چپتر 995: نبرد شدید
0جیان موژی از قبل فرار کرده بود و فانگغربی هنگ نمیتوانست با ادراک خود او را تعقیب کند. اوچطوره فقط میتوانست از قدرت فدراسیون برای پیدا کردنش استفاده کند.
امیدوار بود که تیم بازرسیشتافت قابل اعتماد باشد و اجازهدستگاه ندهد جیان موژی فرار کند.
آن دو تازه بحثشان را تمام کرده بودند و میخواستند از هم جدادست شوند که ناگهان لوئب اخم کرد و گفت: «اعلیحضرت، کریستال خون روشن شده.گذاشته ممکنه مایکا تحت حمله فدراسیون قرار گرفته باشه و داره درخواست کمک میکنه.»
تیم بازرسی...
این واقعاً دردسرساز بود!
ماهیچههای چشمبدون فانگ هنگآنجا منقبض شد.
خونآشامها در دنیای واقعی بزرگترین دستاورد این سفرمنطقه بودند. او چارهای نداشت جز اینکه موقتاً بیخیالآنجا جیان موژی شود و برای ارائه پشتیبانی برگردد.
«آره، گذرگاه تلهپورت خیلی مهمه. بیا اول برگردیم واین پشتیبانی بدیم. ژونگ هائوهیانگ، تو برو و اطلاعات بیشتریبزرگترین از فدراسیون بگیر. بعداً توی نقطه تلهپورت همدیگه رو میبینیم.»
«باشه!»
پس از توافق، فانگ هنگ واوضاع ژونگ هائوهیانگ فوراً از هم جدا شدندبدن و به سمت گذرگاه تلهپورت بازی برگشتند.
...
بیش از ده دقیقه بعد، پس از اینکه دو شاهزادهواقعاً خونآشامها دو تیم از تیم تحقیقات فدراسیون را که دنبالسفر دردسر میگشتند بیرون راندند، ژونگ هائوهیانگ تازه به غار رسیده بود.
ژونگ هائوهیانگ با منطقه غربی فدراسیونغار تماس گرفته بود. پس از دریافت اخباردست دست اول، بدون توقف به آنجا شتافت.
«اوضاع چطوره؟ خبری هست؟»
«آره، تیم بازرسی یه دستگاه سیگنالدهی رویرسیده بدن جیان موژی گذاشته. جیان موژی توبدون یه وضعیت ناامیدکننده گیر افتاده. نمیتونه فرار کنه.»
پس از گفتن این حرف، ژونگ هائوهیانگ چند نفس عمیق کشیددردسرساز و ادامه داد: «علاوه بر این، توانایی جیان موژی دوباره پیشرفت کرده.اینکه با این حال، به نظر میرسه مشکلی توی هوشیاریش به وجود اومده.»
«الان چی؟دردسر جیان موژی ازراندند غار فرار کرده؟»
ژونگ هائوهیانگ یک تبلت از کولهپشتیاش بیرونچطوره آورد و به او داد. «هنوز نه. اونوضعیت الان تو این نقطه در سطح بالایی غاره.»
فانگ هنگ تبلتمیگشتند را گرفت وغار آن را بررسی کرد.
ژونگ هائوهیانگ ادامه داد: «فانگ هنگ، نوسانات فضایی اینجا توجه فدراسیون رو جلب کرده. اونا شک دارنواقعی که جیان موژی میخواد از گذرگاه فضایی استفاده کنه تا به دنیای بازی برگرده و فرار کنه. الانبیا تعداد زیادی از تیمهای فدراسیون دارن به اینجا میان. اگه گذرگاه رو پیدا کنن، ممکنه برات دردسرساز بشه.»
«تچ، دردسرسازه.»
فانگ هنگ کمی فکر کرد، سپس روچطوره به مایکا کرد و پرسید: «مایکا، چند نفروضعیت از نوادگان ما هنوز به دنیای خونآشامها برنگشتن؟»
«بیشتر کسایی که باید میرفتن،راندند تا الان رفتن. بقیه، بهتماس نظر من، وضعیت خیلی بدی دارن.»
علاوه بر دو شاهزاده و تعداد زیادی از خونآشامهایاین رده بالا، مایکا همچنین سه دوک خونآشامها که به شدتدستاورد مجروح شده بودند و هشت مارکیز خونآشامها را پیدا کرد.
آنها از قبلمیگشتند برای درمان به دنیایرسیده خونآشامها فرستاده شده بودند.
این یکبدون افزایش عظیم درشتافت قدرت رزمی بود!
فانگ هنگدردسر احساس راحتیبیرون غیرقابل توصیفی میکرد.
وقتی این خونآشامها قدرت رزمی خود راکمک به طور کامل بازیابی میکردند، قدرت اومنقبض در دنیای خونآشامها به شکلی انفجاری افزایش مییافت!
چند دنیای خونآشامهای باقیمانده که هنوزغار وفاداری خود را اعلام نکرده بودند،اخبار میتوانستند مستقیماً در هم شکسته شوند!
چشمان فانگ هنگ روی حدود ۲۰ نگهبان خونآشام رده بالای باقیمانده در غار چرخید. اووضعیت سر تکان داد و گفت: «دیگه وقتشه. بذار بقیه افراد فوراً اینجا رو ترک کنن.توانایی تو بمون و آرایش جادویی رو نابود کن. ما میریم تا جیان موژی رو پیدا کنیم.»
«بله!»
در حالی که خونآشامهای رده بالا پشت سرمیکنه هم به داخل گذرگاه فضایی پرواز میکردند، فانگ هنگواقعی یک بار دیگر نقطه روی تبلت را بررسی کرد.
او چانهاش را لمس کرد و پرسید: «جوئل، لوئب، شما دو تا میتونین همزمان با چند تا تیم رده A درگیر بشین؟»
آن دوبدون به یکدیگرآنجا نگاه کردند.
وضعیت فعلی لوئب بسیار بد بود و او به سختی میتوانست به تنهایی با یک تیم فدرال سطح A مقابله کند. قدرت جوئل بسیار بهبود یافته بود و او میتوانست همزمان با سه تیم فدرال سطح A1 مقابله کند، بدون اینکه شکست بخورد.
«اگه فقط بتونیم تضمین کنیمداره که شکست نمیخوریم، احتمالا میتونیم همزماندردسرساز با چهار تا تیم مقابله کنیم.»
«فانگ هنگ، حداقل شش تا تیم سطح A و یه تیم سطح S طرف جیان موژی هستن.» ژونگ هائوهیانگ یادآوری کرد.
«تیم شبه سطح S...»
فانگ هنگدردسر زیر لب باراندند خودش زمزمه کرد.
در حال حاضرگرفته نمیشد قدرت طرفدرخواست مقابل را ارزیابی کرد.
خلاصه اینکه، اینطورمیگشتند بیگدار به آبغار زدن کمی دشوار بود.
پس از کمی فکر کردن، فانگاوضاع هنگ سرش را بالا آورد و بهبدن دو شاهزاده خونآشامها و مایکا نگاه کرد.
«در این صورت، قبل از اینکهغار بریم اونجا باید خودمون رو تغییراخبار قیافه بدیم و لباسهامون رو عوض کنیم.»
تغییر لباس؟
دو شاهزادهدردسر خونآشامها بهبیرون یکدیگر نگاه کردند.
...
در مرکز غار، جیان موژی توسط تیمهای فدرال محاصرهغربی شده بود. سمت راست صورتش مدام در حال همجوشیاوضاع و جهش بود و چهره عجیبی را شکل میداد.
«احمق! قبلا بهت گفته بودم که بدنت نمیتونهمیکنه قدرت من رو تحمل کنه. اول باید یه راهیواقعی پیدا کنی تا میوه حیات رو به دست بیاری.»
«خفه شو!»
جیان موژی دندانهایش را روی هم سایید و گفت:هست «اگه از اعتماد کردن به من طفره نمیرفتی وافتاده قدرت تابوت رو زودتر بهم میدادی، به این روز نمیافتادی!»
«هاهاهاها!» لبخند روی نیمه راست صورتشغار درندهتر شد. «تو قابل اعتمادی؟ فکراخبار نکن نمیدونم تو سرت چی میگذره.»
«الان گفتن این حرفها چه فایدهای داره؟کمک عجله کن و هر حقهای که داریمنقبض رو به کار بگیر. وگرنه همهمون اینجا میمیریم.»
با نگاه به جیان موژی که مدام با گونه راستش بادریافت خودش زمزمه میکرد، تیمهای فدرال که برای نگهبانی دور او جمعدستگاه شده بودند، احساس عجیب و غیرقابل توصیفی در قلب خود حس کردند.
افراد فدراسیون در تمام مسیر از نزدیک او را تعقیب کرده بودند. جیان موژیگذاشته از قبل به شدت مجروح شده بود، اما هر بار که در آستانه مرگداد قرار میگرفت، میتوانست فوراً با قدرتی وحشتناک فوران کند و همه را به عقب براند.
چین وودردسر جرأت نداشت بیگدارراندند به آب بزند.
پنج بازیکن فدراسیون در حال جمعآوری انرژی بودند واین خود را آماده میکردند تا یک طلسم احضار دربزرگترین مقیاس بزرگ را برای مقابله با جیان موژی آزاد کنند.
در انتهای تیم، فانگ هنگ،راندند مایکا و چند نفر دیگر یونیفرمدریافت تیم فدرال را به تن داشتند.
به عنوان شاهزاده خونآشامهای نجیب، برایاوضاع جوئل و لوئب بسیار ناخوشایند بودروی که یونیفرم زشت فدراسیون انسانی را بپوشند.
«فدراسیون داره حرکتش رو انجام میده.» فانگ هنگ با چشمانش به تیم چین وو و تیم فدرال در سمت راست که در حال جمعآوری قدرت خود و آمادهسازی برای استفاده از مهارت احضار بودند، اشاره کرد و زمزمه کرد: «نظرتون در مورد قدرت رزمی تیم بازرسی سطح S فدراسیون چیه؟»
لوئب که به چین وو ودرخواست دیگران توجه داشت، با حالتی جدیماهیچههای پاسخ داد: «آره، مقابله باهاشون واقعا سخته.»
فانگ هنگ بهمیگشتند جوئل نگاه کردغار و پرسید: «جنسها آمادهست؟»
«آره. جیان موژیتوقف باید خیلی ازاوضاع این هدیه خوشش بیاد.»
فانگ هنگ سر تکان داد: «خوبه.غار منتظر یه فرصت بمونید. به دستور مندست گوش بدید تا با هم حمله کنیم.»
در حالی که آنها صحبت میکردند،درخواست تیم فدرال از قبل آرایش جادویی کیمیاگریچشم را در سمت راست تکمیل کرده بود.
پنج عضو تیم بازرسی سطح A با هم همکاری کردند تا یک طلسم احضار را اجرا کنند و با احضار یک نفس یخبندان، یک آرایش جادویی سفید و غولپیکر را در هوا شکل دادند.
«غرش!»
با یک غرش حیوانی، یکراندند مار یخی سفید و غولپیکرتماس از آرایش جادویی بیرون خزید!
در یک لحظه،گرفته غار با لایهای ازکمک یخبندان سرد پوشیده شد.
مار یخی دهان خونین خودراندند را باز کرد و بهتماس سمت جیان موژی شیرجه رفت.
«گمشو!»
جیان موژی غرش کرد. عضلات بازوی راستشرسیده منقبض شد و رگهایش بیرون زد. او مشتشتوقف را بالا برد و به مار یخی کوبید.
«بوم!»
خون غلیظ حیاتمیگشتند با مشت جیانغار موژی شکوفا شد!
«ترق!»
با صداییدردسر واضح، مار یخیراندند در هم شکست!
بلورهای یخقرار بیشماری در هواداره به رقص درآمدند.
بدن جیان موژی بلافاصله با لایهای از خردههای یخ سفید پوشیده شد.اخبار در یک چشم به هم زدن، تمام بدنش با لایه نازکی از یخبدن پوشیده شد. در نگاه اول، او شبیه یک مجسمه یخی به نظر میرسید!