چپتر 1772: فصل ۱۷۷۲ - گاز سمی
0شارلین به سمت فانگ هنگ رفت و با صدایی آهسته گفت: «این گاز سمی چیزیه که زادگان بیگانه تویجهش تحقیقاتشون کشف کردن. میتونه آسیب بسیار شدیدی به ویروس بزنه، اما فقط روی فرمِ زادگان بیگانهی آلودهشده اثر میذاره. علاوهمیکردن بر این، ویروس مدام در حال بازتولید خودشه، واسه همین نمیشه از این گاز مثل یه سلاح معمولی استفاده کرد.»
در واقع، شارلین قبلاً اطلاعات نبردهای بین زادگان بیگانه و کرمهای جهشیافتهشروع رو دیده بود. زادگان بیگانه سلاحهای مختلفی برای مقابله با کرمهای جهشیافتهصفحهنمایش ساخته بودن. اما متأسفانه، قابلیت خودتکاملی کرمهای جهشیافته بیش از حد وحشتناک بود!
در ابتدا، این سلاحهای هدفمند بسیار مؤثر بودن. با این حال، بعد از پشت سربعد گذاشتن چند نبرد بزرگ، کرمهای جهشیافته با تکیه بر توانایی جهش قدرتمندشون، بهسرعت فرایند بازسازی وزود جهش خودشون رو کامل کردن و خیلی زود در برابر گاز سمی مقاومت به دست آوردن.
در نتیجه، توی مراحل بعدی جنگ،برای زادگان بیگانه بهندرت توی میدانهای نبردخودتکاملی گسترده از گاز سمی استفاده میکردن.
از اینبودن ویروس فقط تویخودتکاملی آزمایشها استفاده میشد.
فانگ هنگمرگ سرش رو بهدوبارهای آرومی تکون داد.
با این حال، انتشار گازساخته سمی فقط نیمثانیه طول کشیدبیش و بعد ناگهان متوقف شد.
هوم، چه اتفاقی داشت میافتاد؟
با متوقف شدن انتشار گاز سمی، اون بدنه که در حالبعد مرگ بود کمکم جون دوبارهای گرفت. شاخکهای سرخ و تیزی کهفرایند ریخته بودن، دوباره شروع به رشد کردن و روی بدنش رو پوشوندن.
شارلین به سمت دستگاه برگشت و سریع دکمههای روی اون رو فشارشروع داد. نگاهی به دادههای مختلف روی صفحهنمایش انداخت و حدس زد: «شاید چونانداخت فاصله زمانی خیلی زیاد بوده، ذخیره ویروس کمکم کاهش یافته و تموم شده.»
«پفففت!!»
شاخکهای سرخ و ریزی دوبارهمختلفی از انگشت بیرون زدن و خیلیقابلیت سریع کل انگشت رو فرا گرفتن.
گاز سمی چند لحظه پیش فقط باعث تحریکابتدا بیشتر بدن کرم شده بود. جثه کرم با سرعتیتکیه حتی بیشتر از قبل شروع به متورم شدن کرد!
انگار فهمیده بود وقت زیادی برای زنده موندن نداره؛تیزی بدن کرم ناگهان نیروی حیاتی سرسختانهای از خودش آزادسریع کرد و با تمام توان به شیشه نشکن کوبیده شد.
«بنگ!»
صدای برخورد شدیدی بلند شد.
«بوووم!!!»
شیشه نشکن که از قبل پرگرفت از تَرک بود، بالاخره زیر اونشروع ضربه سهمگین دووم نیاورد و خرد شد!
«عقب بکش!»
فانگ هنگ بابود شنیدن فریاد شارلین،برای بلافاصله به عقب پرید!
دستهای شارلین بهسرعتمتأسفانه نشانی رو جلویبیش خودش شکل دادن.
«تجمع نیرو!»
قدرت روحی عظیمی از تمام جهاتبودن بر سر کرم سرخ و سنگین فرودهدفمند اومد و اون رو در هم کوبید!
کرم سرخ بعد از شکستن شیشه نشکن، بلافاصله به سمت راست هجوم برده بود،وحشتناک اما هنوز در هوا معلق بود که ناگهان فشار سنگینی رو از هر طرف حسفرایند کرد. بلافاصله از هوا سقوط کرد و با درد روی زمین پیچوتاب خورد و غلتید!
فانگ هنگ بعد از پریدن و فرودوحشتناک اومدن روی زمین، فوراً تفنگ تکتیراندازش رو ازنبرد کولهپشتی بیرون کشید و کرم رو هدف گرفت.
«بنگ!!!»
گلولهای ازمختلفی لوله تفنگمقابله شلیک شد!
[اعلان: بازیکن ۵۸،۳۱۸ واحد آسیب به یک فرم حیات ناشناخته وارد کرده است.]
اعلان بازی نشون میداد که آسیبگرفت بالایی وارد شده، اما به نظرشروع میرسید کرم اصلاً ککش هم نگزیده!
هنوز داشت بهبرای آرومی باد میکردبودن و بزرگتر میشد!
شارلین با مهار کردن کرم بهوسیله قدرت روحیش،ساخته با لحنی جدی گفت: «فانگ هنگ، این جونور تحتمؤثر تأثیر گاز سمی جهش پیدا کرده. حسابی مراقب باش.»
«باشه.»
فانگ هنگمرگ به وارسیجون کرم پرداخت.
در نگاه اول، بدن درهمپیچیده کرم تامتأسفانه سر حد ممکن سرکوب شده بود ومؤثر هیچ قدرت تهاجمی از خودش نشون نمیداد.
انگار تویدیده وضعیت جهشسلاحهای ویژهای قرار داشت.
شارلین تمرکز کرد و تمامخودتکاملی توانش رو به کار گرفت تابعد کرم رو بهطور کامل مهار کنه.
فانگ هنگ دید کرم هیچ واکنشی نسبتشاخکهای به حمله نشون نمیده، پس آروم زمزمه کرد:پوشوندن «شارلین، میتونی یه کم دیگه همینطوری مهارش کنی؟»
شارلین اخم کرد.
اون داشت به این فکر میکرد که چطور باید بهطور کامل از شر اینوحشتناک کرم خلاص بشه. بعد از شنیدن حرفهای فانگ هنگ، چند قدم به عقب برداشتبهسرعت و اومد کنارش و با چشمهاش بهش علامت داد که قصد داره چیکار کنه.
«میخوام یه چیزی ازش بردارم.»
فانگ هنگ در حین حرف زدن، بلافاصلهشاخکهای کلونهای زامبیش رو کنترل کرد تا به سمتپوشوندن کرمی که روی زمین پیچوتاب میخورد هجوم ببرن.
زامبیها اونمختلفی حشره رومقابله محاصره کردن!
بدن کرم زیر سرکوب شارلین مدامبرای به خودش میپیچید و تلاش میکرد تابیش آزاد بشه، اما سفتوسخت مهار شده بود!
فانگ هنگ دستهای از نمونهگیرهای زنده رو از کولهپشتیشهدفمند بیرون کشید، دستش رو بالا برد و اونها روتوانایی به سمتی که کلونهای زامبی جمع شده بودن پرت کرد.
شارلین غافلگیر شد.
اون دیگه چی بود؟
زامبیها نمونهگیرهای زنده رو از روی زمین برداشتنساخته و نشونهشون رو به سمت کرمی که تقلا میکردمؤثر گرفتن. یه نوار بارگذاری طولانی بالای سرشون پدیدار شد.
[اعلان: کلون زامبی بازیکن (فرم معمولی) در حال استخراج یک نمونه زنده است... احتمال لغو شدن این وضعیت وجود دارد...]
[اعلان: کلون زامبی بازیکن (فرم معمولی)...]
[اعلان: کلون زامبی بازیکن (فرم معمولی) با موفقیت نمونه زنده ناشناخته۱ را به دست آورد.]
موفقیتآمیز بود!
با اینکه کرم هنوز روی زمین تقلا میکرد،ابتدا ولی هیچ توانایی هجومیای نداشت. همین پیچوتاب خوردنشبزرگ باعث میشد روند استخراج نمونه بهسختی متوقف بشه.
شارلین با تعجب به فانگ هنگ نگاه کرد و بهش هشدار داد: «فانگرشد هنگ، وضعیتش در حال حاضر بهشدت خطرناکه. حالت فعلیش باید یهجور دگرگونی باشه.حدس به محض اینکه دگرگونیش کامل بشه، شاید با تواناییهای فعلیمون نتونیم حریفش بشیم.»
«آره، میفهمم. فقطبرای یه دقیقه دیگهبودن بهم وقت بده.»
«باشه، بعدشدیده کمکم کن. میندازیمشمختلفی توی تلاطم فضایی.»
فانگ هنگ هم به کرم خیره شده بود.ابتدا بعد از نیم ثانیه سکوت، پرسید: «راه دیگهایبزرگ برای خلاص شدن کامل از شرش وجود داره؟»
شارلین بامرگ تعجب به فانگدوبارهای هنگ نگاه کرد.
فانگ هنگ هم چیزیمقابله نگفت. اون سریعاً به یهخودتکاملی نقشه و راهحل فکر کرد.
میخواست شانسش رو امتحان کنه.
پرت کردن کرم به داخل تلاطم فضایی میتونستابتدا مشکل رو کاملاً حل کنه، ولی در عینبزرگ حال، باعث میشد نتونه پاداشهای بیشتری به دست بیاره.
موجوداتی که تویکمکم تلاطم فضایی انداخته میشدن،شاخکهای هیچ غنیمتی دراپ نمیکردن.
خیلی محتمل بود که این کرم یهمتأسفانه موجود در رده فرمانده باشه. بعد از کشتنش،بعد حتماً یه کریستال جهشیافته سطح بالا دراپ میکرد.
ثانیاً، فانگ هنگ این حس ششم رو داشت که شایدمتأسفانه بعد از کشتن کرم، یه مأموریت ادامهدار باز بشه. حداقلشگذاشتن این بود که میتونست نرخ تکمیل مأموریت اصلی رو بالاتر ببره.
نرخ تکمیل مأموریتمتأسفانه اصلیش تا الان بهوحشتناک ۲۴۰ درصد رسیده بود.
تقریباً وجببهوجبمرگ کل آرامگاهجون کاوش شده بود.
اگه هنوز جاییبرای برای ارتقای نرخ تکمیلمتأسفانه مأموریت باقی مونده بود...
به احتمال خیلیبود زیاد به کشتنبرای همین کرم مربوط میشد!
با در نظر گرفتن اینکه یه حرکت خفن تویهدفمند چنته داشت و شارلین قدرتمند هم داشت باهاش همکاری میکرد،جهش شانس موفقیت برای کشتن کامل رهبر کرمها اصلاً پایین نبود.
«تو...»
شارلین اشتیاق و میل واضحساخته به نبرد رو توی چشمهای فانگوحشتناک هنگ دید و ناخودآگاه گیج شد.
واقعاً میخواستدیده این کارسلاحهای رو بکنه؟
اون میتونست حس کنه که قدرت درون بدن کرم بهسرعت دارهبعد به داخل جمع میشه. این نشانهای بود از اینکه قدرتش کمکمفرایند داشت تحت کنترل درمیاومد. یعنی کرم بهزودی جهش خودش رو کامل میکرد.
«فانگ هنگ، من نمیتونم قدرت بدنگرفت این کرم جهشیافته رو تخمین بزنم. شایدرشد چیزی نباشه که الان از پسش بربیایم...»
«امتحانش میکنیم!»
شارلین به چشمهای فانگ هنگ خیره شدمقابله تا از قصد و نیتش مطمئن بشه. اونابتدا یقین پیدا کرد که فانگ هنگ کاملاً جدیه!
بهشدت کنجکاو شده بود. چرا فانگبیش هنگ اینقدر مطمئن بود که میتونهپشت از پس این موجود جهشیافته بربیاد؟
«مطمئنی از پسش برمیای؟»
«نه، اصلاً.»
شارلین اصلاً انتظاربود شنیدن چنین جوابیبرای رو نداشت: «چی؟»
«نترس بابا. به هر حال یهبیش فضای ویژه داریم. اگه نتونستیم شکستشپشت بدیم، فقط میریم اون تو قایم میشیم.»
فانگ هنگ هیجانزده به نظر میرسید و ذرهای دستپاچگی یا ترس در وجودش نبود. با اعتمادبهنفسدستگاه شونهای بالا انداخت و گفت: «مگه نه اینکه آدمهای فدراسیون همین الانم توی راهن و دارن میانذخیره اینجا؟ اگه نتونستیم این جهشیافته رو بکشیم، میتونیم ازش به عنوان کادوی خوشآمدگویی برای فدراسیون استفاده کنیم.»