---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

خورشید را بکش

چپتر 754: فصل اول • ⏱ 6 دقیقه

چپتر 754: فصل اول

0

حالا دیگر‌زفیکسِ​ نیک می‌توانست جواب‌دارم​ دشمن را بدهد.

با وجود اینکه درک منظورش‌تمام​ سخت بود، اما می‌توانست با‌گذاشته​ سرعت بالایی با آن حرف بزند.

این کار را خیلی‌آشوبِ​ راحت‌تر می‌کرد، چون نیک‌بعد​ حالا می‌توانست سؤال بپرسد.

هرچند مجبور‌نیاز​ بود بارها‌اگه​ تکرارشان کند.

اگر واقعاً می‌خواست بدون تکرار مداومِ‌اگه​ حرف‌هایش با دشمن صحبت کند، باید‌می‌رسه​ اول به یک شیطان پایانی تبدیل می‌شد.

تولید زفیکس در‌انگار​ این لحظه به بالاترین‌دوره‌ی​ حد ممکن رسیده بود.

به نظر می‌رسید قاره‌ی‌آشوبِ​ بزرگ در حال گذراندن‌بعد​ بزرگ‌ترین آشوبِ ممکن است.

پنج سال بعد از‌اگه​ مرگ شهوت، ثباتِ بیشترِ‌آینده​ شهرهایش از هم پاشید.

خادمانِ سابق گستاخ و بی‌پروا‌دارم​ شده بودند و همین باعث شد‌صفر​ ایجس حملات زیادی را ترتیب دهد.

هر بار که شهری از زیر‌شهرهای​ نفوذ شهوت بیرون می‌آمد، کل اقتصاد و‌زفیکسم​ بسیاری از قوانینش زیر و رو می‌شد.

به همین خاطر نیک با سرعتی سرسام‌آور پیشرفت‌بعد​ کرد و تنها شش سال بعد از رسیدن به‌گستاخ​ سطح شیطان میانی، به یک شیطان پایانی تبدیل شد.

اما تا آن‌دارم​ موقع، تولید زفیکس دوباره‌چند​ افت شدیدی کرده بود.

انگار تقریباً تمام شهرهای‌نیاز​ شهوت دوره‌ی آشوبشان را‌نکنم​ پشت سر گذاشته بودند.

با خودش فکر کرد: «تولید زفیکسم بیشتر‌دوره‌ی​ از هشتاد درصد افت کرده و الان‌بیشتر​ برای پیشرفت به زفیکسِ خیلی بیشتری نیاز دارم.»

«اگه کاری نکنم، تولید زفیکسم تو چند سال آینده تقریباً‌شهوت​ به صفر می‌رسه. البته، می‌تونم فقط با تمدید حکمِ چند‌بودند​ تا نگهبان فاسد، تولیدم رو سر پا نگه دارم. بذار ببینم...»

«اگه حکمِ همه‌ی نگهبان‌ها رو تمدید‌نکنم​ کنم، این‌قدر زفیکس تولید می‌کنم... و‌می‌تونم​ به این‌قدر زفیکس هم نیاز دارم...»

«اگه فقط از نگهبان‌ها استفاده‌دارم​ کنم، بیشتر از ۳۰ سال‌آینده​ زمان می‌بره تا پیشرفت کنم.»

طبیعتاً، یک مرحله پیشرفت در چنین‌شهرهای​ سطح بالایی آن هم فقط در‌فکر​ عرض ۳۰ سال، هنوز هم دیوانه‌وار بود.

سرعت نیک همچنان‌بزرگ‌ترین​ از ۹۰ درصدِ‌پنج​ انسان‌ها بیشتر بود.

با این حال، در مقایسه با‌نکنم​ سرعتِ پیشرفتِ همیشگی نیک، ۳۰ سال‌می‌تونم​ زمانِ وحشتناک طولانی‌ای به حساب می‌آمد.

«هر ثانیه‌ای که بشریت آزاد‌دارم​ نیست، باعث تحمیلِ حجم عظیمی‌آینده​ از رنج به آدم‌های بی‌شماری می‌شه.»

«نمی‌تونم همین‌جا بشینم و تو‌تمام​ سکوت پیشرفت کنم، در حالی‌گذاشته​ که این‌همه آدم دارن زجر می‌کشن.»

«اما از طرفی هم نمی‌تونم قبل از تموم شدنِ وقت‌شهوت​ آزادم برگردم. اگه زود برگردم، ممکنه قهرمان مشکوک بشه. هرچی نباشه‌همین​ من یه شبحم و قاعدتاً باید اول به فکر خودم باشم.»

«باید زودتر یه راه‌حل برای‌کاری​ این مشکل پیدا کنم، اما فعلاً‌البته​ بهتره تمرکزم رو بذارم روی تحقیقات.»

وقتی نیک به یک‌نیاز​ شیطان پایانی تبدیل شد،‌نکنم​ دوباره به دیدنِ محققان رفت.

در طول شش سال گذشته، آن‌ها موفق شده‌آشوبشان​ بودند دستگاه‌های اولیه‌ای بسازند که می‌توانست انرژی ستاره‌درصد​ را به شکل‌های دیگری از انرژی تبدیل کند.

گرما، حرکت، الکتریسیته...

حالا می‌توانستند این انرژی را با دستگاه‌ها دستکاری کنند،‌صفر​ اما هنوز راهی برای کنترل آن با ذهنشان پیدا‌تولیدم​ نکرده بودند؛ چیزی که هدفِ اصلیِ این پروژه بود.

فعلاً تمرکزشان را روی ساختن چیزی شبیه‌کاری​ به یک مانع گذاشته بودند که بتواند به‌عنوان‌فقط​ یک واسطه با انرژی ستاره تعامل داشته باشد.

اگر موفق می‌شدند، می‌توانستند‌تقریباً​ تا حدودی آن را‌آشوبشان​ با ذهنشان کنترل کنند.

فقط قرار بود یک‌آشوبِ​ لایه‌ی ترجمه بین ذهن‌بعد​ و انرژی ستاره قرار بگیرد.

وقتی نیک کتاب بعدی را‌کاری​ تحویل داد، محققان چیزهای زیادی در‌البته​ مورد تولید انرژی ستاره یاد گرفتند.

دشمن اغلب روی‌بیشتری​ چیزهای کاملاً متفاوتی نسبت‌کاری​ به محققان تمرکز می‌کرد.

محققان روی قابل‌استفاده کردن انرژی ستاره‌ای‌شهرهای​ کار می‌کردند، در حالی که تمرکز‌فکر​ دشمن روی نحوه تولید آن بود.

این اتفاق خوبی بود،‌آشوبِ​ چون نشان می‌داد دارند‌بعد​ در دو جبهه پیشرفت می‌کنند.

با کمک نوشته‌های نیک،‌اگه​ محققان موفق شدند تولید انرژی‌صفر​ ستاره‌ای را چند برابر کنند.

انرژی ستاره‌ایِ بیشتر به معنای‌دارم​ آزمایش‌های بیشتر بود، و این‌آینده​ یعنی سرعت پیشرفتشان بالاتر می‌رفت.

بدون کمک دشمن،‌انگار​ رسیدن به این پیشرفت‌ها‌دوره‌ی​ ده‌ها سال زمان می‌برد.

کشف، تولید و یادگیریِ‌آشوبِ​ کنترل یک نوع انرژی‌بعد​ کاملاً جدید، زمان زیادی می‌طلبید.

نیک بعد از‌دارم​ تحویل دادن کتاب‌نکنم​ جدیدش، پیش دشمن برگشت.

حالا که یک شیطان پایانی شده بود،‌کاری​ بالاخره می‌توانست بدون اینکه مجبور باشد مدام‌می‌تونم​ حرف‌هایش را تکرار کند، با دشمن حرف بزند.

نیک دشمن‌کرده​ را در جریان‌تمام​ پیشرفت تحقیقاتشان گذاشت.

دشمن با ارتعاشاتش گفت: «آزرده: نباید به کنترل‌بعد​ کردن انرژی ستاره‌ای با ذهنت فکر کنی. این‌سابق​ کاریه که فقط قوی‌ترین انسان‌ها می‌تونن انجامش بدن.»

«فقط یه محفظه ذخیره قابل‌حمل بساز که انرژی ستاره‌ای رو به بذر برسونه.‌فقط​ این برای راه‌اندازی کامل بذر کافی نیست، اما دسترسی اولیه‌ رو بهت می‌ده.‌می‌کنم​ اگه بتونی به بذر دسترسی پیدا کنی، سرعت تحقیقاتت سر به فلک می‌کشه!»

نیک اخم کرد و پرسید: «می‌گی‌اگه​ فقط قوی‌ترین انسان‌ها می‌تونن انرژی ستاره‌ای‌می‌رسه​ رو با ذهن‌شون کنترل کنن. چرا؟»

دشمن جواب داد: «این یه شکل کاملاً متفاوتی از انرژیه. کنترل کردن انرژی ستاره‌ای برای شما به همون اندازه غریبه و نامفهومه‌دارم​ که کنترل کردن جاذبه یا زمان. اسپکترها ممکنه این توانایی‌ها رو بهتون بدن، اما همه‌شون بر پایه زفیکس کار می‌کنن و شما‌این‌قدر​ نمی‌تونین واقعاً این چیزا رو کنترل کنین. در واقع شما دارین یه دستگاه از پیش‌ساخته‌شده رو برمی‌دارین و فقط دکمه‌اش رو فشار می‌دین.»

«شما همچین قابلیتی رو در مورد انرژی ستاره‌ای‌بعد​ ندارین. هیچ راه ذاتی و درونی‌ای برای تعامل‌سابق​ باهاش ندارین. باید خودتون اون دستگاه رو بسازین.»

«تازه، انرژی ستاره‌ای فقط به درد مبارزه با اسپکترها‌صفر​ و دفاع در برابرشون می‌خوره، و شما دارین با‌تولیدم​ ساختن سلاح از این انرژی همین کار رو می‌کنین.»

«تلاش برای رسیدن به همون دقت و‌کاری​ کنترلی که روی زفیکس دارین، فقط تلف‌می‌تونم​ کردن وقته و به هیچ نتیجه‌ای نمی‌رسه.»

«انرژی خالص برای همین کاراست. انرژی خالص خیلی خیلی برای انسان‌ها‌خودش​ مفیدتره. اگه انرژی خالص رو باز کنین، می‌تونین هر چقدر که دلتون‌اگه​ می‌خواد روی کنترل کردنش کار کنین. ارزش این همه زحمت رو داره.»

«فوری: اما‌گذراندن​ اول، به انرژی‌است​ خالص نیاز دارین!»

در همان لحظه، نیک چیزی به خاطرش‌چند​ رسید. پرسید: «گفتی برای دسترسی به بذرها‌تمدید​ به انرژی ستاره‌ای نیاز داریم یا انرژی خالص؟»

دشمن جواب داد: «هر دو. بذرها با انرژی خالص کار می‌کنن،‌صفر​ اما خودشون هم از قبل انرژی خالص تولید می‌کنن. باید بهشون‌بذار​ زفیکس و انرژی ستاره‌ای تغذیه کنی تا بتونن انرژی خالص بسازن.»

«اما اگه زمان زیادی گذشته باشه، ذخیره داخلی انرژی‌پشت​ خالصِ توی بذر تموم می‌شه، و برای اینکه دوباره دستگاه‌زفیکسِ​ رو راه بندازی، باید یه مقدار انرژی خالص بهش بدی.»

«به محض اینکه دوباره راه‌است​ بیفته، دیگه فقط به انرژی‌شهوت​ ستاره‌ای و زفیکس نیاز داری.»

پتریون نویسنده. اگر درآمد او به بیش‌چند​ از ۱۰۰۰ یورو در ماه برسد، تعداد‌تمدید​ کلمات هر فصل را افزایش خواهد داد.

/user?u=27791050

ناولها | novelha.net