چپتر 952: در آستانهٔ نابودی
0پس از بازگشت به خانه، یوان همهٔایزدیه اعضای جناح را دورِ هم جمع کرد تاادامه حقیقت را دربارهٔ تزکیهٔ آنلاین به آنها بگوید.
«چیزی که میخوام بگم خیلی شوکهکنندهست،بزرگِ و شاید حتی حرفم رو باورداشته نکنید، اما بهم اعتماد کنید، واقعیت داره.»
«اول از همه، تزکیهٔ آنلاین— نُه آسمان واقعیه، و دنیای ما قبلاًاوه بخشی از اون بوده. نُه آسمان پیشتر به عنوانِ آسمانِ ایزدی شناختهصبر میشد، اما اتفاقی افتاد که باعث شد به تکههای مختلفی تقسیم بشه.»
«نُه بخشِ بزرگترِواقع آسمانِ ایزدی بهوانگ نُه آسمان معروف شدند.»
«زمین خیلی کوچیک بود و اونقدر دورایزدیه شده بود که نمیتونست به نُه آسمان بپیونده،ادامه برای همین تبدیل به دنیای مستقلِ خودمون شد.»
«با این حال، به خاطرِ اینبزرگِ جدایی، زمین وضعیتِ خوبی نداره. راستش،داشته حتی میشه گفت در آستانهٔ نابودیه.»
همهٔ حاضرانمارپیچِ با صدایی بهتزدهبزرگِ فریاد زدند: «چی؟!»
«آره، حتی همین الان هم دنیا درمینگ آستانهٔ فروپاشیه. تنها دلیلی که این اتفاقبدی نیفتاده وجودِ سروره— سرورِ کوهِ مارپیچِ اژدها.»
«اون با یه آرایهٔ بزرگِ قدرتمند که این دنیا روناگهان احاطه کرده، زمین رو امن نگه داشته. اوه، باید بدونیدمتوجه که سرور انسان نیست. اون در واقع یه جانورِ ایزدیه.»
وانگ مینگ ناگهان گفت: «صـ-صبر کن،بزرگِ صبر کن، صبر کن! بذار قبل ازاوه اینکه ادامه بدی یه کم هضمش کنم.»
«پس بذار درست متوجه بشم. این دنیا قبلاً توی نُه آسمان وجود داشته،باید قبل از اینکه به تکههای زیادی تقسیم بشه، و الان در آستانهٔ نابودیه. بااینکه این حال، به لطفِ سرورِ کوهِ مارپیچِ اژدها که انسان نیست، دنیا امنه. همینه؟»
یوان بانیست آرامش سر تکانایزدیه داد: «آره، درسته.»
«یا خدا... باورم نمیشه...نیست یعنی، حرفت رو باوروانگ میکنم، اما باورش برام سخته...»
شی لانگ ناگهان پرسید: «فکرآرایهٔ میکنی سرور تا کی بهامن محافظت از این دنیا ادامه میده؟»
«اگه یهو تصمیم بگیره بیخیال بشه، یااحاطه دیگه نتونه از این دنیا پشتیبانی کنه،بدونید این به معنیِ پایانِ دنیا برای ما نیست؟»
یوان گفت: «طبقِ گفتهٔ خودش، از همون زمانی کهصبر زمین از نُه آسمان جدا شده، داره از اینمتوجه دنیا محافظت میکنه. این یعنی دستکم چند میلیون سال.»
و ادامه داد: «نمیدونم تا کی میتونه بهوانگ محافظت از ما ادامه بده، اما شک دارم کههضمش برای همیشه باشه. دفعهٔ بعد که دیدمش ازش میپرسم.»
«کاری هست که بتونیم انجام بدیم؟ از این حس که کلِ نژادِداشته بشر رو به یه نفر بسپاریم خوشم نمیاد. همونطور که شی لانگناگهان گفت، این سرور ممکنه یهو بیخیال بشه و دنیا رو نابود کنه.»
یوان پیش از اینکه حرفی بزند، لحظهای در اندیشه فرو رفت: «فقط دارم حدس میزنم، اما شاید بشه مُهر روایزدیه به شخصِ دیگهای منتقل کرد. اگه به اندازهٔ کافی قوی بشم، شاید بتونم بارِ این مُهر رو به دوش بکشم وآرامش این دنیا رو امن نگه دارم. با این حال، قبل از اینکه این اتفاق بیفته، باید تزکیهام رو حسابی بالا ببرم.»
«یه کارِ دیگه هم هست که میتونیم بکنیم... میتونیم همهمون به نُه آسمان نقلمکان کنیم و به جاش اونجا زندگیتوی کنیم. میخواستم بعدش به همین اشاره کنم، ما میتونیم از همینجا به نُه آسمان سفر کنیم. کوهِ مارپیچِ اژدها دروازهایپرسید به نُه آسمانه، اما قبل از اینکه بتونیم به اونجا سفر کنیم، باید دروازه رو از هر دو طرف فعال کنیم.»
وانگ بینگبینگ گفت:انسان «یعنی در اصل زمینایزدیه رو رها میکنیم، نه؟»
یوان سرکوهِ تکان داد:اژدها «در اصل همینطوره.»
«راستش، الان کاری از دستمون برنمیاد جز اینکه به سرور اعتماد کنیم کهباید دنیا رو نابود نمیکنه. در این بین، سعی میکنم ببینم کاری هست کهقبل بتونم برای جلوگیری از نابودیِ این دنیا در آینده انجام بدم یا نه.»
مدتی بعد،نیست یوان بحثجانورِ را ادامه داد.
«حالا بیایین دربارهٔ تزکیهٔ آنلاین حرف بزنیم. کنسولی کهمینگ همهمون ازش استفاده میکنیم، دو آرایهٔ بزرگِ متفاوت توشکنم پنهان شده: آرایهٔ انتقالِ روح و آرایهٔ آواتارِ روح.»
«اساساً این آرایهها بخشی از روحمون رو به نُه آسمان منتقلنگه میکنن و با استفاده از روحمون، شخصیتمون رو میسازن و بهمون اجازهمینگ میدن بدونِ اینکه واقعاً به اونجا بریم، از نُه آسمان دیدن کنیم.»
«اما مسئله اینجاست. چون شخصیتمون همون روحمونه، هر آسیبیامن که به شخصیتمون برسه میتونه واقعاً به بدنِ واقعیمونواقع صدمه بزنه. امیدوارم هیچکدومتون توی تزکیهٔ آنلاین نمرده باشین.»
نگاههای شوکهاینیست بینِ حاضرانجانورِ ردوبدل شد.
«من که هنوز نمردم.»
«منم همینطور.»
با شنیدنِ اینکه هیچکس ازبزرگِ اعضای جناح در تزکیهٔ آنلایننگه نمرده بود، یوان نفسِ راحتی کشید.
«حالا که همهمون میدونیم شخصیتهامون با استفاده از روحمونصبر ساخته میشن، باید خیلی بیشتر مراقبِ خودمون باشیم ومتوجه محضِ احتیاط سعی کنیم تا جای ممکن آسیب نبینیم.»
یوان به سمتِ لی جینشی برگشت و ادامه داد: «مخصوصاً تو،صبر جینشی. بینِ همهٔ بچههای اینجا، بیشتر از همه نگرانِ توأم. توتوی از اونایی هستی که زیادهروی میکنی و خیلی زود هیجانزده میشی.»
«آسیب دیدنِ روح اصلاً شبیهِ صدمه دیدنِقدرتمند بدنِ فیزیکی نیست. اگه روحت آسیب ببینه،باید خیلی راحت ممکنه دچارِ مرگِ مغزی بشی.»
با شنیدنِ ایناژدها حرفها، لرزه برقدرتمند تنِ همه افتاد.
وو زائو ناگهان گفت: «حالا که گفتی... شایعاتیناگهان هست راجع به بازیکنهایی که بعد از دفعاتِ زیاددرست مردن توی تزکیهٔ آنلاین، یهو دچارِ مرگِ مغزی شدن.»
«بعداً درستیِسرور این اطلاعاتنیست رو بررسی میکنم.»
شی مورونگ ناگهان پرسید: «هی، اگه بازی کردنِاحاطه تزکیهٔ آنلاین واقعاً اینقدر خطرناکه، نباید به بقیهسرور هشدار بدیم و این اطلاعات رو عمومی کنیم؟»
وانگ بینگبینگ آهی کشید: «فکر نمیکنمقدرتمند حتی اگه سعی کنیم بهشون هشداراوه بدیم، کسی حرفمون رو باور کنه...»
چو لیوشیانگ موافقت کرد: «مگهایزدیه نه؟ احتمالاً فکر میکنن دیوونهبذار شدیم یا یه همچین چیزی.»
یوان با دندانهای بههمفشرده گفت: «فعلاً چیزی به مردم نمیگیم. تزکیهٔ آنلاین رو امپراتورِ کیهانی ساخته، کسی که حاکمِ نُه آسمانه، و حتیوجود سرور هم هدفش از ساختِ تزکیهٔ آنلاین رو نمیدونه. در ضمن، امپراتورِ کیهانی با میلِ خودش جونِ همهٔ ما رو برای اهدافِ خودشمیده به خطر انداخته. برام مهم نیست نیتش چیه، اما داره با جونِ ما بازی میکنه و به نظر نمیرسه عواقبش هم براش مهم باشه.»
«و من نمیذارم کسیاژدها با جونِ ما بازی کنه—کرده حتی اگه امپراتورِ کیهانی باشه!»
با شنیدنِ حرفهای او که شبیهِ اعلانِاحاطه جنگ به امپراتورِ کیهانی بود، همهٔ حاضرانبدونید با اضطراب آبِ دهانشان را قورت دادند.