چپتر 3150: فصل ۳۱۵۰ - پیامدهای طوفان یخ
0بعد از شنیدن توضیحاتتحقیقاتی فانگ هنگ، اعضای قبیلهخاص مارمولک آبی سکوت کردن.
با کنار هم گذاشتن حرفاش و اونموقتاً طوفان یخی که قبلاً با چشمای خودشونروشِ دیده بودن، تونستن تقریباً ماجرا رو بازسازی کنن.
به نظر میرسید جکت اصلاً حریف خونآشامها نبوده.اخم از سر ناچاری، به قدرت سنگ خون خداآیتم تکیه کرده بود تا طوفان یخ رو راه بندازه.
از وضعیت فعلی معلوم بود که دیگه هیچ اثری از هاله جکت باقی نمونده.تقویت به احتمال زیاد از سنگ خون خدا استفاده کرده بود و زوری از قدرتشهمچین قرض گرفته بود تا دامنهی قلمروِ اطراف رو موقتاً ببره توی حالت طغیان و جنون.
این روشِ استفاده از قلمرو رو میشدمصرفی کاملاً بیملاحظه و انتحاری دونست، طوری کهتقویت انگار اصلاً جون خودش براش مهم نبوده.
قدرت قلمرو کاملاً از کنترل جکتاطراف خارج شده بود و همین باعث شداین خودش اولین قربانیِ پسزدگیِ طوفان یخ بشه.
دوتا از پیشاهنگهای قبیله مارمولک آبی که داشتن میدون نبرد رو بررسی میکردن، نزدیکتحقیقاتی شدن و گزارش دادن: «ارشد، ما کل میدون نبرد رو دقیق زیر و رو کردیم،حسابی اما نه ردی از جکت پیدا کردیم و نه اثری از سنگ خون خدا هست.»
اصلاً هیچی...
ارشد قبیلهجانبی مارمولک آبیتحقیقاتی اخم ریزی کرد.
سنگ خون خدا محصول جانبی برنامهی تحقیقاتی هلیوم بود؛ یه آیتم مصرفیجنون خاص که میتونست توی مدت کوتاهی توانایی قلمرو رو به شدت تقویت کنه.براش همینطور میتونست توی تسلط بر توانایی قلمرو و تزکیه هم حسابی کمکدست باشه.
با توجه به تواناییهای فعلی جکت، امکانهیچی نداشت بتونه تمام قدرت سنگ خون خداتحقیقاتی رو توی همچین زمان کوتاهی مصرف کنه.
پس باقیموندهجانبی سنگ خون خداهلیوم چی شده بود...؟
یعنی افتاده بود دست خونآشامها؟
نه، اینطوری ممکن نبود.
خوب یادش بود وقتی تازهپیدا به میدون نبرد رسیده بودن، طوفانمحصول یخِ جکت هنوز تموم نشده بود.
هیچکس نمیتونست تویبرنامهی اون شرایط برایآیتم مدت طولانی دووم بیاره.
رئیس قبیله مارمولک آبیتحقیقاتی سرش رو بالا آورد ومیتونست به سمت سفینه نگاه کرد.
یعنی ممکن بود بعد از فروکشاطراف کردن طوفان یخ، نژادهای دیگه روی سفینهاین پیداش کرده باشن و برش داشته باشن؟
درست در همین لحظه، کاپیتان گرانویلهست و نیروهای متحدی که برای این مأموریتبرنامهی اعزام شده بودن هم از راه رسیدن.
گرانویل به محض اینکه فهمیدهلیوم متجاوز فقط یه دونه خونآشام بوده،کوتاهی چهرهش حتی جدیتر و گرفتهتر شد.
لعنتی.
سرزمین روح یخگرفته عجب جای لعنتیاطراف و شومی بود.
نه تنها کرمهای جهشیافته و خونآشامها اینجاهیچی حضور داشتن، بلکه حالا سر و کلهیتحقیقاتی یه جنگجوی ردهبالا هم پیدا شده بود.
حتی قبیله مارمولک آبی هم نتونستهآیتم بود از پسش بربیاد و تازه یکیشدت از افراد خودشون هم کشته شده بود.
باید در نظر داشت که تکتک اعضای قبیله مارمولک آبی از طریق برنامهشدت تحقیقاتی هلیومِ زادگان بیگانه اصلاح ژنتیکی شده بودن. اونا بدنهای جهشیافته نخبه وبتونه تاییدشدهای بودن که قدرت فردیشون برای نابود کردن یه سیاره کوچیک کافی بود.
گرانویل دستاش رو به نشونه احترام جلوی اعضای قبیله مارمولک آبی بالا آورد وروشِ با ترسی که هنوز توی وجودش بود، گفت: «خیلی متأسفم که این خبر رو میشنوم.شده لطفاً تسلیت من رو بپذیرید. قدرت دشمن واقعاً ترسناکه. ناوگان ما نتونست هیچ دخالتی بکنه.»
ارشد قبیله مارمولک آبی سرش رو به آرومی تکون داد: «ربطی به ناوگان نداره؛تحقیقاتی دشمن واقعاً قدرتمنده. خونآشامها الان عقبنشینی کردن. باید مطمئن بشیم که زخمی شدن یاتزکیه ممکنه برگردن. البته، عقبنشینی عجولانهشون نشون میده هنوز یه ترسی از ما توی دلشون هست.»
کاپیتانهای همراه همگیبرنامهی به نشونه موافقتآیتم سر تکون دادن.
همین که خونآشامها هنوزتحقیقاتی جانب احتیاط رو رعایتخاص میکردن، جای شکر داشت.
ارشد قبیله مارمولک آبی ادامه داد: «ما توی محوطه سفینه میمونیم تا هوایاین ناوگان رو داشته باشیم. لطفاً طبق نقشه قبلی به مستقر کردن آرایههای هجومی منشورکنترل ادامه بدید و مأموریتی که زادگان بیگانه بهمون سپردن رو هرچه زودتر تموم کنید.»
«خیلی خب، بسیار ممنونم!»
گرانویل با شنیدن حرفای ارشد سر تکونمصرفی داد و بلافاصله دستور داد ساخت وتقویت ساز آرایههای هجومی منشور از سر گرفته بشه.
اینجا بیش ازبرنامهی حد بوی خطرآیتم و شومی میداد.
گرانویل از همین حالا پیش خودش تصمیم گرفتهببره بود به محض تموم شدن کار ساخت برجمیشد منشور، معطل نکنه و فوراً فلنگ رو ببنده....
اون طرف، فانگ هنگردی سریع خودش رو بهاخم مقر غار خونآشامها رسوند.
لایه یخی که سر تاهلیوم پای بدنش رو پوشونده بود،مدت کمکم شروع کرد به آب شدن.
اون طوفانجانبی یخ واقعاًتحقیقاتی وحشتناک بود.
با مرور کردن لحظات آخرقلمروِ اون درگیری، برقی از احتیاطحالت توی چشمای فانگ هنگ درخشید.
توی اون لحظه، جکت مستقیماً قدرتهست قانونِ کل قلمرو رو به همجانبی ریخته بود تا ببرتش توی وضعیت طغیان.
اما کنترل جکت روی این وضعیت خیلی محدود بود، واسه همین اولین کسی بود کهکنه تاوان پسزدگیِ طوفان یخ رو داد و درجا جونش رو باخت. با این حال، قانون قلمروباقیمونده دستکاری شده بود و قدرت قانونِ مهارنشدنیِ طوفان یخ داشت به تمام محیط اطرافش آسیب میزد.
البته اگه درست موقعی که طوفانِ یخ فعالخاص شد عقبنشینی میکرد، با اون تواناییِ وحشتناکِ بازسازیِ نامردگانتسلط و ویژگیهای تقویتشدهش، آسیبهاش تو چند لحظه خوب میشدن.
چیزی که پیشبینی نکرده بود این بودموقتاً که بعد از مرگِ جکت، فانگ هنگ متوجهقلمرو یه کریستالِ سرخِ تیره داخلِ بدنِ تکهتکهشدهش شد.
همونی بودکردیم که جکت قبلاًپیدا قورتش داده بود.
فانگ هنگ که بهشدت به خون حساس بود، متوجه یهمدت موج از نیروی خونیِ حیاتی و خاص از داخلِ کریستال شدباشه که حتی رگههایی از هالهی قانون رو هم با خودش داشت.
این موضوعجانبی بلافاصله کنجکاویشتحقیقاتی رو تحریک کرد.
دست بر قضا،گرفته کریستال کشیده شده بودموقتاً به وسطِ طوفانِ یخ.
طبیعتاً فانگ هنگ نتونست جلوی طمعش رو بگیره. در حالیکرد که داشت واکنشِ معکوسِ طوفانِ یخ رو تحمل میکرد، بهزورمدت راهش رو به سمتِ مرکز باز کرد و کریستال رو قاپید.
هالهی سرمای وحشتناکِبرنامهی دقیقاً در مرکزش، صدماتمصرفی شدیدی به بدنش زد.
بخشی از بافتهای عضلانیش یخ زده و از بین رفتهمدت بودن، و حتی خونش هم تا حدی منجمد شده بودکمکدست و تازه همین الان داشت کمکم برمیگشت به حالت عادی.
علاوهبر این، جریانِ قدرت ذهنیش بهشدتاطراف کند و لخت شده بود، کهجنون احتمالاً اثرِ همون واکنش معکوس بود.
بدونِ اعلانهای بازی، فانگ هنگ تخمینهست زد که چند ساعتی طول میکشهجانبی تا شرایطش کاملاً به وضعیتِ عادی برگرده.
خبر خوب این بود که هیچآیتم عضوی از قبیله مارمولک آبی روتوانایی که دنبالش کرده باشه حس نکرد.
ظاهراً مارمولکهایجانبی آبی همتحقیقاتی حسابی محتاط بودن.
فانگ هنگ بهآرومی فرود اومد.
خونآشامهایی که مأموریتِ دفاعیردی رو پیش میبردن، همزمان تعظیمریزی کردن: «درود بر شما، اعلیحضرت.»
فانگ هنگ بهبرنامهی نشونهی تأیید دستشآیتم رو بالا برد.
«گشتها رو بفرستین به اطراف. اگه دشمن حملهخاص کرد، فوراً درگیر نشین. هر خبری شد سریع بهتسلط من گزارش بدین. کارل، بولر، شما دوتا همراهم بیاین.»
«اطاعت!»
فانگ هنگ بعد از برگشتن به غار، بهاخم کارل دستور داد تا همه رو برای یهآیتم بحثِ اضطراری دربارهی نقشهی نبردِ بعدی جمع کنه.
در حالی که منتظر بود بقیه برسن، فانگخاص هنگ اون سنگِ کریستالی رو که با به جونتسلط خریدنِ آسیبهای شدید به چنگ آورده بود بررسی کرد.
برعکسِ اون گوی قانونِ قبلی، فوراً میتونستمصرفی تشخیص بده که کریستال حاوی نیروی خونیِ حیاتیِکنه فوقالعاده قدرتمند و مقداری از توانِ قانون بود.
با مرورِ نبردِ قبلی یادش اومداطراف که تواناییِ قلمروی جکت بعد ازجنون بلعیدنِ سنگ چقدر وحشتناک تقویت شده بود.
پس کار، کارِ همین بود.
در موردِ قانون، استفادهی بیپروا میتونست مرگبار باشه، واسه همینمدت فانگ هنگ جرئت نکرد عجولانه کاری کنه. سعی کرد مقداریکمکدست از قدرت ذهنیش رو رها کنه تا کریستال رو بسنجه.
[اعلان: بازیکن یک آیتم با ارزش بالای احتمالی به دست آورده است. بازیکن میتواند برای ارزیابی آن ۵,۰۰۰ امتیاز پادشاه خدایان بپردازد.]
هوم؟
توی دلِجانبی فانگ هنگتحقیقاتی هری ریخت پایین.
یه اعلان ظاهر شد؟
اونم باقرض خرج کردنِ امتیازقلمروِ میتونست ارزیابیش کنه؟
به نظر میرسید این اولین باری بودهیچی که همچین اعلانی برای یه آیتمِ مشکوک بههلیوم ارزشِ بالا خارج از بازی به نمایش درمیاومد.
این سنگجانبی تقریباً صددرصد یههلیوم چیزِ معمولی نبود.
«ارزیابی کن.»
اطلاعاتِ دقیقِ سنگگرفته بلافاصله روی شبکیهیاطراف چشمش نقش بست.
[اعلان: بازیکن ۵,۰۰۰ امتیاز پادشاه خدایان پرداخت کرد تا ارزیابی را کامل کرده و اطلاعات آیتم را به دست آورد.]
[آیتم: سنگ خون خدا (جعلی) (آسیبدیده).]
[نوع: دارو.]
[سطح: سلاح شبهمقدس (آسیبدیده).]
[توضیحات: یک سنگ خون خدای تقلبی، که تقلیدی ناشیانه از یک سنگ خدای واقعی است. این سنگ از ترکیب ذرهای از خون خدا با خونِ انواع جانوران غولپیکرِ کمیاب تشکیل شده است. تأثیر آن کمتر از یکدههزارمِ یک سنگ خون خدای واقعی است، اما روش تقلیدِ آن ارزش ارجاع دارد.]
[اثر ۱ (جذب): پس از مصرف، قدرت آیتم بهتدریج خط خونی کاربر را تا حدی تقویت میکند، سطح ابعادی را در محدودهای مشخص بالا میبرد (نژاد نمیتواند این سطح را به ارث ببرد)، قدرت آکادمیک خاص و سازگاری با موهبتهای آکادمیک را بهبود میبخشد (بسته به ویژگیهای اصلی آکادمیک کاربر)، و ادراک قانون را تا حدی تقویت میکند. از آنجا که این آیتم تقلبی است، مقدار زیادی ناخالصی برای پایداری به آن اضافه شده که هنگام استفاده باعث ایجاد مقداری واکنش معکوس میشود.]
[اثر ۲ (فعالسازی): بلعیدن این آیتم به کاربر اجازه میدهد تا با استفاده از قدرت ذهنی، نیروی آن را هدایت کند، ویژگیهای فردی و ادراک قانون را در مدتی بسیار کوتاه بهشدت افزایش دهد، و توانایی قلمرو را به شکل چشمگیری تقویت کند، اما باعث واکنش معکوس مضاعف میشود. با احتیاط استفاده شود.]
[اثر ۳ (پالایش با نکرومنسری سطح فوقخدا): پس از بلعیدن، بازیکن میتواند قدرت خون درونِ خون خدا را پالایش کند و تواناییهای آکادمیک نکرومنسری و خط خونی (خط خونی اصلی فعلی: تیتان باستانی) و همچنین سازگاری و ادراک قانون را تا حد زیادی تقویت کند. این روش کارآمدترین شیوه برای استفاده از خون خدا است، همراه با شانسی متوسط برای تسلط بر توانایی قلمرو (این شانس بسته به ویژگیهای کاربر متغیر است).]
[توضیحات ویژه: بیشتر انرژی این آیتم مصرف شده و کمتر از یکپنجم انرژی آن باقی مانده است. تأثیرات آن بهشدت ضعیف شده است.]