چپتر 2204: فصل ۲۲۰۴ - تراکم
0همون لحظه، جلوی محراب خدایسنگ چوب، ستون نوری که به آسمونحرکت کشیده شده بود کمکم ناپدید شد.
فانگ هنگکند یکم گیجغولآسا شده بود.
به نظر میرسید بخشموجود زیادی از قدرتِ درخت مقدسِمیشد خشکیده قبلاً کشیده شده بود.
فقط کمترزنده از یکسومششبیه باقی مونده بود.
جریان چی بود؟
یه افت انرژیموجود غیرعادی توی درختقدرتی مقدس خشکیده وجود داشت.
یا شایدم شورای شیوخِ قبیله ارواحموج درخت قبلاً دوسومش رو کشیده بودن بیروناومدن و فقط یکسومش رو باقی گذاشته بودن؟
یه جای کار میلنگید.
همینطور که فانگ هنگ داشتسنگ فکر میکرد، یهو زمینِ زیر پاشونحرکت به لرزه دراومد و شدید لرزید.
با ناپدید شدنِ کامل بدنه اصلیقدرتی درخت مقدس خشکیده جلوی چشماشون، درختهای خشکیدهیسرعت اطراف هم بهسرعت تبدیل به خاکستر شدن.
مهِ اطرافسنگین خیلی سریعموجود محو شد.
سدِ مهروموم بیرونی کمکم ازتپههای بین رفت و گذرگاه تلهپورتِاین پشت سرشون هم سریع غیرفعال شد.
بقیه سرشون رو بالاتودههای آوردن و لرزشهای مداومهشت زیر پاشون رو حس کردن.
چه اتفاقی داره میفته؟
لرزشها از دوردست میاومد.
به دوردست که نگاه کردن،تپههای موجودات زنده و گندهای شبیهاین به تپههای کوچیک کمکم پدیدار شدن.
غولهای سنگی؟
این موجودات زنده که کلاًموج از تودههای سنگ ساخته شدهاحیا بودن، هفت هشت متر قد داشتن.
حرکت کردنشون یهجوراییکند سنگین و کندموج به نظر میرسید.
یه موجود غولآسا!
فانگ هنگ موج قدرتیتودههای که از این غولهای سنگیمتر ساطع میشد رو حس کرد.
غولهای سنگی کمکم احیا شدن، ازقدرتی زیر زمین بالا اومدن و بااومدن سرعت به سمت موقعیت اونا حرکت کردن.
یه حس اضطراب تویموجود دل آنا موج زد: «فانگمیشد هنگ، این هیولاها دیگه چیان؟»
فانگ هنگزنده اخماش روشبیه توی هم کشید.
کاملاً معلوماین بود که خودشمسنگ نمیدونه قضیه چیه.
همهچیز عادی به نظر میرسید؛موج اون فقط تمام قدرت درختاحیا مقدس خشکیده رو کشیده بود.
پس جریانسنگین این غولهایموجود سنگی چی بود؟
فعلاً این رو بیخیال!
فانگ هنگ نگاهش روتودههای برگردوند و به محرابهشت خدای چوب خیره شد.
روی محراب.
همونجا بود!
بالای محراب،زنده سه تا شیءِتپههای دانهمانند شناور بودن.
بذر؟
فیش!
فانگ هنگ بیتوجه به غولهای سنگی که داشتن نزدیک میشدن،کرد دلش لرزید، سریع به سمت محراب جهش کرد و دستش رودیگه دراز کرد تا هر سه تا بذر رو توی چنگش بگیره.
[اعلان: بازیکن آیتم «عصاره درخت مقدس» ۳ را دریافت کرد.]
[آیتم: عصاره درخت مقدس.]
[توضیحات: بذرهای باقیمانده پس از مرگ درخت مقدس، که از طریق استخراج انرژی گردآوری شدهاند. این بذرها حاوی بخشی از قدرتی هستند که درخت مقدس زمانی در اختیار داشت. یک درخت مقدس تازه متولدشده میتواند با جذب آنها، بهطور موقت بخشی از این تواناییها را به دست آورد (این توانایی میتواند از طریق یک آیین ویژه بهطور دائمی تثبیت شود).]
[توضیحات تکمیلی: انرژی موجود در این بذرها میتواند جذب شده و به عنوان انرژی طبیعی مورد استفاده قرار گیرد.]
[توضیحات تکمیلی: این آیتم، یک آیتم ویژه است و نمیتوان آن را در کولهپشتی قرار داد. این آیتم هنگام مرگ همیشه دراپ خواهد شد.]
[توضیحات تکمیلی: بازیکن در زمان داشتن این آیتم، خشم و تهاجم بیشتری از سوی گروه عروسکهای روح سنگی دریافت خواهد کرد.]
بذرهای درخت مقدس!
فانگ هنگ حسابی ذوق کرد.
عصارههای انرژی به جا موندهسنگ از مرگ درخت مقدس قبلی،داشتن به شکل بذر حفظ شده بودن.
اندازهی هر سه تا بذر باقدرتی هم فرق داشت و هر کدوماومدن مهارتهای متفاوتی روشون سوار شده بود.
آبه آکایاسنگین هم از نوادگانغولآسا درخت مقدس بود.
پس با احتمال خیلی زیاد،تپههای درخت مقدس، یعنی آبه آکایا،این میتونست این بذرها رو جذب کنه!
قلب فانگاین هنگ از شدتسنگ هیجان تندتند میزد.
عجب سود تپل و پرملاتی!
فانگ هنگ بلافاصله ویژگیهای مهارتهایغولآسا اضافی اون سه تا بذر رواحیا که توی دستش بود چک کرد.
[آیتم: عصاره درخت مقدس - مهروموم.]
[قدرت ویژه: بذر مهروموم.]
[توضیحات: با استفاده از قدرت درخت مقدس، واحد هدف را مهروموم کنید. پس از مهروموم، درخت مقدس میتواند بهآرامی قدرت واحد مهرومومشده را جذب کند (حداکثر تعداد مهرومومها، حداکثر قدرت مهروموم و بازدهی جذب به قدرت خود درخت مقدس بستگی دارد).]
مدت زمان توانایی: ۴۸ ماه.
عجب چیز خوبیه!
مهروموم کردنکند یه تواناییغولآسا ویژه بود.
میشد ازش برای کنار اومدن با اون موجودات دردسرسازیمیشد استفاده کرد که سرزندگی فوقالعاده بالایی داشتن یا بااضطراب روشهای معمولی به هیچ صراطی مستقیم نبودن و کشته نمیشدن.
علاوه بر این، بذرهای درخت مقدسکوچیک میتونستن کمکم قدرت اهداف مهرومومشده روتودههای به خودشون بکشن و قویتر بشن.
ردخور نداشت!
هنوز دوکند تای دیگهغولآسا هم مونده بود!
فانگ هنگ نفسکند عمیقی کشید و رفتقدرتی سراغ بررسی بذر دوم.
[آیتم: بذر انرژی - سد محافظتی فوقبزرگ (آسیبدیده).]
[قدرت ویژه: استفاده از قدرت ویژه درخت مقدس برای ایجاد یک سد دفاعی فوقبزرگ (همراه با اثر شبیهسازی محیطی و اثر جذب انرژی). در محدوده سد دفاعی، تمام طلسمهای علوم طبیعی ۲۰ درصد تقویت میشوند و اثر درمانیِ اضافی معادل ۱۰۰۰ اچپی در ثانیه فراهم میشود.]
[مدت زمان توانایی: ۷۲ ماه.]
[توضیحات تکمیلی: به نظر میرسد این بذر آسیب دیده است و باید قبل از استفاده تعمیر شود. در صورت استفاده مستقیم، ۸۰ درصد احتمال عدم موفقیت در به ارث بردن مهارت توسط درخت مقدس و ۲۰ درصد احتمال تضعیف مهارت به ارث رسیده وجود دارد.]
آسیبدیده؟
فانگ هنگکلاً اخمهاش روسنگ کشید توی هم.
راستش رو بخوای، کارایی مهارت بذر دومکند در مقایسه با بذر مهرومومی که همینکرد الان دیده بود، خیلی ضعیفتر به نظر میرسید.
کل داستانششبیه سد دفاعیکوچیک و درمان بود.
به عبارت دیگه،سنگی یه مهارت کاملاًتودههای تدافعی به حساب میاومد.
اینکه فقط یه گوشه واستهساخته و منفعلانه مشت و لگدحرکت بخوره، واقعاً رو مخ بود.
تازه، درخت مقدس آبه آکایا خودش یهکند مهارت سد دفاعی مشابه داشت و اینکرد بذر هم که وضعیتش داغون و آسیبدیده بود.
بازی حتی یه سرنخ خشک وغولهای خالی هم نداده بود که چطوریساخته باید از این حالت آسیبدیده تعمیرش کرد.
تعمیر کردنش احتمالاًسنگی کوهی از دردسرتودههای به همراه داشت.
اما...
اگه نمیخواست خودش رو توی دردسرسنگین بندازه، میتونست خیلی راحت بذاره آبه آکایامیشد به عنوان یه منبع انرژی قورتش بده.
هر چی نباشه،تپههای یه بذر پرغولهای از انرژی خالص بود.
قطعاً در حدسنگی و اندازه بذرتودههای اولی ظاهر نمیشد.
ولی خب،کلاً باختِ کاملسنگ هم نبود.
فانگ هنگداشتن نگاهش رو چرخوندیهجورایی سمت سومین بذر.
[آیتم: بذر انرژی - گسترش فضایی.]
[قدرت ویژه: گسترش فضایی.]
[توضیحات: با بیدار کردن این قدرت، درخت مقدس میتواند محدودیتهای فضا را در هم شکسته و شاخههای خود را به دنیاهای دیگر بکشاند (اچپی مشترک میان تمام درختان مقدس).]
[مدت زمان پس از جذب: ۲۴ ماه.]
چی؟
مردمک چشمایسنگین فانگ هنگموجود یهو تنگ شد.
این لعنتی دیگه چی بود...
فانگ هنگ بعد ازتودههای خوندن توضیحات کوتاه آیتم،هشت نگاهش از ناباوری خشک شد.
عجب چیزی گیر آورده بود!
حتی ازسنگین بذر مهرومومموجود هم خفنتر بود!
اگه آبه آکایا میتونستشبیه این لعنتی رو ببلعه وسنگی مهارتش رو مال خودش کنه...
در حال حاضر، تنها چیزی که جلوی رشد و گسترش آبهحرکت آکایا رو میگرفت، ناتوانیش در رد شدن از فضاهای مختلف بود.کرد اما به محض اینکه میتونست در سراسر فضاها و دنیاها ریشه بدوونه...
قلب فانگکند هنگ بیامان شروعموج به تپیدن کرد.
باید میبردش!
باید هرزنده سه تاشون روتپههای میچپوند توی جیبش!
طبق راهنمای آیتم، این تواناییهایسنگ ارثرسیده موقتی بودن، اما این «موقتی»حرکت حداقل دو سالِ تموم دوام میآورد.
دو سال زمانِ خیلی زیادی بودقدرتی تا بتونه یه راهی واسه دائمیاومدن و موندگار کردن این مهارتها پیدا کنه!
«وووش! وووش! وووش!!!»
درست همون لحظهای که وارسی ویژگیهایکوچیک بذرها تموم شد، صدای مهیبِ شکافته شدنسنگ هوا ناگهان از پشت سرش بلند شد.
سرش رو چرخوند.
سیلی از تختهسنگهایموجود غولپیکر با شتابی جنونآمیزساطع داشتن به طرفش میاومدن!
لعنتی! این دیگه چی بود!
بارونِ سنگهای بهگندهای هم فشرده تمام راههایپدیدار فرارش رو بسته بود!
فانگ هنگ بیمعطلیکلاً دستاش رو جلویساخته بدنش ضربدری قفل کرد.
«بوم! بوم! بوم! بوم!!!»
سنگهای غولپیکر یکیکند بعد از دیگریموج محکم بهش کوبیده شدن!
فانگ هنگزنده دندوناش روشبیه به هم فشرد.
سنگینیِ وحشتناکِ ضربهکلاً تکتک سنگها روساخته روی استخوناش حس میکرد!
جای ضربهها به شدت گزگزموج میکرد و از شدت فشار،احیا همراه سنگها به هوا پرتاب شد!
بارش بیامان سنگها ثانیهای قطعغولآسا نمیشد و فانگ هنگ روکرد مدام به عقب پرت میکرد!
[اعلان: بازیکن مورد حمله عروسک روح سنگی (غولپیکر) قرار گرفت، ۱۲,۴۲۳- اچپی، به مدت ۰٫۴۲ ثانیه وارد وضعیت گیجی شد (پیش از این توسط ویژگی بنیه بدنی کاهش یافته است)، بازیکن وارد وضعیت پسزدگی شد...]