چپتر 2640: فصل ۲۶۴۰ - غول
0___TYPO_PROTECTED_BLOCK_1___
کاغذهای طلسم بیشماری مدام به غولاحضارشدهش فسیلی اصابت میکردن، ولی باز هم یکیهمچین بعد از دیگری با شکست روبهرو میشدن.
شکست! شکست!
یه شکست دیگه!
کاغذهای طلسم پشت سر هم به غولفرصت فسیلی میخوردن و به محض برخورد منفجر میشدنحسابی و صداهای ترقتروقی درست مثل ترقه راه میانداختن.
آزمونگیرندهها که داشتن شکل گرفتنموجودات این صحنه رو جلوی چشماشون تماشااستفاده میکردن، ناخودآگاه به وجد اومده بودن.
انگار حدس وقضیه گمانهاشون کاملاً درستطلایی از آب دراومده بود!
فانگ هنگ واقعاً تونسته بود باتکنیکهای یه روش خاص، از موجودات احضارشدهشقبلاً برای اجرای تکنیکهای مهروموم استفاده کنه.
همچین چیزی قبلاً هم کاملاً بیسابقه نبود، چون بعضی از موجودات احضارشده خاص میتونستن ازحسابی تکنیکهای مهروموم استفاده کنن، اما هیچوقت در این مقیاس انجام نشده بود؛ اینکه اینهمه موجودباتلاقی بهطور همزمان درست مثل فانگ هنگ تکنیکهای مهروموم رو پیاده کنن تا حالا دیده نشده بود.
مو جیانگه هم انتظار نداشت فانگاحضارشدهش هنگ همچین کلکی سوار کنه و باهمچین هیجان دستش رو کوبید روی ران پاش.
«کی فکرش روقضیه میکرد؟ این بچهطلایی واقعاً یه نابغهست!»
با این حال، فانگ هنگ روحشتکنیکهای هم خبر نداشت که اینهمه آزمونگیرنده دارنبیسابقه بهش خیره میشن و زیر نظر دارنش.
همین که دید شانس موفقیت کلونهای زامبیش با کاغذهایبتونه طلسم مهروموم داره بالاتر میره، رو برگردوند و بهکردن ساختن کاغذهای طلسم رتبه بالاتر برای مهروموم ادامه داد.
این قضیه عملاً یه فرصت طلاییاحضارشدهش بود تا بتونه امتیازات تجربه مهارتکنه هنر مهرومومش رو حسابی فارم کنه.
راندمان فارم کردن تجربهعملاً توی این نقطه حتی ازتجربه جاهای دیگه هم بیشتر بود!
بیش از پانصد کلون زامبی دورتادور قلمرو باتلاقی که فانگ هنگ باقبلاً جادوی خودش ساخته بود حلقه زده بودن و مدام به سمت غولنشده فسیلی که توی باتلاق به دام افتاده بود، کاغذ طلسم مهروموم پرت میکردن.
اعلانهای شکستِ بازی همداد پشت سر هم روی شبکیهبتونه چشم فانگ هنگ چشمک میزدن.
بیش از نیمروش ساعت به همیناحضارشدهش منوال گذشته بود.
ناگهان فانگ هنگ دید کهفرصت یه اعلان قرمز از بازیمهارت روی شبکیه چشمش به نمایش دراومد.
بالاخره رسید!
دل فانگرتبه هنگ هری ریختقضیه و تکونی خورد.
بیش از ۱۰۰,۰۰۰ کلون زامبی توی قلمروبرای مرگ بالاخره مهارت تکنیک مهروموم سطح استادچیزی رو به سقف رسونده و مکس کرده بودن!
[اعلان: سطح مهارت تکنیک مهروموم سطح استادِ بازیکن به سطح: مکس ارتقا یافته است.]
[اعلان: تشخیص داده شد که بازیکن در حال حاضر دارای کتاب ارتقای تکنیک مهروموم سطح استاد اعظم است. آیا مایل به ارتقای مهارت خود هستید؟]
«ارتقا بده!»
«معلومه که باید ارتقا بدی!»
وقتی کتاب مهارت درست توی چنگش بود،قبلاً معلوم بود که میخواست ارتقا رو ادامه بدهاما و باز هم به فارم کردن تجربه بچسبه!
«به فارم کردن ادامه بدین!»
[اعلان: تکنیک مهروموم سطح استادِ بازیکن (سطح: مکس) فراموش شد. بازیکن اکنون مهارت تکنیک مهروموم سطح استاد اعظم (سطح ۱) را به دست میآورد.]
«با موفقیت انجام شد!»
مهارت: هنر مهروموم سطح استاد اعظم (سطح ۱).
نوع: مهارت آکادمیک (این مهارت میتواند با بیشتر مهارتهای آکادمیک همزیستی داشته باشد، اما تسلط بر مهارتهای آکادمیک یا وابسته به خط خونیِ بسیار زیاد، منجر به جریمه در امتیازات تجربه دریافتی خواهد شد.)
توضیحات مهارت: تکنیک مهروموم همواره به عنوان یک مهارت آکادمیک پشتیبان در نظر گرفته شده است. حتی بدون یادگیری این مهارت، میتوان از طریق سایر مهارتهای کمکی از آن استفاده کرد. با این حال، تسلط بر هنر مهروموم قدرت تکنیک مهروموم را به شکلی چشمگیر افزایش میدهد.
توضیحات مهارت: بازیکن ۸ امتیاز در بنیه بدنی، ۸ امتیاز در اراده و ۸ امتیاز در روح به دست میآورد. با هر بار ارتقای سطح مهارت، بازیکن ۲ امتیاز اضافی در بنیه بدنی، ۲ امتیاز در اراده و ۲ امتیاز در روح کسب میکند. علاوه بر این، بازیکن به آیین ساخت رون سطح استاد اعظم دسترسی پیدا خواهد کرد.
توضیحات مهارت: هنگامی که بازیکن به طور فعال از تکنیک مهروموم استفاده میکند، از تقویتی مضاعف در قدرت مهروموم و نرخ موفقیت مهروموم بهرهمند خواهد شد. این امتیاز تحت تأثیر ویژگیها، سطح مهارت و استعداد هنر مهروموم بازیکن قرار دارد.
توضیحات مهارت: بازیکن مصونیت رتبه بالایی در برابر مهارتهای مهروموم به دست میآورد.
فانگ هنگ باادامه دقت تکتک اعلانهایعملاً بازی رو برانداز کرد.
بعد از ارتقای تکنیک مهروموم به سطح استاد اعظم، تمام ویژگیهای مربوطهش—مثل نرخ موفقیت درقبلاً مهروموم کردن—حسابی تقویت شده بودن. اما مهمترین و چشمگیرترین تغییر، اضافه شدن یه ویژگی جدیدموجود به اسم مصونیت در برابر مهروموم شدن بود. این واقعاً یه غافلگیری معرکه به حساب میاومد!
مصونیت از مهروموم شدن!
این موضوع به این معنی بود که کلونهای زامبیش هم این اثر پسیو رو بهچون ارث میبردن. از این به بعد، هر کسی که دلش میخواست کلونهای زامبیش رو مهروموم کنه،حالا باید برای رسیدن به هدفش چند برابر بیشتر به آب و آتیش میزد و جون میکَند!
این یهرتبه پاداش کاملاًداد غیرمنتظره بود.
چشمای فانگ هنگ برق زد و دوبارهبرای سرش رو بلند کرد و روی غول فسیلیقبلاً که توی باتلاق گیر افتاده بود، متمرکز شد.
بعد از نیم ساعت تلاش، هنوزطلایی شانس بهش رو نکرده بود ومهرومومش اون احتمالِ موفقیت فعال نشده بود.
مشکلی نیست!
به تلاشش ادامه داد!
فانگ هنگ حالش حسابی خوب بود وبرای به این قضیه مثل یه جور بالاچیزی بردنِ سطح و لولآپ کردن نگاه میکرد.
«به فارم کردن ادامه بدین!»
یه سری اعلانهایاحضارشدهش بازی پشتسرهم جلویتکنیکهای چشمش ظاهر میشدن.
[اعلان: کلون زامبی شما (فرم تاک) برای مهروموم کردن غول فسیلی تلاش میکند، مهروموم ناموفق بود...]
[اعلان: بازیکن ۱،۹۲۸+ امتیاز تجربه برای هنر مهروموم سطح استاد اعظم به دست آورد...]
غول فسیلی مقاومت جادویی فوقالعاده بالا و مقاومت شدیدی در برابر تکنیکهای مهروموم داشت. حتی وقتی میزانمقیاس سلامتش کم میشد هم میتونست اوج کارایی رزمی خودش رو حفظ کنه. با اینکه فانگ هنگ تکنیکدستش مهرومومش رو به سطح استاد اعظم ارتقا داده بود، کلونهای زامبیش همچنان رگباری از اعلانهای شکست دریافت میکردن.
«عیبی نداره.»
فانگ هنگ دوباره پشتش رو کردآزمونگیرنده و رفت یه گوشه تا به ساختندارنش کاغذ رون مهروموم رده بالا ادامه بده.
بعد از ارتقای سطح، سرعتی که کلونهای زامبیش باهاش تجربهنبود کسب میکردن بهطور محسوسی کند شده بود. فانگ هنگ تخمین زداینکه که پر شدن نوار تجربه این مهارت یه مدتی طول میکشه.
اگه بهش فکر میکردی،کنه هنر مهروموم در واقعبیسابقه خیلی سادهتر از نکرومنسری بود.
حتی توی سطح استاد اعظم هم هنر مهروموم اجازه میداد بانظر کلونهای زامبی تجربه فارم کنی؛ برعکسِ نکرومنسری که وقتی به رتبهبرگردوند استاد اعظم میرسید، دیگه نمیشد فقط با فارم کردن حلش کرد.
فانگ هنگ از این وضعیت کاملاً راضی بود وخیره با خیال راحت وضعیتِ بازی رو روی فارم خودکارکلونهای ایافکی گذاشت و همزمان کاغذ رون مهروموم رده بالا میساخت.
برای اون،تکنیکهای زمان خیلیاستفاده سریع میگذشت.
توی سالن آزمون، جمع ممتحنها فانگ هنگ رو زیرنبود نظر داشتن و وقتی دیدن هنوز موفق به مهروموم کردننشده غول فسیلی نشده، شروع کردن به گپ زدن با همدیگه.
تواناییهای فانگ هنگ مسلماً فراتر از حد انتظارشونخیره بود، ولی با این حال، قبول شدن تویموفقیت این آزمون هنوزم فوقالعاده سخت به نظر میرسید.
غول فسیلی مقاومت خیلی بالایی داشت و تواناییهای رزمیش اصلاً تحت تأثیر کاهشدارنش اچپی یا وضعیتهای منفی مختلف قرار نمیگرفت. حتی با اینکه کلونهای زامبیش مدام داشتنداد از کاغذهای رون مهروموم استفاده میکردن، نتیجه فقط یه مشت تلاش ناموفقِ پشتسرهم بود.
البته کاملاً قابل درک بود.
هرچی باشه، فانگ هنگ تازه به سطح استاد اعظم در شاخه دانشگاهیاحضارشده هنر مهروموم رسیده بود. اگه شش ماهِ دیگه وقت میذاشت و تمرکزشهمزمان رو روی پرورش و ارتقا میداد، احتمالاً میتونست از پسِ این آزمون بربیاد.
در مورد آینده، پیشرفت و استادیدارن که قرار بود هدایت فانگ هنگ روهمین به دست بگیره، ممتحنها نظرات متفاوتی داشتن.
آخه هیچکدومشون حسابحال چندانی روی موآزمونگیرنده جیانگهه باز نمیکردن.
سپردن فانگ هنگ به مو جیانگهه برای راهنمایی و آموزش، بدترین تصمیم ممکن به نظر میرسید.اما هنر مهروموم همینطوری هم یه رشته نادر و کمطرفدار بود و آدمای کمی توش فعالیت میکردن؛کلکی حالا هم که بالاخره یه نابغه پیدا کرده بودن، نمیتونستن اجازه بدن مو جیانگهه تباهش کنه.
ممتحنها نگاهی به همدیگه انداختن و بدون اینکه حرفی بزنن،چون تو ذهنشون به یه توافق مشترک رسیدن: باید یه راهی پیدااینهمه میکردن تا فانگ هنگ رو از چنگال مو جیانگهه «نجات» بدن.
در طول کل صبح، ممتحنها در حالی که با همدیگه گرمنظر صحبت بودن، زیرپوستی درباره وضعیت فانگ هنگ پرسوجو میکردن و نقشهبرگردوند میکشیدن چطوری اون رو از زیر دست مو جیانگهه بیرون بکشن.
ریموند که بین ممتحنها کسوت و تجربه بیشتری داشت، با احتیاط شروع کرد: «مو، دوست من،شانس تو همیشه سرت شلوغه، با این حال باز وقت پیدا میکنی که برای انجمن تحقیقات علمیبتونه هنر مهروموم دنبال استعداد بگردی و نسل جوون رو آموزش بدی. واقعاً کار سادهای نیست، نه؟...»
مو جیانگهه قهقههای سر داد و با بیخیالی دستش رو تکون داد: «معلومه، معلومه،میتونستن همهش بهخاطر هنر مهروموم و جامعه علمیه! شما هم خیلی زحمت میکشین. ما اهلدیده هنر مهروموم که دنبال اینجور مسخرهبازیهای مقام و رتبه نیستیم. همهمون توی یه قایقیم.»
ریموند برای یه لحظه جا خورد و بابیسابقه خودش فکر کرد: یعنی همین الان به من گفتمقیاس «پایینرتبه»؟ اصلاً زبونش نمیچرخید جوابی به این حرف بده.
مو جیانگهه هم که طبیعتاًآزمونگیرنده متوجه کنایه و منظور پشت حرفاشوننظر شده بود، توی دلش پوزخندی زد.
میخواستن بانابغهست اون موشودوولکروحش بازی دربیارن؟
آدمای هنر مهروموم زیادی سادهکنه و صافوصادق بودن؛ اصلاً در حدچون و اندازهای نبودن که حریفش بشن.