چپتر 106: لوح درک
0پس از لحظهای سکوت، شوئه جییه به سؤالِ یوان دربارهٔ لوحِ یشمیِ ویژه پاسخبلند داد: «برای به دست آوردنِ لوحِ یشمیِ ویژه، باید دستکم ٪۷۰ از فنِ تزکیهسپس رو درک کنی. علاوهبر این، برای مطالعهٔ لوحِ سنگی فقط هفت روز فرصت داری.»
«البته هرچی نتایجت بهتر باشه، فنِ تزکیهٔ بهتری برای یادگیری میگیری، اما این یعنی برایاگه فهمیدنِ فن به زمانِ خیلی بیشتری هم نیاز داری، چون فنونِ تزکیهٔ قویتر بیشترِ وقتا پیچیدهترنوری و عمیقترن. با این حال، مهم نیست لوحِ سنگی چه فنِ تزکیهای بهت بده، پیشنیازها یکسانه.»
یوان سر تکان داد: «فهمیدم.»
شوئه جییه پرسید: «خوبه. سؤالِ دیگهای داری؟ اگه نداری،خوبه میتونی آزمون رو شروع کنی. لحظهای که لوحِ درک فنِلحظهایه تزکیهت رو نشون بده، همون لحظهایه که زمانت شروع میشه.»
یوان از او پرسید: «آخرشنمیدونه از کجا بفهمم چقدر ازکنه فنِ تزکیه رو درک کردم؟»
«لوحِ درک با نوری که ساطع میکنه نتایج رو بهمون میگه. درخششِ سفید یعنی ٪۱۰ از فنِ تزکیه رو درکتزکیهت کردی که برای قبولی توی این آزمون لازمه. درخششِ سبز یعنی ٪۲۵ از فن رو فهمیدی. بعد از ٪۵۰ نورِکردی لاجوردی ساطع میکنه و توی ٪۷۰ نورِ قرمز. توی ٪۸۰، لوحِ سنگی نورِ سیاه ساطع میکنه و توی ٪۹۰ نورِ طلایی.»
یوان ازمیشه— روی کنجکاویبنیانگذار پرسید: «٪۱۰۰ چطور؟»
شوئه جییه سر تکان داد: «٪۱۰۰؟ تا حالا اتفاق نیفتاده،دیگهای برای همین نمیدونم. راستش هیچکس نمیدونه چی میشه— حتی بنیانگذارزمانت هم توی هفت روز فقط تونست ٪۹۰ رو درک کنه.»
مدتی بعد، یوان بهسویهیچکس لوحِ سنگیِ بلند رفتبنیانگذار و جلوی آن ایستاد.
شوئه جییه صندلیای از حلقهٔ فضاییاش بیرون کشید، روی آن نشست و باخوبه چهرهای بیتفاوت به تماشای او پرداخت. سپس گفت: «داره نتایجت رو ارزیابی میکنهآخرش و بینقصترین فن رو برات انتخاب میکنه، پس چند دقیقه بهش وقت بده.»
شوئه جییه باحتی پی بردن به پایهٔمدتی تزکیهٔ یوان جا خورد.
همم؟ یه لحظه صبر کن... این پسر...فهمیدم این پسر جنگجوی روحِ لایهٔ ۵ـه؟! تزکیهشآزمون حتی از منم بالاتره— دو لایه بالاتر!
شوئه جییهنمیدونم در دلهیچکس فریاد زد.
آخه این پسر چند سالشه؟تزکیهای صداش خیلی جوون به نظرتکان میرسید— حتی جوونتر از من!
در همین حال، دربنیانگذار اتاقِ تماشاچیان، بزرگانِ فرقه شروعسنگیِ به شرطبندی با یکدیگر کردند.
«من ۱۰۰ امتیازِ مشارکتپیشنیازها شرط میبندم که توی هفتخوبه روز به درکِ ٪۵۰ میرسه!»
«من ۵۰ امتیازِراستش مشارکت شرط میبندممیشه— که به ٪۷۰ میرسه!»
«حالا که شما اینقدر طرفدارشید،تزکیهای من برعکس عمل میکنم! ۱۰۰ امتیازِفهمیدم مشارکت که به زیرِ ٪۵۰ میرسه!»
لونگ ییجون ناگهان به این سرگرمیکنه پیوست و بزرگانِ فرقه را ماتومبهوت کرد:ایستاد «۱٬۰۰۰ امتیازِ مشارکت که به ٪۹۰ میرسه.»
بزرگانِ فرقه با تعجبپیشنیازها گفتند: «۱٬۰۰۰ امتیازِ مشارکت؟ اینخوبه معادلِ ده سال امتیازِ مشارکته!»
«شما چطور، بزرگ شوان؟ میخوای شرطمیشه— ببندی؟ هرکی درست حدس بزنه، تمامِبهسوی امتیازاتِ مشارکتِ این شرطبندی رو میبره.»
بزرگ شوان پیش از آنکه حرفی بزند، لحظهای از درونِ گنجینه بهپرسید قامتِ یوان نگریست و گفت: «همم... پس من ۵۰۰ امتیازِ مشارکت شرطزمانت میبندم که اون اولین نفر توی تاریخه که به درکِ ٪۱۰۰ میرسه.»
«چی؟ ۱۰۰ درصد؟»
چشمهای همه دربده اتاق گرد شد وفهمیدم به او نگاه کردند.
«بزرگ شوان، زیاد از حد دستبالا نمیگیریش؟ با اینکه استعدادش قطعاً در حدِ بنیانگذاره، حتی خودِجلوی بنیانگذار هم بعد از هفت روز فقط تونست به ۹۰ درصد برسه. تازه، با نتایجِ عالیاشبینقصترین توی آزمونهای قبلی، خدا میدونه چهجور فنی گیرش میآد، ولی یه چیز قطعیه؛ فنِ ضعیفی نخواهد بود.»
لونگ ییجون هم به حرف آمد: «با بزرگ شین موافقم. با این نتایج، اگه از لوح درک فنِ تزکیهٔشروع درجهٔ آسمانی نگیره، دستکم درجهٔ زمینی رو یاد میگیره. شما رو نمیدونم، اما من تا حالا نه دیدم وسفید نه شنیدم کسی بتونه یه فنِ درجهٔ زمینی رو توی هفت روز کاملاً درک کنه، چه برسه به درجهٔ آسمانی.»
بزرگ شوان خندید: «خب، اگهتونست خلافِ احتمالات شرط نبندم کهبلند دیگه اسمش قمار نمیشه، مگه نه؟»
«بههرحال، قدرتمندترین فنِ تزکیهای که لوح درک میتونه نشونخوبه بده چیه؟ بالاترین درجهای که من تا حالا دیدمهمون درجهٔ زمینی بوده که سیصد سال پیش اتفاق افتاد.»
لونگ ییجون در جوابِ بزرگ شوان گفت: «طبقِ سوابقِ معبدِ جوهرِ اژدها،بهسوی از زمانِ تأسیسِ فرقه، فقط سه نفر بودن که فنِ تزکیهای بالاتر ازبیتفاوت درجهٔ زمینی از لوحِ سنگی گرفتن، و هر سه هم درجهٔ آسمانی بودن.»
«اما در موردِ بنیانگذار... با اینکهبهت هیچکس نمیدونه چهجور فنی گرفته بود،پرسید شایعه شده که فنش درجهٔ ایزدی بوده.»
بزرگ شوان با حالتیبنیانگذار ژرف در چهرهاش زمزمه کرد:سنگیِ «پس فنِ درجهٔ ایزدی، هان؟»
در این میان، یوان بیآنکه تکان بخوردفهمیدم جلوی لوح درک ایستاده بود و باحوصلهآزمون انتظار میکشید تا فنِ تزکیهاش نمایان شود.
حدود ده دقیقه بعد، ناگهان ابروهای یوان پرید؛بنیانگذار میتوانست خطوطی را ببیند که روی لوح درکجلوی ظاهر میشدند و شکلِ نماد به خود میگرفتند.
شوئه جییه با دیدنِ این صحنه به او گفت: «لوح درک فنِپرسید تزکیهت رو انتخاب کرد! زمانت از همین الان شروع میشه! یادت باشه،زمانت فقط هفت روز وقت داری تا جایی که میتونی فن رو درک کنی!»
یوان بیدرنگ چهارزانو نشست و با نگاهیمدتی خیره به لوحِ سنگی زل زد، جوری کهحلقهٔ انگار میخواست با نگاهش آن را سوراخ کند.
چند دقیقه که گذشت،پیشنیازها دیگر نمادِ تازهای رویپرسید لوحِ سنگی ظاهر نشد.
با اینکه در ابتدا چیزی از نمادها نمیفهمید، پس از چند دقیقه خیرهماندن به لوحِرفت سنگی، نمادها به حرکت درآمدند و تصویری ساختند! با این حال، تنها یوان میتوانست اینداره تغییر را روی لوحِ سنگی ببیند؛ شوئه جییه و بقیه فقط دیواری از نمادهای بیحرکت میدیدند!
یوان که دقایقی طولانی با چهرهای مسحور بهپیشنیازها تصویری شبیه به یک کرهٔ چشم خیره مانده بود،میتونی ناگهان این دو کلمه را زمزمه کرد: «نگاهِ اژدها؟»
درست در همان لحظهای که یوان نامِ فن راسنگیِ فهمید، درخششِ سفیدی از لوحِ سنگی ساطع شد وکشید شوئه جییه و بقیه را در شوک فرو برد.
غیرممکنه! فقطبهت پونزده دقیقهپیشنیازها از نشستنش میگذره!
شوئه جییه با دیدنِ این درخششِ سفید که نشانتونست میداد یوان همین حالا ۱۰ درصد از فن راصندلیای درک کرده است، از شدتِ شوک بیدرنگ از جا برخاست!