چپتر 492: چپتر ۴۹۲
0فانگ هنگبودند حسابی غافلگیرکاریِ شده بود.
این بهترین خبرِ ممکن بود!
برخلاف دیگر مهارتهای بازی، چون موهبت اولیهاش ضعیف بود، شانس موفقیتِخودکار مهروموم کردن فنجان چوبی حدود ۰.۶ درصد بود و هر بار کهفقط مهارت مهروموم موفقیتآمیز عمل میکرد، تنها ۰.۰۰۱ امتیازات تجربه به دست میآمد.
جای تعجب نداشت که شاگردانِغیره آن سالن بیش از ۱۰مأموریت سال برای تکمیلش وقت صرف میکردند!
فانگ هنگ نمیدانست در دنیای پیشرفتهیدوش بازی چه میانبرهای دیگری برای افزایشِانواع سرعتِ ارتقای این مهارت وجود دارد.
خوشبختانه، اوساخت میتوانست از حالتابزارها خودکار استفاده کند!
علاوه بر این، آیین علوم غریبه میتوانست تأثیر موهبتش را افزایش دهد. هرچند هر بار فقط ۰.۰۰۱غریبه امتیاز به آن اضافه میشد، اما تا زمانی که وقتِ کافی برای پیشرفت داشت، میتوانست از صدها کلونفارم برای فارم کردنِ مداومِ امتیازات تجربه استفاده کند و این موهبتِ آشغالش را هم به سقفِ سطح برساند!
روحیهی فانگکاشت هنگ حسابیمحصولات بالا رفت.
در این مرحله، کلونهای زامبی که در منطقه ۸ مانده بودند، بارِانواع کاریِ سنگینی به دوش میکشیدند؛ کارهایی مثل ذوب و استخراجِ انواع سنگهایزمانِ معدنی، ساخت و صیقل دادنِ ابزارها، کاشت و برداشتِ محصولات و غیره.
حالا زمانِ حیاتی برایدادنِ تکمیلِ مأموریت خط داستانیمحصولات اصلی فرا رسیده بود.
توقفِ تولید!
فانگ هنگ بلافاصله به کلونهای زامبی دستورزمانِ داد تا تولید را متوقف کنند ورسیده تیم زامبیها را در زیرزمین گرد هم آورد.
......
هدف: تکنیک مهروموم!
با این اوصاف،افزایشِ فضای کافی دروجود زیرزمین وجود نداشت.
باید آنجا را گسترش میداد.
فانگ هنگ کمی فکرکاریِ کرد و پنلِ پناهگاه رامثل باز کرد تا نگاهی بیندازد.
در این مدت، فانگ هنگ درگیرِ جنگ با فدراسیونغیره در منطقه ۷ بود. توسعهی زندان در منطقه ۸رسیده به مو جیاوی و لیائو بوفان سپرده شده بود.
فانگ هنگ با دقت بررسی کرد ودارد متوجه شد که پناهگاهِ زندان از قبل شرایطِآیین ارتقا به سطح ۴ را برآورده کرده است.
با کمی فکر کردن، یادش آمد که لیائو بوفان چندی پیش سراغش آمده بود تا دربارهی گسترش زنداندستور با او صحبت کند. اما آن زمان به قدری درگیرِ رفتن به منطقه ۷ و جنگ با فدراسیونفکر بود که نمیتوانست حواسش را پرتِ چیز دیگری کند، به همین دلیل این موضوع موقتاً به تعویق افتاده بود.
پس دیگر منتظر چه بود؟
گسترش!
ارتقا تا بالاترین حد!
ارتقای کامل!
فانگ هنگ پنلِ ساختوسازِ سفارشیسنگینی را باز کرد و شروعذوب به برنامهریزی برای گسترش زندان کرد.
[اعلان سیستم: با ارجاع به نقشههای ساختِ بازیکن (سفارشی). در حال حاضر، گسترشِ پناهگاهِ زندان نیازمندِ ۶۰۱,۱۰۰ تخته چوبی، ۲۰۷,۱۰۰ قاب چوبی، ۷۴,۷۰۰ میخ، ۲۳۷,۸۰۰ سنگ آهن الیت، ۲۰۵,۵۰۰ سنگ، ۲۹۰,۱۰۰ هیزم است...]
[اعلان سیستم: شما چهارمین گسترشِ پناهگاه را به پایان رساندید. در ارزیابیِ کلی، سطحِ پناهگاهِ شما به سطح ۱۷۸ ارتقا یافته است.]
[اعلان سیستم: در حال حاضر، پناهگاهِ شما میتواند تا ۴۲۰ بازیکن را در خود جای دهد. اگر از این ظرفیت فراتر بروید، پناهگاهِ شما در شب در برابرِ حملاتِ زامبیها آسیبپذیرتر خواهد شد.]
[اعلان سیستم: دوام پناهگاهِ شما ۸۰۰٪ افزایش یافته است.]
[اعلان سیستم: رادیوی بقا شما دوباره ارتقا یافته است. جذابیتِ پناهگاهِ شما برای بازماندگان در دنیای بیرون افزایش یافته است.]
انجام شد!
پس از چهارمین مرحلهی گسترشِ ساختمان، نمای بیرونی تفاوتِ چندانی نکرده بود.انواع تنها فرقش این بود که چارچوبِ چوبیِ درها با آهنِ تصفیهشده جایگزینزمانِ شده و کفِ زمین با لایهای از چوبِ سخت پوشیده شده بود.
در واقع، دفاعِ کلیِ کلِ زندان بهبرداشتِ طرز چشمگیری بهبود یافته و فضای داخلیمأموریت نیز به اندازهی یکسومِ کامل بزرگتر شده بود!
فانگ هنگ از اتاق خارج شد و در امتدادِمیتوانست راهروی زیرزمین به راه افتاد. در را هل دادتأثیر و واردِ کارگاهِ موقتی شد که تازه ساخته شده بود.
اتاقی بهکاشت بزرگیِ یکمحصولات زمین فوتبال!
همین کافی بود!
همهچیز آماده بود!
شروع! انجامش بدین!
فانگ هنگ دستانش را به هم مالید وحیاتی به کلونهای زامبی که در میدانِ زندان تجمعتولید کرده بودند دستور داد تا یکییکی واردِ کارگاه شوند.
سپس، متریالِ مورد نیازکاریِ برای تمرینِ مهروموم راکارهایی در آنجا قرار داد.
...
[اعلان سیستم: شما یک نمونه ناشناخته (شماره ۳) را کشف کردهاید. نمونه ناشناخته (شماره ۳) برای اولین بار کشف شده است. شما ۲,۰۰۰ امتیازات مشارکت در خط داستانی اصلی به دست آوردید.]
نام مأموریت: بدن نمونه ناشناخته.
توضیحات مأموریت: شما یک بدن نمونه ناشناخته کشف کردهاید.
الزامات مأموریت: بدن نمونه ناشناخته. میتوانید از طریق پروژه تحقیقاتی پناهگاه، اطلاعات مرتبط بیشتری به دست آورید.
«نمونه بافت ناشناخته؟»
پس از دریافت اعلان بازی، فرمانده ارشد منطقهمحصولات ۸، هان جیونگ، به نمونه بافت داخل جعبهاصلی فلزی نگاه کرد و به فکر فرو رفت.
پس از رسیدن به یک توافقوجود اولیه با فانگ هنگ، فدراسیون مختصاتاستفاده مبهمی از او دریافت کرده بود.
پس از جستجویی دقیق، فدراسیونغیره جعبه عجیبی را در مؤسسه تحقیقاتیداستانی متروکه در آن مختصات پیدا کرد.
جعبه تحت تدابیر امنیتی به پناهگاه منتقلمیکشیدند شد و توسط خود هان جیونگ بازمعدنی شد، که این کار مأموریت را فعال کرد.
مسئول بخش اطلاعات منطقه ۸ به نمونه بافت داخل جعبهحالا خیره شد و گفت: «ارزیابی اولیه اینه که این نمونهتولید ممکنه به ارتش غارتگر در مراحل پایانی بازی مربوط باشه.»
«ما فوراً اطلاعات رو تأیید و ارزیابی میکنیم. در این مرحله، فکر میکنم اینعلاوه نمونه ممکنه به یه مأموریت خط داستانی اصلی دیگه مربوط باشه که تا حالا کشفوقتِ نشده. سطح خط داستانی اون ممکنه از چیزهایی که تا الان کشف شده بالاتر باشه.»
«بسیار خب.»
هان جیونگ سر تکان داد ودوش دستش را دراز کرد تا شیشهانواع حرارتدیده روی کپسول پرورش را لمس کند.
«فوراً تمام پرسنل تحقیقاتی سطح بی و بالاترمحصولات رو در تمام پناهگاههای منطقه ۸ فدراسیون بسیجاصلی کنید تا روی تحلیل این نمونه ناشناخته تمرکز کنن.»
«بله!»
چن یو که پشتمحصولات سر هان جیونگ حرکتحیاتی میکرد، احساس عجیبی داشت.
او پرسید: «قربان، قراره همین الاندوش تحلیل رو انجام بدیم؟ مگه قرارانواع نبود نمونه رو به فانگ هنگ برگردونیم؟»
هان جیونگ نگاهی گذرا به چن یو انداخت و سؤالش را نادیدهحیاتی گرفت. او ادامه داد: «هرچه سریعتر اقدام کنید. باید فوراً توسعه نمونهمتوقف رو کامل کنیم و راهی برای فعال کردن مأموریت بعدی پیدا کنیم!»
«متوجه شدم!»
چن یو احساسبرداشتِ کرد مشکلی وجود داردزمانِ و دوباره پرسید: «قربان!»
هان جیونگ برگشت وکاریِ به چن یو نگاه کرد:مثل «چن یو، چی میخوای بگی؟»
چن یو نفس عمیقی کشید: «قربان، مگه قرار نیست این آیتمزمانِ رو به شوالیههای تاریکی برگردونیم؟ ما با فانگ هنگ توافق کردیم.دستور قرار بود بعد از اینکه جعبه رو گرفتیم، فوراً بهشون پسش بدیم.»
«چن یو، با دقتسرعتِ بهش فکر کن. فانگخوشبختانه هنگ رقیب بالقوه ماست.»
هان جیونگ ادامه داد: «ما همین الانش هم مأموریت خط داستانی اصلیاصلی رو فعال کردیم. نمونهای که تو دستمونه به احتمال زیاد ابزاری برایزیرزمین فعال کردن مأموریت خط داستانی اصلیه. فکر میکنی باید به فانگ هنگ برگردونیمش؟»
«اما... ما توافق کردیم...»
«توافق؟ درسته، ما توافقدادنِ کردیم، اما نگفتیم کِیمحصولات جعبه رو بهش برمیگردونیم.»
هان جیونگ سرش را تکان داد و نگاهش را از چن یو گرفت: «احتمال زیادی وجودعلوم داره که این نمونه ناشناخته به مأموریت خط داستانی اصلیِ بعدی مربوط باشه. دلت میخواد ببینی مأموریتصدها خط داستانی اصلی میافته دست یه بازیکن معمولی؟ اگه یه روز فانگ هنگ تحت کنترل دربیاد چی؟»
«عملکرد فانگ هنگ در منطقه ۷ به من احساس آرامش نمیده. اینکه کنترل آینده توتوقفِ دستای خودمون باشه، مطمئنترین راهه. باید از زمان استفاده کنیم و ابتکار عمل رو بهفضای دست بگیریم تا نمونه ناشناخته رو بررسی کنیم و مأموریت بعدی رو هرچه زودتر فعال کنیم.»
چن یوبودند به هانکاریِ جیونگ نگاه کرد.
احساس میکرد فریب خورده است.
مهم نبود هان جیونگ چقدر سعیوجود میکرد سفسطه کند، حقیقت این بوداستفاده که آنها به توافقشان خیانت کرده بودند.
او باور داشت که هان جیونگحالا از همان ابتدا برای قطع رابطهاصلی بعدی با فانگ هنگ برنامهریزی کرده بود.
هان جیونگ داشت از رابطهاش بادوش فانگ هنگ استفاده میکرد تا مأموریت خطسنگهای داستانی اصلی را از چنگ او درآورد!
فراتر از خشمِ ناشیدادنِ از فریب خوردن، چنمحصولات یو اکنون بیشتر نگران بود.
اگر فانگ هنگ را عصبانیارتقای میکردند و اتفاقات منطقه ۷حالت دوباره در منطقه ۸ تکرار میشد...
؟