چپتر 991: تقویمِ گلکسی: سالِ ۷۲۹
0در سیارهٔ سه شاه...
«اخیراً حوادثِ ترورِ زیادی رخ داده و امنیتِ عمومی بهشدت تحتِتأثیر قرار گرفته است.بهتر هویتِ قاتل مشخص نیست، اما طبقِ تحقیقاتِ ما، سایهٔ امپراتوریِ سرخ پشتِ این ماجرابگیرند دیده میشود. کاملاً پیداست که مدیسون شکست خورده و روشهایش نتوانسته امپراتوری را فریب دهد.»
جلسهٔ مهمی برای بحث دربارهٔ اتفاقاتِشخصی اخیر در حالِ برگزاری بود ونیز خشم در چهرهٔ همهٔ حاضران موج میزد.
ترورهای مداومِ مقاماتِ دولتیشان باعثِ ناآرامیِستارهایِ اجتماعی شده بود و سایهٔ ترس برآنوقت سرِ بسیاری از شهروندانِ مودو سنگینی میکرد.
خونِ این مقاماتِ عالیرتبههرچند از به خطر افتادنِمیخواستند امنیتشان به جوش آمده بود.
یک افسرِ نظامی با خلقوخویی آتشین مشتش را روی میز کوبید و غرید: «خیلی مغرورند! آیا امپراتوری واقعاًنیز فکر میکند ما تمدنِ ضعیفی هستیم که نمیتوانیم متقابلاً حمله کنیم؟ اگر با دیگر تمدنهای اَبَرخوشهای در رودِکسی ستارهایِ آغازین متحد شویم و از قوانینِ سه تمدنِ کیهانی سرپیچی کنیم، آنوقت میبینیم چه کار میتوانند بکنند!»
شخصی گفت: «بهترکار است کمتر ازشخصی این حرفها بزنید.»
دیگر حاضران نیز این حرفها را جدی نگرفتند. هرچند همهٔ تمدنهای اَبَرخوشهای کینهٔ زیادیمیبینیم نسبت به سه تمدنِ کیهانی داشتند و میخواستند جای آنها را بگیرند، اما استقلالطلبیکینهٔ راهی بیبازگشت بود. تا زمانی که اطمینانِ مطلق نداشتند، کسی زیرِ بارِ چنین ایدهای نمیرفت.
پس از اینکه مدتی خشمِ خود راداشتند خالی کردند، به موضوعِ اصلی بازگشتند و بهزمانی بحث دربارهٔ نحوهٔ رسیدگی به این مسئله پرداختند.
«اول از همه باید جلوی ترورهای بیشتر را بگیریم، امامیتوانند نمیتوانیم تسلیمِ امپراتوری شویم. آنها میخواهند به جرمِ سوءاستفاده ازنگرفتند بومیها اعتراف کنیم و خساراتِ جنگیشان را بپردازیم. حتماً خواب دیدهاند!»
«دقیقاً. اعلام کنید که این موضوع هیچگفت ربطی به ما ندارد. اگر امپراتوری توانست مدرکیهرچند ارائه دهد، پافشاری کنید که مدارک جعلی است.»
«همچنین، باید اصرار کنیم که امپراتوری بدونِ هیچ مدرکی در حالِ ترورِ مقاماتِ ماست و درخواستیمیتوانند به کنفرانسِ تمدنها بفرستیم تا اقداماتِ امپراتوری را محکوم کنند. فدراسیون و کلیسا در کنارِ ما خواهندآنها ایستاد. همچنین میتوانیم تمدنهای اَبَرخوشهایِ بیشتری را به سمتِ خود بکشانیم. کیهان فقط توسطِ امپراتوری اداره نمیشود.»
شخصی سر تکان داد و گفت: «دنیایداشتند سوسوزن بهزودی افتتاح میشود و در این دورهزمانی افرادِ زیادی حاضر نیستند امپراتوری را آزرده کنند.»
«پس باید چه کار کنیم؟کیهانی نمیتوانیم اجازه دهیم امپراتوری به ترورِبکنند مقاماتِ ما ادامه دهد، درست است؟»
«همف، باید از همان آشی که برایمان پختهاند بهکمتر خوردشان بدهیم. حالا که آنها میتوانند مقاماتِ ما راداشتند ترور کنند، ما هم میتوانیم مقاماتِ آنها را ترور کنیم.»
شخصِ دیگری فوراً مخالفت کرد:رودِ «ترورِ مقاماتِ امپراتوری؟ فراموش کردهایدقوانینِ در تراژدیِ قلهها چه اتفاقی افتاد؟»
با شنیدنِ این حرف،هرچند نگاهی از خشم درمیخواستند چهرهٔ همهٔ حاضران نمایان شد.
این تحقیری بود که فراموش نکرده بودند. فرارتبههای آی سه تمدنِ کیهانی درگیرِ نبردِ شدیدی بودند و بهخاطرِنیز تلفاتِ سنگینشان، تصمیم گرفتند تمدنهای اَبَرخوشهای را سپرِ بلا کنند. سه تمدنِ کیهانی تمامِ سوپرهای فرارتبهٔ آ درکسی تمدنهای اَبَرخوشهای از جمله تمدنِ مودو را قتلعام کردند و بعد جوری رفتند که انگار هیچ اتفاقی نیفتاده است.
این اقدامِ آنها به قدرتِ تمدنهای اَبَرخوشهایِ مختلف آسیبِ شدیدی زد ونیز تأثیرِ منفیِ طولانیمدتی به جا گذاشت. بسیاری از سوپرهای فرارتبهٔ آ نگرانِراهی امنیتِ خود شدند و دیگر جرئت نکردند به یک تمدنِ اَبَرخوشهای بپیوندند.
از این رو، تمدنِ مودو میدانست که نمیتواند با ترورِ مقاماتِ طرفِ مقابل تلافی کند. اگر این کارشخصی را میکردند، قطعاً طوفانِ عظیمی از خون به پا میشد. کلیسا و فدراسیون دست روی دست نمیگذاشتند وراهی برای مقابله با آنها با امپراتوری همکاری میکردند. سه تمدنِ کیهانی برای حفظِ اعتبارشان با هم متحد میشدند.
آنها پیش از این بارهاکینهٔ چنین چیزی را تجربه کرده بودندبگیرند و چارهای جز تحملِ خاموش نداشتند.
«این مسئله را بزرگ نکنید. ترورها فقط یک مسئلهٔ کوچک است. امپراتوری میداند کِی متوقف شود و جرئت نمیکند ما را در تنگنا قرارداشتند دهد. با این حال، ما هم باید متقابلاً حمله کنیم و میزانِ تلافیمان را کنترل کنیم. نمیتوانیم به امپراتوری دست بزنیم و فقط میتوانیمموضوعِ یک قدم عقب بنشینیم و به حسابِ سازمانِ متحدانشان برسیم. با این حال، فقط میتوانیم با سازمان درگیر شویم، نه با شخصِ فرارتبهٔ آ.»
«فکر میکنم بیونی بسیار مناسب است. سازمانِ او در رودِحرفها ستارهایِ آغازین قرار دارد و مقابله با او آسان خواهدجای بود. از این طریق میتوانیم موضعمان را نیز نشان دهیم.»
تنها در چندتمدنهای جملهٔ کوتاه، بدشانسیِستارهایِ بیونی رقم خورد.
برای یک تمدنِ اَبَرخوشهای، بهجز منیسون، کاسویی یا ستارهٔ سیاه، یک فرارتبهٔاستقلالطلبی آی معمولی به چشم نمیآمد. حتی یک تمدنِ خوشهٔ ستارهای هم میتوانست ازاینکه شرِ یک فرارتبهٔ آ خلاص شود، چه رسد به تمدنِ اَبَرخوشهای مثلِ آنها.
حالا که امپراتوری مقاماتِقوانینِ ما را ترور کرده، ماکار هم قطعاً باید انتقام بگیریم.
و اما اینکه مامیتوانند خودمان این ماجرا رابهتر شروع کردیم و مقصریم...
خب که چه؟
ما کهجدی به هرهرچند حال همهمان گانگستریم.
در این لحظه، یکی از آنها با نگرانی گفت: «چیزیمیتوانند که نگرانم میکند این است که امپراتوری از این ماجرانگرفتند سوءاستفاده کند و جلوی ورودمان به دنیای سوسوزن را بگیرد.»
«از چه میترسید؟ دنیای سوسوزن بالاخره باز میشود. حتی امپراتوری هم نمیتواند جلوی ایننگرفتند اتفاق را بگیرد. اگر پافشاری کنند که راهمان ندهند، جنجالِ بزرگی به پا میکنیم!مطلق بقیهٔ تمدنهای اَبَرخوشهای هم طرفِ ما میآیند و امپراتوری از پسِ این فشار برنمیآید!»
تمدنِ مودو ترسی نداشت کهرودِ به خاطرِ این ماجرا ازقوانینِ ورود به دنیای سوسوزن منع شود.
همهٔ تمدنهای اَبَرخوشهای بهخوبی میدانستند که حتی اگر دنیای سوسوزنآنها باز شود، سه تمدنِ جهانی قطعاً آنها را سرکوب خواهندزیرِ کرد. به همین دلیل، اتحادِ خودشان را تشکیل داده بودند.
دنیای سوسوزن فرصتی کمیاب بودکیهانی و تمدنهای اَبَرخوشهای حاضر بودندمیتوانند برای آن با هم همکاری کنند.
حتی اگر تمدنِ مودو تنها جناحی بود که در دنیای سوسوزن سرکوب میشد، بقیهٔ تمدنهایهرچند اَبَرخوشهای از آنها حمایت میکردند. هرچند دوست نداشتند به رقبایشان کمک کنند، اما مقابله باکسی سه تمدنِ جهانی اهمیتِ بیشتری داشت. تمدنهای اَبَرخوشهای میدانستند که اگر متحد نمانند، شکست میخورند.
گذشته از این، امپراتوری در حالِ حاضرآغازین درگیرِ مسائلِ دیگری بود و فقط میتوانستمیبینیم با ترور به تمدنِ مودو هشدار دهد.
تمدنهای اَبَرخوشهای اعتمادبهنفسِ لازم برای مقابله با سه تمدنِ جهانیآنها را داشتند. بههرحال، آنها با بقیهٔ تمدنهای خوشهٔ ستارهای فرق میکردند.بارِ دیگر جایی برای چاپلوسیِ سه تمدنِ جهانی برایشان باقی نمانده بود.
فقط میتوانستندمتحد بجنگند وقوانینِ غارت کنند.
...
در مقرِ گروهِ مالیِ بیکران، امپراتورِستارهایِ مکانیک منیسون، اربابِ خلأ کاسویی و جدِآنوقت جانوران گوروتا دوباره به دیدنِ سوروکین رفتند.
سوروکین با لبخندی آرامهرچند گفت: «میخواستم بدانم امروز شماجای سه نفر چه کارم دارید؟»
گوروتا پرسید:متحد «هنوز معاملهمانقوانینِ یادت هست؟»
سوروکین شمردهشمرده گفت: «البته. من مسئولِ رقابت با ارتشِکمتر ستارهٔ سیاه و فشار آوردن به او هستم تاداشتند به همهٔ شما در بهدستآوردنِ توتمهای تکاملی کمک کنم.»
کاسویی گفت: «با ایناَبَرخوشهای حال، به نظر نمیرسدمتحد نتیجهٔ چندانی گرفته باشی.»
ارتشِ ستارهٔ سیاه توانسته بود در برابرِداشتند فشارِ گروهِ مالیِ بیکران مقاومت کند وبیبازگشت سازمانهای پشتِ این سه نفر راضی نبودند.
سوروکین با بیخیالی جواب داد: «آه،سرپیچی از قبل گفته بودم که درافتادن باگفت ارتشِ ستارهٔ سیاه به این راحتیها نیست.»
«امیدواریم فشارِ بیشتری بیاوری.»
سوروکین لبخند زد: «مشکلی نیست. اماستارهایِ من تا همینجا هم حسنِ نیتمسرپیچی را نشان دادهام و حالا نوبتِ شماست.»
هر سه نفرشان فهمیدند کهکینهٔ سوروکین از آنها میخواهد اولآنها بخشی از وعدههایشان را عملی کنند.
منیسون بهآرامیمتحد گفت: «اینقوانینِ که مشکلی نیست.»
سوروکین لبخند زد: «پس منتظربکنند میمانم. برای نقشهٔ بعدیام همحرفها به یک فرصتِ مناسب نیاز دارم.»
گوروتا پرسید: «چه نقشهای؟»
سوروکین گلویش را صاف کرد و شمردهشمرده گفت: «بعد از اینهمه سال رقابت، به بنبستزمانی خوردهایم و پیدا کردنِ یک نقطهٔ نفوذِ جدید در حلقهٔ ستارهایِ شکسته دشوار است. برایکردند همین، چشمم را به دنیای سوسوزن دوختهام. آنجا هستهٔ اصلیِ توسعهٔ ارتشِ ستارهٔ سیاه است.
«من اخبارِ محرمانهای دارم. امپراتوری قرار است در فازِ چهارمِمیتوانند اکتشاف، دنیای سوسوزن را باز کند. در آن زمان، گروههاینگرفتند مالیِ زیادی برای سهمبردن از این کیک به طمع میافتند.»
او از همین حالا برای باز شدنِ دنیای سوسوزنکمتر دندان تیز کرده بود. در آن زمان میتوانست از روشهایمیخواستند مختلفی برای فشار آوردن به ارتشِ ستارهٔ سیاه استفاده کند.
از آنجا که ارتشِ ستارهٔ سیاه از مزایای داشتنِ یک قلمروکیهانی بهرهمند شده بود، باید خطراتِ مدیریتِ آن را هم به جانحرفها میخرید. سوروکین میخواست در یک میدانِ نبردِ جدید با ارتش درگیر شود.
گروهِ مالیِ بیکران روشهای مختلفِ فراوانی داشتداشتند تا با استفاده از پول، کسبوکارهای عادیِبیبازگشت ارتشِ ستارهٔ سیاه را در قلمرویشان سرکوب کند.
البته هدفِ اصلیِشویم سوروکین، رشدِ گروهِسرپیچی مالیِ بیکران بود.
در مقایسه با منافعِ دنیایبکنند سوسوزن، هزینهٔ سرکوبِ ارتشِ ستارهٔحرفها سیاه ناچیز به حساب میآمد.
...
با کنترلِ هر دو طرف،کینهٔ درگیری میانِ تمدنِ مودو و امپراتوریِبگیرند سرخ از این بیشتر بالا نگرفت.
هر دو طرف در حالی کهسرپیچی منتظرِ باز شدنِ دنیای سوسوزن بودند،شخصی نیروها و منابعشان را آماده میکردند.
به جز چند درگیریِمیتوانند کوچک، کهکشان در آرامشِبهتر کامل به سر میبرد.
در چنین شرایطی، فازِ دومِ اکتشافِستارهایِ امپراتوری بهآرامی تکمیل شد و امپراتوریسرپیچی فازِ سومِ اکتشاف را کلید زد.
در آن دورانِ صلحآمیز،هرچند زمان بیصدا به جلومیخواستند خزید و سالهای زیادی گذشت.
فازِ سومِ اکتشافشویم بدونِ موانعِ چندانی بهآنوقت پایانِ خود نزدیک میشد.
در روزِ ۱۵ از ماهِ ۷ سالِگفت ۷۲۹ تقویمِ گلکسی، امپراتوریِ سرخ سرانجام خبرینگرفتند را که همه منتظرش بودند اعلام کرد.
فازِ چهارمِ اکتشاف دراَبَرخوشهای شرفِ آغاز بود ومتحد دنیای سوسوزن باز میشد!
این خبرجدی مثلِ انفجارِ یککینهٔ بمبِ سایونیک بود!
کیهانی که بیش از یککیهانی دهه در صلح به سرمیتوانند برده بود، دوباره متلاطم شد!