چپتر 1745: فصل ۱۷۴۵ - سطح استاد
0جی مینگبو دو دلیل دیگهٔ فانگلحظه هنگ رو نمیدونست، اما حس میکرد آقایجهان فانگ زیادی داره احتیاط به خرج میده.
الان که آتیش به پا شده بودنمونده و اوضاع اینقدر اضطراری بود، چطور هنوزیهو حوصله داشت به چنین چیزایی فکر کنه؟
مگه اصلاًلحظه وقت اینکردن کارها رو داشتن؟
شاید طرز فکر آدمهایگیج کلهگنده با آدمهای معمولیخوب مثل اون فرق داشت.
جی مینگبو احساس میکرد افق دیدشلحظه هنوز به اون حد نرسیده ولرد نمیتونه از افکار فانگ هنگ سر دربیاره.
با این حال، همچنان با وفاداری تمام دستوراتگروهِ قلعه سیاه رو اجرا میکرد و در تمامهمه طول عملیات با فانگ هنگ همکاری لازم رو داشت.
بنابراین، مسیرشون رو تغییر دادن و به کاوش بهجهان سمت راست ادامه دادن، سرعتشون رو بالا بردن و موانعقضاوت فضایی سر راهشون رو یکی پس از دیگری درهم شکستن.
طولی نکشید که جی مینگبوشدن طبق قرار، هر نیم ساعتمیرفت یکبار با تیم آفلاین تماس گرفت.
اعضای تیم آفلاین هم وقتی فهمیدن فانگسکوت هنگ مسیرش رو تغییر داده و مشغولحتماً پاکسازی دستگاههای فضایی اطرافش شده، حسابی گیج شدن.
اوضاع ظاهراً خیلی خوب پیش میرفت ونمونده چیزی نمونده بود گروهِ به دام افتاده رومتوقف پیدا کنن. پس چرا یهو متوقف شده بود؟
همه برای چند لحظه سکوت کردن، تا اینکه یکی از بازیکنا گفت: «لرد جهان فانگنیستیم هنگ حتماً برای این کارش دلیلی داره. ما داخل آرامگاه نیستیم، پس طبیعیه که نتونیممیکنیم از بیرون قضاوت درستی داشته باشیم. از اونجایی که بهش اعتماد داریم، بیقیدوشرط ازش حمایت میکنیم.»
خیلی زوداطرافش همه بهگیج توافق رسیدن.
«اما حتماً باید به لرد جهان فانگ هنگکردن یادآوری کنی که تیم فدراسیون به زودی ازدلیلی راه میرسه، پس باید از قبل آماده باشه.»
فانگ هنگ روحش هم خبر نداشتچیزی که یه عده بیرون نشستن وکنن دارن با دقت کارهاش رو تحلیل میکنن.
با وجود چنین فرصت نابی،اینکه معلوم بود که باید سرعتحتماً فارم کردنش رو چند برابر کنه!
شروع کرد به چرخیدن دور بخشظاهراً بیرونی نزدیک به مرکز آرامگاه اصلینمونده و بعد کمکم به مرکز نزدیکتر شد.
همزمان با پاکسازی دستگاههای فضایی، کلونهایلحظه زامبی هم با سرعتی سرسامآور مشغوللرد بلعیدن و جذب انرژی فضایی بودن.
سه ساعت بعد،خوب اعلان بازی جلوی چشماننمونده فانگ هنگ نقش بست.
[اعلان: مهارت فعلی دانش فضایی بازیکن به بالاترین سطح ارتقا یافته است.]
[اعلان: یک آیتم ویژه در کولهپشتی بازیکن شناسایی شد - مرور دانش فضایی سگنات کدار.]
[اعلان: این آیتم اثر کرد. مهارت فعلی دانش فضایی رتبه بالای بازیکن حذف شد. بازیکن به دانش فضایی سطح استاد (سطح ۱) دست یافت.]
[اعلان: آیتم موجود در کولهپشتی بازیکن - مرور دانش فضایی سگنات کدار از بین رفت.]
فانگ هنگ چشمهاش رو بست.
همزمان با ارتقای سطح، حس کرد جریان انرژی بسیارحتماً خاصی وارد دریای آگاهیش شد. در عین حال، حساسیتقضاوت و ادراکش نسبت به فضای پیرامونش به سطحی بیسابقه رسید.
اصلاً انتظار نداشت اولینهمه دانشی که به سطحسکوت استاد میرسونه، دانش فضایی باشه.
چشمهاش رو باز کرد و بهچند سرعت پنل ویژگیهای مهارت رو بالاگفت آورد تا وضعیت رو بررسی کنه.
[مهارت: دانش فضایی سطح استاد (سطح ۱)]
[نوع: مهارت آکادمیک.]
[سطح: سطح ۱.]
[توضیحات: ادراک پایه ۱۲۰+، بنیه بدنی ۵۰+، ادراک فضایی ۱٬۲۰۰+. با هر بار افزایش سطح مهارت، ۱۰ امتیاز ادراک و ۵ امتیاز بنیه بدنی اضافی دریافت خواهید کرد.]
[توضیحات: شما درک عمیقتری از فضا به دست آوردهاید. میتوانید تا حدی محدود از قدرت فضا استفاده کنید. صلاحیت آموزش شاگردان و تبدیل شدن به استادی محترم را دارید. البته، عنوان «استاد» نمایانگر قدرت مطلق شما نیست.]
[توضیحات: دانش فضایی مهارتی پیشنیاز برای اجرای انواع طلسمهای فضایی است. این مهارت میتواند تا سطح ۳۰ ارتقا یابد.]
جی مینگبو در کنارش ایستاده بود و بهلرد فانگ هنگ خیره شده بود. میتونست تغییر عجیبی رونتونیم در بدن فانگ هنگ به طور مبهم حس کنه.
انگار یهاطرافش چیزی فرقگیج کرده بود.
ولی وقتی با دقتبرای بیشتری نگاه کرد، حس کرداینکه فقط یه خطای دید بوده.
هیچ فرقی نکرده بود.
فانگ هنگلحظه به توضیحاتکردن مهارت نگاه کرد.
بعد از ارتقا به دانش فضاییظاهراً سطح استاد، میزان تجربه مورد نیازنمونده برای هر سطح بهشدت افزایش یافته بود.
با این حال، امتیازات تجربهای کهلحظه کلونهای زامبی با جذب منشورهای فضاییلرد به دست میآوردن، اصلاً زیاد نشده بود.
[اعلان: در حال حاضر بازیکن قادر به دریافت امتیاز تجربه مهارت بیشتر از منشور فضایی نیست. لطفاً راههای دیگری را برای کسب امتیاز تجربه مهارت پیدا کنید.]
فانگ هنگ نگاهیحسابی به اعلان بازیظاهراً انداخت و اخم کرد.
قصد داشت یه مدت بیشتر توی هزارتوسکوت بمونه و تلاش کنه دانش فضایی سطححتماً استاد رو تا سقف سطح ۳۰ بالا ببره.
متأسفانه، بازیخیلی جلوی این باگمیرفت رو گرفته بود.
در مورد دو قطعه گمشدهاینکه آخر از نقشه چیدمان مقبرهحتماً هم، هنوز پیداشون نشده بود.
بیخیال.
حالا که اوضاع اینطوریبرای بود، دیگه نیازی بهکردن ادامه فارم کردن نبود.
فانگ هنگ دوبارهخوب چشماش رو بست تانمونده محیط رو حس کنه.
حس شدیدی داشت که توی وضعیت فعلیش، میتونه خیلیجهان راحت وارد بازتاب بعد فرعی بشه. اگه حرکتی نمیکرد، حتیقضاوت میتونست برای مدت طولانی توی بازتاب بعد فرعی باقی بمونه.
جی مینگبو دید که فانگ هنگ بدون هیچ حرکت یا حرفی اونجانمونده ایستاده و براش عجیب به نظر رسید. با احتیاط دو قدم جلو رفت،سکوت کنار فانگ هنگ ایستاد و گفت: «آقای فانگ، حالتون خوبه؟ چیزی پیدا کردین؟»
«نه، خوبم.»
فانگ هنگ دوباره چشماش رو باز کرد، سری تکوندام داد و گفت: «همین الان یهو به یه درکچند و مکاشفهای رسیدم. یه خرده برو عقبتر و منتظرم بمون.»
«باشه.»
جی مینگبو بلافاصله سرش رو تکونظاهراً داد و چند قدم عقب رفت تاگروهِ فاصلهش رو با فانگ هنگ حفظ کنه.
فانگ هنگ تلاشهمه کرد با بازتابلحظه بعد فرعی ادغام بشه.
جلوی چشمان بهتزده جی مینگبو، کل بدن فانگگروهِ هنگ به سرعت محو شد، طوری که انگار تویبرای فضای اطراف ذوب شد تا اینکه کاملاً ناپدید گشت!
این یکیلحظه از تواناییهای ویژهاینکه دانش فضایی بود!
جی مینگبواطرافش بلافاصله متوجهگیج قضیه شد.
در این لحظه، فانگبرای هنگ به طور کامل وارداینکه بازتاب بعد فرعی شده بود.
حس میکرد وارد یه دنیای زیرچیزی آب متفاوت شده. میتونست وضعیت دنیای بیرونچرا رو از پشت سطح آب تماشا کنه.
دنیای زیر آبِ بازتاب بعداینکه فرعی سرشار از امواج خروشانحتماً و نوسانات فراوان انرژی فضایی بود.
امواج انرژی مثل جزر و مد بهخیلی طرفش هجوم میآوردن و او کسی بود کهافتاده داشت توی این جزر و مد غرق میشد.
تازهکارها توی دانش فضایی،برای اگه با کوچکترین موجیکردن روبهرو میشدن، بهراحتی غرق میشدن.
اما با دستیابی به دانش فضایی سطح استاد، او درست مثل یهکنن شناگر ماهر بود. میتونست مسیر موجها رو دنبال کنه، یا بهتره بگیم،گفت با تکیه بر جریان آب برای مدت طولانیتری توی بازتاب فضایی دووم بیاره!
حتی میتونست تغییرات موجها رو احساسبازیکنا کنه و قبل از رسیدن موجدلیلی سهمگین بعدی، سریع از اونجا خارج بشه!
البته، موندن توی آبگیج استقامت و انرژی ذهنیخوب او رو مصرف میکرد.
فانگ هنگ این حس رو داشت که تا وقتی شانس بیاره و باجهان امواج سهمگین روبهرو نشه و خودش هم دست به حرکتی توی فضای بازتابباشیم فرعی نزنه، حداقل میتونه بیش از نیم ساعت توی این فضا دووم بیاره!
فیش!
بعد از اینکه برای لحظهای امتحانشبازیکنا کرد، فانگ هنگ با تمام تواندلیلی از بازتاب بعد فرعی به بیرون پرید!
همزمان، جی مینگبو دید کهشدن نقاط نوریِ ریزی از ناکجاآبادمیرفت در فضای اطراف پدیدار شدن.
فانگ هنگ ازهمه درون نقطه نورانیلحظه فضایی بیرون اومد.
با این وجود، فانگپیش هنگ هنوز چشماش روگروهِ بسته نگه داشته بود.
جی مینگبو آب دهنش رو با احتیاطگفت قورت داد و سعی کرد با صدایی آرومنیستیم زمزمه کنه: «آقای فانگ؟ آقای فانگ، حالتون خوبه؟»
فانگ هنگ بهآرومی چشماش رو باز کرد، هنوز داشتپیش اون حس غوطهوری توی بازتاب فضایی رو مزمزه میکرد.چرا بعد سرش رو تکون داد و جواب داد: «آره، روبهراهم.»
با مسلط شدن به دانش فضایی سطح استاد،کردن نهتنها خودش، بلکه حتی کلونهای زامبیش هم میتونستندلیلی برای یه بازه زمانی توی بازتاب فضایی مخفی بشن.
قابلیت اختفاشخیلی بدون شکپیش قویتر شده بود!
«همین الان ازسکوت یه توانایی ویژهبازیکنا عنصر فضا استفاده کردین؟»
«آره.»