چپتر 3064: فصل ۳۰۶۴ - پایتخت رزمی هفت قلمرو و تهدید زادگان بیگانه
0بعد از اینکه پروژه استار مپ فدراسیونوقت منطقه غربی به مدت سه ماه کاملاًمدام متوقف شد، دنیای انسانها همچنان توی آرامش موند.
بیرون شایعاتی پخش شد مبنی بر اینکه اتحاد قبیله سایه، درست موقعی که آماده حملهمیداد به انسانها میشد، به طرز مرموزی به فنا رفته. بعد از اون هم چندتا ناوگان کوچیکترغیبش سعی کردن به دنیای انسانها شبیخون بزنن، ولی همهشون بدون هیچ رد و نشونی ناپدید شدن.
میگفتن همهشون هدفوقت یه حمله ناشناختهچکی قرار گرفته بودن.
تمام ناوگانهایی که مأموریتهای مربوط به زادگانچکی بیگانه رو برای حمله به انسانها قبولتشکر کرده بودن، به شکل مرموزی غیبشون زد.
طبیعتاً دیگه هیچکسخواستیم جرئت نمیکرد همچینلطفاً مأموریتهایی رو قبول کنه.
به هر حال پاداشی که زادگان بیگانه پیشنهادپیام میدادن زیاد نبود و با در نظر گرفتناصلیش ریسکش، هیچکس حاضر نبود اون مأموریتها رو برداره.
«آقای فانگ، به لطف کمک شما، موفق شدیم یه سری از اسرار سطح استاد اعظم علوم غریبه رو جمعآوری کنیم. زحمت زیادی برد و هماهنگ کردیم که براتون فرستادههنگ بشن. موقع تحویل کسی نبود، واسه همین از آقای مو خواستیم به دستتون برسونه. لطفاً هر وقت فرصت کردین یه چکی بکنین.» چن یو از طرف فدراسیون شرقی مدامنابودی پیام میفرستاد، تشکر میکرد و از تحولات جدید خبر میداد. هدف اصلیش این بود که طبق دستور سران فدراسیون شرقی، یواشکی از موقعیت و ردپای اخیر فانگ هنگ سر دربیاره.
این چند روزلطفاً اخیر، آقای فانگکردین دوباره غیبش زده بود.
هیچجا پیداشهمین نمیشد ودستتون هیچکس نمیدونست کجاست.
نگرانکنندهتر از اون، اخباری بود که کمکم پخش شد مبنیتشکر بر اینکه نارضایتی زادگان بیگانه از دست انسانها روزبهروز بیشتر شدهسران و شاید دارن آماده میشن تا از قدرت نهاییشون استفاده کنن.
چند روز پیش، انسانها یهکردین اخطار نابودی نهایی از طرفمدام زادگان بیگانه دریافت کرده بودن.
زادگان بیگانه بهجز توی موارد خیلی حاد، شخصاً وارد جهانهایشرقی مربوط به مه سیاه یا بذر اوروبروس نمیشدن. ولی این بهاین این معنی نبود که هیچ راهی برای تهدید کردن انسانها ندارن.
مثلاً، یه دستگاهخواستیم تخریب از راهلطفاً دور در مقیاس کهکشانی.
میگفتن فقط یه شلیکشبکنین میتونه کل یه دنیا رومیفرستاد کاملاً با خاک یکسان کنه.
البته که استفاده ازشفرصت برای خود زادگان بیگانهطرف هم بهای خیلی سنگینی داشت.
اونا از این موضوع به عنوان یه اهرم فشار استفاده میکردنمدام و از انسانها خواسته بودن پروژه استار مپ رو دوباره راهبود بندازن و فاز دوم ساختوساز رو تا یه ضربالاجل مشخص تموم کنن.
انسانها مطمئن نبودن که اینبرسونه تهدید فقط یه بلوفه یا نه،بکنین اما جرئت قمار کردن هم نداشتن.
اگه بلوف نبود چی؟
فدراسیون انسانها تلاش کرد شخصاً برهچکی سراغ فانگ هنگ، اما متوجه شدنمیفرستاد چند روزیه که اونجا رو ترک کرده.
این دفعه، چن یو نه فقط برایچکی پرسیدن از اوضاع فانگ هنگ، بلکه برایتشکر مشورت درباره دردسرهای زادگان بیگانه تماس گرفته بود.
«چی؟»
چن یو پشت تلفن با شنیدن حرکاتمدام اخیر فانگ هنگ یه لحظه مکث کردخبر و پرسید: «کجا؟ پایتخت رزمی هفت قلمرو؟»
فانگ هنگ از اون طرف خط با خونسردی گفت: «آره، پایتخت رزمی هفت قلمرو. کتاب ارتقا به دستم رسید،اصلیش دستت درد نکنه. خبر زادگان بیگانه رو هم شنیدم، ولی زیاد لازم نیست نگران باشین. توپهای نوری بینستارهای سطحنمیشد بالا انرژی فوقالعاده وحشتناکی مصرف میکنن؛ بعید میدونم زادگان بیگانه واسه همچین سیاره فسقلیای اینهمه به خودشون زحمت بدن.»
فانگ هنگ شونهای بالاوقت انداخت و اضافه کرد:بکنین «ولی بازم نباید بیاحتیاطی کنیم.»
«هوم، حق با شماست آقای فانگ. فدراسیونهای ما همکردین همین نظر رو دارن. دنیا با چالشهای بیسابقهای روبهرومیکرد شده. واسه بقا، فقط باید به خودمون تکیه کنیم.»
«ما با فدراسیونهای مختلف متحد شدیم تا پروژه مه سیاه رو جلو ببریم. علاوه برمیداد تلپورت کردن بخشی از نیروها به دنیاهای دیگه، شروع کردیم به ساختن پایگاههای دائمی توی منطقهغیبش مه سیاه و داریم تلاش میکنیم یه سری از بازیکنا رو هم بکشونیم توی مه سیاه.»
در حال حاضر، فدراسیونهای بزرگ نه تنها داشتن تجهیزات دفاعی مستقرپیام میکردن و از طریق بازی با سرعت سطحشون رو بالا میبردن، بلکهدستور با نظم و ترتیب، داشتن دو راه برای پناه گرفتن آماده میکردن.
توی شرایط بحرانیلطفاً و اضطراری، انسانها بذرچکی نژادشون رو حفظ میکردن.
یه روش این بود که کاملاً داخل مه سیاه پنهان بشن. اینطوریطرف حتی اگه کل دنیا نابود میشد، یه سری از بازیکنا میتونستن تویاین مه سیاه زنده بمونن و از گزند آسیبهای بیرونی در امان باشن.
روش دیگه هم استفاده ازطرف سفینهها بود تا پناهندهها روتشکر برای سکونت به دنیاهای دیگه ببرن.
دنیای اونا هنوز هدف سلاحهای سطح ستارهای قرار نگرفتهشرقی بود، واسه همین هیچکدوم از این روشهای فرار بهمیداد کار گرفته نشده بود، اما تمام مقدماتش آماده بود.
حین گپ زدن، چن یو گزارشی از دستیارش تحویلطرف گرفت و نگاهی گذرا به اطلاعات مربوط به پایتختخبر رزمی هفت قلمرو انداخت و متوجه شد بیشتر بخشهاش خالیه.
«آقای فانگ، ما اطلاعات خیلی کمیلطفاً درباره پایتخت رزمی هفت قلمرو داریم.طرف هدفتون از رفتن به اونجا چیه...؟»
فانگ هنگ شونهای بالا انداخت و گفت: «اگه بخوام راستش رو بگم، واسه حلخبر کردن دردسرهای زادگان بیگانه و همینطور ارتقا و یادگیریه. این دنیا فقط متعلق به زادگانروز بیگانه بهعنوان یه نژاد هوشمند برتر نیست، زادگان بیگانه هم تنها اورلردهای قدرتمند کیهان نیستن.»
چن یولطفاً با کنجکاویفرصت گوش میداد.
آیا آقایبرسونه فانگ نقشههای جدیدیفرصت توی سر داشت؟
«آقای فانگ، نقشه جدیدی دارین؟»
«آره.»
قدمت میراث الفها دستکمی از انسانها نداشتبکنین و از اون مهمتر، برعکس انسانها، سیستممیکرد دانش اونا خیلی بهتر حفظ شده بود.
به همین خاطر، فانگوقت هنگ اطلاعات زیادی ازبکنین الفها به دست آورده بود.
«در حال حاضر، با احتساب زادگان بیگانه، هفتفرصت قدرت بزرگ اورلردِ کیهان مشترکاً مسیر آینده جهانهای کیهانیتشکر رو مشخص کردن و قوانین کیهان رو شکل دادن.»
«طبق قوانین اورلردها، منطقهای که دنیایشرقی انسانها توش قرار گرفته، جزو حوزه نفوذجدید تعیینشده برای زادگان بیگانه به حساب میاد.»
البته، اینلطفاً قضیه همیشگیفرصت و مطلق نبود.
نیروهای پنهان زیادی توی گوشه و کنار کیهان کمین کردهشرقی بودن. کیهان حتی یک درصد هم کشف و توسعه داده نشدهاین بود و نیروهای مخفی بیشماری همچنان توی تاریکی و سایهها بودن.
مثلاً، بذر اوروبروس زمانی به تنهایی هروقت هفت نژاد بزرگ رو سرکوب کرده بودمدام و شده بود خاری توی چشم اورلردها.
«ساده بگم، پایتخت رزمی هفت قلمرو در حال حاضر بالاترینتشکر مرجع قدرت توی جهان کیهانه. آیینها و مراسمهای مختلف اورلردها اونجاسران برگزار میشه و خیلی از نژادها بهش میگن دفتر کار کیهان.»
«دنیای انسانیِ ما هنوز توی کیهان ثبت رسمی نشدهشرقی و یه دنیای سطح پایینِ دارای آگاهیِ بهرسمیتشناختهنشده محسوبمیداد میشه. از دید اونا، ما درست مثل گاو و گوسفندیم.»
«زادگان بیگانه هم با استفاده ازکردین همین موضوع، برای منقرض کردن ما بامیفرستاد هیچ مانع قانونی یا اخلاقی روبهرو نیستن.»
«واسه همین، این بار قصد دارم ثبت دنیای انسانها رو توی پایتخت رزمی هفت قلمرو انجام بدم. وقتی این کار تموم بشه، دنیایاصلیش انسانها به عنوان یه دنیای سطح پایین با هویت رسمی شناخته میشه. اگه زادگان بیگانه بازم بخوان آیین انقراض علیه ما به راه بندازن،کمکم از قوانینی که اتحاد اورلردها تعیین کرده سرپیچی میکنن و با مخالفت بقیه اورلردها روبهرو میشن. ما هم میتونیم رسماً شکایت و اعتراض کنیم.»
«واقعاً همچین چیزی وجود داره؟»
چشمای دستیار چن یو با شنیدنچکی این حرف برق زد و فوراًمیفرستاد تکتک کلمات فانگ هنگ رو یادداشت کرد.
در حقیقت، حتی قبیلههای کوچیکی مثل قبیله هیولای آهنخوار و قبیله سنجابپیام پرنده هم از این موضوع خبر نداشتن؛ فقط قبیله الفها تا حدی ازشسران مطلع بودن و به فانگ هنگ گفته بودن، اونم بلافاصله دستبهکار شده بود.
«یه دلیل دیگهشخواستیم هم، تمرین ولطفاً بالا بردن قدرته...»
فانگ هنگکردین چشماش روبکنین کمی ریز کرد.
هنوز بهلطفاً اندازه کافیفرصت قوی نشده بود.
حداقلش این بود کهوقت هنوز جای پیشرفت زیادی برایطرف قویتر شدن پیش روش میدید.