---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

خورشید را بکش

چپتر 763: بدون عنوان • ⏱ 6 دقیقه

چپتر 763: بدون عنوان

0

«آدم‌ها همیشه همگام‌ساز زفیکس داشتن؟»

نیک سرش‌زنده​ رو تکون داد.‌الان​ «نه، احتمالاً نه.»

«اندامی که پریفیکس رو به زفیکس‌نابود​ تبدیل می‌کنه، فقط می‌تونه به‌طور طبیعی تو‌وگرنه​ محیطی پر از پریفیکس به وجود بیاد.»

«علاوه بر این، مشکوک نیست که آدم‌ها نمی‌تونن از زفیکس داخلی‌شون‌زحمت​ به‌عنوان یه منبع انرژی خارجی استفاده کنن؟ چرا برای زفیکس به‌سیاره‌ای​ اسپکترها نیاز داریم؟ چرا نمی‌تونیم فقط از مال خودمون استفاده کنیم؟»

«تازه، روشن‌ضمیرها اون‌قدر پیشرفته بودن که حتی‌نابود​ استخراج‌کننده‌های سطح نه داشتن، و برای رسیدن‌وگرنه​ به اون مرحله باید همگام‌ساز زفیکس می‌داشتن.»

«مطمئن نیستم عصر بهبودیافتگان چقدر طول کشیده، اما‌انسانی​ فکر نمی‌کنم اون‌قدر طولانی بوده باشه که اندام‌خودشون​ پیچیده‌ای مثل همگام‌ساز زفیکس بتونه توش تکامل پیدا کنه.»

«همین‌طور شواهدی هست که نشون‌بشریت​ می‌ده بهبودیافتگان هم یه نسخه‌اونا​ ابتدایی از استخراج‌کننده‌ها رو داشتن.»

«یعنی آدم‌ها یهو و تو یه چشم‌به‌هم‌زدن‌هیچی​ یه اندام جدید درآوردن که می‌تونست بی‌نقص با‌زمین​ یه همچین محیط جدید و افراطی‌ای سازگار بشه؟»

«قطعاً نه.»

«پس، همگام‌سازهای‌زنده​ زفیکس از‌وگرنه​ کجا اومدن؟»

«فقط یه‌می‌رسه​ توضیح به‌وقتی​ ذهنم می‌رسه.»

«فضایی‌ها.»

«وقتی فضایی‌ها بشریت رو نابود کردن، احتمالاً‌نابود​ بخش بزرگی از اونا رو زنده نگه‌وگرنه​ داشتن. وگرنه الان دیگه هیچ انسانی اینجا نبود.»

«و اگه می‌تونستن از هیچی انسان خلق کنن، چرا به‌نبود​ خودشون زحمت دادن که با انسان‌های روی زمین وارد جنگ‌روی​ بشن تا فقط اونا رو به یه چیز مفید تبدیل کنن؟»

«اگه می‌خواستن، می‌تونستن هر سیاره‌ای که یه ذره قابل سکونت‌اونا​ بود رو با یه نوع فرم زندگی پر کنن که‌اگه​ تو این شرایط سخت با یه همگام‌ساز زفیکس رشد کنه.»

«اونا برای همگام‌ساز زفیکس‌شون به‌اگه​ یه میزبان نیاز داشتن، و‌خودشون​ انسان‌ها احتمالاً میزبان‌های خوبی بودن.»

«علم ژنتیک خیلی پیشرفته نیست، اما همگام‌ساز‌نابود​ زفیکس حتی قبل از تولد ما شکل‌وگرنه​ می‌گیره، که یعنی بخشی از ژنتیک ماست.»

«فضایی‌ها با اون تکنولوژی پیشرفته‌شون، احتمالاً ژنوم انسان‌هایی که‌اینجا​ زنده گذاشته بودن رو تغییر دادن و بهشون این توانایی‌انسان‌های​ رو دادن که با پریفیکس، زفیکس خودشون رو تولید کنن.»

«اما نه‌می‌رسه​ بدون تعامل‌وقتی​ با یه شبح.»

«هر چی باشه،‌اینجا​ فضایی‌ها می‌خوان زفیکس‌می‌تونستن​ رو برداشت کنن.»

«اگه می‌تونستیم مثل اسپکترها‌فضایی‌ها​ زفیکس خودمون رو تولید‌کردن​ کنیم، یه سیستم بسته داشتیم.»

«تو یه همچین‌نگه​ سیستم بسته‌ای، سهم برداشتن‌هیچ​ از بالا خیلی سخته.»

«اما اگه انسان‌ها‌فضایی‌ها​ با یه شبح تعامل‌کردن​ کنن، زفیکس تقسیم می‌شه.»

«یه بخشیش وارد‌اینجا​ بدن انسان می‌شه‌می‌تونستن​ تا بتونن پیشرفت کنن.»

«یه بخشیش تو‌می‌رسه​ بدن شبح می‌مونه تا‌نابود​ اونم بتونه پیشرفت کنه.»

«و بخش‌زنده​ بزرگیش وارد‌وگرنه​ محیط اطراف می‌شه.»

«بیرون از یه واحد مهار، بیشتر زفیکس‌کردن​ تو محیط اطراف پخش می‌شه و به احتمال‌دیگه​ زیاد، فضایی‌ها دارن همون بخش رو برداشت می‌کنن.»

«از طرف دیگه، ممکنه زفیکس تجزیه بشه و به پریفیکس بیشتری تبدیل‌دادن​ بشه و محیط رو پر کنه. هر چی باشه، وقتی اسپکترها می‌میرن، غلظت‌سکونت​ پریفیکس تو جو بالا می‌ره، که باعث می‌شه اسپکترهای بیشتری به وجود بیان.»

«انسان‌ها برای زنده موندن به پریفیکس‌بشریت​ وابسته‌ن. آدم‌های عادی شاید بتونن بدون‌زنده​ اون زنده بمونن، اما استخراج‌کننده‌ها قطعاً نمی‌تونن.»

«گوستی می‌گفت انرژی ستاره‌ای برای‌الان​ انسان‌ها سمی نیست، اما انسان‌ها هم‌اگه​ ذاتاً نمی‌تونن باهاش تعاملی داشته باشن.»

«همیشه همین‌طوری بوده،‌فضایی‌ها​ یا فضایی‌ها اون بخش‌کردن​ رو از بین بردن؟»

«اگه من‌انسانی​ جای فضایی‌ها‌نبود​ بودم، چیکار می‌کردم؟»

نیک کمی فکر کرد.

«خب، انرژی ستاره‌ای چیز مهمی نیست. هرچی باشه، تولیدش‌اینجا​ بدون یه ستاره واقعی به شدت سخته، و برای‌دادن​ اینکه به درد بخوره به مقادیر عظیمی ازش نیاز داری.»

«با این حال، آدما دارن تو‌نابود​ دنیایی زندگی می‌کنن که دقیقاً برعکس چیزیه‌وگرنه​ که من از یه دنیا تصور می‌کنم.»

«زندگی تو سیاره‌های دیگه با‌اگه​ انرژی ستاره‌ای احاطه شده، و همه‌زحمت​ با ناامیدی دنبال زفیکس کمیاب می‌گردن.»

«در همین حال، آدما با پریفیکس و‌نابود​ در اصل با زفیکس محاصره شدن، در‌وگرنه​ حالی که هیچ دسترسی‌ای به انرژی ستاره‌ای ندارن.»

«اگه من جای فضایی‌ها بودم...»

«انرژی خالص‌می‌رسه​ رو برای‌وقتی​ آدما سمی می‌کردم.»

«ولی این با حرفای دشمن‌اگه​ در تضاده. اون می‌گفت که انرژی‌زحمت​ خالص برای آدما به شدت مفیده.»

نیک چشمانش را ریز کرد.

«البته، اون داشت درباره روشن‌ضمیرها حرف می‌زد.‌هیچ​ روشن‌ضمیرها بیشتر از هرکدوم از ما درباره دنیا‌خلق​ می‌دونستن. اونا حتی ممکنه درباره فضایی‌ها هم می‌دونستن.»

«اونا مدام از انرژی‌وقتی​ ستاره‌ای و انرژی خالص استفاده‌بزرگی​ می‌کردن، و ازش بهره می‌بردن.»

«این سه‌انسانی​ تا احتمال‌نبود​ رو باقی می‌ذاره.»

«یک، انرژی خالص‌می‌رسه​ سمی نیست، و‌بشریت​ من اشتباه می‌کنم.»

«دو، انرژی خالص برای روشن‌ضمیرها‌الان​ سمی نبوده ولی الان به عنوان‌اگه​ یه عامل سرکوب دیگه، سمی شده.»

«سه، انرژی خالص سمی‌وقتی​ بوده، ولی روشن‌ضمیرها راهی پیدا‌بزرگی​ کردن تا باهاش مقابله کنن.»

«فکر کنم گزینه سوم محتمل‌تره.»

«اگه فضایی‌ها می‌تونن ژنوم ما‌وقتی​ رو تغییر بدن، چرا ما‌بزرگی​ نتونیم همین کار رو بکنیم؟»

«شاید یه جور عمل جراحی وجود داشته‌هیچ​ که می‌تونسته اندامی بسازه تا با انرژی‌انسان​ ستاره‌ای و انرژی خالص تعامل داشته باشه؟»

«دشمن گفته بود که فقط‌بشریت​ قدرتمندترین آدما می‌تونستن با ذهنشون‌اونا​ انرژی ستاره‌ای رو دستکاری کنن.»

«در این صورت، نمی‌تونستن راهی‌اگه​ هم برای دستکاری انرژی خالص‌خودشون​ پیدا کنن بدون اینکه ازش بمیرن؟»

«وابسته کردن آدما به پریفیکس‌وقتی​ باعث می‌شه اونا به حفظ‌بزرگی​ محیط همون‌طوری که هست وابسته بشن.»

«اگه آدما بتونن به راحتی از انرژی‌هیچ​ ستاره‌ای و انرژی خالص استفاده کنن، دیگه هیچ‌خلق​ انگیزه‌ای برای موندن زیر سرکوب اسپکترها وجود نداره.»

«تازه، حتی اگه فرار‌وقتی​ هم بکنیم، فقط به‌بخش​ خاطر کمبود پریفیکس می‌میریم.»

«روشن‌ضمیرها بیشتر از همه ما می‌دونستن، که‌هیچی​ یعنی به احتمال زیاد از این مشکل‌روی​ هم خبر داشتن و تونستن حلش کنن.»

«فکر کنم ساختن اندامی که‌وقتی​ با انرژی ستاره‌ای و انرژی‌بزرگی​ خالص تعامل داشته باشه، راه‌حل خوبیه.»

«ولی این به دانش‌وگرنه​ عظیمی از زیست‌شناسی نیاز‌انسانی​ داره، که ما هنوز نداریمش.»

«فکر کنم داشتن‌فضایی‌ها​ چندتا زیست‌شناس برای‌نابود​ تیم مفید باشه.»

«شاید این مال آینده‌های خیلی دور باشه، ولی اگه بتونیم بیولوژی انسان رو‌انسان‌های​ به همون شکلی که قبلاً بود تغییر بدیم، اونم بدون اینکه مزیت تازه‌بود​ کشف‌شده‌مون یعنی همگام‌سازهای زفیکس رو از دست بدیم، می‌تونیم حتی از اینم قدرتمندتر بشیم.»

«و اگه واقعاً تو این‌وقتی​ کار موفق بشیم، منم می‌تونم‌بزرگی​ مرکز قدرتم رو تغییر بدم.»

«آدمای امروزی اساساً از‌وگرنه​ بین می‌رن و با‌انسانی​ یه گونه جدید جایگزین می‌شن.»

«و اگه بتونم توانایی‌وقتی​ تغییر چهره‌ام رو تا‌بخش​ سطح کافی ارتقا بدم...»

«می‌تونم بهشون ملحق بشم.»

«می‌تونم دوباره انسان بشم.»

پتریون نویسنده. اگر درآمد او به بیش‌هیچ​ از ۱۰۰۰ یورو در ماه برسد، تعداد‌انسان​ کلمات هر فصل را افزایش خواهد داد.

/user?u=27791050

ناولها | novelha.net