرد​ چیزهایی فکر می‌کرد که باعث می‌شد هر موجود برتری خون بالا بیاورد.

علاوه بر این، در حال حاضر، مهارت به شدت قدرتمند ثبت او دیوانه‌وار می‌درخشید و در حال ثبت‌بالا​ کردن اصول و بنیان ارتش شیاطین نابودی بود، و نه تنها این، بلکه خودِ مفهومِ موجود برتر بودن‌قبل​ را نیز بر روی روح او ثبت می‌کرد و باعث می‌شد یک مرحله دیگر به جلو پیش برود.

در این خصوص، می‌شد گفت که یو ایل‌هان در مقایسه با رهبران سایر جناح‌ها که مجبور بودند مسیر خود را به سختی هموار کنند، کار‌۲۷۹​ بسیار آسانی داشت. آن‌ها بدون اینکه بتوانند به چیزی تکیه کنند در مسیر موجودات برتر قدم گذاشته بودند و مجبور بودند همه چیز را با آزمون‌حتی​ و خطا انجام دهند، در حالی که یو ایل‌هان تمام کارهای آن‌ها را در ثبت‌های خود جذب می‌کرد و به راحتی پتانسیل بیشتری به دست می‌آورد.

البته، «جذب کردن» فقط ظاهر قشنگی‌بدن​ داشت، وگرنه در واقعیت، اون هیچ‌کند​ فرقی با یه اراذل و اوباش نداشت.

[همم، به‌مهارتی​ دلایلی یه‌درصد​ حس عجیبی دارم.]

اما مهم نبود یو ایل‌هان چقدر در هنر پنهان‌کاری و ترور مهارت داشت، ترور کردن تک‌تک‌شانس​ اون‌ها غیرممکن بود. هرچه باشه، با مرگ بیش از دویست نفر از اون‌ها، غلظت مانای اردوگاه‌دیگری​ اون‌قدر پایین اومده بود که حتی موجودات برترِ خنگ و دیرفهم هم متوجه یه چیزی شده بودن.

[هی، من از چند لحظه پیش دیگه‌چرخید​ نمی‌تونم حضور گالایتون رو حس کنم، یعنی خودش‌جایی​ تنهایی برگشته اون‌طرف دیوار آشوب؟ تو چیزی می‌دونی؟]

[......نه، این‌طور‌حواسش​ نیست. این یه‌قسمت‌هایی​ حمله‌ست. یه حمله!]

[امکان نداره، جادوی هشداردهنده‌ای که‌آمار​ روی اردوگاه فعال شده هیچ‌نشده​ مشکلی نداره....... غیرممکنه، رد خون!]

موجودات برتر بالاخره اون تن‌لش‌هاشون رو تکون دادن. با این حال، کاملاً خنده‌دار بود که‌بنابراین​ هنوز هم نمی‌تونستن حتی یه سایه از یو ایل‌هان ببینن، اما از اونجایی که داشتن‌هیچ​ دور هم جمع می‌شدن، اگه یو ایل‌هان یکی از اون‌ها رو می‌کشت، موقعیتش لو می‌رفت.

«اما با همین مقدار هم، می‌تونیم بدون هیچ‌این​ مشکلی کلکشون رو بکنیم. تراکا که از اینجا رفت.......‌بیشتری​ خوبه، هنوز هم هیچ علاقه‌ای به این مکان نداره.»

از اونجایی که یو ایل‌هان کشتن رو از سطح‌پایین‌ها شروع کرده بود، اعضای باقی‌مانده‌غیرقابل​ ارتش شیاطین نابودی همگی افراد قدرتمندی بالای سطح ۳۲۰ بودن. بالاترینشون تو سطح ۳۶۷ بود،‌صورتی​ کسی که یو ایل‌هان در «اولین» باری که به اینجا اومده بود، عمراً نمی‌تونست بکشتش!

غول بیست و سه متری که تو یه چادر‌خنثی​ جداگانه با خیال راحت استراحت می‌کرد، بدن بزرگش رو‌بقیه​ تکون داد تا از بالا به بقیه نگاه کنه.

[کار خودشه.]

غول با صدایی که در سراسر اردوگاه‌چرخید​ طنین‌انداز شد، این رو گفت؛ در حالی‌باید​ که چشماش از نیت قتل برق می‌زد.

[همون موجود فروتر که‌تیز​ هم پنهان‌کاری داره و‌مانا​ هم قدرت – یو ایل‌هان.]

[اما چطور‌مهارتی​ از زمین‌درصد​ فرار کرد؟]

[اینکه چطور این کار رو کرده مهم نیست. مهم اینه که‌مسیر​ هیچ انسان دیگه‌ای نمی‌تونه ما رو به این روز بندازه، و‌می‌شود​ با این وضع، ما یکی‌یکی شکست می‌خوریم. باید یه فکر دیگه—]

و درست همون موقع یو ایل‌هان بهش حمله کرد. غول نه تنها قوی‌می‌رفت​ بود، بلکه اون‌قدر هم باهوش بود که بفهمه کار یو ایل‌هانه. پس منطقی‌ترین کار‌چابکی​ این بود که قبل از اینکه غول بتونه غلط دیگه‌ای بکنه، کارش رو بسازه!

[کوغ!]

«هوپ!»

یو ایل‌هان با استفاده از نیروی الهی، عضلات بازوش رو‌کند​ فراتر از حد مجاز تقویت کرد و تمام قدرت شعله‌هایی‌مرگ​ که می‌تونست استفاده کنه رو در نوک نیزه‌اش متمرکز کرد.

لقب «دست‌نیافتنی»، وقتی با حریفانی بالاتر از سطح خودش روبه‌رو می‌شد، تمام توانایی‌هاش رو ۲۰ درصد افزایش‌بیشتری​ می‌داد؛ برکت نا یونا، و تقویت پنهان‌کاریِ خدای مرگ که به حداکثر رسیده بود، همگی در یک‌نهایی​ نقطه متمرکز شدن تا به معنای واقعی کلمه دشمن رو با یک ضربه به دو نیم کنن!

ضربه مهلک!

پنجره سیستم

ضربه مهلک!

پنجره سیستم

ضربه مهلک...

پنجره سیستم

ده ردیف از اعلان‌های ضربه مهلک روی‌جمع​ شبکیه چشمش ظاهر شد. تمام ضرباتش از‌بزند​ نیزه مسیر غیرقابل‌ردیابی، به ضربات مهلک تبدیل شدن!

بدن غول بر اثر ضربه اون به چند تکه تقسیم شد! بدون در‌می‌رفت​ نظر گرفتن دفاع یا مقاومت، از اونجایی که به بیش از ده تکه‌رسیدید​ تجزیه شده بود، محال بود زنده بمونه. ضربه یو ایل‌هان این‌قدر قدرت داشت.

با این حال، یو ایل‌هان نتونست با خیال راحت روی زمین‌پیدا​ فرود بیاد. دشمنی که مطمئن بود بعد از تکه‌تکه شدن مرده،‌مرگ​ ناگهان دستش رو دراز کرد و بدنش رو تو هوا گرفت.

[کوغ، می‌دونستم‌مهارتی​ قراره بهم‌درصد​ حمله کنی.]

«......چی؟! کاهک!»

دهان غول که باید خرد و خاکشیر می‌شد، انگار که زمان به عقب برگشته باشه،‌جایی​ به حالت اولیه‌اش برگشت و بعدش به لبخندی تبدیل شد، انگار داشت به یو ایل‌هان‌پنج​ می‌خندید. حتی یو ایل‌هان هم نتونست جلوی شوکه شدنش رو از دیدن این صحنه بگیره.

در حالی که یو ایل‌هان تو شوک بود، غول کاملاً بهبود‌پیدا​ پیدا کرد و انگار می‌خواست ثابت کنه که این هیچ توهم‌مرگ​ یا جادویی نیست، با دو بازوی کلفتش یو ایل‌هان رو محکم گرفت.

[فقط به خاطر اینکه نمی‌تونم متوجه حضورت بشم،‌پنهان‌کاری‌اش​ به این معنی نیست که همه باید تو‌هدفی​ یه حمله غافلگیرانه جونشون رو دو دستی تقدیمت کنن.]

«این...... یه تکنیکه؟»

[حتی تو هم نباید از این مهارت مخفی که تو خط خونی غول‌ها به ارث می‌رسه‌تعداد​ و تنها تو یکی از بی‌شمار دنیاهای بیرون دست به دست می‌شه، خبر داشته باشی. ماهی‌یازده​ یک بار، من می‌تونم از تمام حملات فیزیکی به طور کامل بهبود پیدا کنم، «روح قهرمان»!]

این دیگه چه مهارت تخیلی و رو مخی بود! – یو ایل‌هان می‌خواست همین رو‌ردیابی​ بهش بپره. با این حال، از اونجایی که خودش مهارت‌های خیلی تخیلی‌تری تو چنته داشت، واقعاً‌ساعت​ نمی‌تونست چیزی بگه! اه، واقعاً بد شد که در برابر موجودات برتر گاردش رو پایین آورد!

[البته، این مهارت در برابر حملاتی که از دفاع من خیلی بالاتر باشن چندان خوب عمل نمی‌کنه، اما متأسفانه،‌دور​ به نظر می‌رسه تو تو سطح پایین‌تری از من قرار داری. چطوره؟ بعد از اینکه اون‌طوری موجودات برتر رو‌آسیب​ قتل‌عام کردی، حالا دیوار بینمون رو حس می‌کنی؟! آره، ما آدمایی مثل تو رو این‌طوری ارزیابی می‌کنیم – مغرور!]

قطعاً همین‌طور بود. با اینکه یو ایل‌هان حالا به لطف مهارت ثبت می‌تونست همه‌چیز رو‌بنابراین​ درباره دشمنی که قبلاً باهاش روبه‌رو شده بود بدونه، اما نمی‌تونست بلافاصله نژادهایی رو که‌هیچ​ با مهارت‌های منحصربه‌فرد متولد شده بودن و از خود ارتش شیاطین نابودی نبودن، درک کنه.

اما با این حال، حتی اگه این‌طور هم بود،‌اولیش​ اینکه بعد از دریافت حمله‌ای که باید جونش رو‌می‌کشت​ می‌گرفت کاملاً سالم بمونه، یه ذره زیادی غیرمنطقی نبود؟

[همه مراقب این یارو باشن.‌قسمت‌هایی​ شنیدم سعی می‌کنه خودش رو‌شده​ جلوی چشم همه پنهان کنه.]

[حتی اگه تو‌متفاوت​ هم نگی، قصد‌محدودیت​ ندارم از دستش بدم.]

[یه انسان به این کوچیکی بیش از نیمی‌شده​ از لژیون ما رو کشته؟ اون واقعاً شایستگی این‌بسیار​ رو داره که عضو ارتش شیاطین نابودی بشه، اما.......]

[اون متحدان ما رو کشته.‌جسدش​ چیزی که براش باقی مونده‌چهار​ فقط یه مرگ ترسناک و وحشتناکه.]

اعضای بازمانده ارتش شیاطین نابودی همگی داشتن به یو ایل‌هان نگاه می‌کردن.‌کند​ اون بی‌دفاع وسط قلمرو دشمن گیر افتاده بود. بعد از شنیدن حرف‌های‌می‌شود​ غول، احساس کرد که نگاه تمام اعضای اونجا روی اون متمرکز شده......

......و خندید.

«اوه، پس یه مهارت‌بدن​ منحصربه‌فرد بود؟ اگه یه آرتیفکت‌پیدا​ بود می‌خواستم به دستش بیارم.»

لحظه‌ای که این رو گفت، پیکر یو ایل‌هان که کاملاً مادی شده بود،‌می‌رفت​ تو هوا دود شد و رفت. چیزی که باقی موند فقط یه «سایه سیاه»‌چابکی​ بود بدون هیچ اثری از خودش. حتی همون سایه هم خیلی زود ناپدید شد.

[کاهک!]

در همون زمان، ده خط دیگه روی بدن غول ظاهر شد و این بار برای همیشه اون رو به ده قسمت مساوی تقسیم کرد. با اینکه مهارت‌اولیش​ خدای مرگِ یو ایل‌هان به خاطر اینکه نتونسته بود فوراً دشمن رو بکشه قبلاً شکسته شده بود، اما پنهان‌کاریش همچنان حفظ شده بود و حمله غافلگیرانه با موفقیت‌۲۰۰٪​ انجام شد. علاوه بر این، از اونجایی که دشمن به لطف «حمله‌ای که سطحش خیلی بالا بودِ» یو ایل‌هان نمی‌تونست جراحاتش رو ترمیم کنه، کارش همون‌جا تموم شد.

بلافاصله بعد از اون، متنی که‌مانا​ یو ایل‌هان بیشتر از همه دوست‌غیرقابل​ داشت روی شبکیه چشمش ظاهر شد.

شما تجربه کسب کردید.

پنجره سیستم

شما به سطح ۲۹۳ رسیدید. ۲ قدرت، ۱ چابکی، ۱ سلامتی، ۱ جادو افزایش یافت.

پنجره سیستم

یه چیزی بود که لیرا‌جسدش​ بهش ایمان داشت و کلماتی بود‌شمارشگر​ که یو ایل‌هان باهاشون زندگی می‌کرد.

«تا وقتی تجربه‌ممکن​ به دست نیومده،‌بدن​ کار تموم نشده.»

یو ایل‌هان حتی یک بار هم‌محدودیت​ این جمله رو فراموش نکرده بود.‌هشدار​ البته، این بار هم استثنا نبود.

پنهان‌کاری یو ایل‌هان هنوز از بین نرفته بود. دشمنا فقط تماشا‌مسیر​ می‌کردن که چطور بدن غول تو اینونتوری یو ایل‌هان ناپدید می‌شه، اما‌تمام​ هنوز هم نمی‌تونستن پیداش کنن. لب‌های یو ایل‌هان به لبخندی باز شد.

خب، حالا. جشنواره هنوز‌مرگش​ تموم نشده بود. همه باید‌اولیش​ به ساز یو ایل‌هان می‌رقصیدن!

یادداشت نویسنده:

پایین آوردن‌درصد​ گارد برای یو‌خوبه​ ایل‌هان بی‌معنیه (۲)

یادداشت مترجم:

اینونتوریِ جسدها برمی‌گرده.

ناولها | novelha.net