چپتر 1209: مصاحبهها و پیشبینیها
0به محض اینکه ریورویل پایتون صاعقه رانمیشد شکست داد، بازیکنانِ چینی یکراست به انجمن رفتندسراسرِ تا شور و هیجانِ درونیشان را خالی کنند.
«تبریک، ریورویل! تبریک، چین!»
«سه قهرمانیِ پیاپی، ایول بابا!»
«هاهاها، بازممحدود بهمون گیر بدید.بزرگی ما بازم میبریم!»
«نایبقهرمانیِ آمریکای شمالی مبارک! خخخ»
از همان دورِ مقدماتی، بازیکنانِ چینی تحتِ فشارِ خفهکنندهای بودند. تیمهایشان مدام هدف قرار میگرفتند، اما حالا بالاخره نفسِ راحتی کشیدند و حرصشان رادستاوردهای خالی کردند. از دومین لیگِ حرفهای به بعد، آسمانِ بلند، دودمان و حالا ریورویل هر کدام یک جامِ قهرمانی برای چین به ارمغان آورده بودند.کردیم همانطور که میگویند تا سه نشه بازی نشه. سه قهرمانیِ پیاپی در چشمِ بازیکنان به این معنا بود که دستاوردهایشان واقعاً چشمگیر و باشکوه است.
کادرِ رسمیِ باشگاهِ ریورویل بیدرنگ پس از قهرمانیِ تیمشان اطلاعیهای منتشر کرد. تنهاجامِ در سه دقیقه، شمارِ پاسخهای پست از مرزِ یک میلیون گذشت که همگیبود پیامِ تبریک بود. با این محبوبیت، یکراست به صدرِ فهرستِ «پستهای داغ» راه یافتند.
پیامهای تبریک فقط به بازیکنانِ چینی محدود نمیشد و موجِ بزرگی ازجهان هوادارانِ خارجی را هم به همراه داشت. در میانِ بازیکنانِ سراسرِ جهان،سرور تماشاگرانِ فراوانی بودند که فارغ از ملیت از دستاوردهای تیم حمایت میکردند.
در حالی که چین مشغولِ جشن و سرور بود، تیمهایهوادارانِ خارجی حالوروزِ خوشی نداشتند. نقشهٔ هدفگیریشان شکست خورده بود وملیت تیمهای شرکتکننده با موجی از تمسخر، سرخوردگی و درماندگی روبهرو شدند.
همهٔ راهها رو امتحان کردیم، اما نتونستیمپیامهای جلوی قهرمانیِ چین رو بگیریم. دیگه چیکارخارجی میشه کرد؟ فقط باید واقعیت رو پذیرفت.
هان شیائو درحرصشان دفترش، با خواندنِ مطالبِحرفهای انجمن بیاختیار لبخند زد.
«سه قهرمانیِ پیاپی... واقعاً شاهکاره.»
در زندگیِ قبلی، هیچ کشوری به چنین سلطهای دست نیافته بود. حتی آمریکای شمالی که در زندگیِ قبلیاشفراوانی مقتدرترین بود، تنها سه قهرمانیِ مجزا در کارنامه داشت. حالا با نفوذِ خودش، تیمِ چین که در زندگیِ گذشتهاشموجی مدام دستوپا میزد، رکوردِ درخشانی ثبت کرده و به قدرتی بلامنازع تبدیل شده بود. تهِ دلش احساسِ غرور میکرد.
ارتشِ او جناحِ اصلیِ بازیکنانِ چینی به شمار میرفت و مزایای این قهرمانی برایش کاملاً روشنداشت بود. میشد پیشبینی کرد که جذابیتِ جناحش باز هم بالاتر میرود و این موضوع برای نقشههایش سودِحالوروزِ فراوانی داشت. در نسخهٔ بعدی، شانسِ موفقیتِ جناحهای دیگر برای قاپیدنِ اعضایش از این هم کمتر میشد.
هان شیائو که حسابی کیفوردومین بود، ناگهان نقشههای اولیهاش در طولِدودمان جنگِ ملی را به یاد آورد.
«اوه، الانمحدود بهترین وقته کهبزرگی پاداشها رو بدم...»
از آنجا که اتحاد طلایی در جنگِ ملی پیروز شده بود، هانهمراه شیائو تصمیم داشت سیاره میلتون را که میدانِ نبردِ اصلی بود بخردمیکردند و بهعنوانِ پاداش به آنها بدهد. حالا بهترین فرصت برای این کار بود.
هرچند سه تمدنِ کیهانی هنوز با اتحادِ اَبَرخوشهایها در جنگ بودند و نمیتوانستند مالکیتِ سیاره میلتون را قطعی کنند، اما این موضوع مانع ازدستاوردهای اعلامِ خبر به دنیای بیرون نمیشد. با توجه به جایگاهِ ارتشِ ستارهٔ سیاه، مهم نبود در نهایت کدام سازمان کنترلِ سیاره میلتون را بهامتحان دست میگیرد؛ هیچکس جلوی چنین معاملهٔ کوچکی را نمیگرفت. با این کار، عملاً به این معنا بود که برای خریدِ سیاره میلتون پیشنهاد داده است.
تا ۱۰ روز پس از قهرمانیِ ریورویل، انجمن همچنان غلغله بود. در این مدت، گلکسیبرای تایمز هم دست به کار شد و برنامهٔ جدیدی ساخت. سه تیمِ قهرمانِ دورههای اخیر یعنیاست ریورویل، دودمان و آسمانِ بلند بهعنوانِ مهمان دعوت شدند و رویدادی بیسابقه و باشکوه رقم زدند.
هان شیائو هم داشت برنامه را تماشا میکرد و نمایشگرش مدام با رگبارِ کامنتها پرفارغ میشد. دو مجریِ مرد و زن در یک سو نشسته بودند. بازیکنانِ تیمها به سرکردگیِهدفگیریشان شمشیر دیوانه، پادشاه دریاسالار و هائو تیان هم در سوی دیگر بودند. مصاحبه آغاز شده بود.
مجریِ زن پرسید: «... از زمانِ اولین لیگِ حرفهای، قدمبهقدم شاهدِ اوجگیریِهمراه ریورویل بودهایم. تیم مدام پختهتر شد و پس از چهار نسخه، بالاخرهمیکردند به بالاترین افتخار دست یافتید. کاپیتان شمشیر دیوانه، احساسی در این باره دارید؟»
شمشیر دیوانه با لبخندی مغرورانه گفت: «اول از همه میخوام از باشگاه تشکر کنم که روی من سرمایهگذاری کرد. بعد از اولین لیگِ حرفهای،دستاوردهای ریورویل تصمیم گرفت تیم رو از صفر بسازه و اختیاراتِ زیادی به من داد. میشه گفت بدونِ حمایتِ اونا، منِ فعلی وجود نداشت. بعدشامتحان میخوام از همتیمیهام تشکر کنم. همه برای رسیدن به این نتیجه خوندل خوردن و زحمت کشیدن. بدونِ هماهنگیِ بینقصمون، شکوهِ امروز به دست نمیاومد.»
«در قدمِ بعدی، از دودمان، آسمانِ بلند و بقیهٔ تیمهای چینی تشکر میکنم.جامِ بدونِ تلاشِ اونا در دو لیگِ قبلی، نمیتونستیم افتخارِ سه قهرمانیِ پیاپی روبود به دست بیاریم. این نتیجهٔ زحماتِ همهٔ تیمهای چینیه. همه برای کشور افتخارآفرینی کردن.»
«در نهایت هم از ارتشِ ستارهٔ سیاه ممنونم. شاید یکم عجیب باشه،جهان اما اگه بخوام صادق باشم، حس میکنم ارتشِ ستارهٔ سیاه نقشِ بیبدیلیسرور در مسیرِ قهرمانیِ ما داشت. حتی شاید یکی از اصلیترین دلایلش باشه.»
مجریِ مرد سر تکان داد: «توی اینترنت هم از این حرفها زیاد زدهداشت میشه. خیلیا معتقدن سه قهرمانیِ پیاپیِ چین از مزایای منحصربهفردِ این جناح جدامشغولِ نیست و یعنی پای شانس هم در میونه. شما هم همین حس رو دارید؟»
شمشیر دیوانه در تأیید گفت: «منم همینطور فکر میکنم. بازیکنهایی که مثلِ من چهار نسخه رو تجربه کردن، این موضوع رو میفهمن. ارتشِ ستارهٔ سیاه در روزهای اولش خیلی کوچیک بود. این ما بودیم که با خوندل از صفر ساختیمش وتمسخر همین باعث شد سودِ بلندمدتی نصیبمون بشه. اینکه تونستیم همون اول به چنین جناحِ آیندهداری ملحق بشیم، بخشی از شانسِ ما بود و واقعاً هم کارمون رو خیلی راحت کرد. دلیلی برای انکارش نیست... البته زحماتِ خودِ تیم هم به همونتیمِ اندازه مهمه. کسی که میخواد کارِ بزرگی بکنه، اول باید ابزارش رو تیز کنه. در این زمینه، جناحمون بسترِ رشدِ خیلی خوبی برامون فراهم کرد و ما هم از این منابع استفاده کردیم تا کارنامهٔ درخشانی از خودمون به جا بذاریم.»
[هائو تیان] اضافه کرد: «حق با [شمشیرحرفهای دیوانه] است. ارتشِ ستارهٔ سیاه قطعاً درقهرمانی افتخارِ سه قهرمانیِ پیاپیِ ما سهم دارد.»
در نسخهٔ ۱٫۰، او یکی ازهوادارانِ «چهار ستونِ» زیردستِ هان شیائو بودجهان و طبیعتاً با [شمشیر دیوانه] موافقت میکرد.
اسم بردن از یک جناحِ اِنپیسی در مصاحبهٔ قهرمانی کمی عجیب به نظر میرسید، اما بیشترِ بازیکنانِ تیمهای چینی چنین حسی نداشتند. پس از گذشتِ چهار نسخه، ارتشِ ستارهٔ سیاه حسِ تعلقِ عمیقی در آنهاخورده ایجاد کرده بود، طوری که احساس میکردند عضوی از یک خانوادهٔ بزرگترند. مجریِ زن با دیدنِ اینکه بحث به اینجا کشیده، کارتش را برگرداند و گفت: «حالا که حرف از ارتشِ ستارهٔ سیاه شد، همیندست چند روز پیش، خودِ ستارهٔ سیاه رسماً اعلام کرد که سیارهٔ میلتون را میخرد و بهعنوانِ پایگاه در اختیارِ زیرمجموعهاش، اتحادِ طلایی، میگذارد. این موضوع سروصدای زیادی به پا کرده. نظرتان در این باره چیست؟»
با شنیدنِ این سؤال، همه برگشتند و به [ماهِ افرا]نمیشد نگاه کردند. هرچه باشد، او در میانِ بازیکنانِ حرفهای بهعنوانِ کاوشگرِفراوانی داستان شناخته میشد و همه حس میکردند پاسخش موثقتر خواهد بود.
[ماهِ افرا] پیش از پاسخ دادن کمی فکر کرد و گفت: «به نظرم هرچند این حرکتِ فرماندهٔ ارتش کمی ناگهانی بود، اما اگر دقیقتراین به آن فکر کنید، اصلاً جای تعجب ندارد. یادتان نرود که در طولِ جنگِ جهانی، سفینههای اِنپیسیِ زیادی از سازمانهای مختلف در سیارهٔ میلتونهمگی ما را زیر نظر داشتند. با توجه به حضورِ ما در کیهان، محال است که ستارهٔ سیاه به جنگِ جهانیِ ما توجه نکرده باشد.
«گرچه اِنپیسیها نمیدانند ما دقیقاً چه کار میکنیم، اما میتوانند قضاوتهای اولیهای داشته باشند. از دیدِ فرماندهٔ ارتش... فکر میکنم شایدحالی نفهمد چرا میجنگیم، اما به چشمِ او، این ماجرا احتمالاً درگیری میانِ ما جاودانههاست. او قصدِ دخالت در این موضوع را نداشت،نتونستیم اما چون اتحادِ طلایی تحتِ فرمانِ اوست و تیمهای زیرمجموعهٔ اتحادِ اَبَرخوشهایها هم حضور داشتند، فضا به سمتِ درگیریِ جناحی کشیده شد.
«بنابراین، وقتی دید سازمانهای وابستهاش تمامِ دشمنانِ دیگر را شکست دادهاند، احتمالاً خوشحال شده. بعد که دید مافراوانی در میدانِ نبردِ سیارهٔ میلتون ماندهایم و شهرِ اصلیِ بازیکنان را تأسیس کردهایم، پیشِ خودش فکر کرده کهشرکتکننده دلمان نمیآید از اینجا برویم، برای همین سخاوتمندانه تصمیم گرفت آن را بخرد تا به زیردستانش پاداش بدهد.»
با تحلیلِ [ماهِ افرا]، بسیاری از بینندگان تازهفقط به رابطهٔ علت و معلولیِ روشنِ ماجرا پی بردندمیانِ و صفحهٔ نمایش بیدرنگ پر از رگبارِ نظرات شد.
«ایول به بازیکنِ حرفهای کهدومین تو داستانکِشی استاده. این نظریهبلند خیلی منطقیه. درجا گرفتم چی شد.»
«اصلاً چه نیازی بهموجِ تحلیل داره؟ فقط باید دادداشت بزنیم: فرمانده، کارت درسته، محشری!»
«حتی وسطِ جنگِ جهانی هم جناحمونه کهنمیشد بهمون حال میده. فقط ارتشِ ستارهٔ سیاه همچینسراسرِ امکاناتی داره، مگه نه؟ این دیگه خیلی خوبه!»
جنگِ جهانی فعالیتِ خودجوشِ بازیکنان بود، بنابراین در اصلمحدود هیچ پاداشی در کار نبود. با این حال، بهسراسرِ لطفِ سخاوتِ ستارهٔ سیاه، حالا چیزی برای جشن گرفتن داشتند.
از این گذشته، حتی اگر اتحادِ گیلدهای جناحهای دیگر در جنگِدودمان جهانی پیروز میشدند، احتمالاً چنین مزایایی گیرشان نمیآمد. فقط بازیکنانِ ارتشِچشمِ ستارهٔ سیاه از چنین امتیازی برخوردار بودند. آیا این اوجِ خوششانسی نبود؟
چشمانِ گیلدهای جناحهای دیگر از شدتِ حسادت سبز شده بود. هان شیائو با دیدنِ این صحنه، از روی رضایت خندید. او از این دست بازیکنانِتیمهای باهوش که به ارتشش در بازی هویت میبخشیدند، خوشش میآمد. دو مجری پرسشهای فراوانی مطرح کردند و به بازیکنانِ سه تیم فرصتِ کافی برای صحبتواقعیت دادند. مصاحبه در فضایی شاد به پایان رسید و سپس برنامه واردِ بخشِ پایانی شد: مرورِ وقایعِ این نسخه و پیشبینیِ نقطهٔ آغازِ نسخهٔ بعدی.
مجریِ مرد با لحنی آرام گفت: «در نسخهٔ ۴٫۰، شاهدِ رویدادهای تاریخیِ بسیاری بودیم؛ از جمله تأسیسِ انجمنِ فرارتبهٔ آ، نبردِ خداگونهٔتیم ستارهٔ سیاه، شیوعِ طاعونِ هوشمند، دریافتِ مدالِ کهکشان توسط ستارهٔ سیاه و استخدامش بهعنوانِ مشاورِ ویژه از سوی سه تمدنِ جهانی. همچنینراهها درگیریهایی میانِ سه تمدنِ جهانی و اتحادِ اَبَرخوشهایها، جامِ ستارهٔ سیاه و مشارکت در جنگِ دنیای سوسوزن رخ داد... دستاوردها بیشمار بود...»
بسیاری از بینندگان غرق درراه خاطراتشان شدند و تجربیاتِ پربارِنمیشد چند سالِ گذشته را مرور کردند.
سپس مجریِ زن افزود: «ما در نسخهٔ ۴٫۰ تجربیاتِ فراوانی داشتیم. راهاندازیِ سرورِ جهانیقهرمانی معنای ویژهای به این نسخه بخشید، اما کیهان همچنان در تلاطم است. پیشبینیِ وقایعِواقعاً نسخهٔ ۵٫۰ دشوار است، پس فقط میتوانیم بر اساسِ اطلاعاتِ موجود، حدسی منطقی بزنیم.
«در حالِ حاضر، در مراحلِ اولیهٔ جنگِ دنیای سوسوزن هستیم. نمیدانیم میانِ نسخهٔ ۴٫۰ و ۵٫۰ چند سالتیم فاصله خواهد بود. به نظرِ ما، نسخهٔ بعدی احتمالاً در اواخرِ جنگ آغاز میشود و به ما اجازهدرماندگی میدهد در نبردِ نهایی و سرنوشتساز شرکت کنیم. احتمالاً با پرشِ زمانیِ بیش از دهساله روبهرو خواهیم شد...»
هان شیائو با شنیدنِ فرضیهٔفقط گلکسی تایمز سر تکان دادهوادارانِ و گفت: «این بار اشتباه میکنند.»
از دیدِ بازیکنان، جنگِ دنیای سوسوزن شبیهِ موجِ سرخ بود. آنها گمان میکردند که این خطِداشت زمانی در چندین نسخه امتداد مییابد و اصلاً فکرش را هم نمیکردند که خطِ داستانیِ اصلیِ نسخهٔحالوروزِ ۵٫۰، بلای سوپرها باشد. در گذشته نیز پای بازیکنان با همین سردرگمی به درگیریها کشیده شده بود.
اما جای تعجب نداشت که چنین فکری کنند. سطحِ بازیکنان در حالِ حاضرجامِ بالا نبود، در نتیجه راهی برای یافتنِ سرنخهای بیشتر نداشتند. از طرفی، عواملِبود پیشبینینشدهای در بلای سوپرها دخیل بود که عملاً هیچکس توانِ پیشبینیشان را نداشت.
حالا با وجودِ اثرِ پروانهای، روندِ نسخهٔ ۵٫۰همراه گیجکنندهتر هم میشد. حتی خودِ هان شیائو نمیتوانستملیت وقایع را دقیق پیشبینی کند، چه رسد به بازیکنان.
هان شیائو در همین افکار بود که انگشتش را روی لبهٔخارجی میز کشید و صفحهٔ مجازیِ آبیرنگی باز شد. نگاهی به تاریخِتیم گوشهٔ بالا و سمتِ راست انداخت و نفسش را بیرون داد.
«فقط ۲۷ روز تاداغ آپدیتِ بازی مونده. نسخهٔفقط ۴٫۰ داره تموم میشه...»