چپتر 1762: حمله زی وی
0به محض پایانِ نبرد، جانِ سرزمین لانگ یاپیشین به فانگ یوان پیام فرستاد: «فانگ یوان، بایدزمان بیای ببینی، اون نشانهای دائو دوباره دارن تغییر میكنن!»
فانگ یوانمتحمل جا خوردشوند و پرسید: «چی؟»
او بیدرنگ ابرآرایهٔ بهشدت آسیبدیدهاندکی را ترک کرد و خودپیشین را به سرچشمهٔ این تغییر رساند.
فنگ جیو گه در مکانهای بسیاری نشانهای دائویمتحمل مخربی بر جای گذاشته بود، اما مارپیچ تاریکیجوهر که پیشتر شکل گرفته بود، متراکمترینشان به شمار میرفت.
اکنون، دیگر مناطقیاندکی که نشانهای دائوی کمترینبردِ داشتند، دستخوش تغییر میشدند.
این نشانهای دائو نوری آبی ومیخرید کمرنگ از خود ساطع میکردند و همچونپای ستارگانِ آسمان، بینهایت خیرهکننده و درخشان بودند.
با نگاهی بهنشون آنها، چهرهٔ فانگاحساس یوان در هم رفت.
«پس میتونهنبردِ اینطوری همنباید تغییر کنه!»
او با برخورداری از بنیانِ مسیر خردنبردِ و تبحر در مسیر ستاره، میدانست اینتلفات تغییر چه پیامدی در پی خواهد داشت.
«به نظر میرسه فنگ جیو گه با استفاده از جابجاییجوهر کارما مستقیم به قاره مرکزی برگشته، یا حتی مستقیم پیشنمیرفت پری زی وی رفته. برای همین، اون اطلاعاتی به دست آورده.»
«چه واکنش سریعی نشون دادن!»
فانگ یواننبردِ اندکی احساسنباید حسرت میکرد.
در نبردِ پیشین، نباید برایحسرت ایجادِ موقعیتی که هر دوایجادِ طرف متحمل تلفات شوند، زمان میخرید.
او باید بدون اهمیت دادن بهمیخرید مصرفِ جوهر جاودان، مستقیم حمله میکردحمله و چن یی را از پای درمیآورد.
اما حقیقت این بود که حتی در آن صورت هم کار چندان سریعتر پیش نمیرفت.متحمل درخت الهی کارما بیش از حد بینقص بود و حمله و دفاع را در همکار میآمیخت؛ بدون فداکاریِ جاودانههای انسان دگرگونه، از پای درآوردنِ چن یی در مدتی کوتاه دشوار مینمود.
فانگ یوان با چهرهای درهمکشیده گفت: «تغییراتِ این نشانهای دائو باید کارِ خبرهٔبدون بزرگِ مسیر خردِ دربار آسمانی باشه که داره سعی میکنه مکان دقیق سرزمین متبرکدرخت لانگ یا رو پیدا کنه. باید از شرشون خلاص بشیم، ممکنه خیلی خطرناک بشه.»
جانِ سرزمین لانگ یا به شدت مضطرب بود: «نابود کردنِایجادِ اون مارپیچهای تاریک آسونه، اما خلاص شدن از شر اینمصرفِ نشانهای دائوی درخشان و مخرب غیرممکنه. همین الانم امتحانش کردم!»
در این هنگام، جاودانههای انسانزمان دگرگونهٔ باقیمانده با چهرههایی دگرگونجوهر سر رسیدند و پرسیدند: «چه خبره؟»
فانگ یوان به آنها اعتنایی نکرد؛احساس افکار در ذهنش میخروشیدند و باایجادِ سرعتی چون آذرخش در حال اندیشیدن بود.
«پری زی وی میخواد مکان واقعیموقعیتی سرزمین متبرک لانگ یا رو پیدامیخرید کنه، داره آخرین تلاشش رو میکنه.»
«دربار آسمانی ایناندکی بار بدجوری شکست خورد،نبردِ اون واقعاً خشمگین شده.»
«جانِ سرزمین پیش از این سرزمین متبرک لانگ یامصرفِ رو به خطالرأسِ دمِ رها منتقل کرده، اما شاهزادهچندان فنگ شیان احتمالاً همین اطرافه و داره مخفیانه دنبالش میگرده.»
«نمیتونم بذارم پری زی وی مکاناحساس واقعی سرزمین متبرک لانگ یا رو استنتاجموقعیتی کنه، در اون صورت اوضاع فاجعهبار میشه.»
به محض اینکه مکانشان لو میرفت، نه تنها شاهزاده فنگ شیان حمله میکرد، بلکهاهمیت جاودانههای دربار آسمانی نیز بیوقفه به یاریاش میشتافتند. حتی اگر دربار آسمانی شکست میخورد،الهی فانگ یوان جانِ سالم به در نمیبرد و این پیروزی، بهایی دردناک در پی داشت.
حتی ممکن بود دربار آسمانی دیوانگیمیکرد کند و مکان سرزمین متبرک لانگطرف یا را به اطلاع همه برساند.
این سرزمین مقدسِتلفات مردمان مویین، طمعِمیخرید افراد بیشماری را برمیانگیخت.
آسمانِ دیرزیستیسریعی نخستین نیرویی میبوداندکی که یورش میآورد!
در حالی که افکارش راایجادِ به سرعت پردازش میکرد، ازشوند خود پرسید: «باید چه کار کنم؟»
جاودانههای انسان دگرگونهاندکی که در کنارش بودندنبردِ نیز رفتهرفته مضطربتر میشدند.
آنها با شنیدن توضیحاتِشوند جانِ سرزمین لانگ یا، بهمصرفِ وخامتِ اوضاع پی برده بودند.
یکی از آنها گفت: «دربار آسمانی خیلیحسرت ترسناکه، ما بعد از این همه تلاش فقطمتحمل تونستیم دو تا جاودانهٔ رتبه هشت رو بکشیم.»
دیگری افزود: «هنوز از خطر نجات پیدا نکردیم! اگه همینشوند الان از شر این نشانهای دائو خلاص نشیم، سرزمین متبرک لانگحقیقت یا لو میره و دیگه نمیتونیم از این مکان دفاع کنیم.»
«درسته، تو این وضعیت،احساس فقط میتونیم به سرورپیشین فانگ یوان تکیه کنیم!»
حتی اگر سرزمین متبرک لانگ یا میتوانستبدون جابهجا شود، با وجود آن همه دشمندرمیآورد در بیرون، نمیتوانست چنین هیاهویی به پا کند.
همگی با چشمانینشون پرامید به فانگاحساس یوان چشم دوختند.
چشمان فانگ یوانپیشین به روشنی درخشیدموقعیتی و فریاد زد: «فهمیدم!»
جانِ سرزمین لانگاندکی یا بیدرنگ پرسید:میکرد «راهی پیدا کردی؟»
فانگ یوان با شتاب پاسخ داد: «سریعبدون آرایهٔ مسیر پالایش رو فعال کن، از روشحقیقت من برای پالایشِ این نشانهای دائو استفاده کن.»
در زندگیِ پیشین، فانگ یوان معنای حقیقی مسیر پالایش را به دستایجادِ آورده بود و میدانست که راهِ رهایی از این نشانهای دائو، اقدام درحمله زمانِ جابهجاییِ سرزمین متبرک است؛ به این ترتیب مشکل به آسانی حل میشد.
اما اکنون که بهنباید آن میاندیشید، درمییافت کهمتحمل این یک تله بوده است.
شاهزاده فنگ شیان در بیرون کمین کرده بود؛ اگر سرزمینایجادِ متبرک لانگ یا جابهجا میشد، هیاهوی حاصل از آن، مکانشان راجوهر فاش میساخت و شاهزاده فنگ شیان و دربار آسمانی یورش میآوردند.
روشِ فانگ یوان این بود که با استفاده از آرایهٔ جاودانِجاودان مسیر پالایش، حجم عظیمی از مواد جاودانِ رتبه هشت و همچنینالهی آبِ پالایش، این نشانهای دائوی مخرب را به زور پالایش کند.
در زندگی پیشین، او به این روشحسرت نیندیشیده بود، زیرا در طول استنتاجهایش از وجودِمتحمل آرایهٔ مسیر پالایش یا آب پالایش بیخبر بود.
زمانی که از این موضوع آگاه شد، نبرد پایان یافتهشوند بود، او گوی سفر جاودان ثابت را دزدیده بود ودرمیآورد با سر رسیدنِ آسمانِ دیرزیستی، فانگ یوان چارهای جز فرار نداشت.
جانِ سرزمین لانگ یا که از همان ابتدا تحت سلطهٔ فانگموقعیتی یوان قرار داشت، پس از دریافت روشِ او، بیهیچ درنگی آرایهٔ مسیرحمله پالایش را فعال کرد و این نشانهای دائوی مخرب را هدف گرفت.
مواد جاودانِ رتبه هشت یکی پس از دیگری بهمصرفِ درون پرتاب میشد. جاودانههای انسانِ دگرگونه حالت غریبی بهچندان خود گرفتند و عضلات چهرهٔ جاودانههای مویین به هم میپرید.
«این همهسریعی مادهٔ جاودانِدادن رتبه هشت!»
«چه ثروت عظیمی! بنیاننباید سرزمین متبرک لانگ یامتحمل واقعاً اینقدر ژرف و بزرگه!»
«انگار دارن تواندکی بازار کلم میفروشن،میکرد اصلاً نمیتونم باور کنم...»
جانِ سرزمین لانگ یا نیز احساس درد میکرد: «بزرگ فانگ یوان، سرزمین متبرک لانگ یا ایناصورت رو با زحمت زیادی جمع کرده. روش پالایش شما خیلی ابتداییه، میشه بیشتر اصلاحش کرد. شاید بتونیمکوتاه یکم صبر کنیم و این روش رو ارتقا بدیم، اینطوری میتونیم کلی تو مصرف مواد صرفهجویی کنیم.»
فانگ یوان پاسخ داد: «نه. به من اعتماد کن، الانپیشین تو خطر بزرگی هستیم. با اینکه در حال حاضر هیچبدون دشمنی اینجا نیست، اما در امان نیستیم. باید با زمان بجنگیم!»
فانگ یوان نامی از شاهزاده فنگموقعیتی شیان نبرد؛ این تنها بخشی از حدسیاتشبدون بود و هیچ مدرکی برای اثباتش نداشت.
اما جانِ سرزمین لانگ یاحسرت تحت کنترلِ فانگ یوان بودایجادِ و بیچونوچرا از او اطاعت میکرد.
سخنان فانگ یوان شاید شبیه به یکبدون پیشنهاد به نظر میرسید، اما در اساس برایحقیقت او حکمی قطعی بود که باید اجرایش میکرد.
جانِ سرزمین لانگ یادادن پاسخ کوتاهی داد: «بسیارمیکرد خب، به حرفتون گوش میدم!»
چهرهٔ فانگ یوان جدی و عبوس بود: «بیا و این نشانهای دائوی مضر رو پالایش کن، دلت به حال آبدرمیآورد پالایشی که مصرف میشه نسوزه. من میرم تو اتاق مخفی و از روشهای مسیر خرد استفاده میکنم تا جلوی دربار آسمانیمینمود رو بگیرم. هیچکس نباید مزاحمم بشه. هر کی خلوتم رو به هم بزنه جاسوس دربار آسمانیه و همونجا در دم میکشمش!»
نگاه فانگ یوان آکنده از نیتِمیکرد قتل بود. همانطور که به اطراف مینگریست،متحمل سرمایی در دلِ تمامِ جاودانهها رخنه کرد.
پس از هشداری تند وزمان قاطع، واردِ شهرِ ابریاش شدجوهر و به اتاق مخفی رفت.
دربار آسمانی، تالار بزرگ مرکزی.
پری زی وِی با چشمانی بستهموقعیتی در جایگاه همیشگیاش نشسته بود و نوریبدون بنفش و خیرهکننده از وجودش ساطع میشد.
نور بنفش سراسر تالار را پر کردهنبردِ بود؛ همچون دودی در حال صعود یا امواجیشوند خروشان مینمود و هالهای شکوهمند و باعظمت داشت.
طولی نکشید کهتلفات پری زی وِی متوجهِبدون دفاعِ فانگ یوان شد.
اخمِ کوچکی کرد و بااندکی خندهای سرد گفت: «میخوای جلوموپیشین بگیری؟ صفحه شطرنج صورت فلکی!»
او بیدرنگ صفحه شطرنجنباید صورت فلکی را احضارمتحمل کرد تا یاریاش کند.
چندی پیش، فنگ جیو گهحسرت با جراحاتی سنگین، اما با اطلاعاتیموقعیتی گرانبها، به دربار آسمانی بازگشته بود!
با آگاهی از این موضوع، پری زی وِی بیدرنگ دریافت که مارپیچهای تاریک لو رفتهاند و امید چندانیچندان به استفاده از آنها نیست. از این رو، نقشهٔ خود را تغییر داد و تصمیم گرفت این نشانهایچهرهای دائو را فدا کند تا موقعیت دقیق سرزمین متبرک لانگ یا را در خطالرأس دمِ رها استنتاج نماید.
پری زی وِی بر باور خوداحساس استوار ماند و با خود اندیشید:ایجادِ «من هنوز این نبرد رو نباختم!»
چن یی و فرمانروای حقیقی شبح تندر احتمالاً از دست رفته بودند،میخرید فنگ جیو گه به شدت مجروح شده و از هوش رفته بود.چندان پری زی وِی مسئول این نبرد بود و میخواست اشتباهاتش را جبران کند.
در زندگی پیشین، آسمان دیرزیستی وارد عمل شده بود؛ آنها قدرتمندموقعیتی بودند و ریشه در والامقام جاودان خورشید عظیم داشتند. با وجود اینکهحمله دربار آسمانی شکست خورد، واکنش پری زی وِی به این شدت نبود.
اما اکنون، او به فانگ یوان و جاودانههای انسان دگرگونه باختهجاودان بود؛ هر یک از این دو مورد به تنهایی کافی بودالهی تا جاودانههای مغرورِ دربار آسمانی نتوانند این شکست تحقیرآمیز را بپذیرند!
همانطور که فانگ یواندادن انتظار داشت، پری زیمیکرد وِی واقعاً خشمگین بود.
او تمام توانش را به کار گرفتطرف و بیاعتنا به واکنشِ متقابلِ شدید، تلاشاهمیت کرد تا این وضعیت را دگرگون سازد!
صفحه شطرنج صورت فلکی یک خانهٔمیکرد گوی جاودانِ رتبه هشت در مسیر خردمتحمل بود و کمک بیاندازهای به او میکرد.
با افزایشِ مداومِ سرعتِ استنتاجش،زمان پری زی وِی به سرعتجوهر برتری را از فانگ یوان ربود.
در زندگی پیشین، با وجود اینکه پری زی وِی این روش راایجادِ در اختیار داشت، اما از آنجا که آسمان دیرزیستی سرزمین متبرک لانگجاودان یا را تصرف کرده بود، حتی اگر تلاش هم میکرد فایدهای نداشت.
اما اکنون، از آنجا که فانگ یوان در غیاب آسمان دیرزیستی پیروز شده بود،اهمیت پری زی وِی همچنان امید داشت. افزون بر این، فنگ جیو گه پیشتر از زرهبیش تقدیر استفاده کرده بود؛ هرچند مدت زمانش کوتاه بود، اما سرنخ مهمی به شمار میرفت.
پری زی وِی اطمینانِ کاملی داشت که میتواندپیشین موقعیت سرزمین متبرک لانگ یا را استنتاج کندزمان و فانگ یوان را از میانِ فضا شکست دهد!
فانگ یوان احساس کردشوند کوهی روی دوشش سنگینی میکند.مصرفِ با خود اندیشید: «اوضاع خرابه.»
فعالسازی گوی جاودان زره تقدیر، برتریِاحساس عظیمی برای استنتاجِ سرزمین متبرک لانگایجادِ یا به پری زی وِی بخشیده بود.
پری زی وِی از این نقطهموقعیتی ضعف بهره برد و فانگ یوانمیخرید هیچ امیدی برای متوقف کردنِ او نمیدید.
«با اینکه روشهای مسیر خردِحسرت زیادی دارم، اما روشهای واقعاًایجادِ عمیق و ژرفی در بساطم نیست.»
با وجود گوی خردِ رتبه نه، فانگ یوان تنها میتوانست از نور خرد استفاده کند. در مورد گوی جاودان شمشیر خرد درالهی رتبه هشت نیز، فانگ یوان هنوز جوهر جاودان رتبه هشت نداشت. او گوی نگرش را در اختیار داشت، اما چگونه میتوانست دردربار این زمان کوتاه، روشی در مسیر خرد استنتاج کند که هستهاش گوی نگرش باشد تا در برابر پری زی وِی دفاع کند؟
عزم و اراده دردادن چشمان فانگ یوان درخشید: «فقطنبردِ یه روشِ نهایی باقی مونده!»