---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

بازگشت شیطان دیوانه

چپتر 1: میان آن‌ها، من قوی‌ترینم • ⏱ 4 دقیقه

چپتر 1: میان آن‌ها، من قوی‌ترینم

0

بیشتر رزمی‌کارای‌بشن​ دنیای موریم،‌چیزیه​ رسماً دیوونه‌ن.

دلیلش هم اینه که این جماعت شب و روز سگ‌دو می‌زنن و تمرین می‌کنن‌میدن​ تا یاد بگیرن چطور بقیه رو بکشن؛ از نون و آب می‌افتن و حتی گوهشون‌البته​ رو هم نگه می‌دارن تا فقط بتونن مدیتیشن کنن و انرژی درونی‌شون رو ببرن بالا.

دیوونگی که شاخ‌نمی‌خوره​ و دم نداره،‌می‌کنه​ دقیقاً همین شکلیه.

درست مثل یه میمون که دو تا شمشیر گرفته دستش و کل روز داره اون‌ها‌تهش​ رو می‌چرخونه به این نیت که بقیه میمون‌ها رو بکشه، یا مثل یه میمون دیگه که‌جایی​ چهارزانو نشسته و تکون نمی‌خوره، فقط چون فکر می‌کنه مهارت‌هاش هنوز به اندازه کافی خوب نیستن.

یه میمون‌بشن​ دیوونه که‌چیزیه​ دو‌دستی شمشیر می‌چرخونه.

یه میمون دیوونه‌مسیری​ دیگه که رو‌ناپیداست​ به دیوار مدیتیشن می‌کنه.

این دقیقاً ماهیت‌نمی‌خوره​ و ذات یه‌می‌کنه​ رزمی‌کار توی موریمه.

اون قهرمانای دوره‌گردی که ادعای کمک به خلق‌الله رو‌هیچ​ دارن، یا اون اتحاد موریم که همش جار می‌زنه‌مقصد​ ما طرفدار عدالتیم هم تفاوت زیادی با بقیه ندارن.

چون چه قهرمان دوره‌گرد باشن چه رهبرهای اتحاد‌دیوونه‌تر​ موریم، همه‌شون یه مشت حروم‌زاده دیوونه‌ن که فقط‌گذاشتن​ می‌خوان توی هنرهای رزمی رو دست بقیه بلند بشن.

از این نظر، هنرهای‌گذاشتن​ رزمی چیزیه که باعث‌مقصد​ میشه آدمای دیوونه، دیوونه‌تر بشن.

همون‌طور که یادگیری ته‌چون​ نداره، یادگیری هنرهای رزمی‌هنوز​ هم هیچ پایانی نداره.

اهالی موریم که پاشون رو توی مسیری گذاشتن که‌هیچ​ تهش ناپیداست و زور می‌زنن به مقصد برسن، خیلی‌مقصد​ سریع‌تر از هر کس دیگه‌ای عقلشون رو از دست میدن.

گاهی اوقات، همین‌طور که پیش میرن، کار‌آدمای​ به جایی می‌رسه که جسم و روحشون‌پاشون​ با هم قاطی می‌کنه و رد میدن.

به این‌پاشون​ حالت میگن‌گذاشتن​ «انحراف چی».

البته، منم تجربه‌ش کردم.

یه حکیم باستانی یه‌میشه​ بار گفت: «به کسی که‌هیچ​ لایق نیست، چیزی یاد نده.»

معنیش اینه که نباید به آدم بی‌شخصیت چیزی یاد داد،‌یادگیری​ ولی حقیقت اینه که هنرهای رزمی تنها چیزیه که عمراً‌مقصد​ نباید به کسی که بویی از انسانیت نبرده یاد داد.

وقتی یه حروم‌زاده دیوونه به‌تهش​ هنرهای رزمی عمیق و سطح بالا‌سریع‌تر​ دست پیدا می‌کنه، چه غلطی می‌کنه؟

اونا بدون هیچ‌نمی‌خوره​ تردیدی، افسار امیال‌می‌کنه​ غریزی‌شون رو رها می‌کنن.

وقتی منحرف‌های هیز و روانی‌های عاشق کشتار مثل طاعون‌هیچ​ همه‌جا رو پر می‌کنن، کسایی که برای کشتن اونا‌مقصد​ هنرهای رزمی یاد گرفتن، سر و کله‌شون پیدا می‌شه.

و وقتی تعدادشون مثل مور‌باعث​ و ملخ زیاد می‌شه، اون‌یادگیری​ خراب‌شده تبدیل می‌شه به «موریم».

واسه همین، وقتی مردم می‌گن «اصول اخلاقی موریم‌مقصد​ سقوط کرده»، منظورشون خیلی ساده‌ست: تعداد حروم‌زاده‌های دیوونه‌ای که‌همین‌طور​ هنرهای رزمی بلدن، از تعداد آدم‌های سالم بیشتر شده.

وقتی این حروم‌زاده‌های دیوونه بیش از حد زیاد‌هنوز​ بشن، حتی قهرمان‌های سرگردانی هم که سعی می‌کنن‌ماهیت​ جلوشون رو بگیرن، محکومن که خودشون هم قاطی کنن.

پس موریم، چه در گذشته‌آدمای​ و چه در حال، دنیاییه‌پایانی​ که محورش روی جنون می‌چرخه.

توی همچین موریمی، من نون‌باعث​ شبم رو با کتک زدن این‌هیچ​ دیوونه‌های زنجیری تا حد مرگ درمی‌آوردم.

اون حروم‌زاده‌های دیوونه حتی توی «جناح متعارف»‌زور​ هم قایم شده بودن و توی «جناح‌میدن​ غیرمتعارف» هم که تا دلت بخواد ریخته بودن.

اما داستان «جناح شیطانی» فرق داره؛ اونا جماعتی‌ان‌هنوز​ که سر اینکه کی دیوونه‌تره با هم مسابقه می‌ذارن‌ذات​ و حتی سلسله‌مراتب‌شون رو هم بر همین اساس می‌چینن.

من همه‌جا برای خودم دشمن تراشیدم، چون بدون توجه به‌پایانی​ جناح‌شون، هر نانجیبی که لایق مرگ بود رو سلاخی می‌کردم؛‌خیلی​ ولی با این حال، از جناح شیطانی بیشتر از همه متنفرم.

توی جناح متعارف، گاهی اوقات‌باعث​ قهرمان‌های سرگردانی پیدا می‌شن که سعی‌هیچ​ دارن طبق اصول انسانی زندگی کنن.

حتی توی جناح غیرمتعارف هم، گاهی می‌شه‌زور​ مردای لوطی‌مسلکی رو پیدا کرد که سعی‌میدن​ می‌کنن پاشون رو از گلیم‌شون درازتر نکنن.

اما جناح شیطانی... اونجا پر از یه مشت میمون نیمه‌دیوونه‌ست که کارشون فقط آزار دادن مردمه؛‌ماهیت​ یکی از دهنش سم می‌پاشه، یکی با شمشیرش صاعقه ول می‌کنه، یکی با انرژی درونی همه‌جا‌طرفدار​ رو منجمد می‌کنه، بماند که همه‌شون عاشق این حقه‌بازی‌های کثیفن که یهو از توی سایه‌ها بپرن بیرون.

این دوره و زمونه که توش این‌همون‌طور​ میمون‌های دیوونه کنترل بیشتر موریم رو به‌گذاشتن​ دست گرفتن، بهش می‌گن «عصر آسمان شیطانی».

من به هر قیمتی که‌باعث​ شده، این حروم‌زاده‌های دیوونه رو‌یادگیری​ تا حد مرگ کتک می‌زنم.

و با این‌مسیری​ حال، هنوزم دور و‌زور​ برم پر از میمونه.

...

...

من «شیطان دیوانه» هستم.

ناولها | novelha.net