---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

مهمان‌ خانه‌ دار

چپتر 286: چپتر ۲۸۶ • ⏱ 9 دقیقه

چپتر 286: چپتر ۲۸۶

0

لحظه‌ای سکوت در کلاس حاکم شد تا همه فرصت کنند‌شخص​ تمامِ اطلاعات را هضم کنند. تزکیه‌گرانِ روح بسیار نادر بودند و‌می‌کنه​ اغلب پیشه‌های عجیبی داشتند که مقابله با آن‌ها را دشوار می‌کرد.

لکس به یادِ حملهٔ راسکال‌ها افتاد. هری با وجودِ اینکه از خیلی‌ها ضعیف‌تر بود،‌غیرممکنه​ در نهایت یکی از سنگین‌ترین ضربه‌ها را به دشمنان زد. اما کارش فقط به همین‌نمی‌کنه​ محدود نمی‌شد. هرچه قوی‌تر می‌شد، می‌توانست قفلِ توانایی‌های بیشتری از جادوی فریبندگی‌اش را باز کند.

در ابتدا مهارت‌هایش تنها به بخشیدنِ وضوحِ ذهنی به‌مهارت‌هایش​ افراد محدود می‌شد، اما این روزها حتی می‌توانست چند‌چند​ باف به مشتری‌ها بدهد که اثرشان روزها باقی می‌ماند.

استاد پس از اینکه به‌وضوحِ​ شاگردانش فرصتِ کافی داد تا دربارهٔ‌چند​ اطلاعاتِ جدید فکر کنند، ادامه داد:

«طبیعتاً، همون‌طور که تزکیه‌گرانِ دوگانهٔ تن و ذات از مزایای هر دو طرف بهره‌مند میشن، هر کسی که روح و ذات یا روح و تن رو هم‌زمان تزکیه کنه هم به برتری‌های‌چنین​ عظیمی می‌رسه. با این حال، رسیدن به این ترکیب‌ها از اون هم سخت‌تره. اگه از سختیِ تزکیه تو دو مسیر بگذریم، مانعِ اصلی اینجاست که تزکیهٔ دوگانه تقریباً غیرممکنه، مگه اینکه مسیرِ‌شور​ تزکیهٔ ثانویه از فنّی پیروی کنه که مکملِ فنِّ تزکیهٔ روحِ شخص باشه. این اشتباه صرفاً پیشرفتتون رو تو یه مسیر متوقف نمی‌کنه، بلکه تزکیه‌تون رو تو هر دو مسیر به‌کلی نابود می‌کنه.

«به همین دلیل، هر کسی که موفق میشه دو فنِّ مکمل پیدا کنه، اغلب یا کشته میشه یا دودمانی جدید‌مکملِ​ پایه‌گذاری می‌کنه. حتی تو آکادمی هم دسترسی به چنین فنونِ تزکیه‌ای بی‌نهایت سخته، چه برسه به سختیِ قدم گذاشتن تو‌کشته​ چنین مسیری بعد از اون. به همین دلیله که به‌ندرت به کسی برمی‌خورید که این دو ترکیب رو داشته باشه.

«اما حالا که بحثِ تزکیه تو چند مسیر‌ابتدا​ مطرحه، مطمئنم خیلی‌هاتون دارید از خودتون می‌پرسید که آیا‌حتی​ تزکیه تو هر سه مسیر هم ممکنه یا نه.»

همهٔ شاگردان نفس‌ها را در سینه حبس کردند و لکس حس کرد شور و اشتیاقِ عجیبی کلاس را فرا گرفته است. لکس اخم کرد. انگار شاگردان چیزی می‌دانستند‌طبیعتاً​ که او نمی‌دانست. اما مهم نبود. لکس تمامِ حواسش را به استاد داد، چرا که این اطلاعات کمکش می‌کرد محدودیت‌های خودش را بهتر بشناسد. او از قبل دلیلی‌دوگانه​ برای اینکه چرا می‌تواند به این راحتی آرایه بسازد پیدا کرده بود؛ حساسیتش به انرژی بالا رفته بود. حالا وقتش بود بفهمد چه کارهای دیگری از دستش برمی‌آید.

«همون‌طور که احتمالاً حدس زدید، بله، ممکنه. در واقع نه‌تنها ممکنه،‌باشه​ بلکه تزکیهٔ هم‌زمانِ هر سه مسیر شکلِ راستینِ تزکیه‌ست و همون‌دلیل​ چیزیه که نژادهای بسیار رو تو دسته‌های مختلف از هم متمایز می‌کنه.

«برای مثال، همهٔ افرادِ نژادِ بلور هر سه مسیر رو هم‌زمان تزکیه می‌کنن. در واقع این برای اونا تزکیهٔ عادی محسوب میشه، چون مثلِ‌باشه​ ما مسیرهاشون از هم جدا نیست. از نظرِ تئوری، اگه فنونِ تزکیهٔ مناسب به‌اندازهٔ کافی رواج پیدا کنه، برای همهٔ انسان‌ها هم ممکنه که‌بی‌نهایت​ تو هر سه مسیر تمرین کنن. اما اینجا سؤالی پیش میاد؛ از اونجا که شاه برای پیشرفتِ نژادِ انسان این‌قدر مصممه، چرا چنین کاری نکرده؟

«جواب نسبتاً ساده‌ست. انسان‌ها ذاتاً برای تزکیه ساخته نشدن. تزکیه تو دو مسیر به‌خودی‌خود سختیِ بالا رفتن تو عوالم رو بیش از دو برابر می‌کنه، اما تزکیه تو هر سه مسیر با استعدادِ یه انسانِ معمولی،‌همون‌طور​ صدها سال زمان می‌بره تا شخص فقط بتونه مرز رو بشکنه و از یه عالمِ بزرگ به عالمِ بعدی بره. البته یکی از بزرگ‌ترین برتری‌های انسان‌ها نسبت به بقیهٔ نژادها، زادوولدِ بالای ماست. هرچقدر هم که‌فنِّ​ سخت و نادر باشه، بالاخره کسی پیدا میشه که تواناییِ تزکیه تو هر سه مسیر رو داشته باشه. مطمئنم همه‌تون با یکی از اون دو انسانی که به‌طورِ علنی هر سه مسیر رو تزکیه می‌کنن آشنایید؛ شاه!»

هیجان، اشتیاق و تحسین وجودِ شاگردان را فرا گرفت. انگار برای هیچ‌کس مهم نبود که هیچ‌کدامشان هرگز نمی‌توانند در هر سه مسیر‌داد​ تزکیه کنند. هر چه باشد، چطور می‌توانستند خود را با شاه مقایسه کنند؟ اما لکس منتظر بود تا استاد توضیحاتش را ادامه‌رسیدن​ دهد. با این حال، وقتی دید استاد می‌خواهد به سراغِ موضوعِ دیگری برود و کلاس را ادامه دهد، وسطِ حرفش پرید و پرسید:

«استاد، اگه شاه یکی از اون دو نفریه که‌روحِ​ علناً هر سه مسیر رو تزکیه می‌کنن، نفرِ دوم کیه؟‌به‌کلی​ در ضمن، تزکیه تو هر سه مسیر چه فایده‌ای داره؟»

شاگردان با تعجب به او نگاه کردند‌بگذریم​ و حتی خودِ استاد هم از این‌غیرممکنه​ سؤال جا خورد، اما به‌هرحال جواب داد:

«نفرِ دوم طبیعتاً ولیعهده که قراره وارثِ تاج‌وتخت باشه. در موردِ مزایاش هم خب، فقط می‌تونم حدس بزنم. اولاً و شاید چشمگیرترینش اینه که غریزهٔ بقای تزکیه‌گر، که با حساسیت‌دربارهٔ​ به انرژی و حساسیتِ روح تقویت شده، صد برابر بیشتر میشه. در واقع، به‌خاطرِ روشی که روح می‌تونه نیت‌ها رو حس کنه، ممکنه حتی از قلمروی غریزهٔ بقا فراتر بره‌اصلی​ و شکلِ دیگه‌ای به خودش بگیره که می‌تونه چیزی فراتر از خطر رو حس کنه. به نظرم، حسِّ خطرِ این تزکیه‌گران احتمالاً حتی از تزکیه‌گرانِ یه عالمِ بالاتر هم بهتر میشه.»

«کنترل و حساسیت نسبت به انرژی هم استثنایی میشه. تو سطح‌های پایین‌تر شاید خیلی به چشم نیاد، اما تو عالمِ نوزادِ روح، وقتی تزکیه‌گرها با شکل‌ها و سطح‌های‌طبیعتاً​ مختلفِ انرژیِ روحی سروکار دارن، این مزیت واقعاً خودش رو نشون میده. در واقع، این تزکیه‌گرها با ترکیبِ حرفه‌های سازگارِ مرتبط با روح و انرژیِ روحی، احتمالاً می‌تونن برن‌تقریباً​ سراغِ حرفه‌هایی که واقعاً منحصربه‌فردن. یه مثالِ ساده‌اش ترکیبِ طلسم‌ها و نفرین‌هاست. چنین چیزهایی همین الان هم وجود دارن، اما برای شکل‌گیری‌شون به همکاریِ دو یا چند تزکیه‌گر نیازه.

همچنین تزکیه‌گر به‌شدت جون‌سخت میشه. تزکیه‌گری که از انرژیِ روحی تغذیه می‌کنه، با تنی نیرومند محافظت میشه و به‌خاطرِ قدرتِ خودِ روح در برابرِ نابودی مقاومه، احتمالاً می‌تونه‌دودمانی​ به‌راحتی از زخم‌هایی جونِ سالم به در ببره که تو حالتِ عادی کشنده‌ن. در واقع، کشتنِ چنین تزکیه‌گری اون‌قدر سخته که اگه از وسطِ یه آتشفشانِ در حالِ‌ممکنه​ فوران هم رد بشه تعجب نمی‌کنم—» استاد ناگهان خشکش زد، انگار تازه دانشجویی را که سؤال پرسیده بود شناخت و یک‌باره چند داستانِ عجیب‌وغریب به یادش آمد... امکان داشت؟

استاد پرسید: «اسمت لکسه، درسته؟»

لکس که ناگهان حسِ بدی به او دست داده بود، جواب داد: «آره.» در ذهنش، استاد داشت او را بابتِ پرسیدنِ سؤالی‌اثرشان​ قضاوت می‌کرد که همه جوابش را می‌دانستند، به‌خصوص سؤالی دربارهٔ اینکه دومین تزکیه‌گرِ هر سه مسیر چه کسی است. دلیلش این بود‌هم‌زمان​ که شایعه‌ای را که دربارهٔ خودش شنیده بود آن‌قدر عجیب می‌دانست که حتی فکرش را هم نمی‌کرد مردم آن را جدی بگیرند.

از کجا باید می‌دانست که این استاد نه‌تنها آن را جدی گرفته، بلکه ناگهان چند جای خالی را دربارهٔ‌شاگردانش​ اینکه چطور ولیعهد به لکس ستم کرده پر کرده است، و فهمیده دلیلِ خط خوردنِ اسمش همین بوده است. گذشته‌کنه​ از این، داستانِ دستاوردهای لکس، زنده‌ماندنش در طولِ مأموریتِ اکتشافی... در کنارِ سؤالش دربارهٔ هر سه مسیر... آیا امکان داشت؟

به مضحک‌ترین و غیرمستقیم‌ترین شکلِ ممکن، استاد به این نتیجه‌شخص​ رسید که لکس دارد هر سه مسیر را تزکیه می‌کند؛ اولین‌می‌کنه​ نتیجه‌گیریِ درستی که تا به حال کسی دربارهٔ لکس کرده بود.

با این حال، به‌عنوانِ یک استاد، آن‌قدر پخته بود که‌اینجاست​ بداند نباید شایعاتِ بی‌اساس پخش کند. اما در سکوت تصمیم‌مکملِ​ گرفت تا جایی که در توان دارد لکس را راهنمایی کند.

استاد که ناگهان بسیار جدی‌تر شده بود، به درس ادامه داد: «تقویتِ پایه‌ایِ توانایی‌های فردیِ هر سه مسیر تا حدودی قابل‌انتظاره. اما اگه همه‌چیز همین بود، این‌فرصتِ​ شکلِ حقیقیِ تزکیه به حساب نمی‌اومد و شکافِ بینِ ما و نژادِ بلور این‌قدر عظیم نبود. هرچه عالم بالاتر باشه، مزایا آشکارتر میشن، اما حتی تو عالمی‌سخت‌تره​ پایین‌تر مثل عالمِ بنیان هم، تزکیه‌گر از هم‌رده‌های خودش یه سر و گردن بالاتره.» استاد موقعِ گفتنِ این حرف باید خیلی تلاش می‌کرد تا به لکس نگاه نکند.

«هر مسیر فنونِ خاصِ خودش رو داره. فنونِ روحی برای مسیرِ ذات، فنونِ تن برای تزکیه‌گرانِ تن و فنونِ روح برای تزکیه‌گرانِ روح. اما شایعاتی هست که برای‌طبیعتاً​ مسیرِ حقیقی، همون‌طور که بعضی‌ها بهش میگن، شکلِ دیگه‌ای از فنون وجود داره که از هر سه مسیر بهره می‌بره. به همین ترتیب، بعضی از سوابقِ شاه از‌دوگانه​ دورانِ جوانی‌اش نشون میده که اون حرفه‌ای منحصربه‌فرد به اسمِ «فراموش‌گر» رو تمرین می‌کرده که هیچ‌کسِ دیگه‌ای قادر به انجامش نبوده، هرچند هیچ جزئیاتی ازش در دسترسِ عموم نیست.

اما در حالی که اون دو جنبهٔ قبلی نیازمندِ اطلاعات یا میراث‌های خاصی هستن، مزایای دیگه‌ای هم وجود داره. همون‌طور که خیلی‌ها می‌دونن، عالمِ بنیان زمانیه که تزکیه‌گرها معمولاً شروع‌آکادمی​ به کاوش تو تخصص‌ها می‌کنن. نیتِ شمشیر مثالِ خوبی از یه تخصصِ بسیار رایجه. گفته میشه کسانی که مسیرِ حقیقی رو دنبال می‌کنن، میدانِ کاملی از تخصص‌ها رو در اختیار‌سینه​ دارن که می‌تونن خودشون به درکش برسن. مثلاً، اگه یه تزکیه‌گرِ حقیقی مسیرِ شمشیر رو دنبال کنه، چیزی که به درکش می‌رسه نیتِ شمشیر نیست، بلکه چیزی... فراتر از اونه.

در نهایت، آخرین شایعه، که صرفاً یه شایعه‌ست و هیچ‌اینجاست​ مدرک یا پایه‌ای برای گمانه‌زنی نداره، اینه که تزکیه‌گرانِ حقیقی‌مکملِ​ می‌تونن... هر خاصیتِ روحی که دلشون می‌خواد رو به دست بیارن.»

این بار، استاد به‌رغمِ تلاش‌هایش، در نهایت مستقیم به چشمانِ لکس خیره شد. لکس هیچ واکنشی نشان نداد و‌باف​ ظاهرِ یک دانشجوی ساده و کنجکاو را به خود گرفت. اما دیگر برای همه پذیرفته شده بود که لکس‌ذات​ فردی استثنایی است، و در این صورت، پنهان‌کردنِ بی‌نقصِ احساساتش کاملاً در محدودهٔ کارهایی بود که از پسشان برمی‌آمد.

پس از آن، کلاس به‌طورِ عادی ادامه یافت و وقتی تمام شد، استاد درخواستی برای ملاقات با رئیسِ آکادمی —‌فرصتِ​ یعنی شاه — ثبت کرد. از آنجا که او فقط یک استادِ معمولی بود، ماه‌ها طول می‌کشید تا با درخواستِ ملاقاتش‌عظیمی​ موافقت شود، البته اگر اصلاً موافقت می‌شد، اما گمانه‌زنی‌هایش آن‌قدر مهم بود که نمی‌توانست آن‌ها را پیشِ هیچ‌کسِ دیگری فاش کند.

بعد از کلاس، لکس پی‌تیِ خود را چک کرد و متوجه شد نامه‌ای‌صرفاً​ از طرفِ کوئنهیلد دارد. او را دوباره دعوت کرده بود تا دربارهٔ نقشه‌اش‌پیدا​ برای قلمروهای کوچک صحبت کنند. لکس پس از لحظه‌ای تفکر، دعوت را پذیرفت.

ناولها | novelha.net