---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

بازی جهانی: AFK در آخرالزمان زامبی

چپتر 810: بدون عنوان • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 810: بدون عنوان

0

لی ونبو با اشتیاق تبلیغ کرد: «در حال حاضر، شرکت رپتور این محصول رو به‌چیز​ طور رسمی برای عموم عرضه نکرده. اگه بهش نیاز دارین، می‌تونم با قیمت کمتری بهتون اجاره‌ش‌همون​ بدم. برای اجاره‌ش برای یه روز کامل فقط به ۱۰۰ امتیاز مشارکت نیاز دارین. خیلی ارزونه.»

مو جیاوی در دلش پوزخند‌عجله​ زد: «یه کلاهبرداری دیگه، نه؟‌نیازی​ واقعاً فکر می‌کنی ما هیچی نمی‌دونیم؟»

شرکت رپتور به خاطر ربات‌های معدن‌چیِ‌اما​ آشغالش معروف بود. این شرکت همیشه در‌چنین​ دنیای بازی به خاطر کلاهبرداری‌هاش شهرت داشت.

بازدهی معدن‌کاری نسبتاً بالا بود،‌بالا​ اما نرخ خرابی هم بالا‌ضعیفی​ بود و انعطاف‌پذیریِ ضعیفی هم داشت.

چیز باارزشی بود.

در چنین دنیای خطرناکی مثل آخرالزمان برزخ، اگه کسی مراقب نبود‌نیست​ و مورد حمله قرار می‌گرفت، ربات‌ها فوراً در همون نقطه قفل‌معدن‌چی​ می‌شدن، سر جاشون می‌موندن و کتک می‌خوردن. هیچ راه فراری هم نبود.

اجارهٔ ۱۰۰ امتیاز مشارکت در روز گران‌نرخ​ نبود، اما اگه آسیبی بهشون می‌رسید، هزینهٔ غرامتِ‌مثل​ شرکت رپتور به شدت «هوش از سر می‌پروند».

مو جیاوی با عجله دستش رو تکون‌نرخ​ داد و گفت: «نیازی نیست، نیازی نیست. ما‌مثل​ از قبل برای جمع‌آوریِ مواد اولیه آماده شدیم.»

فانگ هنگ که او هم داستانِ ربات معدن‌چی رو شنیده بود،‌نرخ​ گفت: «نیازی نیست.» او دستش رو دراز کرد و به فاصله‌ای نه‌چندان‌مراقب​ دور اشاره کرد: «نگاه کن، تیم معدن‌کاریِ ما همین الانش هم اینجاست.»

لی ونبو احساس تأسف کرد و‌دستش​ سرش رو چرخوند تا به سمتی‌قبل​ که فانگ هنگ اشاره می‌کرد، نگاه کنه.

در جنگل، تیمی‌معدن‌کاری​ با لباس‌های محافظ، صف‌نرخ​ بلندی تشکیل داده بودن.

آن‌ها در حالی که کلنگ‌بالا​ در دست داشتن، تلوتلوخوران به‌ضعیفی​ سمتِ منطقهٔ معدن‌کاری حرکت می‌کردن.

ها؟

لی ونبو‌شدت​ صدای آرومی‌می‌پروند​ از خودش درآورد.

این تیم...

عجیب به نظر می‌رسید...

لی ونبو احساس کرد‌شهرت​ که این تیم چندان‌نسبتاً​ باهوش به نظر نمی‌رسه.

هر چه نزدیک‌تر‌هوش​ می‌شد، لی ونبو‌دستش​ احساسِ عجیب‌تری پیدا می‌کرد.

او متوجه شد که‌نسبتاً​ لباس‌های محافظی که این‌خرابی​ کارگران پوشیده بودن، پاره‌پوره است.

او حتی شکاف‌های‌معدن‌کاری​ آسیب‌دیده رو روی‌اما​ لباس‌های محافظ می‌دید.

چه خبره!

چنین لباس محافظی‌هوش​ اصلاً نمی‌تونست در‌دستش​ برابر تشعشعات مقاومت کنه!

این می‌تونست جواب بده؟

اونا نمی‌ترسیدن‌بازدهی​ که به‌نسبتاً​ تشعشعات آلوده بشن؟

لی ونبو شوکه شده بود. او دوباره با دقت‌بالا​ نگاه کرد و دید که پوستِ صورتِ کارگران از‌خطرناکی​ مدت‌ها پیش چرک کرده و ازش خون بیرون می‌زنه.

«لعنتی!»

لی ونبو اون‌قدر ترسیده بود که چند‌نرخ​ قدم به عقب برداشت و برگشت تا به‌مثل​ فانگ هنگ نگاه کنه. «قضیهٔ این کارگرا چیه؟»

«اهم.»

مو جیاوی سرفهٔ آرومی کرد و‌بازدهی​ با صدای پایینی گفت: «بسیار خب،‌خرابی​ لی ونبو، ما با هم دوستیم، درسته؟»

«آره...»

در ابتدا این‌طور‌معدن‌کاری​ بود، اما حالا لی‌نرخ​ ونبو کمی نامطمئن بود.

«راستش، این افراد کارگر نیستن. اونا انسان‌های ابزاری بیونیک نسل ۱۷ اصلاح‌شده هستن که توسط شرکت‌آخرالزمان​ فناوری آرک محدود توسعه پیدا کردن. اونا مهارت‌هایی مثل حمل‌ونقل، جمع‌آوری، طبقه‌بندیِ مواد اولیه و چیزای دیگه‌ای‌کتک​ دارن. همچنین می‌شه ازشون در لحظاتِ حساس برای مبارزه استفاده کرد. البته قدرت رزمیِ اونا خیلی ضعیفه.»

«این اولین باریه که تو این دنیا‌معدن‌کاری​ مورد استفاده قرار می‌گیرن. تغییر و تحولِ‌ضعیفی​ محلی یه کم با شکست مواجه شده.»

«برای همینه که همون‌طور‌می‌پروند​ که می‌بینی به این‌داد​ روز افتادن. یه کم ترسناکه.»

مو جیاوی دست‌هاش رو باز‌بالا​ کرد و توضیح داد: «کمک می‌کنی‌چیز​ که این یه راز بمونه، درسته؟»

«آه، این...»

انسان‌های ابزاری بیونیک؟

لی ونبو‌شدت​ دهانش رو‌می‌پروند​ باز کرد.

سطحِ تحقیقاتِ علمیِ فناوری آرک محدود واقعاً اون‌قدر‌خرابی​ بالا بود که از همین حالا می‌تونستن انسان‌های‌آخرالزمان​ ابزاری بیونیک رو به‌عنوانِ برده‌های معدن‌چی کنترل کنن؟

لی ونبو تماشا کرد که انسان‌های ابزاری بیونیک تلوتلوخوران واردِ‌ضعیفی​ گودال شدن. اونا سنگ‌های معدنی با تشعشعِ بالا رو هدف‌نبود​ گرفتن، کلنگ‌های چندمنظوره‌شون رو برداشتن و شروع به معدن‌کاری کردن.

اونا احمق به نظر‌شهرت​ می‌رسیدن، اما موقعِ کار‌نسبتاً​ هنوز هم خیلی کارآمد بودن.

چطور می‌تونستن‌شدت​ تو معدن‌کاری‌می‌پروند​ این‌قدر کارآمد باشن؟

مهم‌تر از همه،‌معدن‌کاری​ اونا به‌جز ظاهرشون، اصلاً‌نرخ​ تحت‌تأثیرِ تشعشعات قرار نمی‌گرفتن!

چطور چنین چیزی ممکن بود؟!

لی ونبو‌بازی​ کاملاً شوکه‌شهرت​ شده بود.

مو جیاوی زد روی شانه لی ونبو و گفت: «هه هه، بد نیست، نه؟ راستی،‌اولیه​ شرکت آرک ما قراره در آینده خدمات اجاره هم به بقیه ارائه بده. یه انسان‌تیم​ ابزاری بیونیک فقط روزی ۵۰۰۰ امتیاز مشارکت آب می‌خوره. در آینده می‌تونیم همکاریمون رو بیشتر کنیم.»

«آه، باشه...»

زمان زیادی طول‌معدن‌کاری​ کشید تا لی ونبو‌نرخ​ از شوک بیرون بیاید.

شرکت آرک‌بازی​ حسابی او را‌داشت​ شوکه کرده بود.

بازدهی جمع‌آوری انسان‌های ابزاری‌می‌پروند​ بیونیک خیلی بیشتر از‌داد​ چیزی بود که تصور می‌کرد!

آن‌ها می‌توانستند به راحتی مجموعه‌ای از عملیات‌ها مثل جمع‌آوری، جابه‌جایی و دسته‌بندی مواد،‌چنین​ و همچنین بارگیری مواد روی وسایل نقلیه را انجام دهند. این خیلی، خیلی‌فوراً​ بهتر از ربات معدن‌چی بود که شرکتشان برای ساختنش کلی تلاش کرده بود!

در مقایسه، انسان‌های‌معدن‌کاری​ ابزاری بیونیک بسیار برتر‌نرخ​ از ربات معدن‌چی بودند.

حتی تعداد انسان‌های ابزاری بیونیک‌داشت​ شرکت آرک هم خیلی بیشتر‌اما​ از انتظارات لی ونبو بود!

صدها انسان ابزاری آنجا بودند‌عجله​ و به راحتی می‌توانستند سنگ‌های‌نیازی​ معدنی سطح بالا را جمع‌آوری کنند.

«چطوره؟ عالی نیست؟»

مو جیاوی‌بازدهی​ از توانایی فانگ‌بالا​ هنگ خبر داشت.

او هشت مهارت معدن‌کاری مختلف‌داشت​ یاد گرفته بود و تک‌تکشان‌اما​ به حداکثر سطح رسیده بودند!

کلون‌های زامبی تأثیر مهارت‌می‌پروند​ عالی فانگ هنگ را‌داد​ به ارث برده بودند.

در طول آخرالزمان زامبی، بدون در نظر گرفتن زمان‌انعطاف‌پذیریِ​ حمل‌ونقل، تعداد زیادی از کلون‌های زامبی می‌توانستند یک معدن غنی‌مراقب​ را فقط در یک روز به طور کامل استخراج کنند.

لی ونبو عرق روی‌نسبتاً​ پیشانی‌اش را پاک کرد‌خرابی​ و به خودش مسلط شد.

«درسته، توانایی تحقیقات علمی شرکت‌داشت​ شما من رو تحت تأثیر‌اما​ قرار داد. چیزهای زیادی یاد گرفتم.»

لی ونبو وقتی دید سنگ‌های معدنی استخراج‌تکون​ شده و به سرعت دوباره داخل کامیون‌ها‌مواد​ بارگیری می‌شوند، کمی مات و مبهوت ماند.

در گذشته، آن شرکت‌های کوچک معمولاً حتی‌نرخ​ نمی‌توانستند به اندازه یک کامیون سنگ معدن‌خطرناکی​ در روز استخراج کنند. چقدر گذشته بود؟

همین الانش‌بازدهی​ هم پنج کامیون‌بالا​ پر شده بود!

فانگ هنگ از قبل با این روند آشنا بود. او خط‌نرخ​ تولید معدن‌کاری را بهینه‌سازی کرد و چند زامبی را برای حمل‌کسی​ و بارگیری مواد تحت کنترل گرفت. سپس، یک دستور چرخشی صادر کرد.

فانگ هنگ احساس کرد که‌عجله​ دیگر وقتش رسیده، بنابراین برگشت‌نیازی​ و گفت: «دیگه وقتشه. بریم.»

«ها؟» لی‌بازدهی​ ونبو دوباره جا‌بالا​ خورد. «چی؟ بریم؟»

«آره، می‌تونیم‌بازدهی​ برگردیم به‌نسبتاً​ مناطق امن.»

فانگ هنگ برایش‌کلاهبرداری‌هاش​ عجیب بود. چرا‌بازدهی​ باید می‌خواستند اینجا بمانند؟

مو جیاوی به شانه لی ونبو زد و گفت: «داداش، نگران نباش. انسان‌های ابزاری بیونیک‌اولیه​ طبق برنامه از پیش تعیین‌شده، حمل‌ونقل‌های بعدی رو به صورت خودکار انجام می‌دن و سنگ‌های استخراج‌شده‌معدن‌کاریِ​ رو به نزدیکی مناطق امن منتقل می‌کنن. ما فقط باید آخر سر محموله رو تحویل بگیریم.»

«آه... باشه...»

لی ونبو‌بازدهی​ دهانش باز‌نسبتاً​ مانده بود.

پس...

مأموریت این‌شدت​ دفعه‌شان همین‌طوری‌می‌پروند​ به پایان رسید؟

چرا شبیه یک خواب بود؟

...

چند ساعت بعد.

بیرون از مناطق امن.

حتی ساعات اولیه صبح‌نسبتاً​ هم نتوانست جلوی اشتیاق بازیکنان‌انعطاف‌پذیریِ​ برای تماشاچی بودن را بگیرد.

بازیکنانی که برای تماشای این‌بالا​ نمایش دور هم جمع شده‌ضعیفی​ بودند، دوباره شروع به سروصدا کردند.

آن‌ها دیدند که مزدوران شرکت رپتور‌بازدهی​ گاری‌های پر از سنگ‌های معدنی جهش‌یافته‌خرابی​ را به مناطق امن می‌آوردند و می‌بردند.

در رفت‌وآمد بودند.

خدای من!

برخلاف انتظار همه، مأموریتی که بیش از‌نرخ​ یک سال بازیکنان را به دردسر انداخته بود،‌مثل​ به همین سادگی توسط شرکت آرک انجام شد؟

تازه، میزان تولید‌کلاهبرداری‌هاش​ واقعاً تا این‌بازدهی​ حد بالا بود؟

اصلاً با عقل جور درنمی‌آمد!

با چنین خروجی بالایی از سنگ‌های‌اما​ معدنی، تخمین زده می‌شد که کل منطقه‌چنین​ معدن‌کاری به زودی خالی شود، مگر نه؟

شرکت فناوری‌بازدهی​ آرک دقیقاً چه‌بالا​ شرکت هیولایی بود؟

لی ونبو هرگز انتظار نداشت که بازدهی شرکت آرک تا این حد بالا باشد. پس از‌باارزشی​ بازگشت، او نتوانست به چیز دیگری فکر کند و با عجله یک انبار ویژه را که‌نقطه​ می‌توانست تشعشعات خاص سنگ‌های معدنی را ایزوله کند، خالی کرد تا دستش برای جابه‌جایی سنگ‌ها باز باشد.

ناولها | novelha.net