---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

ارباب راز ها

چپتر 1286: کاربردهای جدیدِ روش‌های قدیمی • ⏱ 10 دقیقه

چپتر 1286: کاربردهای جدیدِ روش‌های قدیمی

0

یک فرصتِ واقعی... پاشا، بیلز و فیل از شنیدنِ‌قوانین​ این حرف غرق در شادی شدند. گویی پس از‌دستورالعمل‌ها​ مدت‌ها جستجو در شبِ تاریک، سرانجام نور را دیده بودند.

روی که هنوز‌سروکار​ گیج بود، بی‌اختیار‌عروسکِ​ پرسید: «چه جور فرصتی؟»

کلاین عجله‌ای نداشت.‌پیش‌تر​ لبخند زد و‌سقوط‌کردگان​ گفت: «شما متوجه نشدید؟

«در اعلامیه هیچ اشارهٔ‌قوانین​ روشنی به این نشده‌اگر​ که مجریِ قانون کیست.»

کلاین به‌عنوانِ یک جنگجوی کیبورد در گذشته، همیشه ادعا می‌کرد که همه‌فن‌حریف است. علاوه‌بگوییم​ بر این، در زندگی‌اش با وکلای بسیاری سروکار داشت و پیش‌تر یک عروسکِ کنتِ‌مجریانِ​ سقوط‌کردگان هم داشت. وقتی پای قانون و مقررات به میان می‌آمد، پایه‌های لازم را داشت.

درست است، اعلامیه فقط به یک کنسولِ جدید‌سقوط‌کردگان​ اشاره کرده و معلوم نیست مجریِ قانون کیست.‌درست​ ما پیش‌تر با یک دادورِ نامرئی روبه‌رو شدیم...

پاشا و‌تأیید​ دیگران چهره‌ای متفکرانه‌بار​ به خود گرفتند.

کلاین با دیدنِ این صحنه، دست دراز‌پلیس​ کرد و سطحِ آینهٔ جادویی را نوازش‌موضوع​ کرد، گویی داشت موهای حیوانی را شانه می‌زد.

«در شرایطِ عادی، همه به‌طورِ ضمنی پذیرفته‌اند که پلیس و مقاماتِ مسئولِ رسیدگی به‌میان​ پرونده‌های فراطبیعی، مجریِ قانون هستند. این موضوع از طریقِ مجموعه‌ای از اسنادِ قانونی یا‌روبه‌رو​ آگاهیِ عمومیِ مربوطه تأیید می‌شود. اما این بار، قوانین به چنین سطحِ نفوذناپذیری نرسیده‌اند.

«اگر بگوییم که قوانین بر روی لوحی سفید متشکل از قوانین،‌مقررات​ دستورالعمل‌ها و مقرراتِ اولیه بنا شده‌اند، پس وقتی مرتکبِ جرمی می‌شدیم‌معلوم​ باید پلیس، شاهین‌های شب یا مجریانِ کیفر را می‌دیدیم، اما این‌طور نیست.

«به عبارتِ دیگر،‌می‌شود​ مجریِ قانونِ مربوطه‌قوانین​ واقعاً مبهم است.»

پاشا که در میانِ آن چهار فرابشر از همه آگاه‌تر بود،‌پرونده‌های​ لحظه‌ای فکر کرد و سپس گفت: «شاید مجریِ قانون یک مفهومِ‌تأیید​ انتزاعی باشد. یا شاید به‌طورِ ضمنی معادلِ همان کنسولِ جدید است.»

کلاین به‌سادگی پاسخ داد: «دومی هم روشن نیست. مشخص‌کنتِ​ نمی‌کند که کنسولِ جدید کیست. به این ترتیب، می‌تواند‌درست​ هر کسی باشد. اولی هم الزامی برای شناساندنِ خود ندارد...»

فیل اخم کرد و‌داشت​ گفت: «اما ما نمی‌توانیم مانندِ‌وقتی​ شهروندان قانون را اجرا کنیم.»

کلاین با لبخند توضیح داد: «اقتدارِ مربوطه با حذفِ گروه‌ها از طریقِ برچسب‌ها تعیین می‌شود. خارجی‌ها هدفِ‌اولیه​ طرد و تعقیب هستند، بنابراین بدیهی است که از حقوقِ لازم برای اجرای قانون بی‌بهره‌اند. در موردِ شهروندان،‌چهار​ آن‌ها فقط هنگامِ برخورد با خارجی‌ها این حق را دارند. این موضوع از طریقِ اعلامیه تأیید شده است.»

بدون اینکه منتظر بماند تا روی و بیلز حرفی بزنند، کلاین ادامه‌فراطبیعی​ داد: «بنابراین، من فقط از تناقضِ پنهان در این مسئله استفاده کردم تا‌بار​ روی آن را آزمایش کند. نتیجه دقیقاً همان چیزی بود که پیش‌بینی می‌کردم.

«اول از همه، آینهٔ جادویی نه یک موجودِ زندهٔ خارجی است و نه یک موجودِ محلی. فقط یک‌درست​ شیء با سطحِ خاصی از هوش است. نمی‌توان آن را در هیچ گروهِ خاصی قرار داد. به این ترتیب،‌دست​ در شرایطی که مجریِ قانون مشخص نیست، کسانی که بخشی از فرایندِ حذف نیستند، حقِ اجرای قانون را دارند.

«دوم اینکه، یک خارجی را مجازات کرد. آن‌سقوط‌کردگان​ اعلامیه‌ها دلالت بر این دارند که "همهٔ کسانی‌درست​ که با خارجی‌ها برخورد می‌کنند، مجریِ قانون هستند."

«در نهایت، خودِ آینهٔ جادویی قوانینِ مجازات‌چنین​ را دارد. پیش از آنکه این قانون غیرقانونی‌دستورالعمل‌ها​ اعلام شود، حق دارد دیگران را مجازات کند.

«بر اساسِ سه نکتهٔ بالا، باور دارم که ۰-۰۲ اکنون باید درگیریِ زیادی داشته باشد. در مرحلهٔ بعد، قطعاً قانونِ‌عمومیِ​ جدیدی صادر خواهد کرد تا بدنهٔ اصلیِ اجرای قانون را به‌وضوح تعیین کند و رخنه‌های این حوزه را بپوشاند. وقتی‌مرتکبِ​ بدنهٔ اصلیِ اجرای قانون فاش شود، حاویِ اطلاعاتِ زیادی خواهد بود. این به ما کمک می‌کند تا روی هدف قفل کنیم.

«هه هه، اگر ۰-۰۲ از روشِ افزودنِ ممنوعیت‌ها استفاده‌کنتِ​ کند، قطعاً خودش را محدود خواهد کرد، زیرا ویژگی‌های‌درست​ یکسانی با آینه دارد. این قطعاً انتخابِ اولش نیست.»

در آن لحظه، روی، پاشا و دیگران که‌سقوط‌کردگان​ به توضیحاتِ کلاین گوش می‌دادند، ناگهان احساس کردند‌درست​ که او فردی آگاه و بسیار باهوش است.

نکند آقای شعبده‌باز مردِ خردمندی‌بار​ است که در افسانه‌ها دوست دارد‌بگوییم​ در میانِ آدم‌های عادی سفر کند؟

هر چهار‌داشت​ فرابشر حدس‌های مشابه‌کنتِ​ اما متفاوتی زدند.

در این لحظه، آینهٔ‌قوانین​ جادویی در دستِ کلاین نوری‌بگوییم​ مه‌آلود و آب‌مانند ساطع کرد.

در میانِ نورِ آب‌مانند،‌مربوطه​ سطحِ آینهٔ نقره‌ای تابلوی‌بار​ اعلانات را نشان داد.

دو سطرِ دیگر‌سروکار​ در پایینِ کاغذِ‌عروسکِ​ اصلی ظاهر شد:

«تمامِ اجراهای قانون باید توسطِ‌کنتِ​ کتابِ برنجیِ ترانسوست یا گروهی‌میان​ که او مجاز می‌داند، انجام شود.

«هیچ قانونِ خصوصی‌ای‌بار​ نمی‌تواند از فرمانِ‌نفوذناپذیری​ رسمی فراتر رود.»

کتابِ برنجیِ ترانسوست...‌عمومیِ​ یعنی این اسمِ‌می‌شود​ کاملِ ۰-۰۲ـه؟ فرصت همینه!

چهرهٔ کلاین جدی‌سروکار​ شد و به‌عروسکِ​ حالتِ تفکر فرو رفت.

او ۰-۰۲ را مجبور کرده بود مجریِ اصلیِ قانون‌نرسیده‌اند​ را روشن کند تا اطلاعاتِ بیشتری به دست آورد‌بنا​ و وضعیتِ این شیءِ مهرشدهٔ سهمگین را بهتر درک کند.

و بر اساسِ استنتاجِ کلاین، ۰-۰۲ کم‌وبیش به‌مقاماتِ​ یک سفیرای خاص مرتبط بود، درست مانندِ خودش‌مجموعه‌ای​ در زمانی که هنوز مالکِ قصرِ سفیرا نشده بود.

بنابراین، درکِ بیشترِ او از آن،‌داشت​ ناگزیر به فسادِ معکوس می‌انجامید و‌پای​ از این طریق ارتباطِ خاصی برقرار می‌کرد.

تا حدودی، سفیرا‌سروکار​ معادلِ یک کهن‌ایزد، ایزدِ‌کنتِ​ بیرونی یا کیهان بود!

آن زمان، کلاین از چنین دانشِ علومِ غریبه‌ای برای‌نرسیده‌اند​ قفل کردن روی مکانِ گرگِ شیطانیِ تاریک کوتار استفاده کرده‌شده‌اند​ بود. اکنون، داشت از آن در جهتِ مخالف استفاده می‌کرد.

از دیدگاهِ او، ۰-۰۲ قطعاً بیشتر از او توسطِ یک سفیرا فاسد‌فراطبیعی​ شده بود. هرچه باشد، اشیاءِ مهرشده در وضعیتی بودند که مهارشان را‌اما​ از دست داده بودند. به همین دلیل بود که باید مهروموم می‌شدند.

در چنین شرایطی،‌وکلای​ درکِ بیشترِ ۰-۰۲‌داشت​ به فساد منجر می‌شد.

واقعیت فرضیهٔ‌بسیاری​ کلاین را‌داشت​ ثابت کرد!

و به خاطر همین خطر بود که‌چنین​ محتوای جدیدی را که آرودس نشان داده‌متشکل​ بود، به آن چهار فرابشر نشان نداد.

در حالتِ تفکر، کلاین به‌سرعت حس‌پذیرفته‌اند​ کرد که ارتباطی نامرئی با نقطه‌ای‌فراطبیعی​ خاص دارد. فسادی توصیف‌ناپذیر داشت هجوم می‌آورد.

دینگ!

هم‌زمان با پرتابِ سکهٔ طلا،‌پیش‌تر​ از هالهٔ قصرِ سفیرا برای قطعِ‌مقررات​ ارتباط و مهارِ فساد استفاده کرد.

بی‌درنگ پس از‌می‌شود​ آن، تصویری واضح‌قوانین​ در ذهنش پدیدار شد.

کلاین سکهٔ طلا را با دستِ چپش گرفت. پس از‌رسیدگی​ آنکه دستکش ناگهان شفاف شد، او در دم از اتاق‌عمومیِ​ ناپدید شد و در تالاری پر از قفسه‌های کتاب پدیدار گشت.

در سمتِ پنجره‌های قدیِ تالار، میزهای مستطیل‌شکلِ درازِ‌عروسکِ​ بسیاری قرار داشت. روی یکی از آن‌ها کتابی‌پایه‌های​ با جلدِ ورقه‌های نازکِ برنجی به چشم می‌خورد.

پیدات کردم!‌بسیاری​ لبخندی بر‌داشت​ چهرهٔ کلاین نشست.

او از آن ارتباطِ کوتاه استفاده کرد تا‌نفوذناپذیری​ غیب‌بینی کند. سپس، با تکیه بر جاذبهٔ میانِ‌مقرراتِ​ سفیروت، کاری کرد که «تلپورت» به‌شکلی غیرعادی دقیق شود!

قانونِ هم‌گراییِ میانِ سفیروت به کلاین اجازه می‌داد تا تصادفاً واردِ کتابخانه شود و کتابِ برنجی را پیدا کند. با این‌مربوطه​ حال، این اتفاق ممکن بود دو روز بعد، دو هفته بعد یا حتی دو سال بعد بیفتد. آن‌قدر زود رخ نمی‌داد‌می‌شدیم​ که بتواند جلوی چیزی را بگیرد. گذشته از این، شرطش این بود که ۰-۰۲ هیچ‌گونه مداخله یا اقدامِ پیشگیرانه‌ای انجام ندهد.

تَرَق!

لباسِ پشتِ کلاین ناگهان‌داشت​ پاره شد و ردهای‌سقوط‌کردگان​ سرخ و خونین پدیدار گشت.

این مجازاتِ ورودِ‌می‌شود​ غیرمجاز به یک‌قوانین​ مکانِ عمومی بود.

شلاق خوردن!

خدا رو شکر، این جرم خیلی سبکه... و تا یکی دو دقیقهٔ‌پای​ آینده بابتش مجازات نمی‌شم. قوانین به متخلف وقت می‌دن تا عقب‌نشینی کنه...‌معلوم​ کلاین بی‌درنگ دست دراز کرد و چند بار در خلأ چنگ انداخت.

او در واقع پیکرِ رهبرِ ریاضت‌کشان، آریانا، را بیرون نکشید. دلیلش این بود‌می‌آمد​ که برای یک «شخصِ» بی‌طرف، فرافکنیِ تاریخی نوعی تقلب محسوب می‌شد. او فقط‌روبه‌رو​ از این روش استفاده کرد تا اطلاعاتِ موقعیتِ مکانی‌اش را برای خادمِ نهان بفرستد.

به همین دلیل،‌می‌شود​ کلاین دستکشِ دستِ‌قوانین​ چپش را پراکنده کرد.

در این میان، کتابِ برنجی‌ضمنی​ شروع به ورق خوردن کرد‌رسیدگی​ و قوانین را نشان داد:

«وقتی عقلانیتِ فرد به ۲۰ درصدِ مقدارِ اولیه‌اش برسد، نشانه‌های مهار از دست دادن بروز می‌کند...

...دانشورِ باستان تواناییِ احضارِ فرافکنی‌های خلأ تاریخ را دارد. میزانِ موفقیتِ احضار به آشنایی و صمیمیتِ هدف بستگی دارد...

...

...کتابِ برنجیِ ترانسوست ارزشمندترین شیء است. هیچ موجودِ زنده‌ای اجازهٔ لمسِ آن را ندارد. متخلفان به مرگ محکوم می‌شوند!

...هیچ‌کس اجازه ندارد وضعیتِ کتابِ برنجیِ ترانسوست را به هیچ شکلی تغییر دهد. متخلفان به مرگ محکوم می‌شوند!

...»

این قوانین باعث شد پلک‌های‌ضمنی​ کلاین بپرد. حس می‌کرد عقلانیتش‌رسیدگی​ مدام در حالِ کاهش است.

این امر باعث شد‌بسیاری​ نشانِ ذهنیِ موجودِ اولیه‌عروسکِ​ در بدنش فعال‌تر شود.

بخشِ اولِ قوانین به رنگِ خاکستریِ مایل به سیاه نشون داده شده، انگار تو وضعیتیه که نمی‌شه تغییرش داد... این یعنی ۰-۰۲ باید بیشتر بیدار بشه؟ اگه تا حدی‌چهره‌ای​ بیدار بشه که قوانینِ قبلی رو تغییر بده، خیلی وحشتناک می‌شه. حتی ممکنه درصدِ موفقیتِ احضارهای من رو پایین بیاره و باعث بشه فرابشران با یه ذره افتِ عقلانیت،‌هستند​ نشانه‌های مهار از دست دادن نشون بدن... این‌طوری مشکلِ قوی بودنِ بیش از حدِ این شاخه از غیب‌بین‌ها رو حل کردیم؟ همون‌طور که از ۰-۰۲ انتظار می‌رفت. کاملاً برازندهٔ شماره‌شه...

متنِ بعدی به رنگِ نقره‌ایه...‌بار​ یعنی می‌شه این قوانین رو‌اگر​ تغییر داد یا تقویت کرد؟

نمی‌تونم لمسش کنم. نمی‌تونم وضعیتش رو تغییر بدم. این یعنی نه می‌تونم ببرمش، نه می‌تونم مستقیماً این شیءِ مهرشده رو «نهان» کنم... شاید بتونم از عصای ستارگان یا‌نفوذناپذیری​ جعبهٔ کهن‌ایزدان استفاده کنم تا این کتابخونه رو مستقیماً به کیهان منتقل کنم و بذارم ۰-۰۲ با اون ایزدانِ بیرونی روبه‌رو بشه... اما اگه ایزدانِ بیرونی این شیءِ‌فرابشر​ مهرشده رو به دست بیارن، مشکل ممکنه از الان هم بزرگ‌تر بشه... کلاین لحظه‌ای درنگ کرد و خطرِ احضارِ شیءِ مهرشدهٔ درجهٔ ۰ خود را به جان نخرید.

ثانیه‌ای بعد،‌زندگی‌اش​ صدای «شترق»‌بسیاری​ به گوشش خورد.

پیکرِ آریانا با ردای کتانِ ساده و کمربندی از‌وقتی​ پوستِ درخت به‌سرعت در کنارش شکل گرفت. او با شلاقی‌جدید​ نامرئی ضربه خورد که ردِّ خونینِ واضحی به جا گذاشت.

کلاین با شتاب گفت: «مشکلِ اول حل‌چنین​ شد. حالا باید به مشکلِ دوم بپردازیم.‌متشکل​ اینکه چطور این یارو را مهروموم کنیم.»

طولی نمی‌کشید که‌همه​ دومین مجازات هم‌پذیرفته‌اند​ گریبانش را می‌گرفت.

آریانا سر تکان داد.

«اطلاعاتِ مربوطه از بین رفته‌پیش‌تر​ است. فقط از طریقِ آزمون و‌مقررات​ خطا می‌توانیم آن را حل کنیم.»

این یکم خطرناکه... ما نمی‌دونیم، ولی یه نفر حتماً می‌دونه...‌اگر​ قلبِ کلاین به تپش افتاد و کاری کرد که پیکرِ‌مرتکبِ​ روحش از بدنش خارج شود و به عالمِ ارواح برود.

او از میانِ سدِّ نامرئی‌ای که ۰-۰۲ ایجاد‌مقاماتِ​ کرده بود، به راهبرِ کلِ کلیسای خدای نبرد،‌مجموعه‌ای​ لاریون، که منتظرِ ناپدید شدنِ پرده بود، گفت:

«شاید بتوانیم معامله‌ای بکنیم.»

لاریون چرخید و با خنده‌ای‌پیش‌تر​ کوتاه گفت: «روشِ مهروموم کردنِ ۰-۰۲‌مقررات​ را می‌خواهی؟ فکر می‌کنی قبول می‌کنم؟»

کلاین پاسخِ مستقیمی نداد و گفت: «راستش، خیلی گیج شده‌ام. چرا باید خودت‌سفید​ را فدای خدای نبردِ سقوط‌کرده بکنی؟ با پیوستن به کلیسای شبِ جاوید، همچنان‌کیفر​ می‌توانی یک فرشته باشی و برکت بگیری. همچنین می‌توانی عمرِ بسیار طولانی‌ای داشته باشی.»

چهرهٔ لاریون در هم رفت و‌پذیرفته‌اند​ گفت: «یک موجودِ افسانه‌ایِ بدونِ هیچ‌گونه‌فراطبیعی​ ایمانِ راستین، هرگز نمی‌تواند مرا درک کند.»

...به‌عنوان یه خدای پلید، طبیعی‌سروکار​ نیست که مؤمن نباشم؟ کلاین‌سقوط‌کردگان​ نتوانست جلوی زمزمهٔ درونی‌اش را بگیرد.

این انسانیتِ او بود.

ناولها | novelha.net