چپتر 308: رویداد ویژه
0«پس تو هم شرکت میکنی؟»
«البته، چیزهایی هست کهمرگ از این رویداد ویژهنمیتواند نیاز دارم. تو چطور؟»
«آره، مثل همیشه، فدراسیون ما همماموریت این بار شرکت میکنه. مسئول ایندعوت عملیات یو جی، سرپرست پناهگاه صحراییه.»
«چهار فدراسیون اصلی همیشه آشکارا با هم درگیر بودن.درآمد مافوقهای من امیدوارن که بتونیم نتیجه خوبی بگیریم، پس اگهبالاتر توی بازی همدیگه رو دیدیم، هوای همدیگه رو داشته باشیم.»
«البته، مشکلی نیست.»
فانگ هنگهمچنین به نشانه موافقتمجازات سر تکان داد.
پس از گپ زدن با چن یو در موردشود همکاری بعد از ورود به رویداد ویژه، فانگ هنگتاجر برای لحظهای فکر کرد و دوباره وارد بازی شد.
به محض ورود،دوباره صدای اعلان بازیصدای به صدا درآمد.
هشدار: رویداد ویژه در ۱۲ ساعت آینده آغاز خواهد شد.
تشخیص داده شد که بازیکن پناهگاهی بالاتر از سطح ۵ دارد. بازیکن به عنوان کاپیتان تیم در بازی شرکت خواهد کرد. با توجه به سطح فعلی پناهگاه بازیکن، او میتواند حداکثر ۱۹ بازیکن را برای شرکت در این رویداد ویژه با خود همراه کند.
هشدار: بازماندههای انپیسی نمیتوانند به رویداد ویژه بپیوندند.
هشدار: مکان این رویداد ویژه — شهر هاراموری.
هشدار: در این رویداد ویژه، بازیکن تحت شرایط خاصی قرار خواهد گرفت. همچنین بازیکن در صورت مرگ مجازات خواهد شد. بازیکن پس از پیوستن به ماموریت نمیتواند از آن خارج شود.
هشدار: شهر هاراموری در ۱۶ ساعت آینده برای عموم باز خواهد شد.
هشدار: از بازیکن دعوت میشود تا ظرف ۱۶ ساعت از طریق تلهپورت ویژه در هر اردوگاه تاجر آخرالزمان، وارد شهر هاراموری شود.
هشدار: بازیکنی که ماموریت را نپذیرد، هنگام ورود به شهر هاراموری با اثرات منفی اضافی مجازات خواهد شد.
هشدار: پس از ورود به گذرگاه تلهپورت ویژه، به جز کریستالهای تکامل، تمام آیتمهای نامربوط در کولهپشتی بازیکن به طور موقت خالی خواهد شد.
«۱۶ ساعت...»
فانگ هنگ با خودش زمزمهمحض کرد و بلافاصله تیم زامبیها راساعت کنترل کرد تا دستهدسته خودکشی کنند.
سه ساعت بعد، فانگ هنگلحظهای و مو جیاوی با هممحض به اردوگاه تاجر آخرالزمان رسیدند.
فانگ هنگ در ابتدامرگ میخواست لوسیا را برای شرکتخارج در ماموریت با خود بیاورد.
متاسفانه، انپیسیها نمیتوانستند شرکت کنند،پیوستن بنابراین او فقط میتوانست موعموم جیاوی را برای تشکیل تیم بیاورد.
آنها نمیتوانستند مواد و مصالحیمحض را به رویداد ویژه ببرند. اگرساعت تعداد افراد زیاد بود، دردسرساز میشد.
قدرت رزمی مو جیاوی بسیارلحظهای ضعیف بود، اما مهارت استعدادمحض پشتیبانی او همچنان بسیار موثر بود.
او همچنینهمچنین یک مهارت مخفیمجازات داشت — «شانس».
اردوگاه تاجر آخرالزمان بسیار شلوغ و پرجنبوجوش بود.خارج وقتی فانگ هنگ به آنجا رفت، متوجه شد کهاردوگاه کلبه اصلی به یک بار کوچک تبدیل شده است.
بسیاری از انپیسیهادوباره در بار نشستهصدای بودند و مینوشیدند.
تاجر آخرالزمان، وتل، پشتبرای پیشخوان بار بود و برایوارد فانگ هنگ دست تکان میداد.
«فانگ هنگ، توصورت هم برای اونپیوستن رویداد ویژه اینجایی، درسته؟»
فانگ هنگ با لبخند جلو رفتماموریت و جواب داد: «البته، مگه میشهدعوت همچین رویداد پرهیجانی من رو شامل نشه؟»
«هی، اینکرد رو بگیر. حواستمحض باشه کسی نبیندش.»
با استفاده از این فرصت کهفکر کسی حواسش نبود، وتل بیسروصدا تکهاعلان کاغذی را در دست فانگ هنگ چپاند.
او به جلو خممرگ شد و در گوشنمیتواند فانگ هنگ زمزمه کرد.
«من و دوستام یه شرطبندی راه انداختیم. تمام پولیشود که تو این نیم ماه گذشته درآوردم رو رویتاجر تو شرط بستم. تمام تلاشت رو بکن، ناامیدم نکن.»
هشدار: شما اطلاعات وتل۱ را به دست آوردید.
هشدار: این آیتم نمیتواند به خودی خود فعال شود. پس از ورود به رویداد ویژه، بازیکن به طور غیرفعال پیام اطلاعاتی را فعال خواهد کرد.
فانگ هنگ در حالی کهمحض به سرعت تکه کاغذ راهشدار کنار میگذاشت، آرام و خونسرد ماند.
او همچنین بیسروصدا در گوش وتل زمزمه کرد:دوباره «وتل، راستش رو بخوای، هنوزم میتونی افراد دیگهای روآینده به شرطبندیت اضافه کنی؟ میتونیم با هم پول دربیاریم.»
وتل به فانگ هنگ چشمکمجازات زد: «اینطوری نمیشه. ما فقطشود مشارکت افراد خودی رو قبول میکنیم.»
«پس یه کممرگ صبر کن. میرمماموریت با لوسیا تماس بگیرم.»
...
راهنما: بازیکن نقش کاپیتان را بر عهده میگیرد و وارد یک رویداد ویژه میشود. بازیکن: مو جیاوی، زمان ایمن تیم را به اشتراک میگذارد.
راهنما: کولهپشتی بازیکن به طور موقت از اقلام نامربوط (به جز کریستالهای تکامل) خالی میشود.
راهنما: در حالت رویداد ویژه، میزان سیری شما ۵ برابر افزایش مییابد.
راهنما: رویداد فعلی بازی ممکن است تحت تاثیر عوامل خارجی قرار گیرد، لطفا مراقب باشید.
راهنما: رویداد فعلی بازی دارای ماموریتهای خصمانه بین بازیکنان است، لطفا مراقب باشید.
راهنما: بازیکن پس از مرگ در بازی فعلی نیز مجازات خواهد شد. آسیب سلاح گرم بین بازیکنان ۵۰ درصد کاهش مییابد. لطفا مراقب باشید.
راهنما: تیم بازیکن در ابتدا ۶ ساعت زمان ایمن دارد. بازیکن میتواند به دنبال راههایی برای افزایش زمان ایمن در بازی باشد. زمانی که زمان ایمن به صفر برسد، تمام بازیکنان تیم حذف خواهند شد.
راهنما: در طول رویداد ویژه بازی، بازیکن پس از ترک شهر هاراموری به مدت ۳ دقیقه حذف خواهد شد.
راهنما: مهم نیست بازیکن چگونه حذف شود، در هر صورت مرگ بازیکن به طور پیشفرض رقم خواهد خورد.
راهنما: بازیکن در حال حاضر در جناح شرقی مستقر شده است.
راهنما: بازیکن ماموریت - جناح را فعال کرد.
نام ماموریت: جناح.
سختی ماموریت: S.
الزامات ماموریت: کسب امتیازات بیشتر و جلوگیری از کسب امتیازات توسط سایر جناحها (پس از رویداد ویژه، ۱,۰۰۰,۰۰۰ امتیازات به صورت درصدی بین هر جناح توزیع میشود و رهبر جناح امتیازات را دریافت خواهد کرد).
پاداش ماموریت: امتیازات (پس از پایان رویداد ویژه، بازیکن میتواند از امتیازات برای تبادل با مواد مختلف استفاده کند).
راهنما: بازیکن ماموریت - تجمع را فعال کرد.
نام ماموریت: تجمع.
سختی ماموریت: B.
الزامات ماموریت: لطفا در عرض ۱۸۰ دقیقه در میدان شرقی شهر تجمع کنید.
پاداش ماموریت: هیچ.
مجازات شکست: حذف.
فانگ هنگ چشمانش را باز کردماموریت و متوجه شد که او ودعوت مو جیاوی در یک انبار قدیمی هستند.
او به سرعت به اطراف نگاهصدای کرد، اما هیچ خطری وجود نداشت.آینده بلافاصله کولهپشتی خود را باز کرد.
به جز کریستال تکامل ولحظهای یادداشتی از وتل، هیچ چیزمحض دیگری در کولهپشتی او وجود نداشت.
فانگ هنگ باصورت دقت گزارش بازیپیوستن را دوباره خواند.
قبل از پیوستن به ماموریت، فانگماموریت هنگ از طریق چن یو ودعوت مو جیاوی اطلاعاتی جمعآوری کرده بود.
رویدادهای ویژهکرد با بازیهایوارد معمولی متفاوت بودند.
این رویدادها بازیکنان مناطقبرای مختلف را تشویق میکردنددوباره تا یکدیگر را بکشند.
فانگ هنگ دوبارهصورت نقشه داخلی بازیپیوستن را باز کرد.
آن دو در انبارمجازات پشت یک سوپرمارکت در نزدیکیشود حاشیه شرقی شهر هاراموری بودند.
نقطه تجمعی که در ماموریتمحض مشخص شده بود، حدود دوهشدار کیلومتر از اینجا فاصله داشت.
فانگ هنگ، مو جیاوی را وارد بازی کردهدوباره بود. آن دو به طور پیشفرض یک تیمساعت تشکیل داده بودند و زمان دقیقه به دقیقه میگذشت.
«آمادهای؟»
«آره، یه کم سخته.»
مو جیاوی به اطرافوارد نگاه کرد و سعیصدا داشت سلاح مناسبی پیدا کند.
فانگ هنگ به سمت دیوار رفت و با قدرت بخشیمحض از لوله آهنی روی دیوار را کند. آن را درتشخیص دست گرفت و سعی کرد چند بار در هوا تکانش دهد.
«بیا، از این استفاده کن.»
فانگ هنگ در حالی که این را میگفت،خارج لوله آهنی را به سمت مو جیاوی پرتتلهپورت کرد و بخش دیگری را برای خودش کند.
«عجله کن، بریم.»
فانگ هنگ جلوورود رفت و لگدیفکر به در زد.
«بنگ!»
با صدای بلندی،مرگ در چوبی با لگدنمیتواند فانگ هنگ باز شد.
با نگاهی به اطراف، مشخص بودصدای که سوپرمارکت غارت شده است. قفسهها همهآغاز به هم ریخته روی زمین افتاده بودند.
پنج یا شش زامبی که در سالنکرد ایستاده بودند، همزمان سرشان را چرخاندند و تلوتلوخورانهشدار به سمت فانگ هنگ و بقیه حرکت کردند.
با توجه به کمبود دارو برایپیوستن درمان عفونت، اگر به طور تصادفیباز به ویروس زامبی آلوده میشدند، حذف میشدند.
«مراقب باش.»
فانگ هنگ هشدار داد. او لولهصدای آهنی را در دستش بالا برد وآغاز با احتیاط به نزدیکترین زامبی نزدیک شد.