چپتر 1215: فصل ۱۲۱۵ - ترمیم
0«آره.»
چیو یاوکانگ سر تکان داد و حرف دیگری نزد.استفاده او کره چشم مرموزی را که تازه از فانگتاکها هنگ گرفته بود بیرون آورد و شروع به بررسیاش کرد.
«وضعیت کره چشم چطوره؟»
«هنوز تو وضعیت خوبیه و هیچ افت عملکردی نداشته. پیوند زدنش مشکل بزرگی نیست.» چیو یاوکانگ در حالیغولپیکری که کره چشم را بررسی میکرد، ادامه داد: «اما به خاطر کمبود تغذیه، بخش کوچکی از تواناییهاش روکنار از دست داده. باید هرچه زودتر پیوند زده بشه. هرچی بیشتر طول بکشه، تواناییهای کره چشم بیشتر ضعیف میشه.»
«درسته، بلافاصله بعد از اینکه به سرزمینگروه طاعون برگشتیم پیوندش میزنم. اول باید یهغولپیکری راهی برای تثبیت وضعیت وانگنت پیدا کنم.»
در حالی که باجلوی هم صحبت میکردند، به آسمانِاستفاده بالای سرزمین طاعون رسیده بودند.
شاهینِ بربر از جنگلی که پهنهٔ آسمان راوارن پوشانده بود، ترس عمیقی به دل داشت. بقیه هرمقدس چقدر هم که ترغیبش میکردند، جرئت نمیکرد جلوتر برود.
از روی ناچاری، تانگ مینگیوئه چارهایفرود نداشت جز اینکه به شاهین دستوراینجا دهد در ورودی سرزمین طاعون فرود بیاید.
وارن تمام مسیر گروه را تا اینجا دنبال کرده بودکرده و با دیدن درخت مقدس غولپیکری که تمام سرزمین طاعوناین را در بر گرفته بود، نتوانست جلوی حیرتش را بگیرد.
آیا این همنتوانست با استفاده ازبگیرد کیمیاگری برپا شده بود؟
«فیش فیش...»
تحت کنترل فانگ هنگ، لایههایورودی درهمتنیدهٔ تاکها در مقابلش کنار رفتندگروه و راه را برایشان باز کردند.
چند تاک از دو طرف مسیر در اعماقاینجا جنگل بیرون آمدند و به سرعت در مقابل چشمانحیرتش همه به شکل یک قایق در هم تنیده شدند.
«بریم، کمکش کنید.»
فانگ هنگ زیر بازوی وانگنتورودی را گرفت و همراه اومسیر روی قایقِ ساختهشده از تاکها ایستاد.
«فیش! فیش فیش...»
به محض اینکه سر جایشان مستقر شدند،گروه تاکهای قایقشکل زیر پایشان، آنها را باغولپیکری سرعت از میان مسیر جنگلی به جلو کشیدند.
وارن به مناظر اطرافش که بابگیرد سرعت از جلوی چشمانش عبور میکردند خیرهفیش شد و حیرت در چهرهاش بیشتر شد.
چطور چنین کاری کرده بود؟
این اولین باری بود که چنین تکنیکبیاید جادویی قدرتمندی را میدید و نمیتوانست ازکرده برانداز کردن این جنگلِ تاکها دست بردارد.
پس از ترک آرامگاه، چیزهایتمام زیادی دیده بود که هرگز تصورشدیدن را هم نمیکرد واقعیت داشته باشند.
او حالا دیگر تا حدحیرتش زیادی متقاعد شده بود کهکیمیاگری فانگ هنگ جانشین واقعی قدیس است.
وارن از اینکه میدید قدیس جانشینیفرود به مراتب برجستهتر از او پیدااینجا کرده، از صمیم قلب احساس خرسندی میکرد.
نتوانست جلویشاهین لبخند تلخ وورودی خودتحقیرانهاش را بگیرد.
به نظر میرسید که برای مدتیمسیر طولانی در دنیای زیرزمینی حبس شده ومقدس کاملاً از دنیای بیرون عقب افتاده بود.
وقتی به پای درخت مقدس رسیدند،بگیرد تاکهای قایقشکلِ زیر پایشان به سرعت ازفیش هم باز شدند و به اطراف خزیدند.
فانگ هنگ، وانگنت را روی کولشفرود گذاشت و او را به آزمایشگاهاینجا موقت برد و روی تخت خواباند.
چیو یاوکانگ و تانگ مینگیوئه بلافاصله شروع بهوارن آمادهسازی اتاق تحقیقات کردند. سندی هم با چهرهایدرخت که کمی مضطرب به نظر میرسید، کنارشان ایستاده بود.
«اوه؟ میتونی؟»
فانگ هنگ سر جایش ایستاده بود و بااین قدرت روحیاش با درخت مقدس ارتباط برقرار میکرد.لایههای او میتوانست اشتیاق درخت مقدس را حس کند.
درخت مقدس بادستور نقاط نوریِ کمرنگیفرود شبیه به ستاره درخشید.
برقی درشاهین چشمان فانگدهد هنگ درخشید.
ناگهان متوجه شد که درخت مقدس مهارتهایگروه کمکیِ شفابخش هم دارد. فقط تا به حالنتوانست فرصت نکرده بود این مهارت را امتحان کند.
«خیلی خب، یه امتحانی بکن!»
«فیش فیش...»
با اجازهٔ فانگ هنگ، چند تاک از پنجرهای در همان نزدیکی به داخل خزیدند ودیدن آرامآرام به سمت وانگنت که روی تخت دراز کشیده بود، پیش رفتند. سپس به نرمیتحت دور بدن وانگنت پیچیدند، او را از پنجره بیرون کشیدند و در هوا معلق نگه داشتند.
بقیه نتوانستند جلوی کنجکاویشانوارن را بگیرند و ازاینجا پنجره به بیرون خیره شدند.
نور سبزِ ملایمی از درخت مقدسبگیرد تابید و روی بدن وانگنت افتادشده و به سرعت توسط او جذب شد.
هاه؟
ابروهای گرهخوردهٔ وانگنتِ بیهوش، به تدریجفرود از هم باز شد و ترکهای رویدنبال بدنش به سرعت محو و ترمیم شدند.
تانگ مینگیوئه با دیدن واکنش وانگنت نتوانست خوشحالیاشاینجا را پنهان کند. او آستین فانگ هنگ راجلوی کشید و گفت: «نگاه کن، واقعاً تأثیر داره!»
فانگ هنگغولپیکری هم کمیجلوی غافلگیر شده بود.
تأثیرش واقعاً اینقدر خوب بود؟
او در راه برگشت سعی کردهفرود بود از نور مقدس برای درماناینجا وانگنت استفاده کند، اما هیچ فایدهای نداشت.
درسته، اینفرود درخت مقدس،وارن آبه آکایا بود!
فانگ هنگغولپیکری دوباره نفسجلوی راحتی کشید.
باید در نظر میگرفت که درخت مقدس حتیوارن میتوانست نفرین قلمرو مقدس را هم از بیندرخت ببرد. این در مقایسه با آن چه بود؟
لحظهای بعد، ذراتدستور سبزی که از درختبیاید مقدس میباریدند، متوقف شدند.
تاکها وانگنتفرود را دوبارهوارن روی تخت گذاشتند.
چیو یاوکانگ اخم کرد و کناربگیرد تخت ایستاد تا وضعیت جسمانی وانگنت رافیش بررسی کند. او هم غافلگیر شده بود.
«وضعیتش چطوره؟»
«خبر خوب اینه که جراحاتش فعلاً تسکینبیاید پیدا کرده. جونش دیگه در خطر نیست.کرده بعد از یه مدت استراحت بهوش میاد.»
در حالی که حرفوارن میزد، چیو یاوکانگ یک نمونهدنبال زنده از بدن وانگنت گرفت.
با شنیدن ایننتوانست حرف، خیال سندیبگیرد کاملاً راحت شد.
هر چه باشد، وانگنت در حین فرار برایوارن نجات جانش، او را هم با خود کشاندهدرخت بود و سندی نمیخواست ناجیاش به همین راحتی بمیرد.
ابروهای سندی ناگهان با یادآوری چیزی بالا پرید. او با چهرهایگروه خوشحال پرسید: «این یعنی در آینده هم حالش خوب میمونه؟ اگهبگیرد زخمی شد، میتونه برگرده و برای درمان روی درخت مقدس حساب کنه؟»
«نه، نه.»
چیو یاوکانگ دومین نمونهگیر را برداشت و آن را درکیمیاگری بازوی وانگنت فرو کرد. او به توضیح دادن ادامه داد:کنار «درخت مقدس فقط به طور موقت جراحاتش رو درمان کرده.»
«درخت مقدس توانایی بالایی توورودی ترمیم بدن داره، اما در برابرگروه ویروسی که داخل بدن وانگنته بیفایدهست.»
«آسیب ویروس به بدن هنوز داره قویتر میشه. فعلاً، توانایی شفابخشی درخت مقدس میتونهکرده به طور موقت در برابرش مقاومت کنه. با این حال، یه روز، قدرت مخربشده ویروس مستقیماً باعث فروپاشی بدن میشه. اون موقع دیگه هیچ شانسی برای بهبودی وجود نداره.»
«برای حل کامل واکنشهایوارن منفی ویروس، هنوز بایداینجا قدم به قدم تحقیق کنیم.»
چیو یاوکانگ ایستاد و به طرف دیگر رفت و نمونه خونی را که تازه نیمی از کشت آن انجام شده بود،رفتند کنار گذاشت. سپس کره چشم سیدنی را بیرون آورد و به فانگ هنگ نگاه کرد و پرسید: «الان وقت داریم. بیاکنید اول این کار رو تموم کنیم. اگه فاسد بشه دیگه به درد نمیخوره. یا شایدم باید یه نفر دیگه رو پیدا کنیم؟»
«آمادهسازی برای پیوند به یه نفر دیگه زمان بیشتری میبره و ممکنه خطر مرگ ناشی از عفونت جراحی وجودنتوانست داشته باشه. اگه تو باشی، نیازی به نگرانی در این مورد نیست. احتمال شکست پیوند من هم صفره و مطمئنمبرایشان که میتونم پیوند رو صددرصد کامل انجام بدم. اما در مورد تأثیر نهایی بعد از تکمیل پیوند، نمیتونم تضمینی بدم.»
«همچنین، این کره چشم متفاوته. استفاده ازبیاید این کره چشم به انرژی اضافی نیازکرده داره و آدمای معمولی نمیتونن ازش استفاده کنن.»
فانگ هنگ سرش را برای چیومسیر یاوکانگ تکان داد و پرسید: «بعددرخت از پیوند هیچ اثر منفیای وجود نداره؟»
چیو یاوکانگ با بیتفاوتی شانهای بالا انداخت و ادامه داد: «فعلاً نمیتونم این روتحت تضمین کنم. پس زدن پیوند ممکنه. نگران نباش، من کره چشمت رو به طورطرف موقت نگه میدارم. تو بدترین حالت، دوباره همون رو پیوند میزنم. هیچ مشکلی پیش نمیاد.»
«بسیار خب، انجامش بده.»
فانگ هنگ پسدستور از کمی فکرفرود کردن، تصمیمش را گرفت.
او قبلاًفرود با سیدنیوارن جنگیده بود.
حتی بدون در نظر گرفتن مرحله نهاییآیا که او با کرم اعماق ترکیب شدهتحت بود، قدرت سیدنی هنوز هم وحشتناک بود.
یک استعداد سطح اس اضافیورودی نیز میتوانست قدرت او رامسیر تا حد زیادی بهبود بخشد.
چیو یاوکانگ به سرعت لباس و دستکشهایبیاید جدیدی پوشید و گفت: «باشه، همین الان شروعدیدن میکنیم. بقیه شما میتونید برای مدتی برید بیرون.»
فانگ هنگ حرف زیادیوارن نزد و مستقیماً رویاینجا تخت دیگری دراز کشید.
او صددرصدغولپیکری به توانایی چیوحیرتش یاوکانگ اطمینان داشت.
کره چشم سیدنی نمیتوانست برای مدت طولانی نگهداری شود ومسیر به زودی از بین میرفت. در هر صورت، او تلاشجلوی زیادی کرده بود، بنابراین باید به سرعت از آن استفاده میکرد.
همانطور که چیو یاوکانگ گفت، اگرفرود احساس میکرد که خوب نیست، میتوانستاینجا دوباره به چشم اصلی خودش برگردد!