---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

بازی جهانی: AFK در آخرالزمان زامبی

چپتر 702: بدون عنوان • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 702: بدون عنوان

0

[اعلان: شما تیم تعمیر گره آرایش جادویی به رهبری داور مقدسِ دربار مقدس، شلی را نابود کردید. شما ۴,۳۵۹ امتیاز مشارکت و ۶۰۰ امتیاز شهرت شورای شیوخِ اضافه‌تر به دست آوردید.]

[اعلان: امتیازات مشارکت فعلی بازیکن: ۱۷,۷۶۷. ارزیابی فعلی مأموریت اصلی: A++.]

[اعلان: پاداش فعلی ارزیابی: یک کتاب مهارت سطح A با پیوند تصادفی.]

در آخرین لحظه، داور مقدس شلی به یک مهارت محدودکننده ویژه تکیه کرد تا توانایی بازیابی‌بیرون​ مداوم شوالیه‌های ریخته‌گری مقدس را در محدوده افزایش دهد. این موضوع، در کنار ویژگی دردسرساز لاک‌دفاعی‌چقدر​ شوالیه‌های ریخته‌گری مقدس، باعث شد تا فانگ هنگ برای پاکسازی این گروه زمان نسبتاً زیادی صرف کند.

اگر کمک کلون‌های زامبی معمولی نبود،‌شوالیه​ واقعاً نمی‌دانست تا کی باید برای‌طرف​ پایان دادن به این نبرد می‌جنگید.

فانگ هنگ دستش را به جلو تکان‌بیش​ داد و کریستال‌های تکامل که متراکم روی زمین‌زیرزمین​ ریخته بودند، در نشانِ کف دستش ادغام شدند.

[اعلان: شما کریستال تکامل کامل۲۱، کریستال تکامل سطح ۱۳۷، کریستال تکامل سطح ۲۵ به دست آوردید.]

کاهن!

عالیه!

شاید سطح یک کاهن کمی پایین‌تر از یک شوالیه مقدس‌کاهن‌ها​ بود، بنابراین کاهن‌ها کریستال تکامل سطح ۲ دراپ نمی‌کردند. از طرف‌تکمیل​ دیگر، نرخ دراپِ کریستال تکامل سطح ۱ به‌طور ویژه‌ای بالا بود.

فانگ هنگ محاسبه کرد که برای‌دستور​ تکمیل ارتقا، هنوز به بیش از‌دهند​ بیست کریستال تکامل سطح ۱ نیاز داشت.

این یه سود حسابی بود.

پس از پاکسازی میدان نبرد، فانگ هنگ‌بیش​ به کلون‌های زامبی دستور داد تا به‌دستور​ زیرزمین برگردند و به جذب انرژی ادامه دهند.

سپس، فانگ هنگ از سالن نمایشگاه‌پایین‌تر​ بیرون رفت و سرش را بالا‌نمی‌کردند​ گرفت تا به آسمان نگاه کند.

ونریت بار دیگر از آسمان پایین‌دستور​ پرید و در مقابل فانگ هنگ فرود‌سپس​ آمد و روی یک زانو زانو زد.

ونریت با دیدن اینکه فانگ هنگ چقدر راحت تیم‌کاهن‌ها​ دربار مقدس را از سر راه برداشته بود، تعجب نکرد.‌محاسبه​ او حتی احساس می‌کرد که این موضوع کاملاً معمولی است.

این گروه از اعضای‌تکمیل​ سطح پایین دربار مقدس واقعاً‌نیاز​ می‌خواستند مارکی را تحریک کنند.

آن‌ها داشتند‌کاهن​ با مرگ‌شاید​ بازی می‌کردند!

خون‌آشام‌ها شکست‌ناپذیر بودند.

فانگ هنگ پرسید: «چی شده؟»

ونریت که روی یک زانو نشسته بود، با احترام گزارش داد:‌سود​ «مارکی، صنف بازی پارسایان خبر فرستاده. چند تیم از دربار مقدس‌سالن​ از شهرهای دیگه دارن به‌طور مداوم برای پشتیبانی وارد شهر ویکتوریا می‌شن.»

«علاوه بر این، ما همین الان تیم النور رو‌بنابراین​ ردیابی کردیم. تعداد زیادی از شوالیه‌های ریخته‌گری مقدس همراهشون هستن.‌بالا​ حدود ۱۵ دقیقه طول می‌کشه تا به ساختمان خون‌آشام‌ها برسن.»

«مواد منفجره‌داشت​ توی ساختمان خون‌آشام‌ها‌میدان​ کار گذاشته شده.»

درسته.

فانگ هنگ ناگهان به یاد آورد‌هنوز​ که به نظر می‌رسید النور رهبری‌حسابی​ تیمی از کاهن‌ها را بر عهده داشت.

بد نیست، اصلاً بد نیست.

فانگ هنگ به آرامی لب‌هایش را‌دستور​ لیسید، گویی از همین حالا می‌توانست‌دهند​ سوسوی امیدی برای ارتقا را ببیند.

«به لیو مائوشوئه بگو‌کمی​ که خیلی زود برمی‌گردم. در‌کاهن‌ها​ تمام مدت در تماس باشین.»

«بله، مارکی.»

...

شهر ویکتوریا‌داشت​ در زیر‌حسابی​ آسمان شب.

ستون نوری که از سالن نمایشگاه‌شوالیه​ به آسمان برخاسته بود، به تدریج‌طرف​ کم‌رنگ شد تا اینکه کاملاً ناپدید گشت.

[اعلان: سطح مهارت علوم مقدس پایه شما به سطح ۳ ارتقا یافت.]

انرژی نور مقدسِ درون سنگ مهر‌دستور​ و موم کاملاً جذب شد و‌دهند​ اثر خود را از دست داد.

نرخ تبدیل واقعاً پایین بود. پس‌شوالیه​ از جذب تمام انرژی نور مقدس،‌طرف​ تنها به سطح ۳ رسیده بود.

ناامیدی فانگ هنگ‌محاسبه​ با کمی احساس‌هنوز​ استیصال همراه بود.

«سندی، تموم شد. بیا بریم.»

سندی در گوشه‌ای مشغول خواندن یک کتاب بود. وقتی حرف‌های فانگ هنگ را‌سپس​ شنید، پلک زد و حتی کمی برای رفتن بی‌میل به نظر می‌رسید. «همین‌طوری‌مقابل​ داریم می‌ریم؟ باشه، یه لحظه صبر کن. باید اینا رو با خودت بیاری.»

فانگ هنگ به سنگ مهر‌پایین‌تر​ و موم که سندی به‌دراپ​ آن اشاره می‌کرد، نگاه کرد.

این چیز خیلی بزرگ‌تکمیل​ بود. نمی‌شد آن را‌بیست​ مستقیماً داخل کوله‌پشتی گذاشت.

باز هم‌کاهن​ داشت دردسر‌شاید​ درست می‌کرد؟

فانگ هنگ برگشت و به‌میدان​ سندی نگاه کرد. «واقعاً لازمه؟ مگه‌ادامه​ نگفتی که هیچ ارزش هنری‌ای نداره؟»

«آره، اینو گفتم، ولی معلوم شد‌شوالیه​ که بعد از بهینه‌سازی توسط یه‌طرف​ استاد هنر، تأثیرش قطعاً متفاوت می‌شه.»

سندی در حالی که می‌خندید گفت: «لطفاً به خدای هنر ایمان داشته باش. تا وقتی‌زیرزمین​ که دست منه، طبیعیه که ارزشش میلیون‌ها برابر بشه. فانگ هنگ، من تازه یه چیزایی‌ونریت​ درباره سنگ مهر و موم تو این کتاب پیدا کردم. باید با نمونه‌های واقعی بررسیش کنم...»

«باشه.»

فانگ هنگ شانه‌ای بالا انداخت.

او حالا‌عالیه​ تعداد زیادی‌کمی​ کلون‌های زامبی داشت.

با اینکه سنگ مهر‌تکمیل​ و موم سنگین بود، اما‌نیاز​ جابه‌جا کردنش کار سختی نبود.

تحت کنترل فانگ هنگ، کلون‌های زامبی جلو‌شوالیه​ رفتند و با هم سنگ مهر و موم‌نرخ​ را بلند کردند و به سمت فاضلاب بردند.

«و این‌داشت​ کتاب‌ها، هنوز خوندنشون‌میدان​ رو تموم نکردم.»

«از کِی تا‌شاید​ حالا از کتاب‌شوالیه​ خوندن خوشت میاد؟»

فانگ هنگ مستأصل شده بود. دستش‌هنوز​ را تکان داد و دسته ضخیم‌حسابی​ کتاب‌های روی زمین را داخل کوله‌پشتی‌اش گذاشت.

«مبارزه رودررو با دربار‌شاید​ مقدس به دردت نمی‌خوره. تو‌بنابراین​ همون اتاق نگهبانی فاضلاب بمون.»

«مشکلی نیست. عالیه. منم همون سنگ‌دستور​ مهر و موم که تو کتاب‌دهند​ بهش اشاره شده رو بررسی می‌کنم.»

فانگ هنگ پس از برگرداندن‌پایین‌تر​ سندی به اتاق نگهبانی فاضلاب، بلافاصله‌نمی‌کردند​ به سمت نزدیک‌ترین ستون نور شتافت.

...

ده دقیقه بعد،‌عالیه​ فانگ هنگ از طریق‌شوالیه​ فاضلاب به ساختمان بازگشت.

لیو مائوشوئه و ژائو‌حسابی​ نان با دیدن بازگشت فانگ‌جذب​ هنگ، نگاهی به یکدیگر انداختند.

آن‌ها مدت‌ها در ساختمان منتظر مانده بودند‌بود​ و تماشا می‌کردند که خون‌آشام‌ها مواد منفجره‌نرخ​ را به گوشه‌های مخفی مختلف ساختمان منتقل می‌کنند.

آن‌ها نمی‌دانستند فانگ شو و سندی‌هنوز​ پس از این‌همه ماندن در زیرزمین،‌حسابی​ چه نقشه شومی در سر دارند.

«اهم...»

لیو مائوشوئه سرفه آرامی کرد، جلو رفت و گفت: «آقای فانگ شو، تمام مواد منفجره منتقل‌بیرون​ شده‌ن. علاوه بر این، نیروهای کمکی دربار مقدس کمی بیشتر از انتظار ما هستن. همه‌شون بیرون در‌راحت​ جمع شده‌ن و منتظرن تا داور مقدس النور برسه و بعد یه حمله همه‌جانبه رو شروع کنن.»

«آره، می‌فهمم.»

فانگ هنگ بدون هیچ‌تکمیل​ احساسی جواب داد و به‌نیاز​ بیرون از پنجره نگاه کرد.

سرش را بلند‌عالیه​ کرد و به‌پایین‌تر​ دوردست خیره شد.

تعداد افراد دربار‌سود​ مقدس بیش از‌دستور​ دو برابرِ قبل بود!

در نگاه لیو مائوشوئه و ژائو نان،‌بود​ فانگ هنگ نسبت به نیروهای دربار مقدس‌نرخ​ در بیرون، تحقیر و تمسخر نشان می‌داد.

نقشه فانگ‌بالا​ هنگ بسیار‌تکمیل​ ساده بود.

بی‌پرواییِ محض.

او به هر‌سود​ حال قرار نبود کلون‌های‌زیرزمین​ زامبی را لو بدهد.

هدف او‌عالیه​ فقط نرخ‌کمی​ تکمیل مأموریت بود.

وقتی زمانش می‌رسید، از لیکرها استفاده می‌کرد تا هر‌نیاز​ تعداد از افراد دربار مقدس را که می‌توانست بکشد‌انرژی​ و تا جای ممکن کریستال‌های تکامل به دست بیاورد!

بعد، قدم بعدی این‌شاید​ بود که کل ساختمان‌بود​ خون‌آشام‌ها را مستقیماً منفجر کند!

در هر صورت،‌سود​ با چنین انفجاری، تعداد‌زیرزمین​ زیادی از لیکرها نمی‌مردند.

با دفن شدن این‌همه از اعضای دربار مقدس به همراه آن‌ها، او باید می‌توانست امتیازات مشارکت خود را به سطح S برساند، درسته؟

...

در دنیای بیرون، النور با‌کمی​ تیمی از کاهنان از راه‌کاهن‌ها​ رسید و با لانگدون ملاقات کرد.

پس از یک گفتگوی کوتاه،‌میدان​ آن دو بلافاصله یک حمله همه‌جانبه‌ادامه​ را به ساختمان خون‌آشام‌ها آغاز کردند.

پیش از ورود، النور‌کمی​ آب مقدس را بین‌بنابراین​ اعضای تیم پخش کرد.

شوالیه‌های ریخته‌گری مقدس‌محاسبه​ پیشگام شده و‌هنوز​ وارد سالن شدند.

بلافاصله پشت سر آن‌ها، تعداد‌کمی​ زیادی از کاهنان کلیسای مقدس‌کاهن‌ها​ به رهبری النور حرکت می‌کردند.

النور با ورود به‌حسابی​ سالن و دیدن ساختمان تاریک‌جذب​ و ظلمات، کمی اخم کرد.

او دستش‌عالیه​ را به سمت‌پایین‌تر​ جلو باز کرد.

«وززز...»

گلوله‌ای از‌کاهن​ نور به‌شاید​ هوا برخاست.

نور، تاریکیِ‌داشت​ سالن را‌حسابی​ پراکنده کرد.

لانگدون با هوشیاری محیط اطرافش را از نظر گذراند و به تیم اشاره کرد تا‌دراپِ​ ورودی‌ها و خروجی‌های طبقه اول را اشغال کنند. او با صدایی بم گفت: «پیش از‌دستور​ این، تیم شناسایی وقتی به سمت مسیر زیرزمین سوم می‌رفت، مورد حمله غول‌ها قرار گرفت.»

«اول طبقات بالاییِ روی‌تکمیل​ زمین رو می‌گردیم، بعد کل‌نیاز​ ساختمان رو دسته‌دسته جستجو می‌کنیم.»

پیش از اینکه حرف لانگدون تمام‌پایین‌تر​ شود، النور ناگهان سرش را بلند‌نمی‌کردند​ کرد و به بالا خیره شد.

«بیا بیرون، همین‌سود​ الان هم می‌تونم‌دستور​ هاله‌ت رو حس کنم.»

ناولها | novelha.net