چپتر 82: فصل ۸۲ - تولیدکنندگان
0آناتومی هیچ اسپکتر سطح ششیاوضاع نداشت، اما دو سه تاکرد اسپکتر سطح پنج در دستوبالش بود.
مهمتر از آن، رهبری آناتومیتروور بر عهده یکی از استخراجکنندگانکشیدن زفیکس سطح شش سابق کوگلبلیتز بود.
به دلایلی نامعلوم، یکی از آن پنج استخراجکننده زفیکس سطح شش،عوض کوگلبلیتز را ترک کرده بود تا به یک تولیدکننده زفیکس تازهنفس ونفرشان در حال رشد بپیوندد و آنجا به مقام رئیس استخراجکنندگان زفیکس برسد.
حالا که آناتومی یک استخراجکننده زفیکس سطحعوض شش برای خودش داشت، میتوانست برای شکار یکچنگ اسپکتر سطح شش، یعنی یک شیطان، خیز بردارد.
این موضوع به آنها شانس رسیدن بهبشه جایگاه کوگلبلیتز را میداد، البته فقط درچنگ صورتی که واقعاً موفق به شکارش میشدند.
آدمهای کوگلبلیتز یا آناتومی پایشان را ازانگار شهر داخلی بیرون نمیگذاشتند و در اینبتونه بازار هم اثری از آنها پیدا نمیشد.
وینتور گفت: «هرچند،نیست اونا فقط ۱۰ درصدِگیر تازهکاران رو تشکیل میدن.»
نیک پرسید: «فقط ۱۰بیاره درصد؟ مگه اونا دوبشه تا از بزرگترین تولیدکنندهها نیستن؟»
وینتور توضیح داد: «اونا دو تا از قدرتمندترینها هستن،بعد نه بزرگترینها. درسته که بزرگی تشکیلات نشونهی قدرته، امانفرشان باید به کیفیت اسپکترها و استخراجکنندهها هم نگاه کنی.»
«برای مثال، کوگلبلیتز بهزور ۱۳۰ تا استخراجکننده داره، اماپایین فقط ۳۰ تاشون تو سطح یک و دو هستن.اوضاع ۱۰۰ تای دیگه استخراجکنندههای سطح سه، چهار و پنج هستن.»
وینتور ادامه داد: «کوگلبلیتز تقریباً ۸۰ درصد از کلممکنه استخراجکنندههای سطح چهار و پنج رو داره، اما کمتر ازچنگ ۵ درصد از کل استخراجکنندههای سطح یک و دو رو.»
تروور با پوزخندی گفت:بیاره «انگار هیچ راهی برایبشه پایین کشیدن کوگلبلیتز نیست.»
وینتور گفت: «سخته، اما اگهاوضاع آناتومی بتونه یه شیطان گیرکرد بیاره، ممکنه اوضاع عوض بشه.»
لحظهی بعد، وینتور با پوزخندی به تروور نگاه کرد و تروورنیست کمی مضطرب شد. وینتور گفت: «کی میدونه؟ اگه آناتومی یه اسپکتربعد سطح شش به چنگ بیاره، ممکنه یه جنگ بیفته رو دستمون.»
هر سهکشیدن نفرشان بهسخته وضوح مضطرب شدند.
جنگ بین تولیدکنندگان؟
اصلاً چه شکلی میشد؟
یعنی یکی از تولیدکنندههاکمتر اسپکترهای رقیبش را آزاد میکردپایین تا به آنها ضربه بزند؟
این دیگر وحشتناک بود!
وینتور در حالی که دوباره به سمتعوض بازار میچرخید، گفت: «به هر حال، مامیدونه اینجا کسی از کوگلبلیتز یا آناتومی رو نمیبینیم.»
وینتور پرسید: «اونبیاره استخراجکنندهها با یونیفرمهای فیروزهایبشه و قرمز رو میبینی؟»
نیک گفت: «حرفش شد، میخواستمتروور در مورد همون بپرسم. چرا اونانیست یونیفرم رسمی استخراجکنندگان زفیکس رو نمیپوشن؟»
وینتور گفت:کشیدن «اونم رسمیه. یونیفرماگه رسمیِ تولیدکنندهی خودشونه.»
«تقریباً همه تولیدکنندگان زفیکس یونیفرمهایممکنه خودشون رو دارن که به عنوانکرد یونیفرم رسمی شهر هم حساب میشه.»
«اگه یکی میخوای، ما به یه استخراجکننده زفیکس سطح سهکرد تو رویای تاریک نیاز داریم. اونوقت میتونم سفارش یکی روشدند بدم. تا اون موقع، باید با همین استاندارد سر کنی.»
نیک به یونیفرمش نگاه کرد.
ناگهان، یونیفرمش دیگرنیست آنقدرها هم چنگیبتونه به دل نمیزد.
وینتور گفت: «به هر حال، اونایی که یونیفرم فیروزهای و قرمز تنشونه مالمضطرب آزمایشگاه گوستی هستن؛ سومین تولیدکننده بزرگ زفیکس تو شهر. اونا بیشتر از ۳۰میشد درصد کل استخراجکنندگان زفیکس سطح یک و دو رو هم در اختیار دارن.»
«از نظر تعداد اسپکترها، تو شهر حرف اول روبعد میزنن. کلی نوزاد، نوجوان و بالغ دارن، در کنارشنفرشان دو سه تا ارشد و حتی یه متعصب هم دارن.»
وینتور گفت: «سعی کن سر به سرانگار استخراجکنندههای آزمایشگاه گوستی نذاری. اگه باهاشون درگیربتونه بشیم، چشم به هم بزنیم ورشکست شدیم.»
هر سهتایشان در حالی کهاگه به استخراجکنندههایی با یونیفرمهای فیروزهای وعوض قرمز نگاه میکردند، سر تکان دادند.
حدود ده نفرشان اینجابیاره بودند که از چیزیبشه که انتظار میرفت کمتر بود.
طبق حرفهای وینتور، بایدممکنه بیشتر از سی نفرلحظهی از آنها اینجا میبودند.
البته، زیاد هم جای تعجب نداشت. آزمایشگاه گوستی احتمالاً بیشتر تجهیزاتشنیست را از شهر داخلی میخرید و بین آدمهای خودش پخش میکرد.بعد آنقدر گنده بودند که به راحتی از پس این کار بربیایند.
نیک پرسید: «بقیه چی؟»
وینتور به کسی کهبیاره لباس نقرهای و قرمزبشه پوشیده بود اشاره کرد.
«آدمهایی که یونیفرم نقرهای و قرمز تنشونه مال جمنای هستن.کرد جمنای قبلاً عددی نبود، اما تازگیها تونستن اولین ارشدشون رو شکاربین کنن، که رسماً اونا رو دقیقاً میندازه پشت سر آزمایشگاه گوستی.»
«با این حال، اختلاف قدرت بین آزمایشگاه گوستی و جمنای هنوزنیست هم خیلی زیاده. آزمایشگاه گوستی بیشتر از سه برابر کارمند داره، کهکرد این قضیه حتی شامل استخراجکنندههای سطح سه و سطح چهار هم میشه.»
«جمنای در مقایسه با آزمایشگاه گوستی هیچی نیست،بیاره اما به هر حال یه تولیدکنندهست که یهکمی شبح سطح چهار داره. پس سعی نکنین باهاشون دربیفتین.»
هر سهتایشان سر تکانبیاره دادند و منتظر ماندندبشه تا وینتور ادامه دهد.
بعد، وینتور به یکی ازاوضاع استخراجکنندگان زفیکس اشاره کرد کهکرد یونیفرم زرد و قرمز تنش بود.
«اینا مال سولاس هستن. قبلاً رقیبپوزخندی جمنای بودن، اما دیگه نمیتونن باهاشونسخته رقابت کنن، چون شبح سطح چهار ندارن.»
«ازتون میخوام با اینا هم درنیفتین. سولاس بیشتر از ۹۰ درصد نور مصنوعیای رو که رویکمی کابوس جواب میده، تامین میکنه. معروفترین شبحشون، شمع درخشان، همون چیزیه که واحد مهار ارزونقیمت ما روآزاد روشن میکنه، و همون نورهای قوسی رو هم که هر از گاهی ازشون استفاده میکنیم تامین میکنه.»
«نسخههای معمولیتر واحدهای مهار روممکنه هم میفروشن. اون دو تایی کهکرد ما داریم رو هم خودشون ساختن.»
«اگه یهو باهاشونبیاره به مشکل بخوریم، برامونبشه خیلی گرون تموم میشه.»
بعد، وینتور به گروهیکمتر اشاره کرد که یونیفرمهایراهی خاکستری و قرمز پوشیده بودند.
«اینا مال اسپارتانها هستن. یه تولیدکننده تازهتاسیسه که سه تا از استخراجکنندههای سطح سهبعد ناراضی که قبلاً برای جمنای کار میکردن، راهش انداختن. با اینکه سه تا استخراجکنندهاصلاً سطح سه دارن، هنوز نتونستن یه بالغ شکار کنن، ولی قطعاً منابعش رو دارن.»
وینتور با لحنی خنثی توضیح داد: «احتمالاًعوض خیلی تو این کار دووم نمیارن. اگه بتوننچنگ یه سال سر پا بمونن، خیلی تعجب میکنم.»
نیک با تعجببیاره به وینتور نگاه کرد:بشه «چرا اینطوری فکر میکنی؟»
وینتور فقط لبخند زد.
«کسی رو ندارننیست که در برابر تولیدکنندههایگیر بزرگتر ازشون محافظت کنه.»
«طبیعتاً، هر تولیدکننده جدید یعنی رقابت بیشتر و پوللحظهی کمتر برای تولیدکنندههای بزرگتر. به خاطر همین، تولیدکنندههای بزرگتردستمون فشار زیادی به کوچیکترها میارن تا منابعشون رو خشک کنن.»
وینتور گفت: «ولیبیاره لازم نیست نگرانعوض رویای تاریک باشین.»
«کوگلبلیتز، آناتومی، آزمایشگاه گوستی، جمنایتروور و سولاس کاری به کارمون ندارن،نیست مگه اینکه خودمون شروعکننده دعوا باشیم.»
هر سهتایشانکشیدن میتوانستند حدسسخته بزنند چرا.
کت و شلوارگیر وینتور دقیقاً دلیلشاوضاع را نشان میداد.