چپتر 3095: فصل ۳۰۹۵ - ارتقا به سطح فراتر کیمیاگری
0___TYPO_PROTECTED_BLOCK_1___
ناصر حالش حسابی خوب بود. در حالی که داشت زیر لب آوازی رومهیب زمزمه میکرد، آروم رفت داخل آسانسور؛ آماده بود تا بره یه نفر روواکنش پیدا کنه و درباره نابغه کیمیاگریای که کشف کرده بود، حسابی پز بده.
خودش بیش از ده سال وقت گذاشته بود تا به سطح فراترمسیر برسه و با این حال جزو افراد فوقالعاده بااستعداد به حساب میاومد.خودکار واقعاً کنجکاو بود بدونه فانگ هنگ کِی میتونه به این پیشرفت برسه.
آن چیان نگاهی به درِچشمای اتاق تمرین کیمیاگری انداخت و هنوزواکنش یه جورایی گیج و سردرگم بود.
مگه آقای فانگمتلاشی هنگ یه متخصصسالن نبرد تنبهتن نبود؟
یه متخصصپایینی نبرد تنبهتن کهادراکش کیمیاگری یاد میگیره؟
این واقعاًآزاد ترکیب خیلینظر نادری بود.
اونطرف دیوار، داخل زمین تمرینِ بزرگ، فانگ هنگ دو ساعتسالن دیگه وقت گذاشت تا آرایه جادویی کیمیاگری رو از اولهمم بچینه و دوباره قدرت ذهنیش رو تزریق کرد تا فعالش کنه.
آرایه جادویی کیمیاگری کمکمتعبیهشده به کار افتاد و نورخودکار سبز کمرنگی از خودش تابوند.
فانگ هنگ عملکرد آرایه جادویی کیمیاگری رو بانظر سرعت خیلی پایینی حفظ کرد و همزمان ادراکش رونرسیده آزاد کرد تا کل فرایند رو زیر نظر بگیره.
«بوووم!!!»
با یه صدای انفجار مهیب، آرایه جادویی کیمیاگریتعبیهشده حتی به یکسوم مسیر هم نرسیده بود کهامواج یهو جلوی چشمای فانگ هنگ با شدت متلاشی شد.
آرایه جادویی تعبیهشده توی سالن تمرین در واکنش بهخودکار انفجار بهطور خودکار فعال شد و تمام امواج انرژیهیچ آزادشده از این انفجار رو به خودش جذب کرد.
همم؟
منفجر شد؟
انفجار هیچ آسیبی بهجلوی فانگ هنگ نزد، اماتعبیهشده یه ذره غافلگیرش کرد.
عجیبه.
فانگ هنگ زیر لب با خودش زمزمه کرد و خیلی راحتصدای روی زمین نشست؛ چونهش رو خاروند و در حالی که داشت مراحلتعبیهشده چیدمان آرایه جادویی رو مرور میکرد، به علتِ این انفجار فکر کرد.
از قبل با چشم دانایبگیره کل بررسیش کرده بود؛ خودِحتی آرایه جادویی کیمیاگری هیچ مشکلی نداشت.
پس مشکلنرسیده باید ازجلوی طراحی میبود.
همهچیز به نحوهمتلاشی تنظیم و جایگذاریسالن انرژیهای بیرونی برمیگشت.
خیلی ساده بخوایم بگیم: دقت.
درکش از اینکه چقدر انرژیبگیره عنصریِ بیرونی وجود داره، صرفاًحتی یه حس کلی و تقریبی بود.
مثلاً اگه حس میکرد سطح فعالیت انرژیمتلاشی بیرونی حدود ۸۰۰ هست، کالیبراسیون آرایه جادوییفعال رو هم روی همون مقدار تنظیم میکرد.
ولی از عدد دقیقشتعبیهشده مطمئن نبود، شاید یه جاییخودکار بین ۷۵۰ تا ۸۵۰ بود.
این حد ازحفظ تقریب زدن بیشآزاد از حد مبهم بود.
وقتی یه تخمین غیردقیق با یه کالیبراسیون غیردقیق جفتمهیب میشد، ضریب خطا بیش از حد بالا میرفت ومتلاشی باعث میشد کل آرایه جادویی تحت تأثیر قوانین فروبپاشه.
در واقع، برای اینکه بتونه آرایهشدت جادویی رو با موفقیت اصلاح کنه،بهطور به دقت خیلی بالاتری نیاز داشت.
حداقلش بایدشدت تا دو رقمتوی اعشار دقیق میبود.
راهحل ساده بود.
فقط بایدآزاد با تکرارنظر مداوم پیش میرفت!
به لطف چشم دانای کل و ویژگی ادراک بالایی کهسالن داشت، هر بار که آرایه فرومیریخت میتونست تغییراتش رو حسهمم کنه و بفهمه آیا انرژی واردشده زیاد بوده یا کم.
از اونجا به بعد دیگه قضیه فقط آزمون و خطا بود؛تمام اگه خمیر زیادی خشک بود، آب اضافه میکرد و اگه زیادیذره شل بود، آرد میریخت، تا بالاخره تعادل دقیق رو پیدا کنه.
فانگ هنگ بعد از اینکه فهمید قضیه ازنظر چه قراره، بلافاصله چشماش رو باز کرد ومسیر مشغول کشیدن دوباره آرایه جادویی روی زمین شد.
بعدشم ادامه بده!
دوباره تمرین و تکرار!
...
چند روز بعد.
وقتی آرایه جادویی کیمیاگری بالاخره دوباره کاملصدای شد، برق تیزی توی چشمای فانگ هنگیهو درخشید. هر دوتا دستش رو گذاشت روی آرایه.
«وززز...»
آرایه جادویی کمکم شروعتعبیهشده به کار کرد وبهطور نور ملایمی ازش ساطع شد.
پنج دقیقه کامل کار کردادراکش و هنوز با ثباتِ کاملبوووم وسط سالن در حال جریان بود.
موفقیتآمیز بود!
سطرهایی از اعلانهای بازیجلوی بلافاصله جلوی شبکیه چشمتعبیهشده فانگ هنگ چشمک زدن.
[اعلان: بازیکن ساخت یک آرایه جادویی مبتنی بر قانون را به پایان رسانده است.]
[اعلان: بازیکن ماموریت ارتقای کیمیاگری (سطح فراتر) را به پایان رسانده است.]
وووش!
توی چشم راست فانگ هنگ، آرایه جادویی با سرعت چرخید وآزادشده صحنههای شبانهروز تلاش و تمرینِ بیپایانش مثل یه فیلم توی ذهنش مرورروی شد و درکش از آرایههای کیمیاگریِ مبتنی بر قانون رو عمیقتر کرد.
لحظاتی بعد، فانگ هنگ دوبارهواکنش چشماش رو باز کرد وامواج از حالت مراقبه بلند شد.
شاید به نظر میرسید که فقطهنوز با شانس و اقبال تونسته یه بارنبرد یه آرایش جادوییِ قانون رو کامل کنه.
اما با کمک بازی،آزاد حساسیتش نسبت به قوانینِ انرژیهایصدای بیرونی فوقالعاده دقیق شده بود.
اگه دقت ادراکش قبلاً «۱» بود، حالافعال بیش از صد برابر بیشتر شده بود؛منفجر طوری که میتونست به سطح ۰٫۰۰۱ برسه.
همچین پیشرفتی چیزی نبود که بشه یهخودکار شبه به دستش آورد؛ این اندازه بیش ازمنفجر یه دهه تمرین و تزکیه طاقتفرسا ارزش داشت!
فانگ هنگ دستش رو بالا آوردهنوز و دوباره یه آرایش جادوییِ قانونِمتخصص کوچیک و سادهشده رو روی زمین کشید.
چند لحظههمزمان بعد، آرایش جادوییفرایند کیمیاگری کامل شد.
فانگ هنگتوی دستش رو رویبهطور طرح آرایش گذاشت.
«وززز...!»
آرایش جادوییاتاق با موفقیتکیمیاگری فعال شد.
یه موفقیت دیگه!
فانگ هنگ به آرومی مشتشبهطور رو بست و اون حسانرژی رو توی حافظهاش ثبت کرد.
نوسانات قوانین محیطی توی زمین تمرین انجمن کیمیاگری به شدت مهار شده وجذب متعادل بودن. اینجا اساساً یه نسخه فوقالعاده سادهشده از یه فضای تمرینی بود کهخاروند انجمن کیمیاگری اختصاصاً برای یادگیریِ ساخت آرایشهای جادویی بر پایه قانون طراحیش کرده بود.
بعد از ارتقا به سطح فراتر، حالا میتونست حتی بیرون از اینمتخصص مکان هم به ساخت آرایشهای بر پایه قانون ادامه بده؛ تفاوتش فقطتمرینِ این بود که زمان بیشتری میبرد و نرخ موفقیتش هم پایینتر بود.
علاوه بر اون، با اینکه هیچ توضیح مهارتیِ مفصلی برایانفجار کیمیاگری سطح فراتر وجود نداشت، فانگ هنگ حس میکرد کهمتلاشی هر دو ویژگی ادراک و ویژگی روحیش افزایش پیدا کردن.
در مورد قدرتسالن مبارزه، کیمیاگری کاربردخودکار مستقیم چندانی ارائه نمیداد.
با این حال...
با درک رو به رشدش از قوانین، فانگ هنگسردرگم فهمید که حالا میتونه با استفاده از آرایشهای کیمیاگریترکیب بر پایه قانون، محیط مناسبی برای تزکیه درست کنه!
برای اون، فقط کافی بود یه آرایش کیمیاگری بر پایه قانونمهیب راه بندازه تا فعالیت انرژی طبیعی رو توی یه منطقه بالاتوی ببره. این کار سرعت جذب انرژی طبیعی رو براش فوقالعاده زیاد میکرد!
دانش طبیعت!
چیزی که الان کم داشت، یهبهطور نقشه ساخت مربوط به آرایش کیمیاگریآزادشده بر پایه قانون برای دانش طبیعت بود.
به هر حال، ناصر فقط یه نقشهجورایی ساخت تمرینی و ساده از آرایش کیمیاگری برنبود پایه قانون برای عنصر آتش بهش داده بود.
کتابخونه؟
انجمن کیمیاگری نقشههای ساخت زیادی توی مجموعهاشفعال داشت. از اونجایی که اینجا یکی ازمنفجر شعبههاشون بود، قاعدتاً باید یه کتابخونه میداشت.
فانگ هنگ ازتوی همین حالا همبهطور برای شروع بیتاب بود.
با فکر کردن به ادامه ماجرا، آرایشجورایی کیمیاگریِ مهر و موم توی زیرزمین همتنبهتن احتمالاً میتونست یه مقدار دیگه تقویت بشه.
راستی، شاید حتی بتونهآزاد کتابهایی درباره مه سیاهبوووم توی کتابخونه پیدا کنه!
همینطور که داشت به این قضیه فکر میکرد،تمام فانگ هنگ درِ اتاق رو باز کرد و آننزد چیان رو دید که توی راهروی بیرون ایستاده بود.
«آقای فانگ هنگ.»
توی راهروی بیرونِ تالار تمرین، آن چیان منتظر تمومسردرگم شدن خلوتنشینی فانگ هنگ مونده بود. با دیدن اینکهترکیب بالاخره بیرون اومده، یه لحظه غافلگیر شد: «اومدین بیرون؟»
«آره. ممنون،همزمان تمام این مدتفرایند اینجا منتظر بودی؟»
«بله. روزا من اینجاواکنش منتظر میمونم و شباتمام یکی دیگه جام میاد.»
فانگ هنگتعبیهشده پرسید: «چند وقتهواکنش توی خلوتنشینی بودم؟»
«دقیقاً یه هفته.»
«واقعاً؟ انقدر طول کشیده...»
فانگ هنگتوی اخماش روواکنش توی هم کشید.
مه سیاه توی زیرزمین همواکنش قاعدتاً تا الان باید بهامواج حد نهاییش نزدیک شده باشه.
باید خیلی سریعتمرین یه راهی برایهنوز مهار کردنش پیدا میکرد.
فانگ هنگهمزمان زیرچشمی نگاهی بهفرایند آن چیان انداخت.
با توجه به قیافهاش،واکنش به نظر میرسید تله رعدامواج توی زیرزمین هنوز فعال نشده.
«آقای فانگتعبیهشده هنگ؟ به نظرواکنش میرسه فکرتون درگیره.»
«چیزی نیست. یادمه اینکیمیاگری ماه هنوز یه مسابقهگیج دیگه باقی مونده بود...»
«هیچ مشکلی نیست. از اونجایی که پیشرفت سطح آکادمیک شما توی یه مرحله حساس بود، منیهو از طرف شما درخواست تعویق دادم. نتایجتون توی دو دور اول فوقالعاده بود و خاندان نوئلجذب هم با تاخیر موافقت کرد. فقط کافیه ده تا مسابقه باقیمونده رو توی سه ماهه آینده ببرین.»