چپتر 752: اهریمنهای مصنوعی
0وان یو به یوان گفت: «بسیار خب.کنند دنبالم بیا.» و سپس او را بهبهشون محوطهای باز در جایی درونِ ساختمان برد.
در این محوطهٔ باز، گروههای بسیاریمیجنگه در نقاطِ مختلف ایستاده بودند و نبردِمُهردارانِ تزکیهگران با اهریمنهای مصنوعی را تماشا میکردند.
یعنی اینها اهریمنِ مصنوعیاند...؟
با دیدنِ یکی ازحرکت این اهریمنهای مصنوعی برای نخستینچرا بار، چشمهای یوان گرد شد.
آنها با پوستِ سرخ، شاخها، چهرهای تشنهبهخونوجودِ و حتی بلورِ سرخی که در سینهشاننگاه جا گرفته بود، شباهتِ زیادی به اهریمنها داشتند.
با این حال، تفاوتِ بزرگی میانِ اینوجودِ اهریمنهای مصنوعی و اهریمنهای واقعی به چشمنگاه میخورد؛ آنها هالهٔ تشنهبهخونِ اهریمنهای واقعی را نداشتند.
در عوض، هالهٔ کوبندهای از جنسِبالاانداخته انرژی روحی داشتند تا به تزکیهگریباهاش که با آنها میجنگید فشار بیاورند.
وان یو گفت: «انگار همهٔ اهریمنهایضربه مصنوعی درگیرن. فعلاً تماشاشون میکنیم. توبهشون هم میتونی چیزهایی ازشون یاد بگیری.»
یوان سر تکان داد:برگردانند «باشه.» و نبردِ تزکیهگرانفنونِ با اهریمنها را تماشا کرد.
پس از حدود نیم ساعت تماشای تزکیهگران،وجودِ یوان متوجهِ چیزی دربارهشان شد؛ اینکه درنگاه مُهر کردنِ این اهریمنها واقعاً افتضاح بودند.
با وجود اینکه تزکیهگران بارها با ضربهٔنگاه مُهرِ اهریمن به اهریمنهای مصنوعی حمله میکردند، اهریمنهاچند همچنان میتوانستند حرکت کنند و ضربه را برگردانند.
یوان از وان یو پرسید:کنند «چرا اهریمنها با وجودِ اینکه فنونِفنونِ مُهرِ اهریمن بهشون میخوره، مُهر نمیشن؟»
وان یو با ابروهای بالاانداخته به او نگاه کرد و گفت: «اگه بشه اهریمنی رو با یهاهریمنی ضربه مُهر کرد، تزکیهگری که داره باهاش میجنگه باید چند لایه بالاتر از اون اهریمن باشه. حتیآرومآروم بااستعدادترین مُهردارانِ اهریمنِ نسلِ ما هم برای مُهر کردنِ کاملِ یه اهریمن به چند ضربه نیاز دارن.»
«وقتی با ضربهٔ مُهرِ اهریمن به یه اهریمن حملهبهشون میکنی، هالهٔ مُهرِ اهریمن آرومآروم توی بدنش جمع میشه وباهاش وقتی به اندازهٔ کافی انباشته شد، اهریمن رو مُهر میکنه.»
یوان نمیدانست با حرفهای وان یو چه کند، چرا که خودش چندین اهریمنِ قویتر از خودش رابالاتر با یک ضربه مُهر کرده بود و حتی سرورِ اهریمن که بسیار قویتر از او بود نیزانباشته با یک ضربه تسلیمِ فنِ مُهرِ اهریمنِ او شده بود، هرچند کمی طول کشیده بود تا اثر کند.
وان یو ناگهان گفت: «با این حال، کسی بود که میتونستفنونِ اهریمنها رو با یه ضربه مُهر کنه. در واقع، میتونست هزارباهاش اهریمن رو با یه حرکت مُهر کنه. میتونی حدس بزنی کیه؟»
یوان جواب داد: «والاگوهرِ ایزدی؟»
«درسته. بنیانگذارِ خاندانِ مُهرِ اهریمن، والاگوهرِ ایزدی! اون نه تنها قدرتمندتریننمیشن مُهردارِ اهریمن در دورانِ خودش بود، بلکه با وجودِ گذشتِ میلیونهاچند سال از اون زمان، هنوز هیچکس نتونسته به قدرتِ اون نزدیک بشه.»
«مردم میگن آسمانها اون رو برای مقابله با اهریمنها آفریدن و اون هم دقیقاًباید همین کار رو کرد. دنیای تزکیه قبلاً زیرِ سایهٔ وحشت و فرمانرواییِ اهریمنها بود،توی اما وقتی والاگوهرِ ایزدی پیداش شد، اهریمنها به هر طرف پا به فرار گذاشتن.»
«البته مهم نبود کجا فرارکنند کنن، والاگوهرِ ایزدی اونقدر تعقیبشونوجودِ میکرد تا اینکه تقریباً منقرض شدن.»
«واقعاً جای تأسف داره که والاگوهرِ ایزدی بیهیچفنونِ حرفی ناپدید شد. بعضیها هنوز باور دارن کهبشه اون گوشهای از این جهانِ بیکران زنده است.»
«...»
یوان ساکت ماند. اگر میفهمیدند والاگوهرِبالاانداخته ایزدی مرده و دوباره زاده شده، حتیمیجنگه آسمانها هم نمیدانستند چه واکنشی نشان میدهند.
مدتی بعد، یکی ازحرکت تزکیهگرانِ آنجا سرانجام توانستپرسید اهریمنِ مصنوعی را مُهر کند.
با این اتفاق،ضربه شخصی به اهریمن نزدیکوجودِ شد تا بررسیاش کند.
آن شخص به تزکیهگر که از نتیجهٔ کارش بسیاربهشون خوشحال به نظر میرسید، گفت: «بد نیست. هالهٔ مُهرِداره اهریمنت کاملاً قویه. این اهریمن حدود ۵۰۰ سال مُهرشده میمونه.»
یوان پرسید: «اون کیه؟»
وان یو گفت: «اونم مثلِ من یه مدرسه.پرسید ما گاهی میآییم اینجا تا این مُهردارانِ اهریمنِ کوچکترنگاه رو تماشا کنیم و بهشون نکاتی رو گوشزد کنیم.»
«که اینطور...»
مدرس پرسید:کنند «کی میخوادبرگردانند نفرِ بعدی باشه؟»
وان یوبهشون به یواننمیشن گفت: «اینم فرصتت.»
یوان سر تکانمیتوانستند داد و جلوضربه رفت: «من میخوام برم.»
مدرس برگشت تا به یوان نگاهچرا کند و با تعجب دید یکابروهای سرورِ روح در آنجا حضور دارد.
مدرس از او پرسید: «آه... یه دقیقه بهم وقت بدهمیخوره تا سختی رو تنظیم کنم. میخوای با یه اهریمن درمیجنگه سطحِ سرورِ روح بجنگی، یا بذارمش روی استادِ بزرگِ روح؟»
یوان از اومیخوره پرسید: «میتونی بذاریشبالاانداخته روی شاهِ روح؟»
«شـ-شاهِ روح؟»
چشمهای همهٔ حاضرانضربه گرد شد وچرا به او نگاه کردند.
«این بچه کیه؟ میخواد باپرسید رتبهٔ سرورِ روح به جنگِ یهنمیشن اهریمنِ شاهِ روح بره؟ چقدر بیپرواست!»
«احتمالاً فقط دنبالِمیخوره جلبِ توجهه. یهبالاانداخته دقیقه هم دوام نمیاره.»
همونطور کههمچنان انتظار میرفت...حرکت آدمِ جالبیه.
وان یو تنها کسیمیخوره در آنجا بود که لبخندِاگه روی لبش رنگوبوی تمسخر نداشت.
وقتی مدرس پایهٔ تزکیهٔ اهریمنِ مصنوعی را رویضربه لایهٔ ۱ از شاهِ روح تنظیم کرد، یواننمیشن برای روبهرو شدن با اهریمن پا به میدان گذاشت.
وان یوبشه تشویقش کرد:داره «موفق باشی، پسرجان!»
در آن لحظه،حرکت حاضران متوجهِ حضورِبرگردانند وان یو شدند.
همهٔ حاضران بابهشون احترام به او سلامبالاانداخته کردند: «درود، ارشد وان!»
وان یو گفت: «به منمیتوانستند کاری نداشته باشید، فقط اومدمپرسید دوستِ جدیدم رو تماشا کنم.»
حاضران با ناباوریاهریمنی زمزمه کردند: «دوست؟میجنگه همون سرورِ روح؟»
در همین حال،حرکت یوان مبارزهاش را باپرسید اهریمنِ مصنوعی آغاز کرد.
یوان پس ازبهشون احضارِ سالارِ ملکوت، بیدرنگبالاانداخته به اهریمن حمله کرد.
اهریمن سعی کرد در برابرِ یورشِحرکت کوبندهٔ یوان از خود دفاع کند، امافنونِ بهسختی افتاد و تماشاگران را مبهوت کرد.
باورش برایشان سخت بود— یک سرورِ روح داشت به اهریمنی که یک عالمِ کامل از او بالاتردارن بود، چنین فشاری میآورد. با اینکه فقط یک اهریمنِ مصنوعی بود، اما همچنان قدرتِ یک اهریمنِ واقعیقویتر را داشت؛ پس روی کاغذ، یک سرورِ روح نباید میتوانست این اهریمن را تا این حد عقب براند!
یکی از تماشاگران حرفی زد که صددرصد درست بود: «ح-حتی اگه بتونهمیخوره با قدرتِ خالص بر یه اهریمن غلبه کنه، اگه نتونه مُهرش کنهچند تمامِ تلاشهاش بیفایدهست؛ چون اهریمنها خیلی راحت تمامِ زخمهاشون رو ترمیم میکنن.»
با این حال، یوان فقط با ضربههای عادی به اهریمنبشه حمله میکرد و از هیچ فنِ مُهرِ اهریمنی بهره نمیبرد؛بااستعدادترین موضوعی که تماشاگران و حتی وان یو را گیج کرده بود.
گرچه انتظار نداشتند یوان در هر ضربه از فنونِ مُهرِ اهریمن استفادهوجودِ کند، اما اینکه اصلاً به کارشان نمیگرفت هم هیچ منطقی نداشت. همینباهاش باعث شد تماشاگران درگیرِ این شوند که در سرِ یوان چه میگذرد.