چپتر 2223: فصل ۲۲۲۳ - یه رقابت
0روبل لبخندی زد و بعد با تحسین به جی هایتینگبرای نگاه کرد و گفت: «مدیر جی واقعاً کارتون درسته. کینیست قراره توی تحقیقات روی سیستم سربازهای مکانیکی به ما کمک کنین؟»
جی هایتینگ جواب داد: «اه، شوخی میکنی. ما از همون اول مشغول تحقیقاتآره در مورد اصلاحات مکانیکی بودیم. ولی همونطور که میدونی، توسعهش سالهاست که به خاطرسرباز علم مواد محدود شده و رسیدن به یه پیشرفت چشمگیر در کوتاهمدت کار سختیه.»
روبل زیاد روی این موضوع مانور نداداستفاده و در عوض به سمت زمین تمرین نگاهبقیه کرد: «شنیدم دارین برای یه آزمون آماده میشین؟»
«آره، قرارهسمت تست میدانیتمرین رو شروع کنیم.»
«مشکلی نیستمانور اگه منمعوض تماشا کنم؟»
«البته، بفرمایید.»
روبل با اشاره به یه سرباز نیمهمکانیکی که همون نزدیکی وایساده بود، توضیح داد: «راستی، بذارین معرفیش کنم. این یکی از جدیدترینبدل دستاوردهای ما توی اداره نظامیه. یه اسکلت مکانیکی یکپارچه و جدیدترین تراشه مغزیِ نسل هفتم رو داره. تراشه نسل هفتم به ماشین اجازهنوبت میده موقتاً کنترل بدن رو به دست بگیره تا بازخورد موثرتری داشته باشه؛ اینطوری حتی از سیستم عصبی انسان هم قابلاعتمادتر عمل میکنه.»
بعد پیشنهاد داد: «اتفاقاً ما هم توی مرحله آزمایشیم.آماده چطوره از این فرصت استفاده کنیم و یه مسابقهاگه دوستانه داشته باشیم تا چیزای جدیدی از هم یاد بگیریم؟»
بقیه با شنیدن پیشنهاد روبلسمت محتاط شدن و نگاهی بینبرای خودشون رد و بدل کردن.
آزمایش یه تراشه نسل جدید؟
واقعاً آوردناتفاقاً این سربازها فقطچطوره یه تصادف بود؟
کاملاً مشخص بودزمین که همهچیز ازدارین قبل برنامهریزی شده.
وزیر ری نمیخواست اوضاع رو پیچیدهتر کنه، پس مخالفت کرد وآزمون گفت: «نیازی نیست. فعلاً فقط یه آزمون داخلیه. وقتی نوبت بهمنم آزمون عمومی بعدی برسه، به کمک بخش مکانیک نیاز پیدا میکنیم.»
مبارزه با سربازهای نیمهمکانیکی بدون شک سربازهای تقویتشده با نیروی سایکیکآماده رو در موضع ضعف شدیدی قرار میداد. هرچی نباشه، یه طرف ماجراکنم زرههای جنگی مکانیکی پوشیده بودن و به انواع سلاحهای پرتو مجهز بودن.
از طرف دیگه، طرف سایکیک فقط یه سد محافظ روحی بیرونی وجدیدی توانایی نفوذ با قدرت روحی رو در اختیار داشت. در بهترین حالتآزمایش هم یه سپر انرژی پرتو نور داشتن که فدراسیون بهشون داده بود.
البته توی میدون نبرد، اگه چندتا سرباز سایکیک دور هم جمعآره میشدن و بهطور دستهجمعی حمله ذهنی میکردن، میتونستن در عرض یه چشمبفرمایید به هم زدن یه سرباز نیمهمکانیکیِ کاملاً مسلح رو از پا دربیارن.
ولی...
توی یه موقعیت تکبهتک، وقتی سربازهای نیمهمکانیکی کاملاً آماده بودنآزمون و زره مکانیکیشون به یه لایه محافظ مخصوص برای مقاومتاگه در برابر شوک ذهنی آغشته شده بود، چطور میشد باهاشون جنگید؟
اصلاً هیچ راهی وجود نداشت!
در گذشته، سربازهای سایکیک توی میدوندارین جنگ بیشتر نقش نیروهای پشتیبانی روتست داشتن و بهندرت مستقیماً وارد نبرد میشدن.
«نگران نباشید، ما از زره بیرونیزمین استفاده نمیکنیم. این فقط یه تستآماده معمولیه. راستش خیلی کنجکاوم ببینم چی میشه.»
لبخند روبل محو شد و جاش رو یه حالت جدی گرفت: «اخیراً، با توجه بهمیدانی وضعیتی که در مورد قبیله ارواح درخت پیش اومده، همه تحت فشار زیادی هستن و مابود فوراً باید قدرتمون رو بالا ببریم. واسه همین تراشههای داخلی رو زودتر از موعد ارتقا دادیم.»
روبل توضیح داد: «چیزی رو ازتون پنهان نمیکنم. یه بخشی از این سیستم برای دفاع در برابرمحتاط قدرت ذهنی طراحی شده، بهویژه برای مقابله با قبیله ارواح درخت. تواناییهای سایکیک و انرژی طبیعیِ ارواحبرنامهریزی درخت شباهتهای زیادی با هم دارن. واسه همین میخواستیم از این فرصت استفاده کنیم و محکِش بزنیم.»
با اینسمت حرفهاش، همه تویشنیدم سکوت فرو رفتن.
یه تراشه داخلی کهعوض دقیقاً برای دفاع در برابردارین قدرت ذهنی طراحی شده بود.
تراشهای که میتونست بهطورسمت مؤثری جلوی حملات نفوذدارین قدرت روحی رو بگیره.
اداره نظامی در گذشتهآزمایشیم عمداً زادگان بیگانه رومسابقه هدف قرار داده بود.
فقط فکرش رو هم نمیکردنشنیدم توی همچین مدت کوتاهی همچینمیشین تغییرات بزرگی به وجود بیاد.
در این مرحله، وزیر ری دیگه فهمیده بود که اینبرای بازدید به احتمال زیاد زیر سرِ مقامات ردهبالای فدراسیون بوده واگه اونا عمداً روبل رو فرستاده بودن تا اوضاع رو ارزیابی کنه.
وزیر ری برگشت سمتسمت جی هایتینگ و پرسید:دارین «آقای جی، نظرت چیه؟»
«خب...» جی هایتینگ مردد موند.
میگفتن یه مسابقه دوستانهست؛ ولی باختن فقط مسئله آبروریزی نبود. اگه بدجوری میباختن، شاید کلهگندههایکنیم فدراسیون فکر میکردن اونا زیادی رو دست خودشون حساب باز کردن. این قضیه میتونست باعثتوضیح کاهش سرمایهگذاری روی تواناییهای سایکیک بشه و نفوذشون تو تحقیقات و همکاریهای مشترک هم افت کنه.
جی هایتینگ یه لحظه فکر کرد و بعد سرش رو تکون داد: «منمیشین شخصاً مشکلی با برگزاری مسابقه ندارم. واسه اینکه جلوی هر جور دردسر احتمالیبفرمایید تو طول آزمایش رو بگیریم، پیشنهاد میکنم اول با دکتر فانگ مشورت کنیم.»
«البته.»
زیردست جی هایتینگ از قبل با فانگ هنگمسابقه تماس گرفته بود و جلوی چشم همه، یهشنیدن کانال ارتباطی از راه دور باهاش برقرار کرد.
خیلی زود چهرهزمین فانگ هنگ رویدارین مانیتور ظاهر شد.
فانگ هنگ هنوز تو مؤسسه تحقیقاتی شرکت آمنیتک بود؛ داشتبرای بر انتقال سنگ آبسیدین به انبار نظارت میکرد و یهنیست دسته از کلونهای زامبی رو برای فارم کردن سطح سایکیک میچید.
تازه نصف تنظیمات مأموریت فارم کلونهای زامبی رو انجامبرای داده بود که تماس تصویری جی هایتینگ به دستشمشکلی رسید. واسه همین سریع اومد بیرون و جواب داد.
«رئیس جی،اتفاقاً کار واجبیآزمایشیم پیش اومده؟»
جی هایتینگ سرش رو برای فانگ هنگبرای تکون داد و خیلی خلاصه پیشنهاد ادارهشروع نظامی رو واسه این مسابقه براش توضیح داد.
«دکتر فانگ، ایننداد مسابقه اثر منفیزمین روی روند تحقیقات نمیذاره؟»
«اثری که نمیذاره، ولی...»
روبل با این فکر که فانگ هنگ دو دل شده، پوزخندی زدجدیدی و گفت: «نگران نباشین، تمام مراحل آزمایش تحت نظارته. هر جا لازمآزمایش باشه همه دست نگه میدارن و هیچ آسیب جدیای به کسی وارد نمیشه.»
فانگ هنگ لبخند زد و دستش رو تکون داد: «منظورم اون نبود. فقط حس میکنم مسابقهمشکلی دادن بدون پوشیدن زره شاید یکم ناعادلانه باشه. ولی بیخیال، طوری نیست، من مخالفتی ندارم. همونطوربذارین که میگین پیش برین. وقتی تموم شد، گزارشش رو واسم بفرستین، باید یه سری اصلاحات انجام بدم.»
با گفتن این حرف، فانگ هنگ تماستمرین رو قطع کرد و با عجله برگشت تاتست بقیه تنظیمات فارم کلونهای زامبی رو ادامه بده.
تو اتاقنداد تماشاچیا، همه نگاهیزمین به همدیگه انداختن.
عجب.
یعنی واقعاًسمت دکتر فانگتمرین انقدر مطمئن بود؟
که حاضر بود بذارهعوض سربازهای نیمهمکانیکی فدراسیون مستقیماً بادارین زرههای مکانیکی بیرونیشون مبارزه کنن؟
وزیر ری با دیدن اعتمادبهنفسِ بالایتمرین فانگ هنگ، دلگرمتر شد و اونم اعتمادبهنفسآره پیدا کرد: «خیلی خب، بیایین امتحانش کنیم.»
طولی نکشید که با راهنمایی کادرفرصت تحقیقاتی، دو تا از سربازهای نیمهمکانیکیجدیدی اداره نظامی فدراسیون وارد زمین تمرین شدن.
برعکس فانگ هنگ، بخش آموزش اونقدرا همبرای به خودش مطمئن نبود و اصلاً جرئتشروع نکرد بذاره سربازها زرههای مکانیکی بیرونیشون رو بپوشن.
هو هاییو و اون یکی شرکتکننده کهتمرین تازه به خونآشام تبدیل شده بود، باآره دیدن حریفهای جدید براشون عجیب به نظر رسید.
چرا یهونداد حریفهاشون شدنسمت سربازهای نیمهمکانیکی؟
ولی خیلی زود از طریق ایرپیسهاشونفرصت علت قضیه رو فهمیدن؛ این یهجدیدی هماهنگی ویژه از طرف اداره نظامی بود.
باشه پس!
زیادی بهش فکر نمیکردن.
بزن بریم بجنگیم!
جهش چشمگیر تو تواناییهای سایکیکشونچطوره اعتمادبهنفس فوقالعادهای بهشون داده بود.باشیم هو هاییو حسابی مشتاقِ مبارزه بود.
دو تا سرباز نیمهمکانیکیِ اداره نظامی فدراسیونبرای وارد میدان نبرد شدن و نگاههای سردشونشروع رو روی هو هاییو و همراهش قفل کردن.
در گذشته، تعاملات وعوض آموزشهای مشترک زیادی بینشنیدم بخشهای مختلف ارتش وجود داشت.
اونا تجربه پروپیمونیعوض تو مبارزه باتمرین سربازهای سایکیک داشتن.
تا وقتی حواسشون جمعآزمایشیم بود، احتمال شکست خوردنشونمسابقه تقریباً به صفر میرسید.
کادر تحقیقاتی سریع عقب کشیدن و صدای وزیرآزمون ری از بلندگوهای داخل زمین تمرین پیچید: «تمرینمشکلی نبرد شبیهسازیشده، در صورت لزوم متوقف بشه. شروع کنین!»
تو همون لحظه، هوعوض هاییو سریع دستش روشنیدم بالا آورد و حمله کرد!
یه حرکت کاملاً هجومی!
دستکاری ذهنی!