---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

تزکیه انلاین

چپتر 606: ادای احترام • ⏱ 5 دقیقه

چپتر 606: ادای احترام

0

یوان گفت: «اگه اون ایزدِ موسیقیه، باید پایهٔ‌روی​ تزکیهٔ خیلی بالایی داشته باشه، درسته؟ شنیدم توی آسمان‌های‌اجرای​ بالایی تزکیه‌گرهایی هستن که می‌تونن تا ابد زنده بمونن.»

سونگ لینگ‌اِر گفت: «منظورت جاودانه‌های حقیقیه؟ این افراد رو می‌شه با انگشت‌های یک‌نواختنِ​ دست شمرد... و با اینکه به عنوانِ ایزدِ موسیقی شناخته می‌شد، این لزوماً‌آسمانی​ ازش یه تزکیه‌گرِ قدرتمند نمی‌سازه. شاید اگه ایزدِ تزکیه صداش می‌زدن، بیشتر منطقی بود.»

یوان با خودش زمزمه‌اسمش​ کرد: «ایزدِ موسیقی، هان؟ برام‌تیان​ سؤاله که چه‌جور آدمی بوده.»

«متأسفانه جز اسمش‌آورد​ چیزِ زیادی دربارهٔ ایزدِ‌نشست​ موسیقی نمی‌دونیم— تیان کای.»

یوان با شنیدنِ نامِ خانوادگیِ‌دینگ~​ «تیان» ابرو بالا انداخت، چرا‌موجی​ که به دلیلی برایش آشنا بود.

فامیلیِ اونا هم «تیان»ـه...

پس از لحظه‌ای سکوت، یوان‌چیزِ​ از سونگ لینگ‌اِر پرسید: «اشکالی‌کای​ نداره اگه اینجا یه آهنگ بزنم؟»

سونگ لینگ‌اِر‌بیرون​ ابرو بالا‌درست​ انداخت: «همین الان؟»

«بله، می‌خوام همون‌طور که ایزدبانوی چنگ به‌نُتی​ ایزدِ موسیقی ادای احترام کرد، من هم‌آسمانی​ به هر دوی اونا ادای احترام کنم.»

«بفرما.»

سپس یوان چنگِ روح‌دزد‌اسمش​ را بیرون آورد و‌نمی‌دونیم—​ درست جلوی دو مجسمه نشست.

نفسِ عمیقی کشید و‌درست​ نواختنِ فنونِ اثیریِ ایزدبانوی‌نفسِ​ چنگ را آغاز کرد.

دینگ~

هر بار که یوان نُتی‌آورد​ روی چنگِ روح‌دزد می‌نواخت، موجی‌نفسِ​ سراسرِ آکادمیِ نوای آسمانی را درمی‌نوردید.

با تماشای اجرای او، چشم‌های سونگ لینگ‌اِر از‌نمی‌دونیم—​ حیرت گرد شد؛ در مقایسه با زمانی که‌انداخت​ در مسابقاتِ چنگ نواخته بود، پیشرفتش چشمگیر بود.

آهنگ زیاد طول نکشید، تنها کمی بیشتر از یک دقیقه، اما برای مسحور کردنِ‌آغاز​ شنوندگانش کاملاً کافی بود. حالِ همه چنان بود که گویی روح از تنشان بیرون‌چشم‌های​ کشیده شده است، درست مثلِ یوان وقتی برای نخستین بار اجرای ایزدبانوی چنگ را دید.

پس از پایانِ آهنگ،‌آغاز​ یوان ایستاد و چنگ را‌می‌نواخت​ به داخلِ حلقهٔ ذخیره‌سازی‌اش برگرداند.

سونگ لینگ‌اِر وقتی سرانجام‌بیرون​ به خودش آمد، از‌مجسمه​ او پرسید: «اخیراً تمرین می‌کردی؟»

یوان گفت: «همم؟ نه چندان.»

اگرچه چند روزی با آژور‌جلوی​ نواخته بود، اما واقعاً نمی‌شد‌کشید​ آن را تمرین به حساب آورد.

سونگ لینگ‌اِر با تأسف سر تکان داد: «واقعاً نمی‌فهمم چرا کسی مثلِ تو که‌آسمانی​ این‌قدر توی نواختنِ چنگ استعداد داره، باید روی چیزای دیگه تمرکز کنه.» او از صمیمِ‌نکشید​ قلب باور داشت که انتخابِ مسیری متفاوت از سوی یوان، خسرانی برای دنیای موسیقی است.

«به‌هرحال، اگه کارت اینجا تموم‌آورد​ شده، بیا بریم پیشِ من‌نفسِ​ تا بشینیم و بیشتر حرف بزنیم.»

«بله، کارم اینجا تموم شد.»

به این ترتیب، یوان‌درست​ به دنبالِ سونگ لینگ‌اِر‌نفسِ​ راهیِ مقرِ رئیسِ فرقه شد.

یوان در راه پرسید: «مدتیه برام سؤال‌نُتی​ شده... با این‌همه آدمی که دارن توی‌آسمانی​ فضای باز سازهای مختلف می‌زنن، مزاحمِ همدیگه نمی‌شن؟»

سونگ لینگ‌اِر‌چنگِ​ سر تکان داد:‌آورد​ «بله، نکته همینه.»

«اونا سعی می‌کنن هم‌زمان با تمرکز‌زیادی​ روی موسیقیِ خودشون، مزاحمِ بقیه بشن؛ این‌خانوادگیِ​ کار ذهن و تمرکزشون رو پرورش می‌ده.»

«می‌فهمم... منطقیه.»

«البته اگه شاگردی بخواد‌آغاز​ خصوصی بنوازه، جاهای زیادی‌روی​ هست که می‌تونه بره.»

هم‌زمان که یوان و سونگ لینگ‌اِر به‌جلوی​ مقرِ رئیسِ فرقه نزدیک می‌شدند، شاگردانی که اجرای‌اثیریِ​ یوان را شنیده بودند، شروع به شایعه‌پراکنی کردند.

«هی، اجرایِ همین‌متأسفانه​ الان رو شنیدی؟‌زیادی​ کی داشت می‌نواخت؟»

«اگه از من بپرسی، فکر‌جلوی​ کنم فقط رئیسِ فرقه می‌تونه‌کشید​ چنگ رو به این بی‌نقصی بنوازه.»

«نه، من توی خیلی از اجراهای رئیسِ فرقه بودم و با‌سراسرِ​ اطمینان می‌گم که کارِ اون نبود. جرئت دارم بگم هر کی‌زمانی​ که همین الان داشت چنگ می‌نواخت، حتی از رئیسِ فرقه هم بهتره!»

«حتی بهتر از رئیسِ فرقه؟‌آورد​ چطور ممکنه؟ رئیسِ فرقه استادِ‌نفسِ​ شماره یکِ چنگ توی آسمان‌های زیرینه!»

«برام مهم نیست این‌اسمش​ شخص کیه— فقط می‌خوام‌نمی‌دونیم—​ بیشتر به اجراش گوش بدم!»

پس از رسیدن به مقرِ رئیسِ فرقه،‌نشست​ سونگ لینگ‌اِر یوان را به اتاقش برد‌آغاز​ و آنجا با فنجان‌های چای در دست نشستند.

وقتی خستگی درکردند، سونگ لینگ‌اِر پرسید: «به‌زودی پلکانِ‌روی​ آسمان رو به چالش می‌کشی، مگه نه؟ وقتی‌تماشای​ به عالمِ بعدی عروج کردی می‌خوای چی‌کار کنی؟»

یوان گفت: «به بالا‌بیرون​ رفتن ادامه می‌دم تا‌مجسمه​ برای سؤالاتم جواب پیدا کنم.»

«سؤال؟ چه‌جور سؤالاتی؟»

یوان لحظه‌ای در سکوت به‌جلوی​ او نگاه کرد و سپس گفت:‌نواختنِ​ «جایی به اسمِ زمین رو می‌شناسی؟»

سونگ لینگ‌اِر‌فنونِ​ بی‌درنگ جواب‌آغاز​ داد: «زمین؟ نه.»

«این زمین چه‌جور جاییه؟»

یوان گفت: «زادگاهمه.»

یوان ناگهان پرسید: «اگه‌درست​ بهت بگم از یه‌نفسِ​ دنیای دیگه اومدم چی؟»

سونگ لینگ‌اِر گفت: «یه دنیای دیگه؟‌بار​ منظورت اینه که از آسمان‌های بالایی‌آکادمیِ​ اومدی؟ اگه این‌طور باشه تعجب نمی‌کنم.»

«نه... آسمان‌های بالایی نه.‌بیرون​ منظورم یه دنیای کاملاً‌مجسمه​ متفاوته... یه سیارهٔ دیگه.»

سونگ لینگ‌اِر با چهره‌ای‌اسمش​ گیج به او نگاه‌نمی‌دونیم—​ کرد، انگار حرف‌هایش را نمی‌فهمید.

«بی‌خیال... بذار سؤالم رو عوض کنم. می‌تونی یکم‌نفسِ​ بیشتر دربارهٔ پلکانِ آسمان بهم بگی؟ می‌دونم چالش‌هایی‌بار​ توی پلکانِ آسمان در انتظارن، اما چه‌جور چالش‌هایی؟»

«چالش برای هر کسی که پلکانِ آسمان رو به چالش می‌کشه‌سراسرِ​ متفاوته، برای همین نمی‌تونم بهت بگم ممکنه چه چیزی رو تجربه‌زمانی​ کنی. با این حال، می‌تونم تجربه‌ام از پلکانِ آسمان رو برات بگم.»

«اِ؟ تو قبلاً‌روح‌دزد​ پلکانِ آسمان رو‌درست​ به چالش کشیدی؟»

«آره، کشیدم... و قبل از اینکه فکر کنی‌نمی‌دونیم—​ توی چالش‌ها شکست خوردم، باید بدونی که من‌انداخت​ عمداً توی آخرین چالش باختم، چون نمی‌خواستم عروج کنم.»

«نمی‌خوای عروج کنی؟ اما‌درست​ فکر می‌کردم آرزوی هر‌نفسِ​ تزکیه‌گری اینه که بالاتر بره.»

سونگ لینگ‌اِر توضیح داد: «برای بیشترِ تزکیه‌گران آره، همین‌طوره، اما من از جایگاهِ فعلیم راضیم. من رئیسِ فرقهٔ آکادمیِ‌حیرت​ نوای آسمانی‌ام. اگه آسمان‌های زیرین رو ترک کنم، باید دوباره از پایین شروع به بالا رفتن کنم. تازه، کسی‌کاملاً​ رو ندارم که بتونه جایگاهم رو به‌عنوانِ رئیسِ فرقه پر کنه. اگه الان برم، آکادمیِ نوای آسمانی لطمه می‌بینه...»

ناولها | novelha.net