---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

بازی جهانی: AFK در آخرالزمان زامبی

چپتر 502: چپتر ۵۰۲ • ⏱ 8 دقیقه

چپتر 502: چپتر ۵۰۲

0

در روبه‌رو،‌می‌رسه​ ساختمان یک‌همین​ پناهگاه قرار داشت.

مو جیاوی پیش‌قدم شد و از کامیون پایین پرید. او دوربینی‌کرم‌ها​ بیرون آورد تا پناهگاه را در دوردست بررسی کند، سپس سرش‌رودخانه​ را پایین انداخت تا آن را با نقشه توی دستش مقایسه کند.

«خدای من، اینجا در اصل یه پایگاه تحقیقات زمین‌شناسی تو طبیعت‌شانه‌هایش​ بکر بوده. بعد از آخرالزمان زامبی، متروکه شد. بعد از اینکه‌برنامه‌ریزی​ فدراسیون اینجا رو تسخیر کرد، به یه پناهگاه بزرگ تبدیل شد.»

فنگ هنگ، لوسیا و بقیه‌شروع​ از کامیون پیاده شدند و از‌برای​ دور به ساختمان هدف نگاه کردند.

«خیلی خوب به‌بیاین​ نظر می‌رسه. بیاین‌شروع​ همین الان شروع کنیم.»

فنگ هنگ شانه‌هایش را مالید.

جنگ علیه فدراسیون برای به دست آوردن بافت‌های هیلا‌شروع​ از مدت‌ها پیش برنامه‌ریزی شده بود. او از قبل‌بافت‌های​ یک هدیه خوشامدگویی برای پناهگاه فدرال آماده کرده بود.

«فیش... فیش فیش...»

سطل‌های فلزی روی تریلر‌همین​ در پشت کامیون یکی‌یکی‌شانه‌هایش​ به بالا هل داده شدند.

تحت کنترل آگاهی فنگ هنگ، تعداد‌قورت​ زیادی از کرم‌های جهش‌یافته به رنگ‌فاصله​ بنفش روشن، از سطل‌های فلزی بیرون خزیدند.

همان کرم‌های جهش‌یافته‌ای که‌نظر​ در منطقه ۷ غوغا‌الان​ به پا کرده بودند!

کرم‌های جهش‌یافته‌ای که به اندازه‌شروع​ دو روز فرم تایران همجوش‌علیه​ را در خود انباشته بودند.

......

وقت آن‌انباشته​ بود که‌عملکردشان​ عملکردشان را ببیند.

«قورت...»

با دیدن این توده متراکم از‌کنیم​ کرم‌ها از فاصله نزدیک، مو جیاوی آب‌آوردن​ دهانش را قورت داد و بدنش لرزید.

فوبیای او‌می‌رسه​ دوباره عود‌همین​ کرده بود.

کرم‌های جهش‌یافته تقریباً به یک رودخانه بنفش‌دیدن​ در حال لولیدن تبدیل شدند که به آرامی‌داد​ به سمت پناهگاه فدرال در دوردست جریان داشت.

...

در پناهگاه.

روی برج نگهبانی، چند‌همین​ بازیکن فدراسیون مثل هر‌شانه‌هایش​ روز مشغول انجام وظیفه بودند.

یک بازیکن فدراسیون متوجه‌عملکردشان​ چیزی شد، اخم کرد‌این​ و به دوردست خیره شد.

«هی، نگاه کنین، اون چیه؟»

با توجه به این ناهنجاری، او‌کنیم​ بلافاصله دوربین دوچشمی‌اش را بالا آورد و‌آوردن​ به رودخانه بنفش در دوردست نگاه کرد.

«حشره... حشرات؟»

بازیکن فدراسیون اخم کرد.

«کدوم حشرات؟‌خیلی​ داری در مورد‌می‌رسه​ چی حرف می‌زنی؟»

یک بازیکن دیگر‌همین​ دوربین را گرفت‌کنیم​ و نگاهی انداخت.

وقتی موجودات در دوردست را‌الان​ به وضوح دید، حالت چهره‌جنگ​ بازیکن به شدت تغییر کرد.

آن‌ها واقعاً حشره بودند!

توده‌ای متراکم‌خیلی​ از حشرات‌نظر​ بنفش روشن!

او بلافاصله تصاویر و اطلاعاتی را‌کنیم​ که چندی پیش در انجمن منطقه‌دست​ ۷ دیده بود، به یاد آورد.

کرم‌های جهش‌یافته‌می‌رسه​ معروف در‌همین​ منطقه ۷!

چطور ممکن بود چنین‌عملکردشان​ چیز وحشتناکی در منطقه‌این​ ۸ وجود داشته باشد؟!

«لعنتی! کرم‌های جهش‌یافته! این‌نظر​ یه موج زامبیه! یه‌الان​ موج زامبی داره میاد!!»

«ألرت! این یه موج زامبیه!»

او فریاد زد‌بیاین​ و آژیر اضطراری پناهگاه‌کنیم​ را به صدا درآورد.

منطقه ۸ تنها مدت کوتاهی بود که راه‌اندازی شده بود،‌متراکم​ بنابراین دفاع کلی پناهگاه به اندازه منطقه ۷ قوی نبود.‌عود​ در کل این پناهگاه بزرگ، تنها ۲۰ توپ خودکار وجود داشت.

بیشتر آن‌ها برای‌خوب​ دفاع از خود‌بیاین​ به بازیکنان متکی بودند.

بازیکنان فدراسیون در پناهگاه به طور اضطراری احضار شدند.‌جنگ​ پس از آنلاین شدن، از برج نگهبانی بالا رفتند.‌برنامه‌ریزی​ یا پشت سنگرها پنهان شدند و برای مبارزه آماده شدند.

همه بازیکنان‌می‌رسه​ فشار زیادی‌همین​ را احساس می‌کردند.

مقابله با زامبی‌های معمولی آسان‌ببیند​ بود، اما با این همه‌متراکم​ حشره که روبه‌رویشان قرار داشت...

آن‌ها هرگز قبلاً با چنین‌می‌رسه​ وضعیتی برخورد نکرده بودند. حتی‌کنیم​ قبلاً آن را ندیده بودند!

«حمله کنین! نذارین نزدیک بشن!»

صدای شلیک‌می‌رسه​ گلوله‌ها به‌همین​ صدا درآمد!

در مواجهه با‌وقت​ موج کرم‌های جهش‌یافته، بازیکنان‌دیدن​ دیوانه‌وار ماشه را کشیدند.

با این حال،‌خوب​ تعداد کرم‌های جهش‌یافته بیش‌همین​ از حد زیاد بود!

سلاح‌های معمولی تنها‌همین​ می‌توانستند آسیب محدودی به‌شانه‌هایش​ کرم‌های جهش‌یافته وارد کنند.

تنها شعله‌های مداوم کوکتل مولوتف‌الان​ روی زمین می‌توانست برای مدت کوتاهی‌علیه​ در برابر کرم‌های جهش‌یافته مقاومت کند.

نارنجک‌ها و کوکتل‌وقت​ مولوتف‌ها بی‌وقفه به‌قورت​ جلو پرتاب می‌شدند.

عرق سرد از‌خوب​ دو طرف صورت‌بیاین​ فرمانده پناهگاه، ریموند، می‌چکید.

شب گذشته، او یک دستور نظامی به فرمانده کل داده بود تا اطمینان حاصل کند که همیشه‌پیش​ در برابر هرگونه تحرکی از طرف فنگ هنگ در حالت ألرت باشد. مهم نبود چه اتفاقی بیفتد، او‌داده​ باید به طور کامل از پناهگاه دفاع می‌کرد و از نمونه بافت ویژه در زیرزمین سوم محافظت می‌نمود!

او اصلاً انتظار‌بیاین​ نداشت امروز با چنین‌کنیم​ دردسر بزرگی روبه‌رو شود.

کار چه‌انباشته​ کسی جز‌عملکردشان​ او می‌توانست باشد؟

این دسته از موجودات‌نظر​ جهش‌یافته حتماً از پشت‌صحنه‌الان​ توسط فنگ هنگ کنترل می‌شدند!

«گزارش می‌دم! نیروهای کمکی تو راهن! ۳۰‌شانه‌هایش​ دقیقه دیگه به اینجا می‌رسن! مقامات بالا‌بافت‌های​ دستور دادن که در برابر حمله مقاومت کنیم!»

۳۰ دقیقه؟

ریموند جوابی نداد.

تو این وضعیت، حتی‌نظر​ سه دقیقه دوام آوردن‌الان​ هم تو تاریخ ثبت می‌شد!

ریموند دندان‌هایش را روی هم سایید‌کنیم​ و گفت: «چرا خبر حمله ارتش‌دست​ زندان رو از قبل دریافت نکردیم؟»

«قربان، هیچ خبری در مورد زندان دریافت‌کنیم​ نکردیم. زندان هنوز هیچ تحرکی نداشته و‌آوردن​ شوالیه های تاریکی هم هیچ حرکتی نکردن.»

دستان ریموند غرق در‌عملکردشان​ عرق سرد شده بود‌این​ و دهانش را بست.

او ناگهان متوجه شد‌نظر​ که قدرت فنگ هنگ‌الان​ بسیار بیشتر از پناهگاه آن‌هاست!

او حتی از قدرت ارتش زندان و شوالیه‌مالید​ های تاریکی هم استفاده نکرده بود و با این‌پیش​ حال توانست تمام پناهگاهشان را به وضعیتی ناامیدکننده بکشاند.

حالا باید چه کار می‌کرد؟

در مواجهه با حمله بدن‌های کرم جهشیافته، دیگر‌این​ دستورات مقامات بالا به کنار، حتی اگر می‌خواست‌بدنش​ با نمونه فرار کند هم خیلی دیر شده بود!

وقتی به اطراف‌خوب​ نگاه کرد، دسته انبوهی‌همین​ از حشرات را دید.

تعداد آن‌ها‌بیاین​ بیش از‌الان​ حد زیاد بود!

فنگ هنگ در دوردست روی شیب بلندی‌کنیم​ ایستاده بود و به پناهگاه فدراسیون که‌آوردن​ در وحشت فرو رفته بود، نگاه می‌کرد.

کوکتل مولوتف‌ها در‌وقت​ برابر بدن‌های کرم‌قورت​ جهشیافته مؤثر بودند.

او بدن‌های کرم جهشیافته را کنترل کرد تا دیوار آتشی را که توسط کوکتل مولوتف‌ها روی زمین ایجاد شده‌هیلا​ بود، دور بزنند. او بدن‌های کرم جهشیافته را به بیش از دوازده گروه تقسیم کرد که در میان شعله‌ها به‌داده​ چپ و راست حرکت می‌کردند. آن‌ها کل ساختمان را محاصره کردند و از همه جهات به خطوط دشمن نفوذ کردند!

«لعنتی! دارن میان!»

«سریع باشین! جلوشون رو بگیرین!»

«کمکم کنین! داره میاد بالا!»

در کمتر از دو دقیقه،‌می‌رسه​ تحت کنترل حساب‌شده فنگ هنگ،‌کنیم​ دفاع بیرونی پناهگاه کاملاً فلج‌شده بود.

بدن‌های کرم از دیوار‌الان​ بالا رفته بودند و خط‌جنگ​ دفاعی محیطی را دور زدند.

آن‌ها روی بدن بازیکنان می‌خزیدند و با استفاده از قطعات دهانی‌علیه​ تیزشان، سوراخ‌هایی زیر پوست بازیکنان ایجاد می‌کردند. آن‌ها با سرعتی فوق‌العاده‌قبل​ وارد بدن بازیکنان می‌شدند و به سرعت فرآیند انگل‌سازی را کامل می‌کردند!

در این مرحله، بازیکنان نتوانستند هیچ روش مؤثری برای مبارزه با بدن‌های کرم جهشیافته پیدا کنند. آن‌ها با درماندگی تماشا می‌کردند که‌رودخانه​ این دسته از موجودات خط دفاعی را در هم می‌شکنند، با درماندگی می‌دیدند که چطور وارد بدن همراهانشان می‌شوند و در مدت‌ناهنجاری​ کوتاهی فرآیند انگل‌سازی را کامل می‌کنند، و سپس، با چشمان خود می‌دیدند که همراهانشان در میان زوزه‌های دردناک به زامبی تبدیل می‌شوند!

برای لحظه‌ای، گوش‌های‌خوب​ ریموند پر از‌بیاین​ جیغ‌های وحشت‌زده بازیکنان شد.

«عقب‌نشینی کنین! برمی‌گردیم‌همین​ به آزمایشگاه و از‌شانه‌هایش​ راهروی پشتمون محافظت می‌کنیم!»

ریموند بلافاصله نگهبانان باقی‌مانده را به‌شروع​ سمت اتاق کنترل اصلی هدایت کرد‌برای​ و به زیرزمین سوم عقب‌نشینی کردند!

منطقه‌ای که در محیط بیرونی باید از آن محافظت می‌شد، بیش‌کرم‌ها​ از حد بزرگ بود. تنها با پنهان شدن در پناهگاه و‌رودخانه​ استفاده از راهروی باریک می‌شد جلوی هجوم بدن‌های کرم را گرفت!

در دوردست، این اولین باری بود که مو‌الان​ جیاوی ورود بدن‌های کرم جهشیافته را به میدان‌دست​ نبرد می‌دید. او در دل زبانش بند آمده بود.

قدرت رزمی بدن‌همین​ کرم جهشیافته بیش‌کنیم​ از حد وحشتناک بود.

قبل از اینکه فرم تایران‌الان​ همجوش ظاهر شود، محیط بیرونی‌جنگ​ پناهگاه از قبل سقوط کرده بود.

مو جیاوی بالاخره فهمید که چرا فنگ‌دیدن​ هنگ به این راحتی مأموریت خط داستانی‌دهانش​ اصلی را با فدراسیون به اشتراک گذاشته بود.

با قدرت فرم تایران‌نظر​ همجوش، آن‌ها می‌توانستند به راحتی‌شروع​ فدراسیون را در هم بشکنند.

بعد از این همه مدت،‌شروع​ فنگ هنگ اصلاً به فدراسیون‌علیه​ در منطقه ۸ اهمیتی نمی‌داد!

با دیدن در هم شکستن دفاع بیرونی‌کنیم​ پناهگاه، فنگ هنگ به بدن‌های کرم جهشیافته‌آوردن​ دستور داد تا به پناهگاه حمله کنند.

ناولها | novelha.net