چپتر 2538: فصل ۲۵۳۸ - تسویهحساب
0[اعلان: بازیکن آیتم «کتاب گرلنگ» را به دست آورد.]
[اعلان: بازیکن در حال حاضر آیتم «کتاب گرلنگ» را به دست آورده است. مأموریت فعلی «طمع و طمع بیشتر» تکمیل شد. بازیکن میتواند بلافاصله برای تسویهحساب مأموریت اقدام کند.]
تموم شد!
آخرین گزینهمیدهد انشعابی همتحصیلی بالاخره کامل شد.
فانگ هنگ سرش رو آروممیدهد تکون داد و زیر لبانتخاب زمزمه کرد: «بریم سراغ تسویهحساب.»
[اعلان: بازیکن گزینه مأموریت فرعی «اعتماد و همکاری» را تکمیل کرد. مأموریت ادامهدار بازیکن به دلیل یک رویداد ویژه لغو شد و بازیکن ۲۰٬۰۰۰ امتیاز پادشاه خدایان به عنوان غرامت اضافی دریافت کرد.]
[اعلان: بازیکن گزینه مأموریت فرعی «تردید و خیانت» را تکمیل کرد. بازیکن با انجمن تحقیقات علوم غریبه متحد شد و مأموریت ادامهدار «رازهای محافظهکاران» فعال گردید...]
[اعلان: به دلیل اتحاد بازیکن با انجمن تحقیقات علوم غریبه، مأموریت ادامهدار «سرنوشت بذر شیطانی» زودتر از موعد تکمیل شد (نیازمندیهای مأموریت: نابودی آواتار بذر شیطانی حسادت). میزان صمیمیت بازیکن با انجمن تحقیقات علوم غریبه به طور چشمگیری افزایش یافت. بازیکن میتواند پاداش مأموریت را مستقیماً دریافت کند.]
[اعلان: در حال جمعآوری آمار...]
[اعلان: بازیکن پاداش را دریافت کرد: یک دعوتنامه برای تحصیلات تکمیلی از طرف انجمن علوم غریبه.]
[اعلان: بازیکن گزینه انشعاب مأموریت «طمع و طمع بیشتر» را تکمیل کرد. ویژگی آیتم مأموریتی از آیتم فعلی «کتاب گرلنگ» حذف گردید.]
[اعلان: در حال محاسبه موهبت طمع...]
[اعلان: با توجه به اینکه بازیکن سه گزینه مأموریت را به طور همزمان تکمیل کرده است، پاداش اضافی معادل ۴۰٬۰۰۰ امتیاز پادشاه خدایان دریافت کرد. دعوتنامه تحصیلات تکمیلی از انجمن علوم غریبه به بازیکن اجازه میدهد دو زمینه تحصیلی دیگر را نیز انتخاب کند، و سطح آیتم «کتاب گرلنگ» نیز ارتقای مضاعف دریافت کرده است.]
[اعلان: بازیکن کنترل آبه آکایا را به دست گرفت تا آواتار بذر شیطانی حسادت را جذب کند. آواتار بذر شیطانی نابود شد (انرژی بازیابی شد)، و میزان محبوبیت بازیکن نزد انجمن تحقیقات علوم غریبه به طور چشمگیری افزایش یافت.]
سیلی از اعلانهای بازی پشت سر هم ظاهر شدن و فانگکنترل هنگ رو برای یه لحظه گیج کردن، طوری که نیم دقیقهایاعلانهای طول کشید تا همهشون رو یکییکی بررسی کنه و سر دربیاره.
در کل، خط۴۰٬۰۰۰ مأموریت اول شامل همکاریتحصیلی با انجمن انقلاب بود.
اگه مسیر عادیِ مأموریتجذب پیش میرفت، احتمالاً کِن ازنزد انجمن انقلاب بهش خیانت میکرد.
اما از اونجا که زودتر از موعد کار رئیس نارلیو و بذربذر شیطانی حسادت رو ساخته بود، ادامه خط مأموریت مستقیماً قطع شده بودافزایش و بازی ۶۰٬۰۰۰ امتیاز پادشاه خدایان به عنوان غرامت بهش داده بود.
خط مأموریت دومزمینه مربوط به همکارینیز با محافظهکارها بود.
به نظر میرسید هدف نهاییمیدهد همکاری با محافظهکارها نابود کردنانتخاب آواتار بذر شیطانی حسادت بوده.
چون در اصل مأموریت نهایی روانرژی زودتر از موعد تموم کرده بود،بازی حالا آماده تسویهحساب نهایی شده بود.
پاداشش هم همون بهاصطلاحغریبه دعوتنامه برای تحصیلات تکمیلی ازگردید طرف انجمن علوم غریبه بود.
با پاداشهای اضافیِ موهبتتحصیلی طمع، میتونست همزمان سه تاارتقای پروژه تحصیلی رو انتخاب کنه.
جزئیات دقیق این پروژهها هنوز مشخص نبود؛تحصیلی احتمالاً باید خودش حضوری میرفت به انجمنکنترل علوم غریبه تا اطلاعات بیشتری گیرش بیاد.
در مورد گزینهگرفت سوم هم میتونستانرژی مستقل پیش ببرتش...
کتاب گرلنگ علاوه بر اینکه قفل کارکردمحافظهکاران آیتمهای مأموریتی رو باز کرده بود، یهزودتر ارتقای اضافی هم به سطحش داده بود.
ایول، معرکهست!
فانگ هنگ کتاب۴۰٬۰۰۰ گرلنگ رو که تازهتحصیلی برداشته بود بیرون کشید.
چشم روی جلدگرفت کتاب گرلنگ بهانرژی رنگ دیگهای دراومده بود.
[آیتم: کتاب گرلنگ (پیشرفت++)]
[نوع: کتاب آکادمیک؛ تأثیرات بلافاصله پس از قرار گرفتن در کولهپشتی فعال میشوند.]
[توضیحات: کتابی که رونهای جادویی و آرایههای جادویی مختلفِ مربوط به بذرهای شیطانی در آن ثبت شده است. با استفاده از کتاب گرلنگ، بازیکنان هنگام رهاسازی مهارتهای آکادمیک، ۲۰ درصد شانس موفقیت اضافه دریافت میکنند؛ همچنین بازیکنان هنگام مهروموم یا نابودی بذرهای شیطانی، ۲۰ درصد امتیاز تقویتی اضافی به دست میآورند.]
توضیحات: بازیکنها میتونن با استفاده از این کتاب یه دروازه جهنم برپا کنن و تصویری بازتابی ازگیج دروازه جهنم رو احضار کنن. ویژگیهای دروازه جهنم به ویژگیهای بازیکن مربوط میشه. (موجوداتی که از دروازهمسیر جهنم احضار میشن توسط بازیکن قابلکنترل نیستن و به صورت پیشفرض جزو واحدهای خودی به حساب نمیان.)
آیتم بدی نبود!
فانگ هنگ سریعزمینه تأثیرات کتاب گرلنگنیز رو بررسی کرد.
اون ۲۰ درصد پاداش اضافی برایزمینه مهروموم کردن و آسیب زدن بهارتقای بذرهای شیطانی قطعاً خیلی باارزش بود!
در مورد دروازه جهنم هم...
حس میکرد کاراییش محدوده.
یاد دروازههای جهنمی افتادتحصیلی که انجمن انقلاب تویسطح درگیریهای قبلی احضار کرده بود.
هر جور نگاه میکرد،اجازه موجودات جهنمی احضارشده به اندازهنیز کلونهای زامبی به دردبخور نبودن.
با این حال، میشدجذب برای ایجاد هرجومرج و بههمنزد ریختن اوضاع ازشون استفاده کرد.
شاید هم...
ناگهان به ذهن فانگ هنگدیگر رسید که خونِ موجودات جهنمیمضاعف قدرت و خلوص نسبتاً خوبی داره.
کلونهای زامبی که نمیتونستن خونمیدهد با غلظت بالا تولید کنن، ولیسطح شاید موجودات جهنمی از پسش برمیاومدن؟
باید حتماً یه امتحانی میکرد!
فانگ هنگ همونطور که غرقمتحد در فکر بود، سرش رو بالاسرنوشت آورد و به آسمون نگاه کرد.
محافظهکارها توی دوردست داشتن بذر شیطانی حسادت رو تعقیبارتقای میکردن. اما به محض اینکه بذر شیطانی و نارلیف واردمحبوبیت مقر انجمن انقلاب شده بودن، ردشون رو گم کرده بودن.
فقط چند نفر از تعقیبکنندههایی که ازتحصیلی همه نزدیکتر بودن، لحظه از پا درآمدنِکنترل نارلیف به دست فانگ هنگ رو دیده بودن.
فرناندو گروه رو به داخل قلمرو انجمن انقلاب هدایت کرد واعلانهای دور و بر رو از نظر گذروند، اما هیچ اثری ازطول بذر شیطانی پیدا نکرد. در نهایت، نگاه همه چرخید سمت فانگ هنگ.
«فانگ هنگ،تحقیقات بذر شیطانیغریبه حسادت کجاست؟»
فانگ هنگمیدهد جواب داد:تحصیلی «کلکش کنده شد.»
چی؟
کلکش کنده شد؟
با شنیدن این حرف، همهمتحد با نگاههایی پر از شک وسرنوشت تردید به فانگ هنگ خیره شدن.
اونها اونهمه جون کنده بودن تا بذر شیطانیسطح رو تعقیب کنن، بعد فانگ هنگ به همیننابود راحتی و بیسر و صدا دخلش رو آورده بود؟
اصلاً واقعی به نظر نمیرسید.
هرچی نباشه،آکایا پای یه بذرنابود شیطانی وسط بود!
مگه نابودتحقیقات کردنش بهغریبه همین آسونیها بود؟
فانگ هنگ وقتی نگاههای پر از شک و تردید بقیه رو دید، شونهای بالاگرفت انداخت و گفت: «فقط یه فرمِ تفکیکشده از بذر شیطانی حسادت بود. قدرتش چندان زیادکردن نبود، تازه به خاطر اینکه اینهمه مدت مهروموم شده بود، بهشدت هم تضعیف شده بود.»
محافظهکارها شروع کردن به پچپچمیدهد کردن با همدیگه و کاملاًانتخاب معلوم بود باورش براشون سخته.
روآن زیئینگ هم که همراه فدراسیون اومدهبازیابی بود، حسابی هاج و واج مونده بود وشدن با گیجی به فانگ هنگ زل زده بود.
معنی این حرکت چی بود؟
فانگ هنگ یهویی سر و کلهش توی دنیای واتس پیدامضاعف شده بود، و فقط دو روز بعدش ادعا میکرد که بزرگترینسیلی باس دنیای واتس رو به طور کامل از سر راه برداشته؟
«یادتون نره، خود منم یهمیدهد بذر شیطانیم. همهمون بذر شیطانیم.انتخاب چرا نباید بتونم از پسش بربیام؟»
سؤال فانگ هنگگرفت زبون همه رو برایبازیابی چند لحظه بند آورد.
دو تا از الدرهای همراه که از انجمن علوم غریبه بودن نگاهیبذر به هم انداختن، بعد چشماشون رو بستن و تمرکز کردن تا باافزایش متراکم کردن یه نشان، رد حضور بذر شیطانی حسادت رو حس کنن.
بعد از چند لحظه، هر دونیز همزمان چشماشون رو باز کردن، درآبه حالی که قیافههاشون بهشدت عجیب شده بود.
«الدر، چیزی حس کردین؟»
«هوم، درسته. دیگهگرفت نمیتونیم هاله بذر شیطانیبازیابی حسادت رو حس کنیم.»
صدای نفسهای حبسشدهعلوم از سر شوک ازمحافظهکاران بین جمعیت بلند شد.
دیگه نیست؟
واقعاً فانگمعادل هنگ کارشاجازه رو ساخته بود؟
فرناندو چرخید سمت فانگ هنگ و با لحنی جدینزد گفت: «فانگ هنگ، قضیه بذر شیطانی شوخیبردار نیست وکردن خیلی حیاتیه. میتونیم بریم داخل و یه نگاهی بندازیم؟»
فانگ هنگ جواب داد: «انجمن انقلابرازهای قبل از اینکه شما برسین پاکسازی شد.شیطانی اگه دلتون میخواد ببینین، بفرمایین، راحت باشین.»
فانگ هنگ کنار کشید؛ درست در همون لحظهای که آبه آکایا بعد از تموم کردنِ جذبنابود بذر شیطانی، پیچوتاب خورد و به عقب جمع شد. زامبیها و خونآشامهایی هم که از طریقدقیقهای گذرگاه تلهپورت اومده بودن، داشتن همراه با تمام وسایل و غنایم غارتشده به دنیای آخرالزمان زامبی برمیگشتن.
حتی آرایش جادوییای هم که از اول تویدیگر زیرزمین برپا شده بود، همراه با دال سنگیآکایا پیاده شد و منتقلش کردن به دنیای آخرالزمان زامبی.
در این لحظه، مقر اصلینابود انجمن انقلاب چیزی جز یهسیلی پوسته توخالی از گذشتهش نبود.
کمیته مشترک تحقیقات علوم غریبه و محافظهکارهامحافظهکاران هر چقدر هم اونجا رو زیر وزودتر رو میکردن، عملاً هیچ چیز مهمی دندونگیرشون نمیشد.