چپتر 179: اکسیرِ پنهانسازیِ ارتقایافته
0شوان ووهان و مین لی بهمحض اینکهکسی فهمیدند او کیست، سریع از روی صندلیهایداخلش راحتشان بلند شدند و تعظیم کردند: «بـ-بزرگ شان!»
بزرگ شان ناخودآگاه از آنهااکسیرهایی پرسید: «شاگرد شوان و شاگرد مین؟موردِ شما دو تا اینجا چیکار میکنید؟»
شوان ووهانبود گفت: «اومدیم تمرینشونهاله رو تماشا کنیم.»
بزرگ شان ابرو بالا انداخت و به شوانوقتش ووهان نگاه کرد: «اوه؟ ولی فکر میکردم تا یهبیا هفتهٔ دیگه به فرقه برنمیگردی. توی خونه اتفاقی افتاده؟»
شوان ووهان با لبخندی نسبتاًنداشتم خشک گفت: «نـ-نه... اتفاقی نیفتاده.بیشترِ فقط دلم خواست زودتر برگردم.»
«تو؟ هاهاها... انتظار نداشتم اینو ازالان کسی بشنوم که معروفه بیشترِ وقتشسؤالِ رو بیرونِ فرقه میگذرونه تا داخلش.»
بزرگ شان لحظهای خندید و بعد روخاصی به یوان کرد و گفت: «یه لحظهدارن با من بیا، شاگرد یوان. چیزی برات دارم.»
یوان سر تکاناینو داد و دنبالشمعروفه واردِ خانه شد.
«بیا، این اکسیرِ پنهانسازیِ ارتقایافتهست.نداشتم پایهٔ تزکیهت رو به اندازهٔبیشترِ یک عالمِ کامل سرکوب میکنه.»
یوان سرخاصی تکان داد واکسیرهایی اکسیر را گرفت.
لحظهای بعد یوان پرسید: «اثراتِ اکسیرِنقشِ فعلی چی میشه؟ اگه دو تابدنت اکسیر با اثراتِ مشابه بخورم، چی میشه؟»
«درسته، ایننداشتم اکسیر همکسی برای همینه—»
بزرگ شان اکسیرِ دیگری بیرون آورداینو و نشانش داد؛ اکسیری سفید و شفافمیگذرونه بود، بدونِ هیچ هاله یا نقشِ خاصی.
«این اکسیرِ پاکسازیـه. تمامِ اثراتِ اکسیرهایی رو که الان روی بدنت تأثیر دارن، پاک میکنه. در موردِ سؤالِ دومت،حالت بستگی به اکسیر داره. اگه دو تا اکسیرِ پنهانسازی بخوری، در بدترین حالت ممکنه دلدرد بگیری. با این حال، اگهنشنیدم دو تا اکسیرِ خیلی قوی بخوری، ممکنه بدنت منفجر بشه، پس باید مراقب باشی چی میخوری و بیدقت اکسیر نخوری.»
یوان با صدایی گیج زمزمه کرد: «مـ-منفجر؟خاصی خیلی وقته این کلمه رو نشنیدم...» ودارن بعد به اکسیرهای توی دستش نگاه کرد.
[اکسیرِ پنهانسازیِ قوی] [سطحِ ۲] [خلوص: ٪۷۷]
[اثرات: پایهٔ تزکیه را موقتاً به مدتِ ۱۵ روز به اندازهٔ یک عالمِ کامل پنهان میکند]
[توضیحات: تنها در صورتی عمل میکند که پایینتر از استادِ روح باشید]
[اکسیرِ پاکسازی] [سطحِ ۱] [خلوص: ٪۹۷]
[اثرات: تمامِ اثراتِ اکسیرهای سطحِ ۳ و پایینتر را که بر بدن تأثیر میگذارند، پاک میکند]
[توضیحات: تنها در صورتی عمل میکند که اکسیرها پایینتر از سطحِ ۳ باشند]
پس ازخاصی بلعیدنِ اکسیرِ پاکسازی،اکسیرهایی اعلانی ظاهر شد.
[اکسیرِ پاکسازی مصرف شد.]
[اثراتِ «اکسیرِ پنهانسازی» پاک شد.]
یوان پس از مصرفِبدنت اکسیرِ پاکسازی، حس کردموردِ هالهاش به بیرون فوران میکند.
با این حال، آن هاله دوامِ چندانی نیاورد، زیرا یوان چندالان ثانیه بعد اکسیرِ پنهانسازیِ قوی را بلعید و هالهٔ اوجِ جنگجوی روحشبدترین تا جایی پایین آمد که شبیهِ شخصی در اوجِ شاگردِ روح شد.
بزرگ شان با نگاهیبشنوم مغرورانه سر تکان داد:بیرونِ «عالیه، بینقص عمل کرد.»
یوان ابروهایش را برایآورد او بالا انداخت و گفت:بود «یعنی از اثراتش مطمئن نبودی؟»
بزرگ شان خندید و گفت: «البته کهپاک مطمئنم— اما چیزی به اسمِ اکسیرِ بینقصبخوری وجود نداره— حداقل من که تا حالا ندیدم.»
بزرگ شان سپس گفت: «به هر حال، قبلپاکسازیـه از اینکه برم بذار کمی به نوای چنگتموردِ گوش بدم. تواناییهات توی موسیقی خیلی برام جالبه.»
یوان سر تکان داد: «باشه.»
پس از مدت کوتاهی،آورد ساختمان را ترک کردندشفاف و به حیاط پشتی برگشتند.
شوان ووهان پس از اینکهتأثیر متوجه شد بزرگ شان دارد مینشیند،بستگی پرسید: «شما هم میخواید اینجا بمونید؟»
بزرگ شان سر تکانهیچ داد: «حالا که تاپاکسازیـه اینجا اومدم، چرا که نه.»
چند لحظه بعد، یوان به جایش پشتِوقتش چنگ برگشت و رو به فِی یویانیوان کرد: «همون کارِ قبلی رو ادامه بدیم؟»
با شنیدنِ حرفش، فِی یویان بهسرعت سرش را تکان داد و گفت:هاله «مـ... مشکلی نیست. از اونجا که مرشدم قبلاً بارها صدای چنگِ منسؤالِ رو شنیده و الان بیشتر برای اجرای تو اینجاست، میتونی خودت تنهایی بنوازی.»
یوان زیاد به حرفِبدنت فِی یویان فکر نکردموردِ و سر تکان داد.
یوان پس از کشیدنِ نفسِهاله عمیقی، یکی از آهنگهای فِیاکسیرهایی یویان را با چنگ نواخت.
تنها چند ثانیه از اجرای یوان گذشته بود که چشمانِ بزرگ شانخندید بیدرنگ گرد شد: «ایـ... این...» برای تشخیصِ استعدادِ او تنها کافی بودخانه حرکاتِ ظریفش را ببیند و به چند نتِ اولِ موسیقی گوش بسپارد.
اون در مقایسه با شاگرد فِی تو یه سطحِ دیگهست! واقعاً تازه همین چند وقت پیشتمامِ چنگ زدن رو یاد گرفته؟ حتی با اون استعدادِ ایزدیش هم باورش خیلی سخته. مگه اینکه تواناییِدلدرد ادراکش روی چیزای دیگهای غیر از فنونِ تزکیه هم کار کنه، که اونوقت دیگه واقعاً آسمانستیزانه میشه...
چند دقیقه بعد، یوان پستأثیر از تمام کردنِ آهنگِ اولش، بابستگی مکثی کوتاه سراغِ آهنگِ دوم رفت.
بزرگ شان چشمانشبدونِ را بست تانقشِ از موسیقی لذت ببرد.
بزرگ شان در حالی که ناخودآگاه چرتشوقتش گرفته بود، با خود فکر کرد: سالهاییوان سال بود که اینقدر احساسِ آرامش نکرده بودم...
مدتی بعد، یوان پس از آهنگِ پنجم دست از نواختنِبدونِ چنگ کشید و وقتی رو به بزرگ شان کرد، با تعجبدارن دید که او با چهرهای آرام کاملاً به خواب رفته است.
«همم؟»
وقتی بانوانِ حاضر متوجهِهیچ نگاهِ یوان شدند، آنها نیزتمامِ به بزرگ شان نگاه کردند.
چشمانِ فِی یویانکسی از روی شوکبیشترِ گرد شد: «خـ... خوابیده؟»
شوان ووهان گفت: «بیدارش کنیم؟نشانش اگه کسی رو با این چهرهٔهیچ غرقِ خواب بیدار کنم، عذابوجدان میگیرم.»
فِی یویان به او چشمغرهتأثیر رفت: «اوه؟ ولی دیشب کهدومت من رو بیدار کردی عذابوجدان نگرفتی؟»
شوان ووهان با بیخیالیهیچ شانه بالا انداخت: «اینپاکسازیـه با اون فرق داره.»
«دخترهٔ—»
فِی یویان صدایش راآورد بالا برد و ناخواستهشفاف بزرگ شان را بیدار کرد.
بزرگ شان چشمانش را مالید ودارن پیش از آنکه به یاد بیاورد درپنهانسازی اتاقِ خودش نیست، گفت: «همم؟ خوابم برد؟»
«آاا... من...»
چهرهٔ بزرگ شان بیدرنگ سرخ شد و سپس با صدای بلندی گلویش را صاف کرد و با لحنی معذبدارم گفت: «اِ... اجرای فوقالعادهای بود، شاگرد یوان. خیلی وقت بود اینقدر احساسِ آرامش نکرده بودم. شاید در آینده وقتی مشکلِفعلی بیخوابی داشتم، دوباره بهت سر بزنم. بههرحال، تازه یادم اومد یه کاری دارم که باید تمومش کنم... بعداً میبینمتون شاگردها...»