چپتر 20: طبقه دوم، خدای تعارض و مرگ. راکیراتاس (۵)
0شوالیه همچوناولین طوفانی سهمگینحریفی به پیش میتازد.
تهسان بهسختینداشتند ضربه شمشیر فرودآمدهنیز را دفع میکند.
کاگاک!
در لحظهنوعی برخورد شمشیرها، مچتصادفی دست شوالیه میلرزد.
او سعی میکند تیغهاش راروبرو روی شمشیر تهسان لیز دهدصدای تا مچ او را قطع کند.
تهسان با شتاب تلاش میکند فاصلهصدق بگیرد، اما سلاحهایشان جدا نمیشوند، گوییتصادفی با چسب به هم جوش خوردهاند.
«کوک!»
شما ۲۰ آسیب دریافت کردید.
ساعدش بریده شد.
تهسان شمشیرش را با دامنهایبودند وسیع تاب داد تا رها شودبگذارد و وضعیت بازویش را بررسی کرد.
«مشکلی نیست.»
عضلات واولین استخوانها سالمحریفی مانده بودند.
میسوخت، اما جراحتیموضوع نبود که برصدق نبرد تأثیر بگذارد.
«این دیگه چه کوفتیه؟»
او مبهوت شده بود.
آن ضربهاولین چه بود؟ آنروبرو یک تکنیک بود.
شمشیرزنیِ یک شوالیهموضوع که به شکلیصدق سیستماتیک آموزش دیده است.
تهسان هرگزاستخوانها چنین تکنیکیمانده ندیده بود.
اکثر بازیکنان، تجربهای را که در نبردهای واقعیتجربه اندوخته بودند هنرهای رزمی خود مینامیدند، اما هیچکدامبار چیزی به پیچیدگی و ظرافت شوالیه مقابلش نداشتند.
این موضوعاولین در مورد تهسانروبرو نیز صدق میکرد.
هر تکنیکی که او استفاده میکرد،صدق نوعی شمشیرزنی بیشکل و تصادفی بودتصادفی که از نبردهای واقعی آموخته شده بود.
او براستخوانها اساس تجربهمانده حرکت میکرد.
او هیچ ایدهای نداشتبیشکل که چگونه برای اولین بارحرکت با چنین حریفی روبرو شود.
شوالیه شمشیرش را تاب میدهد.
تهسان بانداشتند خشونت بهمورد استقبال آن میرود.
صدای مهیبیاستخوانها از برخوردمانده شمشیرها برمیخیزد.
شوالیه فشار میآورد.
تهسان سعی میکند نیرو را منحرف کردهخشونت و ضدحمله بزند، اما به راحتی مغلوبمیآورد شده و لگدی از شوالیه دریافت میکند.
شما ۱۱ آسیب دریافت کردید.
«عجب.»
اکنون صدایی ازبار سر تحسین ازمیدهد گلویش خارج شد.
سلاح در دستموضوع خودش بود، اما نمیتوانستمیکرد آن را کنترل کند.
با اینکه نبردهای واقعی بسیاری را پشتجراحتی سر گذاشته بود، هرگز به تکنیکها اهمیتکوفتیه زیادی نمیداد، اما حالا نظرش تغییر کرده بود.
اینکه وقتی یک تکنیکبیشکل به اوج خود میرسد،تجربه چنین چیزهایی ممکن میشود.
این حقیقتیاولین بود کهحریفی او نمیدانست.
شوالیه مقابلش حریفی بودمورد که تهسان با شمشیراستفاده هیچ پاسخی برایش نداشت.
حتی اگر هزارسالم بار شمشیر میزدند،میسوخت راهی برای پیروزی نمیدید.
«میخوام یادش بگیرم.»
تهسان زیر لب زمزمه کرد.
چشمانش لبریز از طمع بود.
هر عملی در هزارتو ارزیابی میشودمیسوخت و اگر از سطح خاصی فراتراین رود، با نام یک مهارت توصیف میشود.
شمشیرزنیِ مقابلشنوعی از آن خطتصادفی عبور کرده بود.
قطعاً یک مهارت بود.
حداقل یکنداشتند مهارت بامورد بالاترین رتبه.
میخوام یادش بگیرم.
اگر آن شمشیرزنی را یادتصادفی میگرفت، میتوانست بر بسیاری ازهیچ دشواریهایی که پیشبینی میکرد، غلبه کند.
او در حال حاضر مهارتهای زیادی داشتخشونت و قرار بود مهارتهای بیشتری به دستمیآورد آورد، اما شمشیرزنی در میان آنها نبود.
مانند یک اسکروج پیرمورد و ناراضی، با طمعاستفاده به شوالیه خیره شد.
شوالیه که با اشتیاقمانده و میل شدید تهسان روبرونبرد شده بود، لحظهای عقب رفت.
«شمشیرزنیت برتره. قبولش دارم.»
او یک بازیکن بود.
کسی کهنداشتند هزارتو رامورد پاکسازی میکند.
«ولی این همه چیز نیست.»
او مهارتهایی داشت.
تا الان، تصویربار نبرد حمله شوالیهمیدهد و عقبنشینی تهسان بود.
با توجه بهموضوع تفاوت آشکار درصدق شمشیرزنیشان، این طبیعی بود.
اما ایناستخوانها بار، تهسان بهبودند جلو یورش برد.
در دستش شمشیرشمشیرزنی نبود، بلکه یک عصایاساس جادوی قرمز قرار داشت.
شما توپ آتشین را فعال کردید.
گوی سرخی به پرواز درمیآید.
تهسان بلافاصله سلاحششمشیرزنی را دوباره بهآموخته شمشیر تغییر داد.
او درست پشتبار سر توپ آتشین، بهخشونت سمت شوالیه یورش برد.
شوالیه شمشیرش را پایین آورد.
فوش.
توپ آتشین توسطشمشیرزنی شمشیر بریده شدهآموخته و ناپدید میشود.
تهسان با استفاده از فرصتی کهمیدهد پایین آمدن شمشیر ایجاد کرده بود،برمیخیزد شمشیر دست چپش را تاب داد.
۶ آسیب به خدمتگزار راکیراتاس وارد شد.
شما حمله بدون نفس را فعال کردید.
برای ۱۰ ثانیه آینده از نیاز به تنفس رها هستید.
او بلافاصلهچگونه با شمشیر دستبار راستش ضربه میزند.
دقیقاً ۶نیست آسیب دیگراستخوانها وارد میشود.
شوالیه که حالت ایستادنحریفی خود را اصلاح کرده،استقبال شمشیرش را فرو میکند.
تهسان آن را دفاع نکرد.
در عوض،چگونه به سمتاولین شمشیر یورش برد.
اگر بیحرکت میماند، شمشیراستخوانها در مسیری بود کهمیسوخت دقیقاً سرش را سوراخ میکرد.
شما انحراف را فعال کردید.
حمله بعدی منحرف خواهد شد.
درست در لحظهای کهمانده شمشیر به سر تهساننبود نزدیک شد، مسیرش پیچید.
بهصورت اجباری وادارشمشیرزنی شد تا ازآموخته کنار تهسان عبور کند.
شوالیه دستپاچه ناامیدانه سعیحریفی کرد شمشیر را عقباستقبال بکشد، اما شمشیر فرمان نمیبرد.
شمشیر شانه تهسان را میخراشد.
شما ۱۵ آسیب دریافت کردید.
بدن شوالیه توسط شمشیریحریفی که از کنترلش خارجاستقبال شده بود، کشیده شد.
تهسان شمشیرهایش را بامورد خشونت به سمت شوالیهاستفاده کاملاً بیدفاع حرکت داد.
۶ آسیب به خدمتگزار راکیراتاس وارد شد.
۵ آسیب به خدمتگزار راکیراتاس وارد شد.
[...]
او در کمترشمشیرزنی از دو ثانیهآموخته شش بار ضربه زد.
به لطف حمله بدون نفس،روبرو میتوانست بدون نیاز به تنظیمصدای تنفس و مکث حمله کند.
ووم!
شوالیه پایش راسالم حرکت داد تامیسوخت تهسان را دور کند.
تهسان مطیعانه از زانویی که بهآموخته سمتش پرتاب شده بود عقبنشینی کردنداشت و با خشونت هوا را شکافت.
در دستشاولین عصای جادویحریفی قرمز بود.
شما توپ آتشین را فعال کردید.
گوی سرخینوعی در هوابیشکل ظاهر میشود.
شوالیه سعی کرد آنحریفی را دفاع کند، اما اینمیرود بار فاصله خیلی کم بود.
۱۳ آسیب به خدمتگزار راکیراتاس وارد شد.
قضاوت سوختگی در حال انجام است...
قضاوت موفقیتآمیز بود! خدمتگزار راکیراتاس اکنون در وضعیت سوختگی قرار دارد.
«خوبه.»
مطمئن نبود به خاطر زرهسالم چه اتفاقی میافتد، اما در اولیننبرد تلاش با قضاوت سوختگی موفق شد.
شوالیه شروعاولین به دریافتحریفی آسیب مداوم کرد.
کلنگ!
شوالیه هدفش را گم نکرد.
او در حالی کهاستخوانها شمشیرش را تاب میدادمیسوخت به سمت تهسان یورش برد.
این واقعاًاولین روحیهای مانندحریفی گاوبازی بود.
اگر شاخبهشاخ میشدند،میکرد تهسان هیچ شانسیشمشیرزنی برای پیروزی نداشت.
بنابراین اوچگونه هیچ قصدی برایبار رویارویی مستقیم نداشت.
شما انحراف را فعال کردید.
حمله بعدی منحرف خواهد شد.
سریع.
مسیر شمشیراستخوانها بهصورت اجباریمانده پیچیده میشود.
شوالیه نیروی بیشتری بهبیشکل آن وارد میکند، انگار مصممحرکت است این بار فریب نخورد.
این عملاً تمام قدرتش بود.
نیروی کافی در شمشیر وجودنیز داشت تا باقیمانده سلامتی او رابیشکل با یک ضربه از بین ببرد.
اما خطا میرود.
شمشیر ازنوعی کنار سینهبیشکل تهسان میگذرد.
شما ۱۱ آسیب دریافت کردید.
مهارتها قدرتیاستخوانها مطلق درمانده هزارتو هستند.
انحراف تکنیکی استشمشیرزنی که حمله حریفآموخته را منحرف میکند.
حتی اگر آینْژار ضربهای واردروبرو میکرد که میتوانست کوهی راصدای خرد کند، باز هم منحرف میشد.
مگر اینکه با یک مهارتنیز سطح بالاتر مقابله شود، راهی برایبیشکل دفاع در برابر آن وجود ندارد.
شمشیر پیچیده شدهسالم و بدن شوالیه درجراحتی معرض دید قرار میگیرد.
تهسان شمشیرش را حرکت میدهد.
شما «حمله بدون نفس» را فعال کردید.
برای ۱۲ ثانیه آینده از نیاز به نفس کشیدن رها هستید.
۶. ۶. ۵. ۵. ۶.
شما به حریف بهصورت متوالی حمله کردید.
شما مهارت فعال ویژه [حمله متوالی] را به دست آوردید.
همراه با گزارشسالم طولانی آسیب، پنجرهمیسوخت کسب مهارت ظاهر شد.
«پس کی میمیره؟»
امکان نداشت یک موجودحریفی انساننما سلامتی بیشتری نسبت بهمیرود یک موش غولپیکر داشته باشد.
اما شوالیهنداشتند هیچ نشانهای ازنیز مرگ بروز نمیداد.
تقریباً تماماستخوانها مانایش رامانده مصرف کرده بود.
هوش مصرف را کاهشبیشکل میداد، اما در سطحی درحرکت حدود ۲۰، تأثیر چشمگیری نداشت.
تنها حدوداولین ۵ ماناحریفی باقی مانده بود.
کافی براینداشتند یکی دو مهارتنیز دیگر، و تمام.
و سلامتیاستخوانها باقیمانده تهسانمانده ۷۱ بود.
جایی برای عقبنشینی وجود نداشت.
تهسان عمیقتر نفوذبار کرد و شمشیرشمیدهد را فرو برد.
۵ آسیب به خدمتکار راکیراتاس وارد شد.
شوالیه شمشیرش را بالا میبرد.
زانو میزند وبار تهِ شمشیر را برخشونت سر تهسان فرود میآورد.
شما «ضدحمله» را فعال کردید.
شما حمله بعدی حریف را کانتر خواهید کرد.
بدنش خودکار حرکت میکند.
از تهِ شمشیرِمیکرد در حال فرودشمشیرزنی جا خالی میدهد.
شمشیرش راچگونه در جهت نیرویبار شوالیه حرکت میدهد.
هر دو دستش را به کارمانده میگیرد و یک شمشیر را درتأثیر هر طرف گردن شوالیه فرو میکند.
۲۲ آسیب به خدمتکار راکیراتاس وارد شد.
۲۱ آسیب به خدمتکار راکیراتاس وارد شد.
اما نمیمیرد.
شوالیه به تهسان لگد میزند.
«آخ!»
تهسان دندانهایش راموضوع به هم میسایدصدق و تحمل میکند.
اگر این بارسالم به عقب پرتاب شود،جراحتی واقعاً امیدی باقی نمیماند.
با منقبض کردنشمشیرزنی اجباری شکم وآموخته مقاومت، عقب ننشست.
تهسان شمشیرشاولین را بیمهاباحریفی تاب داد.
ترکهایی روینداشتند زره شوالیهمورد ظاهر شد.
شوالیه نیز بیکار نماند.
شمشیر خطی مورب رسم کرد.
تهسان برایاولین جاخالی دادن،حریفی قامت خم کرد.
آنقدر پایین رفت که زمین را لمسمیکرد کرد و از آن شتاب برای ضربهاساس زدن به زیر گردن شوالیه استفاده کرد.
کلاهخود متلاشی شد.
چهرهای رنگپریده نمایان گشت.
نسبتاً خوشچهره بود،بار اما زمانی برایمیدهد تحسین آرام وجود نداشت.
تهسان شمشیرشنداشتند را به سمتنیز سر نشانه میرود.
شوالیه نیز ضدحملهسالم میزند و شکممیسوخت تهسان را هدف میگیرد.
تهسان بانوعی شمشیر دیگرشبیشکل دفاع میکند.
به دلیل کمبود قدرت، نتوانستروبرو کامل دفع کند، اما موفقصدای شد ضربه را منحرف کند.
شما ۳۲ آسیب دریافت کردید.
۱۵ آسیب به خدمتکار راکیراتاس وارد شد.
بار دیگراولین شمشیر را درروبرو گردن فرو میبرد.
شوالیه ضدحمله میزند.
این بار، جاخالی نمیدهد.
شمشیر سینه تهسان را میشکافد.
شما ۶۵ آسیب دریافت کردید.
«پایداری» شما فعال شد.
حمله مرگبار خنثی شد.
برای ۱ ثانیه، تمام آسیبها ۰ میشود.
پایداری.
خنثیسازی تمام آسیبها.
این آخرین راه چاره است.
۱۶ آسیب به خدمتکار راکیراتاس وارد شد.
۱۵ آسیب به خدمتکار راکیراتاس وارد شد.
در آنصدق لحظه، زره شوالیهنوعی در هم شکست.
حیات به چهرهاش بازگشت.
خدمتکار که عقلشعضلات را بازیافته بود، لبخندبودند کوچکی به تهسان زد.
لبهایش تکان خورد.
[مبارزه خوبی بود.
ای شجاعدل.]
تهسان احساس کردسالم این چیزی بودمیسوخت که شوالیه گفت.
پیکر شوالیه به مهبیشکل تبدیل شد و بهتجربه سمت سقف هزارتو اوج گرفت.
به زودی،اولین منظره هزارتو بهروبرو حالت عادی بازگشت.
شما بر خدمتکار راکیراتاس پیروز شدید.
راکیراتاس بسیار خشنود است.
«خشنود بخوره تو سرش.»
تهسان نچنچ کرد.
شوالیه وقتی عقلشبرای را بازیافت، بهحریفی طرز باورنکردنی قوی بود.
مانای تهسان ته کشیدهاستخوانها بود و سلامتیاش درمیسوخت آستانه تمام شدن بود.
«چه معنی داره یهوحریفی کوئست رو عوض کنن؟استقبال این رسماً زورگیری نیست؟»
لی تهیئونصدق گفته بود کهنوعی همه خدایان حرومزادهن.
احساس میکردچگونه کمکم دلیلشاولین را میفهمد.
تهسان با کلافگیعضلات پنجره سیستم را کهبودند بسته بود، چک کرد.
شما بر خدمتکار راکیراتاس پیروز شدید.
مقدار زیادی تجربه دریافت کردید.
سلامتی به میزان ۳۰ بازیابی شد.
۲۵۳ طلا به دست آوردید.
شما یکتنه حریفی دشوار را شکست دادید.
قدرت بهطور دائم ۲ واحد افزایش مییابد. چابکی بهطور دائم ۲ واحد افزایش مییابد. مانا بهطور دائم ۲ واحد افزایش مییابد.
«عروج رتبه روح» شما فعال شد.
قدرت بهطور دائم ۴ واحد افزایش مییابد. چابکی بهطور دائم ۳ واحد افزایش مییابد.
سطح شما افزایش یافت.
شما وارد «وضعیت مطلوب» شدید.
بهعنوان پاداش ارتقای سطح، سلامتی ۲۵ واحد افزایش یافت.
بهعنوان پاداش ارتقای سطح، قدرت بهطور دائم ۳ واحد، چابکی ۳ واحد، مانا ۳ واحد و سلامتی بهطور دائم ۵ واحد افزایش مییابد.
«هه.»
تهسان خندهای خشک سر داد.
افزایش آمار دیوانهوار بود.
«یه حساب سرانگشتی... ۱۷ تابودند آمار؟ ۳۰ تا سلامتی وتأثیر ۵ تا مانا؟ شوخی نیستا.»
این به وضوحشمشیرزنی نشان میداد که خدمتکاراساس راکیراتاس چه حریفی بود.
طبق ارزیابی تهسان، این حریفی بودمیدهد که حتی بهعنوان باس طبقه ۱۵ یافشار بالاتر در حالت معمولی هم عجیب نبود.
تنها از این واقعیت که نوارصدق تجربهاش خالی بود اما فوراً سطحشتصادفی ارتقا یافت، میتوانست این را بفهمد.
«پنجره وضعیت.»
[کانگ تهسان]
[سطح: ۶]
[سلامتی: ۱۹۰/۱۹۰]
[مانا: ۲۲/۲۲]
[قدرت: ۲۷]
[هوش: ۲۵]
[چابکی: ۴۰]
[قدرت حمله + ۵]
[قدرت دفاع + ۲]
[هدف در وضعیت مطلوب است.]
آمارهایش ناگهانچگونه سر بهاولین فلک کشیده بود.
اعدادِ دائماً در حال افزایش باعثمانده شد حتی خشمش را فراموش کندتأثیر و خندهای توخالی از لبانش بگریزد.
«تجهیزات... هیچی نیست.»
نگاهی حاکیصدق از حسرت برنوعی چهره تهسان نشست.
سلاح وچگونه زرهی کهاولین شوالیه استفاده میکرد.
هر دونیست تجهیزاتی بااستخوانها عملکرد خیرهکننده بودند.
انتظارش را داشت، چرا کهروبرو هیولاهای کوئست معمولاً تجهیزات نمیانداختند،صدای اما باز هم حیف بود.
پاداشی که آنمیکرد حسرت را تسکینشمشیرزنی دهد، در انتظارش بود.
شما «آزمون راکیراتاس» را پشت سر گذاشتید.
پاداشی بر اساس ارزیابی راکیراتاس به شما داده خواهد شد.
راکیراتاس از مبارزه شما بسیار خشنود شد.
راکیراتاس مایل است پاداشی درخور به شما بدهد.
«خشنود، آره جون خودش.»
کدام خدایی محتوای یک کوئست رامیسوخت اینطور ناگهانی تغییر میدهد؟ اگر کوچکتریناین اشتباهی میکرد، او بود که میمرد.
بذر خصومت نسبتشمشیرزنی به راکیراتاس درآموخته قلب تهسان جوانه زد.
چه این را میدانستحریفی چه نه، راکیراتاس شروعاستقبال به پردازش پاداشها کرد.
قلمرو مداخله راکیراتاس کوچک شده است.
راکیراتاس به شما پاداش میدهد.
شما [شمشیر تشریفاتی راکیراتاس] را دریافت کردید.
شما یک آزمون تقویتشده را پاکسازی کردید.
پاداشهای اضافی به دنبال خواهد آمد.
شما مهارت غیرفعال ویژه [گواه مبارزه] را به دست آوردید.
راکیراتاس پیشنهاد «قرارداد رسول» را به شما میدهد.