چپتر 1773: فصل ۱۷۷۳ - جهش
0شارلین فوراً منظور فانگکوتاه هنگ رو فهمید ونمیرسید با ملایمت سر تکون داد.
پس بذار امتحانش کنیم!
بهمحض اینکه اوضاعبسیار از کنترل خارج میشد،بدنش برمیگشتن به فضای ویژه!
فانگ هنگ احساسنمیرسید میکرد شانس بردموجود خیلی خوبی داره.
قبلاً از فدراسیون یه معجون بازنشانی زمان بازنشانینمیرسید مهارت گرفته بود که بهش اجازه میداد ازارتفاعش مهارت نهایی، ماه ابدی، دو بار پشتسرهم استفاده کنه.
در بدترین حالت، حتی اگه نمیتونست کرمایجاد جهشیافته رو بکشه، قایم شدن توی فضای ویژهتصمیمش به همراه شارلین هیچ مشکلی براش ایجاد نمیکرد.
شارلین نمیدونست اعتمادبهنفس فانگ هنگ از کجابدنش میاد، ولی حالا که تصمیمش رو گرفتهوارد بود، بدونشک تمام تلاشش رو به کار میبست!
فیش فیش! فیش فیش...!
شاخکهای سرخی که دور بدن کرم قرمز پیچیدهنمیرسید بودن، بهسرعت جمع شدن. ظاهر کرمی که رویارتفاعش زمین چنبره زده بود، کاملاً عوض شده بود.
دیگه یه انگشت قطعشده نبود، بلکه تبدیل به فرم یه خزنده عجیبوغریبمیاد شده بود. شاید به این خاطر که بدن اصلیش فقط یه انگشتدور کوچیک بود، بعد از جهش، جثهش خیلی کوتاه و کمارتفاع شده بود.
فاصلهش تا زمینبسیار حتی به دهمختلف سانتیمتر هم نمیرسید.
کمی شبیه به یه موجود عنکبوتمانند بزرگعنکبوتمانند به نظر میرسید. ارتفاعش بسیار کم بود ومختلف دستوپاهایش از بخشهای مختلف بدنش بیرون زده بودن.
«وووش!»
دستوپاهای کرم ناگهان نیروی وحشتناکی وارد کردنایجاد و تبدیل به سایهای سرخفام در هواحالا شد که مستقیم بهسمت فانگ هنگ پرواز کرد!
شارلین متوجه حرکت حشرهدستوپاهایش شد و فریاد کشید:بیرون «فانگ هنگ! مراقب باش!»
کرم سرخ درنمیرسید کسری از ثانیه فاصلهعنکبوتمانند صد متری رو درنوردید!
درست روبهروی فانگ هنگ بود!
سرعتش فوقالعاده بالا بود!
چشمهای فانگ هنگ قادر نبودن تصویر کاملی ازش ثبت کنن.دستوپاهای فقط تونست سایهای رو ببینه که با سرعت سرسامآوری تویبهسمت هوا شیرجه میره؛ برای همین بلافاصله میله فلزی رو بالا کشید.
«وووش!!»
فانگ هنگ با اتکا به قابلیت ادراکش، سرعتنمیرسید و زاویه حمله کرم رو برآورد کرد وارتفاعش بعد با تمام توان میله رو به جلو کوبید.
«پففف!»
لعنتی! این دیگه چیه!
مردمکهای چشمسانتیمتر فانگ هنگکمی منقبض شدن.
میله دقیقاً به کرمی اصابت کرد که وسط زمین و هواموجود بهش حمله کرده بود، اما میله آلیاژی توی دستش حس عجیبیبیرون منتقل کرد. درست مثل فرو رفتن یه میله توی آب بود!
اونقدر نرم و بیمقاومتهیچ بود که انگار اصلاً هیچنمیدونست نیرویی بهش وارد نشده بود!
«فیش!»
بدن کرم سرخ بهشکل غیرعادی پیچوتاب خورد. تمام بدنش درست مثل یه جریاندستوپاهایش آب از وسط به دو نیم تقسیم شد. بعد از اینکه از میلهسرخفام عبور کرد، بلافاصله دوباره متراکم شد و درست جلوی چشمهای فانگ هنگ ظاهر شد!
در کمال ناباوریجثهش تونسته بود ازفاصلهش ضربه میله رد بشه!
«فیش فیش!!»
در لحظه بعد، بیشمار تیغبخشهای ریز و کشنده از بدندستوپاهای کرم جهشیافته به بیرون منفجر شدن!
تمام فرایند بیرون آمدن تیغها و شلیکشون اونقدر برقآسا بود که دنبال کردنش با چشممختلف ناممکن بود. فانگ هنگ فقط ردِ چند سایه تیره رو حس کرد که از جلویپرواز چشماش رد شدن و بلافاصله، درد وحشتناکی سراسر بدنش رو به خاطر سوراخ شدن فرا گرفت!
«دانگ! دانگ دانگ دانگ!!»
فانگ هنگ باهمراه چشمانی گشادشده بهبراش هیولای روبهروش خیره شد.
تیغهای برندهای که مثل فولاد سختمختلف بودن، بدنش رو شکافته و بعدنیروی توی اعماق زمین قفل شده بودن.
همزمان، بیش ازنمیرسید ده اعلان بازی پشتسرهمعنکبوتمانند روی تصویر ظاهر شد.
[اعلان: بازیکن مورد یک حمله نفوذی قرار گرفت. بازیکن ۳۲٬۹۴۴ واحد آسیب دید. بازیکن اثر ویژه «نفوذ تثبیتشده» را دریافت کرد. بازیکن وارد وضعیت خونریزی شد. بازیکن وارد وضعیت مسمومیت شد...]
[اعلان: بازیکن مورد یک حمله نفوذی قرار گرفت...]
خون بیوقفهنمیرسید از زخمهاششبیه روی زمین میریخت.
اوضاع اصلاً خوب نیست!
فانگ هنگ دندونهاش رو محکمقایم روی هم فشار داد ومشکلی درد طاقتفرسا رو تحمل کرد.
تازه فهمیدقایم که قدرت حرکتیشهمراه کاملاً قفل شده!
با بیش از بیست تیغ تیز که درستنظر مثل خارهای فولادی بودن، به زمین دوخته شده بود؛وووش طوری که حتی یه تکون کوچیک هم نمیتونست بخوره!
«فیش فیش فیش!!!»
کرم با کمک تیغهها بدنش رو بهآرومی تکون داد. بدنه اصلیش به فانگ هنگ نزدیک شد. هسته بدنشولی که در ابتدا کمتر از ۲۰ سانتیمتر طول داشت، کمکم منبسط شد؛ درست مثل اختاپوسی که دهنش روظاهر باز کرده باشه. درون دهانش بیشمار تیغههای ریز نمایان شد، انگار که میخواست فانگ هنگ رو بهطور کامل ببلعه!
«فانگ هنگ!»
شارلین فریاد کشیدکمی و در جاعنکبوتمانند نشانی رو احضار کرد.
بوم!!!
نیروی روحیِ نامرئیای منفجر شد وشدن بدن کرم رو که داشت روی فانگنمیکرد هنگ سنگینی میکرد، به گوشهای پرتاب کرد!
کرم در کسری از ثانیه به سمتمشکلی راست شلیک شد و بعد از اون،میاد تیغهها دوباره بهسرعت از بدنش بیرون جهیدن!
تیغههای تیز توی زمینشبیه فرو رفتن و جلوینظر پرت شدنش رو گرفتن.
«کا! کاکا!»
فقط وقتی حرکت کرمبکشه مهار شد، تیغهها بهآرومیهمراه به درون بدنش جمع شدن.
بدن کرم دوبارهشدن به فرم عنکبوتهیچ کوچیک اولیهش برگشت.
«پفففت! تسک تسک!!!»
تیغههای روی بدن کرمایجاد یه بار دیگه منفجرگونهکجا به هر سو پرتاب شدن!
لیکرهایی که در اطراف سعی کردهشدن بودن روی سرش خراب بشن، در یکنمیکرد پلک بههمزدن قلبشون با تیغهها سوراخ شد!
«هو! فیو!!»
کرم جهشیافته با کمک همونموجود تیغهها، لیکرهای به سیخ کشیدهشدهارتفاعش رو به گوشهای پرت کرد.
بعد از چند تقابل ساده،نمیکرد کرم جهشیافته برتری مطلق میدانولی رو به دست گرفته بود!
شارلین با نگاهی کاملاً جدی به بدنتوی کرم خیره شد و پچپچکنان گفت: «فانگ هنگ،اعتمادبهنفس اینجا خیلی خطرناکه. اول تو رو میبرم عقب.»
«یه بار دیگهشدن کمکم کن، بیا واسهمشکلی آخرین بار امتحانش کنیم.»
حالت چهره فانگ هنگ هم به شدتبزرگ سنگین و متمرکز بود. همزمان با حرف زدنش،بدنش دستهاش بهآرومی نشانی رو مقابل سینهش شکل دادن.
بعد از اینبراش رویارویی کوتاه، قضیهنمیدونست رو خوب فهمیده بود.
طرف مقابلکرم یه موجود درقایم سطح فرمانده بود!
اون اصلاً حریفش نمیشد!
اگه همین الانکمی کمک شارلین نرسیدهعنکبوتمانند بود، کارش تموم بود.
میخواست یه شانس دیگه بهنمیکرد خودش بده. الان وقتش بود کهحالا مستقیماً برگ برندهش رو رو کنه!
اگه جواب نمیداد، فرار میکرد!
ماه جاودان!
با فعال شدن اینشبیه مهارت، گویی حفرهای در اعماقمیرسید دریای آگاهیاش دهان باز کرد!
نیروی ذهنی خروشانش باایجاد سرعتی باورنکردنی به درونکجا این حفره بلعیده شد!
اعلانهای بازی پیشجهشیافته چشم فانگ هنگشدن به پرواز درآمدند.
[اعلان: بازیکن از مهارت ماه جاودان استفاده کرده است.]
[اعلان: حضور بازیکن در یک جهان متوالی ناشناخته شناسایی شد...]
[اعلان: در حال همجوشی با جهان فعلی، فرم مهارتی بازیکن تغییر کرده است. در حال همجوشی...]
[اعلان: وضعیت فعلی بازیکن شناسایی شد: دانش فضایی. همجوشی مهارت در جریان است...]
[اعلان: محیط فعلی بازیکن شناسایی شد. همجوشی مهارت در جریان است...]
[اعلان: بازیکن و همتیمی وارد وضعیت تناسخ شدهاند.]
[اعلان: مهارت احضار ماه جاودان: کرم فضایی-مکانیکی.]
[موجود: کرم فضایی-مکانیکی.]
توضیحات: یک فرم حیات مکانیکی ساختهشده توسط گونهای با هوش فوقالعاده بالا که از یک کرم فضایی باستانی الگوبرداری شده است. این موجود میتواند در نقطهای ثابت درون یک گذرگاه زمانی جابهجا شود. فعالسازی این کرم فضایی نیازمند حجم عظیمی از انرژی است.
مهارتهای جانبی موجود: پیمایش فضایی، جذب فضایی...
شارلین ناگهان نوسانِ سهمگینیکوتاه از انرژی فضایی رو ازکمی سمت فانگ هنگ حس کرد.
اون دیگه چی بود؟
«وووش!»
باس کرم جهشیافته که دوباره بهموجود سمت فانگ هنگ خیز برداشته بود،بسیار ناگهان در میانه آسمان متوقف شد!
صحنه به شدتجثهش عجیبی پیش چشمفاصلهش شارلین رقم خورده بود.
باس با سرعت وحشتناکی در حال جهش بهنمیکرد جلو بود، اما در عالم واقعیت، فاصلهش بابدونشک فانگ هنگ حتی یه ذره هم کمتر نمیشد!
درست مثل این بوددستوپاهایش که توی یه تلهبیرون فضایی به دام افتاده باشه!
یه گذرگاه فضایی؟
شارلین به سیال فضایی که درفاصلهش اطراف کرم کمکم دچار اعوجاج میشد خیرهبزرگ موند و بهتزدگی در چشمانش موج زد.
«چی، چی چی...»
قطرات ریزی نقرهایرنگ شبیهدستوپاهایش به آب از درون گذرگاهوووش سیال فضایی به بیرون چکیدن.
اون چی بود؟
قیافه شارلینجهش از همیشهکوتاه جدیتر شد.
قطرات نقرهای از دیوارههای گذرگاه فضایی به بیروننمیکرد سرازیر شدن و بهآرومی شکل یه فرم حیات مکانیکیِتمام نقرهایرنگ به اندازه یه خزنده رو به خودشون گرفتن.