چپتر 3196: فصل ۳۱۹۶ - کرمهای جهشیافته فضایی
0[اعلان: بازیکن پیله بذر اوروبروس را جذب کرد؛ سطح بذر اوروبروس به سطح ۳۰ ارتقا یافت و ۱ اسلات جهش اضافی به دست آمد.]
جذب کردنِ پیله نوزاد مستقیماً یکتبدیل و نیم سطح تجربه بهش داد وسمت فوراً باعث شد به سطح ۳۰ برسه.
به غیر از افزایشِ ویژگیهایبابت پایه، فانگ هنگ یه اسلاتعمل جهشِ اضافی هم به دست آورد.
فانگ هنگ دوباره با دقت ویژگیهایجایی شخصیتش رو بررسی کرد، بعد سرش روتوی بالا آورد و نگاهی به اطراف انداخت.
بیآنکه متوجه بشه، با عقبنشینیِشناسایی خاندان نوئل، تمومِ دنیا زیر پایهوا کرمهای جهشیافته بیشماری بلعیده شده بود.
تعداد زیادی لیکر دور پاهاش جمع شدهفرم بودن و با انرژی حیاتیِ وحشتناک و تواناییهایگله احیای مجددشون، یه حلقه دفاعی تشکیل داده بودن.
آبه آکایا مدام از طریق تاکهاش قدرت مهروموم رو جذبعمل میکرد، انبوهی از کرمهای جهشیافته دشمن رو به زیر زمینفرم میکشید و اونا رو کامل به عنوان ماده مغذی میبلعید.
باید ادامه میداد!
این بار بدون هیچ نگرانیشناسایی بابت محافظت از ناوگان، میتونستتوی ابتکار عمل رو دستش بگیره.
کارش رو از همونشناسایی جایی شروع کرد کهخفاشی بذر اوروبروس شناسایی شده بود.
«وووش!!!»
فانگ هنگ تبدیل به فرم خفاشی شد،شروع توی هوا بال زد و سریع بههوا سمت اعماق گله حشرات به پرواز دراومد.
همینطور که جلوترجایی میرفت، متوجه یهوووش چیز غیرعادی شد.
یه کرمچاله فضایی؟!
روی زمین، دروازههای تلهپورتِ کوچیکی شبیه بهناوگان لونه داشتن کمکم ظاهر میشدن و دستههایهمون متراکمی از کرمهای جهشیافته از توشون بیرون میریختن.
کمی دورتر رو که نگاههمون کرد، دید تمام بستر قارچیتبدیل پوشیده از بیشمار دروازه تلهپورت شده.
پس اینهمون کرمهای جهشیافتهشروع تلهپورت فضایی داشتن؟
قبلاً براش سوال بود که چطور این همه کرم جهشیافته توی این دنیاسمت ظاهر شدن. اونا از طریق تولیدمثلِ معمولیِ محلی روی سیاره زیاد نشده بودن،روی بلکه از قلمروهای دیگه و مستقیماً از طریق دروازههای تلهپورت منتقل شده بودن.
فانگ هنگ توی دلش سبکسنگین کرد،محافظت سریع به سمت پایین شیرجه زدبگیره و محکم روی زمین فرود اومد.
کرمهای جهشیافتهدستش متراکم فوراًکارش دورش حلقه زدن.
بیست و چهار گوی جهان زیرین کهتبدیل دور فانگ هنگ میچرخیدن، بهطور خودکار دنبالسمت هدف گشتن و به بیرون شلیک شدن.
«بوم! بوم! بوم! بوم!!!»
بلافاصله انفجار تیرهرنگی درنگرانی مقابلش رخ داد و هالهابتکار نامردگان به اطراف پخش شد.
«وووش!!»
فانگ هنگ سریع به یکی ازوووش گذرگاههای تلهپورتِ کرم جهشیافته نزدیک شد وسریع با داس سرخرنگش به جلو ضربه زد.
تیغه هلالی وشروع خونین محکم بهتبدیل دهانه کرمچاله کوبیده شد.
«بوم!!!»
دروازه تلهپورت منفجر شد.
گذرگاه تلهپورت از بدنِ یه کرم جهشیافته خاص درست شده بود؛هوا ظاهراً برای مهارتهای تلهپورت تکامل پیدا کرده بود و به همینمیرفت خاطر بدن اصلیش ضعیف بود و با یه ضربه دخلش اومد.
فانگ هنگ سریع به سمتوووش یه کرمچاله دیگه رفت وهوا دوباره داس مرگش رو چرخوند.
«بوم! بوم! بوم! بوم!!!»
توی چند لحظه، بیش از ده تا گذرگاه تلهپورت نابود شدن، اماخفاشی تقریباً بلافاصله کرمهای کریپ بیشتری به داخل زمین نفوذ کردن، بدنشون روجلوتر از طریق جهش کش دادن و ظرف ده ثانیه، کرمچالههای تلهپورت جدیدی ساختن.
کار سادهای نبود.
فانگ هنگ نگاهی بهشناسایی اعلانهای بازی انداخت وخفاشی سرش رو تکون داد.
هیچ اعلانی فعال نشده بود.
قصد داشت با نابود کردن چند تا ازشناسایی این کرمچالهها، تکامل تلهپورتِ کرمهای جهشیافته رو فعالسریع کنه، ولی انگار کشتن کرمچالهها اعلانی به همراه نداشت.
احتمالاً توانایی کرمچالهجایی فقط مختص گونه خاصیتبدیل از کرمهای جهشیافته بود.
همم؟
فانگ هنگ سرشهیچ رو چرخوند و بهناوگان کرمچاله نزدیکی نگاه کرد.
یه نوزاد بذر اوروبروس از توش بیرون اومد. درست همونتبدیل لحظه که از کرمچاله پاشو بیرون گذاشت و فانگ هنگ روپرواز دید که وسط گله کرمهای جهشیافته وایساده، از تعجب خشکش زد.
«وووش!!!»
لحظه بعد، فانگ هنگشناسایی فضا رو درنوردید وخفاشی درست جلوش ظاهر شد.
«بوم!!!»
داس سرخرنگش روبگیره صاف به سمتجایی نوزاد فرود آورد.
«بوم!!!»
تیغه خونین منفجرشروع شد و نوزاد روفرم به عقب پرتاب کرد.
کاما با همون یهنگرانی ضربه به عقب پرت شدابتکار و مات و مبهوت موند.
اطلاعات غلط بود.
فکر کرده بود سیاره کاملاً زیر سلطه گله دراومده و اومده بودبال تا پیله رو پس بگیره و قصد داشت بدزددش. اما به جاشغیرعادی خورد به پست فانگ هنگ، که با یه ضربه پرتش کرد رو هوا.
بدن زخمیش خیلی سریع ترمیم شد. کاما به فانگتوی هنگ خیره شد و با حس کردن هاله یکیدراومد از همنوعهای بذر اوروبروس، افکار مختلفی از ذهنش گذشت.
این یارو اصلاً عادی نبود.
«وووش!!»
لحظه بعد، فانگجایی هنگ برگشت ووووش راه افتاد رفت.
هان؟
کاما به شک افتاد.
چرا داشت میرفت؟
قدرت اونهمون ضربه وحشتناکشروع بالا بود.
در این بین، دروازههای چاله کرمی مدامفرم چشمک میزدن و نوپدیدهای بیشتری از بذراعماق اوروبروس بعد از دریافت سیگنال از راه میرسیدن.
سالها قبل، پادشاه سوسکها تویبابت قلمروهای مختلف زادوولد کرده وعمل نیروهاش رو گسترش داده بود.
با حس کردن قدرت شکستناپذیرهمون پادشاه سوسکها، نوپدیدهای بیشتر و بیشتریفرم تسلیم شدنش رو انتخاب کرده بودن.
پادشاه سوسکها در حال حاضرشناسایی فقط توی فاز دو بود،توی هنوز به فرم کاملش نرسیده بود.
با این حال،شروع قدرتش میتونست همهشونتبدیل رو مقهور خودش کنه.
«کامو.»
همه نوپدیدهای بذربگیره اوروبروس روشون روجایی کردن سمت کامو.
میون اونها، کامو قویترینشون بود و نیروی فضاییفرم ویژهای رو با خودش ادغام کرده بود و یکیحشرات از معتمدترین خادمان حشره پادشاه سوسکها به حساب میاومد.
«خیلی از همنوعهامونشروع قبلاً اینجا بودن. هنوزفرم پیله کالی پیدا نشده؟»
کاما با اشاره به جهتی که فانگناوگان هنگ رفته بود گفت: «قربان، یکی از همنوعهایجایی خودمون بهم حمله کرد. از اون طرف رفت.»
همنوع خودمون؟
کامو به دوردستجایی نگاه کرد و سرشتبدیل رو آروم تکون داد.
تصور کرده بود این دنیا تحت اشغال پایتختخفاشی رزمی هفت قلمرو دراومده، ولی حالا به نظر میرسیدپرواز کسایی که داشتن مقاومت میکردن از جنس خودشون بودن.
«بریم بررسی کنیم.»
«بله!»
...
توی مدار کهکشان، اعضای خاندانوووش نوئل به داخل یکی ازهوا سفینههای نجات تلهپورت شده بودن.
از پشت شیشه که نگاهبابت میکردن، میدیدن تمام سیاره زیر گلهدستش متراکمی از کرمهای جهشیافته بلعیده شده.
وسط اون ازدحام، یهکارش منطقه کوچیک همچنان تویشناسایی مه سیاه پوشیده شده بود.
فکر کردن به اینکه فانگشناسایی هنگ هنوز داشت توی اون دنیایهوا وحشتناک میجنگید، لرزه به تنشون میانداخت.
بالاخره داشتنجایی از اینشناسایی جای لعنتی میرفتن.
عجیب اینجا بود که وقتی داشتن برای رفتنمیتونست آماده میشدن، تلاطمهای فضایی که قبلاً باهاش روبهروشروع شده بودن به سرعت شروع به ضعیف شدن کرد.
کاپیتان تصمیم گرفتبگیره از فرصت استفادهجایی کنه و تلهپورت بزنه.
یهو یکی از خدمه به پنل کنترل اخمفرم کرد: «کاپیتان! انتقال فضایی داره مختل میشه! یهگله سری واکنش این دور و برا دارن ظاهر میشن.»
همم؟
قبل از اینکه کاپیتان بتونهبابت جوابی بده، نوسانات فضایی دورعمل تا دور ناوگان نجات پدیدار شد.
همه بهدستش بیرون پنجرهکارش خیره شدن.
سفینههای زادگان بیگانه بودن.
ناوگان عظیمی از زادگان بیگانه ازتبدیل نقاط جهش بیرون اومدن؛ شش تشکل بزرگسمت که ناوگان نجات رو محاصره کرده بودن.
ته دلِبدون اعضای خانداننگرانی نوئل خالی شد.
زادگان بیگانه!
و درست تویجایی بدترین موقعیت ممکن،وووش ناوگان رو دوره کردن.
اومدنشون اصلاًجایی از سرشناسایی دوستی نبود.
خدمه دوباره گزارش داد: «کاپیتان، زادگان بیگانه پیام فرستادن.ابتکار تأیید کردن که هدف، فانگ هنگ، به بذر اوروبروس وتبدیل بازی مه سیاه آلوده شده. تقاضا دارن بلافاصله تحویلش بدیم.»
فانگ هنگ؟
کاپیتان ناوگان مکانیکی تا حالا اسمشوووش رو نشنیده بود و با تعجب نگاهیسریع به کاپیتان رونی از خاندان نوئل انداخت.
«کاپیتان رونی، به نظرتونشناسایی فانگ هنگ رو دعوتخفاشی کنیم بیاد برای ملاقات؟»
رونی سرش رو تکون داد:بابت «متأسفم، این غیرممکنه. فانگ هنگ تویدستش تیم نیست. با ما تخلیه نشد.»
تخلیه نشد؟
کاپیتان مکانیکی بیشتر از قبل سردرگم شد وفرم به سیارهای که زیر هجوم کرمهای جهشیافته رفتهگله بود اشاره کرد: «منظورتون اینه روی اون سیاره موند؟»
«بله.»
کاپیتان ناوگان مکانیکی به خدمهبابت سر تکون داد: «عین حقیقتعمل رو به زادگان بیگانه گزارش کن.»
«چشم!»
چند لحظه بعد، اوپراتور پیامی از زادگان بیگانه دریافت کرد و بابال اخم گفت: «کاپیتان، زادگان بیگانه تقاضای بازرسی از سفینههامون رو دارن تا مطمئنکرمچاله بشن هیچ اثری از فانگ هنگ یا آلودگی به بذر اوروبروس وجود نداره...»