---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

خورشید را بکش

چپتر 838: تمدن زیرزمینی • ⏱ 7 دقیقه

چپتر 838: تمدن زیرزمینی

0

نیک و آریا کمی بیشتر‌می‌تونیم​ درباره آن اتفاق حرف زدند‌کنیم​ و بعد بحث را بستند.

اتفاق افتاده‌کسر​ بود و‌کرده​ نمی‌شد تغییرش داد.

تنها کاری که‌کرد​ از دستشان برمی‌آمد،‌می‌شیم​ تمرکز روی آینده بود.

بعد، نیک‌به‌جای​ با سامار‌کنن​ تماس گرفت.

سامار باور داشت که نیک انسان‌تغییر​ است، اما این را هم می‌دانست‌ژن‌های​ که او رهبر واقعی این عملیات است.

او تنها‌کسر​ پل ارتباطی‌شان با‌به‌هرحال​ دنیای بیرون بود.

سامار پیشرفت‌هایشان را به نیک‌نزدیک​ گزارش داد و وقتی نیک‌می‌تونیم​ آن‌ها را شنید، جا خورد.

آن‌ها همین حالا‌زفیکس​ هم توانسته بودند‌قدرت​ انرژی خالص تولید کنند؟

فقط کسر کوچکی‌بتونیم​ تولید کرده بودند، اما‌دادن​ به‌هرحال تولید شده بود.

این پیشرفت بزرگی بود. مخصوصاً‌به‌هرحال​ که نیک فقط اطلاعات پایه‌‌اطلاعات​ را به آن‌ها داده بود.

به نظر می‌رسید محققان زیر‌نزدیک​ نظر رهبری سامار، در تحقیق‌می‌تونیم​ کردن خیلی کارآمدتر شده بودند.

ژنراتور انرژی ستاره‌ای حالا‌کنن​ می‌توانست تا اندازه حدوداً‌بهمون​ ده سانتی‌متر فشرده شود.

سامار تخمین می‌زد که می‌توانند در‌تغییر​ عرض ۲۰ سال، انرژی خالص کافی برای‌بدیم​ تأمین نیروی یک بذر را تولید کنند.

بالاخره وقتش رسیده بود.

در ۲۰ سال‌کرد​ آینده، نیک می‌توانست از‌اگه​ تکنولوژی روشن‌ضمیران پرده بردارد.

این کار‌به‌جای​ سرعت تحقیقات را‌محیط​ چندین برابر می‌کرد.

نیک با خودش فکر کرد: «داریم نزدیک می‌شیم.‌بشریت​ اگه بتونیم از تکنولوژی روشن‌ضمیران سر دربیاریم، می‌تونیم‌کنن​ تغییر دادن کل بشریت رو هم شروع کنیم.»

«باید ژن‌های بشریت رو‌کرده​ تغییر بدیم تا به‌جای زفیکس‌مخصوصاً​ با انرژی خالص کار کنن.»

«زفیکس تو این محیط قدرت بیشتری بهمون می‌ده،‌بتونیم​ اما اگه خورشید نابود بشه، تمام زفیکس‌ها از بین‌ژن‌های​ می‌رن و همه استخراج‌کننده‌ها قدرتشون رو از دست می‌دن.»

«باید انسان‌هایی خلق کنیم که بعد از‌بیشتری​ مرگ خورشید قوی‌تر بشن تا بتونیم با‌زفیکس‌ها​ ارتشی که دیر یا زود پیداش می‌شه، بجنگیم.»

«خیلی احتمالش زیاده که خود‌می‌تونیم​ زمین هم مدتی بعد از‌کنیم​ نابودی خورشید، از بین بره.»

«بیگانه‌ها می‌فهمن که سروکله زدن‌به‌هرحال​ با ما آسون نیست و‌اطلاعات​ زمین رو با خاک یکسان می‌کنن.»

«تا اون موقع، بشریت باید بتونه‌می‌شیم​ تو فضا زنده بمونه. یا تو‌دادن​ سفینه‌های خودکفا یا تو خود خلأ فضا.»

«اگه پراکنده باشیم اما هرکدوممون به‌تنهایی قوی باشیم،‌بهمون​ نمی‌تونن با یه سلاح آخرالزمانی کارمون رو بسازن، و‌همه​ می‌تونیم با تاکتیک‌های چریکی قدرت بیگانه‌ها رو تحلیل ببریم.»

«کاملاً مطمئنم که‌بتونیم​ بیگانه‌ها این‌طوری باستانی‌ها‌تغییر​ رو شکست دادن.»

«باستانی‌ها سلاح‌های بی‌نهایت قدرتمندی داشتن،‌به‌هرحال​ اما هر شلیکشون مقدار غیرمنطقی و‌پایه‌​ زیادی از منابع رو هدر می‌داد.»

«شلیک یه تیر برای کشتن یه بیگانه با‌بتونیم​ قدرت یه محافظ هدر دادنِ محضه، اما سلاح‌های زیادی‌ژن‌های​ هم نیستن که بتونن همچین چیزی رو متوقف کنن.»

«مثل این می‌مونه که‌کنن​ برای کشتن یه دسته حشره‌می‌ده​ از تفنگ تک‌تیرانداز استفاده کنی.»

«یه تفنگ تک‌تیرانداز می‌تونه یه حیوون‌تغییر​ غول‌پیکر رو با یه تیر بکشه، اما‌بدیم​ نمی‌تونه به‌راحتی حریف ده تا مگس بشه.»

«بشریت باید مخفیانه بین‌کرده​ ستاره‌ها پخش بشه و‌بزرگی​ یه امپراتوری پراکنده بسازه.»

«فقط وقتی به نیرویی تبدیل‌نزدیک​ بشیم که نشه نادیده‌اش گرفت، بیگانه‌ها‌تغییر​ حاضر می‌شن برای صلح مذاکره کنن.»

نیک این نقشه را دهه‌ها‌محیط​ پیش کشیده بود، اما حالا‌خورشید​ دیگر وقت عملی کردنش بود.

«کلید ماجرا تکنولوژی روشن‌ضمیرانه. اونا می‌دونستن با چی طرفن، و از‌باید​ اونجایی که به خورشید حمله کردن، مطمئن بودن که می‌تونن تو‌خورشید​ دنیایی که فقط و فقط پر از انرژی ستاره‌ایه زنده بمونن.»

«اگه ما هم بتونیم‌کرده​ ازش استفاده کنیم، می‌تونیم‌بزرگی​ همین کار رو بکنیم.»

«متأسفانه، همه‌فکر​ اینا هنوز خیلی‌نزدیک​ باهامون فاصله داره.»

«باید انسان‌های کاملاً جدیدی خلق کنیم،‌قدرت​ و بعد، اون انسان‌ها اول باید‌بشه​ به استخراج‌کننده‌های سطح نه تبدیل بشن.»

«این کار‌اگه​ هزاران سال‌دربیاریم​ طول می‌کشه.»

نیک بعد از‌کوچکی​ مرور دوباره نقشه‌اش، به‌پیشرفت​ سراغ دشمن سرکوب‌شده رفت.

او پیشرفت بشریت را گزارش‌نزدیک​ داد، و دشمن گفت که از‌تغییر​ این بابت غافلگیر و خوشحال است.

دشمن تصمیم‌به‌جای​ گرفت درباره مسائل‌محیط​ پیچیده‌تری حرف بزند.

از آنجا که بشریت با سرعت‌تغییر​ زیادی در حال پیشرفت بود، درباره‌ژن‌های​ چیزهایی حرف می‌زد که بشریت هنوز نمی‌دانست.

طی سال‌های آینده، بشریت آن‌قدر‌به‌هرحال​ پیشرفت می‌کرد که این قطعات‌اطلاعات​ جدید دانش برایشان کاملاً ایده‌آل باشد.

نیک ده سال به حرف‌های‌نزدیک​ دشمن گوش داد و هم‌زمان‌می‌تونیم​ روی دستکاری زفیکس خود تمرکز کرد.

سپس، او این دانش را به‌قدرت​ سامار منتقل کرد و او هم‌بشه​ آن را بین همه پخش کرد.

با این‌که هنوز ده سال زمان می‌برد تا انرژی‌شروع​ خالصِ کافی تولید شود، اما با این دانش جدید می‌توانستند‌بیشتری​ از همین حالا ساخت یک ژنراتورِ قدرتمندتر را شروع کنند.

نیک بعد از‌کوچکی​ انتقال دانش، بلافاصله‌شده​ پیش دشمن برنگشت.

در عوض،‌فکر​ مخفیانه به‌داریم​ شهرهای مختلفی رفت.

توانایی ذهن‌خوانی‌اش حالا خیلی قدرتمندتر‌محیط​ شده بود و حتی می‌توانست ذهن‌نابود​ متخصصان ویژه ابتدایی را هم بخواند.

آن‌ها به‌اگه​ آدم‌های بیشتری‌دربیاریم​ نیاز داشتند.

در واقع نیازی به محققان‌به‌هرحال​ بیشتر نداشتند، بلکه در کل‌اطلاعات​ به آدم‌های بیشتری نیاز داشتند.

باید یک‌فکر​ جامعه‌ی زیرزمینیِ‌داریم​ کامل می‌ساختند.

انسان‌های روی سطح‌زفیکس​ در مبارزه با‌قدرت​ بیگانگان هیچ کمکی نمی‌کردند.

به محض این‌که ژنوم‌دربیاریم​ جدید انسانی ساخته می‌شد، نباید‌شروع​ هرگز نور روز را می‌دید.

خورشید بالاخره از وجود این‌به‌هرحال​ انسان‌های جدید باخبر می‌شد و‌اطلاعات​ بلافاصله به نیک شک می‌کرد.

وظیفه‌ی او این‌کرد​ بود که تکنولوژی بشریت‌اگه​ را سرکوب نگه دارد.

به همین دلیل، تکنولوژیِ‌کنن​ اعماق زمین نباید هیچ‌بهمون​ تماسی با سطح پیدا می‌کرد.

این یعنی جامعه‌ی زیرزمینی به هزاران،‌تغییر​ اگر نگوییم ده‌ها هزار، نفر نیاز‌ژن‌های​ داشت و همه‌ی آن‌ها باید تولیدمثل می‌کردند.

نیک شروع‌کسر​ به جذب‌کرده​ آدم‌ها کرد.

او جان‌ها و تازه‌کاران زیادی‌نزدیک​ را که از وضعیت فعلی‌می‌تونیم​ دنیا راضی نبودند، جذب کرد.

چند خانواده‌ی درگیرِ مشکلات‌کنن​ را که آرمان‌های قابل‌تحسینی‌بهمون​ داشتند، با خود همراه کرد.

او تعداد زیادی‌بتونیم​ جوجه، نوجوان و‌تغییر​ بالغ را اسیر کرد.

مقامات دولتی و‌کوچکی​ نگهبانانِ آرمان‌گرا را‌شده​ هم جذب کرد.

سپس، نیک‌فکر​ یک پایگاه زیرزمینیِ‌نزدیک​ کاملاً جدید ساخت.

پایگاه فعلی بیش از حد به‌قدرت​ سطح نزدیک بود و همچنین فاصله‌ی‌بشه​ کمی با یکی از دژهای ایجس داشت.

نیک ده سالِ طولانی‌دربیاریم​ را صرف ساختن این‌بشریت​ پایگاه زیرزمینیِ جدید کرد.

او مصالح را با‌کرده​ احضار کردنشان از طریق زفیکسِ‌مخصوصاً​ شبح خود به وجود آورد.

این کار زفیکسِ بسیار زیادی برد، اما‌اگه​ او موفق شد پوسته‌ای بسازد که فقط‌شروع​ یک دشمن می‌توانست به آن آسیب برساند.

بالاخره، کار پایگاه تمام شد.

عرض آن حدود‌بتونیم​ پنج کیلومتر و‌تغییر​ ارتفاعش سه کیلومتر بود.

این یک شهر زیرزمینیِ پیچیده بود‌شده​ که از نظر تئوری می‌توانست تا‌داده​ ۵۰,۰۰۰ نفر را در خود جای دهد.

سپس، نیک همه‌کرد​ را گروه‌گروه به‌می‌شیم​ پایگاه جدید منتقل کرد.

پایگاه جدید تقریباً‌زفیکس​ در عمق ۲۰‌قدرت​ کیلومتریِ زمین قرار داشت.

دمای این پایین باید به شکل وحشتناکی‌دادن​ داغ می‌بود، اما مصالح لایه‌ی بیرونی با‌به‌جای​ مصرف زفیکسِ ذخیره‌شده، داخل را خنک نگه می‌داشتند.

حیوانات و گیاهانی هم بودند که می‌توانستند‌پیشرفت​ زیر زمین زنده بمانند تا غذای کافی برای‌محققان​ این جمعیت بزرگ از آدم‌های عادی فراهم باشد.

و یک ویژگی نهایی اما فوق‌العاده‌می‌شیم​ مهم هم وجود داشت که بزرگ‌ترین‌دادن​ خطرِ تمدن زیرزمینی را حل می‌کرد.

ایجس در تکنولوژی پیشرفت زیادی کرده بود‌بیشتری​ و تکنسین ماده‌ای ساخته بود که می‌توانست‌زفیکس‌ها​ حواسِ پیشرفته‌ی اشباح را کاملاً ایزوله کند.

آن‌ها این ماده را به‌می‌تونیم​ طور گسترده آزمایش کرده بودند‌کنیم​ و کاملاً بی‌نقص کار می‌کرد.

اگر یک انسان عادی داخل‌به‌هرحال​ اتاقی از جنس این ماده بود،‌پایه‌​ می‌توانست جمله را به زبان بیاورد...

و پرستار آلیس ظاهر نمی‌شد.

متأسفانه، آزمایش‌های ایجس نشان داد‌محیط​ که این ماده برای پرستار آلیس‌نابود​ جواب می‌داد اما برای نال نه.

کل این شهر‌بتونیم​ زیرزمینی از همین‌تغییر​ ماده ساخته شده بود.

حالا، حتی اگر‌کوچکی​ کسی جمله را به‌پیشرفت​ زبان می‌آورد، لو نمی‌رفت.

بشریت با یک‌کرد​ تهدید دیگر هم‌می‌شیم​ مقابله کرده بود.

پاتریون نویسنده. اگر درآمدش به بیش‌قدرت​ از ۱۰۰۰ یورو در ماه برسد،‌بشه​ تعداد کلمات چپترها را افزایش خواهد داد.

/user?u=27791050

ناولها | novelha.net