چپتر 2987: فصل ۲۹۸۷ - مداخله سورا
0فانگ هنگ حواسش جمع بود که شدت مصرف قدرت ذهنیش رو کنترل کنه. هر کدوم ازبذاره ضرباتِ حمله رعد نه خیلی محکم بودن و نه خیلی سریع، اما همونقدری کفایت میکردن کهپرورش پروست مدام تحت فشار بمونه و نتونه خودشو خلاص کنه، تا رفتهرفته حسابی فرسوده و ضعیف بشه.
کاملاً مشخص بودبار که توانایی خوددرمانیِ پروستوووش افت شدیدی پیدا کرده.
بهنظر میاومد حملهمعطل قبلیِ چشم ستارههمینطوری حسابی کارساز بوده.
از دوردست، مو چینگشین با ابروهایی گرهخورده صحنه رو تماشا میکرد.فراتر حمله قبلیِ پرتو انرژیِ فانگ هنگ خیلی فراتر از حد انتظارشسراغ بود و مستقیماً باعث شده بود پروست دوباره دچار آسیب جدی بشه.
و حالا همپوشیده که دوباره رفتهبتونن بود سراغ «مجازات الهی»...
مو چینگشینبتونن نگاهش رو چرخوندپیاده سمت فانگ هنگ.
فانگ هنگ قطعاً خوب میدونستاوضاع حملاتی توی این سطح نمیتوننتصمیم تهدید مرگباری برای پروست باشن.
پس داشتدوردست وقت تلفابروهایی میکرد؟ زمان میخرید؟
دلیلش چی بود...؟
یهو بند دل مو چینگشین پاره شد. دوبارهدیگه سرش رو بالا برد و به آسمونی کههمینطوری هنوز با ابرهای تیره پوشیده شده بود خیره شد.
خیلی احتمال داشت که بتونناوضاع حمله چشم ستاره رو برایتصمیم بار دوم هم پیاده کنن!
«وووش!»
دیگه نمیتونست دستپوشیده روی دست بذارهبتونن و معطل کنه.
اگه اوضاعبتونن همینطوری پیش میرفت،پیاده پروست قطعاً میباخت!
مو چینگشینبذاره تصمیم گرفتاگه وارد عمل بشه.
اون دهها هزارچینگشین سال برای پرورش بذرتماشا اوروبروس زحمت کشیده بود.
اصلاً طاقتش رو نداشتخیره ببینه پروست به دست فانگپیاده هنگ نیست و نابود بشه.
«وووش!!»
مو چینگشین با سرعتی سرسامآور به سمت فانگمیرفت هنگ هجوم برد تا نبرد رو به هم بزنه.سال اما یهو، یه سایه سیاه درست جلوش سبز شد.
ها؟ چی شد؟!
«بوم!!!»
مو چینگشین با ضربه مشت سنگین اون سایهدیگه چند قدم عقب رانده شد. سرش رو بالاهمینطوری گرفت و از دیدن چهره پشت سایه جا خورد.
«سورا؟! تو اینجا چیکار میکنی؟»
سورا، خونسرد و استوار روبهروی مو چینگشین ایستاده بود. سرش رو بهانتظارش نشونه نفی آروم تکون داد و گفت: «اونش مهم نیست. مو چینگشین، درکتنگاهش میکنم. اما من به فانگ هنگ قول دادم نذارم توی مبارزهشون دخالت کنی.»
دل موتیره چینگشین هریخیره ریخت پایین.
لعنتی!
فانگ هنگ با آمادگی کامل اومدههمینطوری بود؛ یعنی حتی برای این قضیهوارد هم از قبل نقشه کشیده بود؟
مو چینگشین باچینگشین لحن سردی گفت:صحنه «چی بهت داده؟»
سورا هیچ جوابیپوشیده نداد، فقط ماتبتونن و مبهوت نگاهش کرد.
«وووش!»
پیکر مو چینگشین تبدیل به یه سایهپیش تار شد و سعی کرد از سمتاون راست رد بشه و راهش رو باز کنه.
اما سورا مثل یه شبح،گرهخورده دوباره سر راهش ظاهر شدانرژیِ و مسیرش رو سد کرد.
«برو کنار!»
مو چینگشین فریادبار کشید و مشتش رووووش سمت سورا پرتاب کرد.
«بوم!!»
حالت چهره سورا سردابروهایی شد. بدون اینکه کلمهایمیکرد هدر بده، مستقیماً پاتک زد.
توی آسمون، هر دوخیره نفر توی یه رشته برخوردهایپیاده با سرعت سرسامآور درگیر شدن.
سطح قدرتشون خیلی به هم نزدیک بود.وووش مو چینگشین میدونست به این راحتیها و تویاوضاع زمان کم نمیتونه از سد سورا رد بشه.
از اون گذشته، سورا همیشه به تکامل فیزیکیِ خالص اعتقادتصمیم داشت و فقط و فقط به نیروی بدنی تکیه میکرد،اوروبروس بدون اینکه هیچ نوع انرژی دیگهای رو قاطی ماجرا کنه.
«بنگ!!»
بعد از چند دقیقه رد و بدل کردندوم ضربات پیاپی، هر دو با یه ضربه سنگینبذاره از همدیگه جدا شدن و به عقب پرت شدن.
اضطراب موبتونن چینگشین لحظهبهلحظهدوم بیشتر اوج میگرفت.
ولی هرچی بیشترمعطل دستپاچه میشد، راههمینطوری فرار کمتر پیدا میکرد.
نه، امکان نداره!
دوباره سرش رو بالا آورد. نوسانات فضاییِ شدیدی توی آسمونکنن به راه افتاد و ابرهای سیاه بار دیگه با جهشهمینطوری فضایی کنار رفتن و لوله یه توپ جنگیِ تمامفلزی پدیدار شد.
توپ آلیاژی بابار قفل بینقصی، پروست رووووش در پایین هدف گرفت.
مو چینگشین که توی بند سورا اسیر شدهمیرفت بود، راه گریزی نداشت. چارهای نداشت جز اینکههزار با تمام وجود داد بزنه: «پروست! بکش کنار!»
«خودم میدونم!»
پروست هنوز زیر فشار مهارت مجازات الهیبار گیر افتاده بود و توان حرکت نداشت.دست چشمهای خونگرفتهش رو به فانگ هنگ دوخت.
«فانگ هنگ! مگه روانی شدی؟!»
پروست قبلاً یه بار تا دم مرگ با پرتو چشم ستاره دچاروارد آسیب جدی شده بود و ابداً دلش نمیخواست دوباره اون عذاب روطاقتش بچشه. به فانگ هنگ زل زد و عربده کشید: «ولم کن لعنتی!»
فانگ هنگ با نگاهی مصمم و تقریباًتماشا انتحاری به پروست خیره شد. گوشه لباش بهشده تمسخر کش اومد: «چی شد؟ میترسی بمیری، پروست؟»
بالاخره ترس توی چشمایخیره پروست پدیدار شد ودوم داد زد: «تو یه دیوونهای!»
«بوووم!!!»
لحظهای بعد، یه پرتواگه بنفشِ نابودی از آسمون فرودمیباخت اومد و جفتشون رو بلعید!
«بوووم!!»
[اعلان: بازیکن تحت تأثیر پرتو نابودی قرار گرفته است...]
[اعلان: بذر اوروبروسِ بازیکن ۲،۶۶۳ امتیاز تجربه از دست میدهد...]
[اعلان: بذر اوروبروسِ بازیکن ۲،۶۶۳ امتیاز تجربه از دست میدهد...]
[اعلان: ویژگیهای فعلی ۰.۲ درصد کاهش یافت (مدت زمان: ۲۴ ساعت)...]
[اعلان: بذر اوروبروسِ بازیکن ۲،۶۶۳ امتیاز تجربه از دست میدهد...]
اعلانهای بازی پشتسرهمپوشیده جلوی چشمای فانگبتونن هنگ ظاهر میشدن.
قدرت منشأ بذر اوروبروسدوم بهطور مداوم داشت توسطدیگه پرتو چشم ستاره ضعیف میشد.
مردمک چشمایبذاره فانگ هنگاگه جمع شد.
فهمید این یه پرتو نابودیه که زادگان بیگانه مشخصاًپرتو برای مقابله با بذر اوروبروس ساختنش. انتظار نداشت انقدرآسیب قوی باشه و بتونه واقعاً به قدرت منشأ آسیب بزنه.
ولی...
هنوزم تویبتونن محدوده قابلدوم تحمل بود!
فانگ هنگ چشم دوخت بهاوضاع بدن بدریختشده پروست که زیرتصمیم پرتو نابودی داشت متلاشی میشد.
اون بیشتردوردست از پروستابروهایی دووم میآورد!
از هر نظر،پوشیده دست بالاتر روبتونن نسبت به پروست داشت!
از دور، بقیه داشتن نگاه میکردن که فانگ هنگ چطور مثل یه دیوونهمعطل بیپروا تصمیم گرفته بود پابهپای پروست اون آسیب رو به جون بخره. چهرههاشونهزار دگرگون شد و چشماشون به پرتو بنفشی که پایین میریخت دوخته شده بود.
اون پرتوبذاره پنج دقیقهاگه تمام ادامه داشت!
وقتی نور محو شد،ابروهایی همه قامت فانگ هنگمیکرد و پروست رو دیدن.
پروست بعد از تحمل دو تا حمله متوالیِ چشم ستاره،کنن قدرت منشأش به شدت آسیب دیده بود. قابلیت خوددرمانیش بههمینطوری شدت سرکوب شده بود و اچپیش فقط به یکدهم رسیده بود.
از بیرون، زیر پوست سوختهش، کرمهایکنن سرخی که به خودشون میپیچیدن داشتنبذاره میمردن و از بدنش پایین میافتادن.
«پروست!»
هوم؟
پروست که هوشیاریش دیگه رواحتمال به زوال بود، با شنیدنکنن صدا سرش رو بالا آورد.
«مجازات الهی!»
«بوووم!!!»
رعد و برق سرخرنگ دوبارهگرهخورده از آسمون بارید و بیرحمانهانرژیِ به بدن درهمشکسته پروست کوبیده شد.
«خداحافظ!»
مهارت مجازات الهی به حدپیاده نهاییش رسید و ته موندهدست اچپی پروست رو هم خالی کرد!
بوووم!!
آتش مقدس درچینگشین کسری از ثانیه رویتماشا بدن پروست شعلهور شد.
بدنهای کرمیِ ریزی که کالبد پروستبتونن رو تشکیل میدادن، توی شعلهها جیغدیگه کشیدن تا اینکه کلاً نابود شدن.
[اعلان: بازیکن با موفقیت پروست را کشت...]
[اعلان: محاسبه در حال انجام است. بازیکن ۱۰۰ درصد مشارکت در کشتن را به دست آورده است. بازیکن ۵۰۰،۰۰۰ امتیاز پادشاه خدایان دریافت میکند.]
[اعلان: اقدامات شما توسط برخی از بذرهای اوروبروس حس شده است.]
فانگ هنگ با خونسردیخیره نگاه کرد که چطور پروستپیاده توسط آتیش مقدس خاکستر شد.
برعکس بذرهای اوروبروسِ خرددوم شده قبلی، پروست تویدیگه یه فرم کامل بود.
وووش!
فانگ هنگ دستش رو بالا برد.صحنه از جسدی که در محاصره آتیش مقدسمستقیماً بود، یه پیله طلاییتیره به پرواز درآمد.
«فیش!!»
شکافی توی کف دستشدوم باز شد و پیله طلاییتیرهنمیتونست توسط اون شکاف بلعیده شد.
[اعلان: بازیکن اصلاح اختیاری-فرم تقسیم کرم سرخ را به دست آورد. بذر اوروبروسِ بازیکن به سطح ۲۱ رسیده است. بازیکن ۱ گزینه اصلاح اختیاری دیگر به دست آورده است.]
گزینه اصلاح: فرم تقسیم کرم سرخ.
توضیحات مهارت: ساختار موجود را به گونهای تغییر میدهد که عضلات از بدنههای کرم سرخ ریزتر تشکیل شوند. قدرت را ۱۰+ درصد و بنیه بدنی را ۱۰+ درصد افزایش میدهد. هنگام دریافت آسیب فیزیکی مستقیم، حالت تقسیم کرم سرخ میتواند برای کاهش آسیب وارده فعال شود و تا ۳ برابر آسیب حمله را در یک نوبت جذب کند (این امر باعث سفتی کوتاهمدت شده و مانع از ضدحمله فوری میشود).
توضیحات مهارت: هنگام قطع عضو یا مرگ، بخشهای آسیبدیده بدن میتوانند بدنههای کرم سرخ را برای حملات ثانویه تولید کنند (اثر غیرفعال).
توضیحات تکمیلی: این یک مهارت ویژه است که به ۲ اسلات اصلاح نیاز دارد. نمیتواند در کنار برخی دیگر از اصلاحات عمل کند.