---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تزکیه انلاین

چپتر 209: کاملاً هماهنگ • ⏱ 6 دقیقه

چپتر 209: کاملاً هماهنگ

0

پس از رأی ارشد زو، بزرگ جینگ‌تماشاچی‌ها​ گفت: «فراتر از حدِ انتظار— این تنها چیزیه‌بی‌درنگ​ که می‌تونم بگم. من هم ۱۰ امتیاز می‌دم.»

سپس همه به سونگ لینگ‌اِر نگاه کردند. او‌مثلِ​ سر تکان داد و گفت: «می‌بینم که بالاخره‌حوصلهٔ​ موقعیتی رو که توش هستی فهمیدی، وی کانگ.»

وی کانگ‌چنگی​ با چهره‌ای جدی‌حوصلهٔ​ گفت: «بله، مرشد!»

«با اینکه اشتباهاتِ زیادی توی اجراتون بود، انتظار ندارم‌بار​ کسی بتونه نوای "فرودِ ایزد از آسمان" رو بی‌نقص‌جایشان​ بنوازه، مخصوصاً توی یه دونوازی. از من ۹ امتیاز می‌گیرید.»

با شنیدنِ رأی سونگ لینگ‌اِر، جمعیت هورا کشید. با‌مدتی​ اینکه امتیازِ کامل نگرفته بودند، اجرایشان هم بی‌نقص نبود،‌روی​ پس این بار امتیاز کاملاً عادلانه به نظر می‌رسید.

«ممنون، مرشد!»

آی وان و وی کانگ به او تعظیم کردند، سرِ جایشان نشستند‌تیمِ​ و نگاهِ رضایتمندانه‌ای ردوبدل کردند. سپس برگشتند و به یوان نگاه کردند؛ او‌می‌دونه​ با آرامش نشسته بود و با نگاهی متفکرانه به چنگش خیره شده بود.

یعنی داره‌کشید​ به چی‌کامل​ فکر می‌کنه؟

با دیدنِ چشمانِ درخشانِ یوان‌باعث​ که بی‌دلیل حسِ شومی به آن‌ها‌وقتی​ می‌داد، نتوانستند جلوی کنجکاوی‌شان را بگیرند.

مسابقه ادامه یافت. درست مثلِ قبل، پس از اجرای‌قبل​ آی وان و وی کانگ، اجرای بقیهٔ شرکت‌کنندگان چنگی‌برود​ به دل نمی‌زد و باعث شد حوصلهٔ تماشاچی‌ها سر برود.

مدتی بعد، وقتی بالاخره نوبت به‌تماشاچی‌ها​ تیمِ یوان رسید، تماشاچی‌ها بی‌درنگ صاف نشستند‌رسید​ و چشمانشان از روی انتظار گرد شد.

«خودشونن! پری‌کشید​ فِی و‌کامل​ هم‌گروهیِ مرموزش!»

«خدا می‌دونه این بار چه غافلگیری‌ای برامون‌تماشاچی‌ها​ دارن و اجراشون در مقایسه با اجرای‌رسید​ آی وان و وی کانگ چطور می‌شه!»

در همین حین،‌بگیرند​ فِی یویان از یوان‌درست​ پرسید: «چه نوایی بنوازیم؟»

اما یوان انگار که صدایش را‌تماشاچی‌ها​ نشنیده باشد، ساکت ماند و با‌تیمِ​ نگاهی مبهوت به چنگش خیره شد.

فِی یویان‌کشید​ دوباره صدایش‌کامل​ زد: «شاگرد یوان؟»

یوان از بهت بیرون آمد و با‌تماشاچی‌ها​ چهره‌ای گیج به او نگاه کرد: «ها؟ ببخشید،‌بی‌درنگ​ داشتم به چیزی فکر می‌کردم. الان چی گفتی؟»

فِی یویان با ابروهای بالاانداخته گفت: «نوبتِ اجرای ماست.» و ادامه داد:‌شرکت‌کنندگان​ «چه نوایی بنوازیم؟ بعد از اجرای شاگردای ارشد سونگ، رقابت برامون سخت‌رسید​ می‌شه، چون ما هیچ نوای سختی مثلِ "فرودِ ایزد از آسمان" بلد نیستیم.»

یوان گفت: «اون نوایی رو که‌تماشاچی‌ها​ موقعِ تمرین زدیم و کلِ شب براش‌رسید​ بیدار موندیم یادته؟ بیا همون رو بنوازیم.»

چشمانِ فِی یویان گرد شد و گفت: «مـ‌ـطمئنی؟ اون‌بار​ نوا... خیلی خاصه. اگه داورها خوششون نیاد چی؟ فکر کنم‌نشستند​ اگه یکی از نواهای من رو بزنیم ریسکش کمتر باشه.»

یوان با لبخندی پشتِ نقابش به او گفت: «مشکلی پیش نمیاد. شاید در مقایسه با موسیقی‌هایی که بهشون‌روی​ عادت داری کمی متفاوت باشه، ولی این مسابقه برای اینه که ببینن چقدر می‌تونیم به‌عنوانِ هم‌گروهی یه نوا‌یویان​ رو خوب با هم بزنیم. به‌هرحال، فقط همون‌طوری که موقعِ تمرین زدیم بنواز— من با سرعتِ تو پیش میام.»

فِی یویان با چهره‌ای جدی‌ادامه​ سر تکان داد و سپس‌اجرای​ برگشت تا به چنگش نگاه کند.

نباید وبالِ گردنِ یوان بشم...

فِی یویان پس از کشیدنِ نفسی‌بودند​ عمیق، بازوانِ باریکش را حرکت داد‌نظر​ و با دست‌های سفیدش چنگ نواخت.

یوان حرکاتِ فِی یویان‌نمی‌زد​ را دنبال کرد و دقیقاً‌مدتی​ هم‌زمان با او چنگ نواخت.

«ا-این دیگه‌کنجکاوی‌شان​ چیه؟ این‌مسابقه​ چه‌جور موسیقی‌ایه؟»

تماشاچی‌ها از موسیقیِ منحصربه‌فردی‌باعث​ که درونمایه‌اش را هرگز‌مدتی​ نشنیده بودند، بی‌درنگ جا خوردند.

با این حال، همهٔ‌کامل​ تماشاچیانِ حاضر در جمعیت با‌بار​ این نوع موسیقی غریبه نبودند.

«یه لحظه صبر‌چنگی​ کن... چرا این‌حوصلهٔ​ موسیقی این‌قدر آشناست؟»

«ه-هی! این یه آهنگِ معروف‌ادامه​ از دنیای ماست! آخه اونا‌اجرای​ چرا همچین آهنگی رو بلدن؟!»

بازیکنانِ حاضر در جمعیت وقتی فهمیدند آهنگِ در‌مدتی​ حالِ پخش از دنیای مدرنِ خودشان است، گیج‌چشمانشان​ شدند؛ به‌ویژه بازیکنانی که بینِ شرکت‌کنندگان حضور داشتند!

مگر اینکه بازیکنِ دیگری این آهنگ را به آن‌ها یاد داده باشد، تنها یک دلیلِ دیگر برای بلد‌جایشان​ بودنِ این آهنگ وجود داشت! یکی از آن‌ها بازیکن بود! و از آنجا که بیشترِ ان‌پی‌سی‌های آنجا فِی یویان‌چشمانِ​ را می‌شناختند، این فقط می‌توانست یک معنی داشته باشد: شخصی که نقابِ یشمِ سیاه به چهره داشت، بازیکن بود!

یعنی اون شخص تمامِ این مدت یه بازیکن بود؟ خدای‌بعد​ من! آخه چطور از همین الان این‌قدر توی زدنِ چنگ ماهره؟!‌پری​ مگه همون لحظه که بازی رو شروع کرده چنگ دستش گرفته؟!

شرکت‌کنندگانی که بازیکن بودند،‌مسابقه​ در عجب ماندند: «آخه‌مثلِ​ کی پشتِ اون نقابِ سیاهه؟!»

در همین حال، داوران نه تنها از‌برود​ آهنگِ منحصربه‌فرد، بلکه از اجرای بی‌نقصشان که روان‌صاف​ و کاملاً هماهنگ پیش می‌رفت، حیرت‌زده شده بودند.

در نگاهِ آن‌ها، انگار یوان و‌بودند​ فِی یویان به موجودی واحد تبدیل‌نظر​ شده بودند که یک آهنگ را می‌نواخت.

سونگ لینگ‌اِر‌شرکت‌کنندگان​ که باورش‌نمی‌زد​ نمی‌شد، گفت: «ا-این...»

غیرممکنه! دلیلِ اینکه این‌قدر بی‌نقص و هماهنگ به نظر‌قبل​ می‌رسن این نیست که به هم‌نوازی عادت دارن— دلیلش اینه‌مدتی​ که یوان داره ریتمِ فِی یویان رو بی‌نقص دنبال می‌کنه!

اگرچه شاید بیشترِ افرادِ حاضر متوجهِ‌تماشاچی‌ها​ اوضاع نبودند، سونگ لینگ‌اِر دقیقاً می‌دانست‌تیمِ​ اجرای یوان تا چه حد تکان‌دهنده است.

در حالی که فِی یویان تنها باید آهنگ را با سرعتِ خودش می‌نواخت، یوان مجبور بود حرکاتِ او‌جایشان​ را تقلید کند و بدونِ هیچ اشتباهی با سرعتش پیش برود؛ این کار حتی برای متخصصانِ برتر هم‌دیدنِ​ به‌شدت دشوار بود و تنها کسانی که مهارت‌های شریکشان را کاملاً درک می‌کردند، می‌توانستند به چنین چیزی دست یابند.

البته حتی خودِ فِی یویان هم‌حوصلهٔ​ از این موضوع خبر نداشت و‌نوبت​ معصومانه به نواختنِ چنگ ادامه داد.

چند دقیقه بعد، فِی یویان دست از نواختن کشید‌قبل​ و موسیقی بی‌هیچ تأخیری در دم قطع شد؛ انگار‌برود​ در تمامِ این مدت تنها او بود که چنگ می‌نواخت.

با این حال،‌نمی‌زد​ تماشاچیان پس از‌تماشاچی‌ها​ آن کمی سردرگم بودند.

«فقط من این‌طور فکر می‌کنم‌نگرفته​ یا اجراشون یه کم ناامیدکننده بود؟‌عادلانه​ اون تأثیرِ اجرای قبلی‌شون رو نداشت...»

«مگه نه؟ با اینکه آهنگش‌باعث​ خاص و خیلی دلنشین بود،‌بعد​ اون‌قدر که فکر می‌کردم هیجان‌انگیز نبود...»

«در مقایسه با آی‌مسابقه​ وان و وی کانگ، اجراشون‌قبل​ قطعاً یه چیزی کم داره.»

تماشاچیان که از اجرای «واقعی» در‌تماشاچی‌ها​ پسِ نمایشِ یوان و فِی یویان کاملاً‌رسید​ بی‌خبر بودند، ناامیدیِ خود را ابراز کردند.

ناولها | novelha.net