چپتر 524: نیلوفرهای ابدی
0پس اززمانِ خارج شدن، یوانچیزی و میشیو خوابیدند.
در همین حال، یو روپیشِ و شیا جینگیی سعی میکردندهست به اقامتگاهِ جدیدشان عادت کنند.
با تاریکتلاش شدنِ هوا،جدا کسی در زد.
یکی از اعضای نیلوفرهای ابدیداشتند دو سینی غذا به آنهابرگشت داد و گفت: «این شامِ امشبتونه.»
سپس ادامه داد: «نگران نباشید، این فقطبودند برای امروز و فرداست. وقتی عضو بشید،برگشت میتونید توی یه کافهتریای واقعی غذا بخورید.»
یو رو و شیا جینگیی پس از گرفتنِ غذا، باهست عجله آن را تمام کردند، چرا که از زمانِ پیادهاگه شدن از هواپیما چیزی نخورده بودند و کمکم داشتند گرسنه میشدند.
یک ساعت بعد،آموزششان آن عضو برگشت تامیرفت بشقابهای خالیشان را ببرد.
آن شب، یوبودند رو و شیاگرسنه جینگیی بهراحتی خوابیدند.
صبحِ روزِ بعد، شماری از اعضای نیلوفرهای ابدیکمکم تازهواردها را جمع کردند و به محلِ آزمون بردندببرد تا استعدادهای تزکیه و حدِ توانِ بدنیشان را بسنجند.
هرچند برای پیوستن به نیلوفرهای ابدی، جز رسیدن بهزیادی سطحِ خاصی از تزکیه تقریباً هیچ شرطِ دیگری درنهایت کار نبود، اما تازهواردها باید در این آزمون شرکت میکردند.
خوشبختانه مردود شدن در آزمونها به این معنا نبود کهطول از پیوستن به جناح محروم میشوند، بلکه یعنی باید بیشتر ازرویشان بقیه تلاش میکردند، چرا که آموزششان جدا از دیگران پیش میرفت.
آزمون تقریباً تمامِ روز طول کشید و درساعت پایانِ روز، بای لیانهوا با برگهای کاغذی کهروزِ نتایج در آن بود، دوباره پیشِ رویشان حاضر شد.
بای لیانهوا گفت: «رتبههای زیادی توی نیلوفرهای ابدی هست. از پایینترین تا بالاترین— نیلوفرِ سبز، نیلوفرِ آبی،ببرد نیلوفرِ زرد، نیلوفرِ سرخ و در نهایت نیلوفرِ بنفش. اگه توی آزمون بالای ۸۰ امتیاز گرفته باشید، بهعنوانِرسیدن نیلوفرِ آبی شروع میکنید. اگه زیرِ ۸۰ امتیاز گرفته باشید، از پایینترین رتبه یعنی نیلوفرِ سبز شروع میکنید.»
«واقعاً تفاوتِ زیادی بینِ رتبههای نیلوفرِ سبز تا نیلوفرِ زرد نیست، پس لازم نیست نگرانِآبی تبعیض باشید. تنها تفاوتِ هر رتبه، برنامهٔ تمرینیتونه. با همه عادلانه رفتار میشه، یعنی فارغ ازتفاوتِ رتبهتون، همون حمایتی رو دریافت میکنید که بقیهٔ خواهراتون با رتبههای پایینتر یا بالاتر دریافت میکنن.»
«با این حال، این به اون معنی نیست که میتونید ارشدیت بینِ رتبهها رو نادیده بگیرید. برای اینکه انگیزهای بشه تا جایگاهتونحاضر رو توی جناح بالا ببرید، به کسایی که به رتبهٔ نیلوفرِ سرخ برسن اجازه میدم فنِ تزکیهٔ رتبهٔ آسمانی رو تمرین کننرتبه و اونایی که به نیلوفرِ بنفش برسن میتونن فنِ تزکیهٔ رتبهٔ ایزدی رو یاد بگیرن— همون فنی که خودم الان دارم تزکیه میکنم.»
تازهواردها با شنیدنِ این حرف شوکه شدند، چونساعت خبر نداشتند که غیر از بازیکن یوان، شخصِ دیگریشماری هم فنِ تزکیهٔ رتبهٔ ایزدی به دست آورده است.
هرچه باشد، اعلانِ جهانی فقط نامِ نخستین کسی را که به رتبهایساعت خاص دست مییافت به بازیکنان خبر میداد و کاری به بقیه نداشت،محلِ بنابراین تا وقتی کسی خودش اعلام نمیکرد، هیچکس از آن باخبر نمیشد.
بای لیانهوا گفت: «بقیه هم اجازه دارن با فنِ تزکیهٔهست رتبهٔ زمینی تزکیه کنن. البته اجباری در کار نیست. اگهاگه از فنِ تزکیهٔ فعلیتون راضی هستید، میتونید با همون ادامه بدید.»
سپس ادامه داد:آموزششان «حالا اجازه بدیدپیش دربارهٔ قوانین صحبت کنم.»
«توی نیلوفرهای ابدی نسبت به جناحهایگرسنه دیگه قوانینِ خیلی کمتری هست، اماخالیشان ما همین قوانین رو خیلی جدی میگیریم.»
«اول، به هیچ وجه اجازه ندارید به عضوِ دیگهای آسیب بزنید، مگه اینکه هر دو درخالیشان یک مسابقهٔ رسمی یا حینِ تمرین در حالِ مبارزه باشید. بسته به شدتِ ماجرا، تنزلِ مقام پیداهرچند میکنید یا برای مدتی منابعِ کمتری میگیرید. اگه خیلی شدید باشه، ممکنه حتی از جناح اخراجتون کنیم.»
«دوم، نباید هیچکدوم از اطلاعاتی رو که اینجا یاد میگیرید بهپایینترین بیرون درز بدید. هر اتفاقی که اینجا میافته، همینجا میمونه. بازامتیاز هم، بسته به شدتِ کار و اطلاعاتی که لو دادید، مجازات میشید.»
«سوم، نباید کاری کنید که به اعتبارِمیرفت جناح لطمه بزنه یا خرابش کنه. بسته بهبرگهای شرایط، مجازاتِ مناسب رو براتون در نظر میگیریم.»
«چهارم، باید به دستوراتِکمکم ارشدهاتون گوش بدید، تاساعت زمانی که دستورِ قانونی باشه.»
«و در آخر، به هیچ شکلی به جناح یاداشتند هیچکدوم از اعضاش خیانت نمیکنید. اگه در حینِ اینبهراحتی کار گیر بیفتید... اخراج شدن از جناح کمترین نگرانیتون میشه.»
«حرفهام همینقدر بود. با زندگی در کنارِ ما، بیشتر دربارهٔ جناح وبالاترین— اعضاش یاد میگیرید. تمرین فردا صبح بعد از صبحانه شروع میشه؛ صبحانهایباشید که با طلوعِ آفتاب شروع میشه و ۲ ساعت بعد به پایان میرسه.»
اعضای جدیدتلاش به او گفتند:دیگران «شببخیر، ارشد بای!»
پس از اینکه بای لیانهوا آنجا را ترک کرد، یکی ازبشقابهای اعضا که یونیفرمی با نیلوفرهای سرخ به تن داشت، به آنهابردند گفت: «قبل از اینکه برای استراحتِ شبانه برید، باید یونیفرمهاتون رو بگیرید.»
«اگه امروز بالای ۸۰ امتیازچیزی گرفتید، سمتِ راست بایستید، وگرسنه اگه کمتر گرفتید، سمتِ چپ بایستید.»
سپس یو رو به سمتِ راست رفت، دررتبههای حالی که شیا جینگیی که تنها ۳ امتیاززرد تا ۸۰ کم آورده بود، در سمتِ چپ ایستاد.
وقتی همه در صف قراردیگران گرفتند، برای دریافتِ یونیفرمهایشان بهطول دنبالِ عضوِ نیلوفرِ سرخ راه افتادند.
هر عضونخورده سه دستکمکم یونیفرم دریافت کرد.
«شما واقعاً فقط به دو دست یونیفرم نیاز دارید چون هر روز یونیفرمهاتون شستهبرگشت میشه، اما برای اینکه اگه یکیشون رو خراب کردید لنگ نمونید، دستِ سوم همتزکیه بهتون داده میشه. اگه زمانی فقط دو دست براتون باقی موند، یکی دیگه درخواست کنید.»
«همینطور، خواهرِ ارشد بای به این موضوع اشاره نکرد، اما اگه به هر دلیلی قصدآبی دارید جناح رو ترک کنید، قبل از اینکه اجازهٔ این کار رو پیدا کنید بایدواقعاً با ایشون صحبت کنید. هرچند نمیفهمم چرا کسی باید بخواد این بهشت رو ترک کنه.»
«اگه تا الان متوجه نشدید، باید بگم که درروز مقایسه با بقیهٔ جناحها، ما خیلی باگذشتیم و تا زمانیدوباره که اعضا کارِ احمقانهای نکنن، خیلی منصفانه باهاشون رفتار میکنیم.»
«با این حال، از مهربونیِ خواهرِ ارشدمیشدند بای سوءاستفاده نکنید، چون اگه عصبانیش کنید...بهراحتی فقط بگم که دلتون نمیخواد عصبانیتش رو ببینید.»
مدتی بعد، یو روهواپیما و بقیه با یونیفرمهایکمکم جدیدشان به اتاقهایشان برگشتند.
پس از یک دوشِ سریع ورویشان خوردنِ شام، به خواب رفتند وبالاترین— خود را برای تمرینِ فردا آماده کردند.