چپتر 1029: نقشههای امپراتوری
0رشدِ ویژگیهایش نسبت به زمانی که در سطحِ ۳۰۰ بود، کاملاً بهنهایی چشم میآمد، اما این رشد بیشتر ناشی از پاداشِ سطحِ انرژیِ ۲۱خالقِ او بود و به اندوختههای هان شیائو در طولِ بهروزرسانیِ نسخه برمیگشت.
با افزایشِ مداومِ سطحِ انرژیاش، قدرتِنظریهٔ روزافزونی نیز به دست میآورد. اینمکانیک بخشِ مهمی از پشتوانهٔ قدرتِ سوپرها بود.
پاداشِ استقامت برای ارتقای این بارِ او «۹۰+» بود که بیست امتیاز بیشتر از ارتقای قبلیاش بود. از آنجا که ارتقا در مراحلِروی بالاتر دشوارتر میشد، تقویتِ ویژگیهایی که با هر پیشرفت به دست میآمد نیز افزایش مییافت و بالا رفتنِ رتبهٔ انرژی نیز باعث میشد پاداشِنکرد رتبهٔ اسِ فرد به سطحِ بالاتری ارتقا یابد. ارتباطِ تنگاتنگی میانِ همهٔ ویژگیها وجود داشت که باعث میشد هان شیائو بهطورِ همهجانبه تقویت شود.
تنها یک ارتقای معمولی چنین افزایشِامتیازاتِ چشمگیری در آمارش به همراه داشتمیگرفت و هان شیائو را بینهایت راضی کرد.
«اما درانعطافپذیری موردِ بیش ازامتیازاتِ ۲٬۰۰۰ امتیازِ آزاد...»
هان شیائو کمی فکر کرد، اما فعلاً دست به آنهادیگرِ نزد. هوش و استقامتش هر دو کاملاً بالا بود، بنابراین۲۸۸ تصمیم گرفت بسته به شرایط، برای خودش کمی انعطافپذیری باقی بگذارد.
در موردِ امتیازاتِ استعدادش، آنها را برایعبارت ارتقای دانشِ کلاس خود به کار میگرفتدیگر و دانشِ نهایی در اولویت قرار داشت.
در حالِ حاضر، تنها سه مورد از دانشهای نهاییِ او به سقف رسیده بودند که عبارت بودند از خالقِدانشهای مجازی، منبعِ قدرتِ ابدی و نظریهٔ نسبیت. سه موردِ دیگر به شاخههای دیگرِ کلاسِ مکانیک تعلق داشتند و جریمهای سهبرابریسهبرابری روی آنها اعمال میشد. ارتقای آنها از سطحِ ۱ به سطحِ ۵ در مجموع به ۲۸۸ امتیازِ استعداد نیاز داشت.
هان شیائو از زمانِ بهروزرسانیِ نسخه، امتیازاتِ استعدادِ فراوانی به دست آورده بود. او هرحالِ یک از سه دانشِ نهایی را کمی ارتقا داده بود و بیستوهشت امتیازِ استعدادِ آزادیدیگر که اکنون روی پنل داشت، دقیقاً برای رساندنِ مهارتِ تیندرِ حیاتِ ماشینی به سقف کافی بود.
با این حال، هان شیائو پس از کمی تأمل ایندیگرِ کار را نکرد. در عوض، یک سطح به مهندسیِ مکانیکِ۲۸۸ نهایی اضافه کرد و آن را به سطحِ ۳ رساند.
این دانشِ کلاس به ساختوتولید مربوط میشد و هان شیائومنبعِ میخواست شانسِ موفقیت در ساختِ شنلِ امپراتور و پادشاه راداشتند افزایش دهد، بنابراین ابتدا این دانش را در اولویت قرار داد.
هان شیائو سر تکان داد و گفت: «برنامهها همیشهکلاس با تغییرات جور درنمیآن. میخواستم برم اونجا و کمپمورد کنم، اما حالا باید تو زمانِ انتظارم کار کنم.»
حالا که تنها بود و نمیتوانست از کارگاهِ پایگاهش استفادهکار کند، فقط میتوانست از کارگاهِ ارتش در بُعدِ ثانویهاش بهره ببردرسیده و حتی برای تهیهٔ موادِ اولیه باید از مسیرش منحرف میشد.
روزها را شمرد و به این نتیجه رسید که احتمالاً حتی نمیتواند پیش از پیدایشِجریمهای انرژیِ مرموزِ هرجومرجِ اولیه آن را بسازد. زمانِ لازم برای تولیدِ تجهیزاتی در سطحِ گنجینهٔ کیهانیپنل بسیار زیاد بود. این موضوع بهویژه در موردِ شنلِ امپراتور که جثهٔ غولآسایی داشت، صدق میکرد.
هان شیائو آهی کشید و گفت: «الان به سطحِ ۳۲۰ رسیدم ونظریهٔ قدرتِ جنگیم یه جهشِ دیگه رو تجربه کرده که من رو به امپراتورِمجموع مکانیک و اربابِ خلأ نزدیکتر میکنه. حالا میتونم قدرتشون رو خیلی بهتر بسنجم...»
با دیدنِ اینکه فاصلهٔباقی قدرت ذرهذره کم میشد،دانشِ روحیهاش قطعاً عالی بود.
با این حال، پس از این ارتقا، هزینههای ارتقایش بارِ دیگرمیگرفت سر به فلک کشید. از آنجا که تأثیراتِ هر ارتقا دربودند مراحلِ بالاتر خارقالعاده بود، هزینهٔ ارتقا نیز طبیعتاً با آن همخوانی داشت.
«میترسم جمعکردنِ تجربهٔ کافی برای ارتقا به سطحِ ۳۴۰ خیلیدیگرِ طول بکشه. در ضمن، باید یه فرصت پیدا کنم تا۲۸۸ دربارهٔ تبدیلِ سرشتِ خدایی و حریمِ نخست هم پرسوجو کنم.»
...
در کاخِ تارونامیر، رهبرِ ارشدِ جناحِ تندرو، بکورودی، در اتاقِ کنفرانسکار نشسته بود و برای استراحت چشمانش را بسته بود. پس ازرسیده مدتی، یک تصویرِ پرتابعیِ از راهِ دور ظاهر شد. گاد بود.
بکورودی چشمانشانعطافپذیری را باز کردامتیازاتِ و گفت: «آمدید.»
حالتِ چهرهٔ گاد آرام بود:ابدی «امیدوارم مرا احضار کرده باشیددیگرِ تا خبرِ خوبی به من بدهید.»
بکورودی با صدایی بم گفت: «در واقع خبرِ خوبی است. درخواستی که ارائه کردید تأیید شده است ومکانیک مقاماتِ ارشدِ امپراتوریِ سرخ تصمیم گرفتهاند انرژیِ مرموزِ هرجومرجِ اولیه را به شما بدهند... البته به این شرطاکنون که تواناییِ اِسپرِ شما واقعاً همانطور باشد که گفتهاید و بتوانید انرژیِ مرموزِ هرجومرجِ اولیه را مهار کنید.»
امپراتوری روی ستارهٔ سیاه شرط بسته بود، با این فکر که او در آینده ستونِ ملیِ مهمی خواهد شد، اما بدش هم نمیآمد شخصِعبارت دیگری به همان قدرت داشته باشد. گذشته از این، کسی با تواناییِ اِسپرِ گاد بسیار نادر بود. از این رو امپراتوری حاضر بود برای پرورشِآورده این اِسپرِ آیندهدار منابع صرف کند. بهعلاوه، این شخص متعلق به خودِ امپراتوری بود و متحدی نبود که مجبور نباشد به تمامِ دستوراتشان گوش دهد.
گاد لبخندِ کمرنگی زد و گفت: «من خیلی خوب میدانم تواناییاممیگرفت چه کارهایی میتواند بکند و چه کارهایی نمیتواند. پس تا زمانیبودند که امپراتوری حاضر باشد به من اعتماد کند، ناامیدشان نخواهم کرد.»
«تا زمانی که بتوانی خودت را ثابت کنی، امپراتوری در تخصیصِکلاسِ منابع برای پرورشت خساست به خرج نمیدهد، درست مثلِ ستارهٔ سیاه.»نیاز لحظهای که بکورودی نامِ هان شیائو را آورد، لحنش کمی سنگینتر شد.
رد شدنِ پیشنهادِ مبادلهٔ یکبهسهرسیده از سوی ستارهٔ سیاه، بکورودیمنبعِ را بهشدت کلافه کرده بود.
با این حال، گاد فقط با لبخندی مصنوعی جواب دادخود و از این موضوع گذشت. در عوض پرسید: «حالا که انرژیِسقف مرموزِ هرجومرجِ اولیه در شرفِ پیدایش است، امپراتوری چه قصدی دارد؟»
بکورودی سر تکان داد: «امپراتوری از قبل نیروهایی به مکانهای مختلفی که در اطلاعات آمده بودحاضر فرستاده است. ما تحرکاتِ غیرعادیِ بسیاری از سازمانها را رصد کردهایم که تأیید میکند آنها هم احتمالاًکلاسِ به میراثِ خدای اِسپرها دست یافتهاند. آنها رقبای ما در بهدستآوردنِ انرژیِ مرموزِ هرجومرجِ اولیه خواهند بود...»
«چه جور سازمانهایی هستند؟»
«تعدادشان کم است، اما ترکیبِ پیچیدهای دارند. انواع و اقسامِ سازمانهاابدی در میانشان هست، اما به نظر میرسد کلیسا و فدراسیون هیچ حرکتیروی نکردهاند. پس نمیتوانیم بفهمیم که از این ماجرا خبر دارند یا نه...»
«به نظر میرسد عدمِ قطعیتهای زیادی دراستعدادش کار است. آیا میتوانیم مطمئن باشیم که امپراتوریقرار انرژیِ مرموزِ هرجومرجِ اولیه را به دست میآورد؟»
بکورودی چشمانش را ریز کرد و گفت: «وضعیتِ فعلی نامشخص است. اوراکلِ امپراتوری سعی کرده اطلاعاتی به دستدانشهای بیاورد و به نظر میرسد خوشهٔ ستارهایِ زمرد محتملترین مکانی است که انرژیِ مرموزِ هرجومرجِ اولیه در آن ظاهرجریمهای میشود. از قضا دنیای سوسوزن هم قلمروِ ماست، بنابراین امپراتوری تصمیم گرفته از چند فرارتبهٔ آِ متحد کمک بگیرد.»
«ستارهٔ سیاه؟»
بکورودی سردانشهای تکان داد: «اورسیده در فهرست نیست.»
ارتشِ ستارهٔ سیاه بیشترین نفوذ را در دنیای سوسوزن داشت، پسکار منطقی بود که ستارهٔ سیاه قابلاعتمادترین گزینه باشد. با این حال، امپراتوریبودند از او درخواستِ کمک نکرد و بکورودی هم دلیلش را فاش نکرد.
گاد با فهمیدنِباقی معنای این حرف،استعدادش در دلش لبخند زد.
نوچ، انگار ماجرای مکعبِمنبعِ تکامل شکافِ گندهای بیندیگر ستارهٔ سیاه و امپراتوری انداخته...
چشمانِ گاد برقی زد و با آرامش گفت: «حالا کهمنبعِ اینطور است، پیشنهادی دارم. باید به ستارهٔ سیاه بگوییم خودشداشتند را کنار بکشد تا از بروزِ مشکلاتِ جانبی جلوگیری کنیم.»
بکورودی دستش را تکان داد: «من اختیارِ دستور دادن به ستارهٔ سیاه را ندارم. بهعلاوه، طبقِ آخرین اخبار، تمامِدانشهای نگهبانانِ ستارهٔ سیاه در کاخش مستقرند و حتی ایمز هم از حلقهٔ ستارهایِ شکسته به دیدارش رفته است. بنابراین،جریمهای احتمالاً بدنِ اصلیاش هنوز داخلِ پایگاهش است. او احتمالاً حدِ خودش را میداند و در این ماجرا دخالت نمیکند...»
بکورودی لحظهای مکث کرد و سپس چهرهاش در هم رفت: «با این حال، حتی اگر ستارهٔ سیاه تصمیمدانشهای به دخالت بگیرد، امپراتوری باز هم میتواند با او معامله کند. با وضعیتِ فعلیاش، احتمالِ اینکه دوباره دستِداشتند رد به سینهٔ ما بزند بسیار کم است. او باید بداند برای ترمیمِ رابطهاش با ما چه کار کند.»
گاد چشمانش را ریز کرد:ابدی «خوب است. امیدوارم در طولِدیگرِ عملیات هیچ اتفاقِ غیرمنتظرهای نیفتد.»
امپراتوری نمیخواست استعدادِ ویژهای مثلِ او پیشعبارت از رشدِ کامل با خطراتِ غیرضروری روبهرودیگر شود، بنابراین او نمیتوانست در عملیات شرکت کند.
تنها کاری که گاد باید میکرد این بوددانشِ که مطیعانه سر جایش بماند و صبر کند تاحاضر امپراتوری انرژیِ مرموزِ هرجومرجِ اولیه را دودستی تقدیمش کند.
اینکه امپراتوری برام کار کنهامتیازاتِ خیلی راحته... گاد در دلشکار خندید و سر تکان داد.