چپتر 1410: گوی جاودان مسیر آرایه، میراث حقیقی
0صحرای غربی.
فانگ یوان چشمانش را گشودآهِ و جنگلی به سبزیِ یشمزمزمه را پیش روی خود دید.
دریاچهای نیلگون در آنجا خودنمایی میکردبیوقفه که همچون یاقوتی کبود در دریایِ شنهایشادمانی زرد میدرخشید؛ منظرهای که زیباییِ خیرهکنندهای داشت.
این واحهای کوچک بوداندکی که چشمهٔ جانی طبیعی درسرانجام دلِ خود جای داده بود.
چنین واحههایی معمولاً بنیانِ خاندانی فانی به شمار میرفتند. اگر استاد گوییمحتاط در آنجا اقامت میگزید و از چشمهٔ جان محافظت میکرد، در صورتِاندکی توسعهٔ مناسب، آن مکان میتوانست به واحهای متوسط یا حتی بزرگ بدل شود.
انسانها محیطهایی مناسب برای زندگیآهِ برمیگزیدند و همزمان، طبیعت را برایکرد برآورده ساختنِ نیازهایشان دستخوشِ تغییر میکردند.
این، شیوهٔ همزیستیِشرایطی انسان و طبیعتبیوقفه در صحرای غربی بود.
با وجود این، اکنوناندکی این واحهٔ تازهشکلگرفته دراستنتاج آستانهٔ نابودی قرار داشت.
زیرا فانگ یوان و همراهانش، هنگامِاصابت عزیمت به مکانی جدید، تمامِ ردپاهایمحتاط بهجامانده از خود را از بین میبردند.
هرچند حرکت کشندهٔ دربار آسمانی به آنها اصابت کرده بود،زمزمه همچنان باید در برابر دشمنانِ صحرای غربی محتاط میبودند؛ بهویژهخاموشنشدنی در شرایطی که ارادهٔ آسمان بیوقفه در حالِ دسیسهچینی بود.
فانگ یوان آهِ آسودگی کشیدآسمان و با اندکی شادمانی زمزمه کرد:کشید «این استنتاج سرانجام به نتیجه رسید.»
از زمانی که به قدرتِ هدفزمزمه ستاره خاموشنشدنی پی برد، برای حلِزمانی این معضل دست به کار شده بود.
حرکت کشندهٔ جاودانِ پاکسازی خویشتن کارآمد بود، اما باید بارها و بامحتاط فواصلِ زمانیِ معین به کار گرفته میشد؛ با این حال، فانگ یواناندکی میتوانست آن را دستخوشِ تغییر کند تا به حرکتی ماندگار بدل گردد.
فانگ یوان بنیانِحالِ لازم برای این کارکشید را در اختیار داشت.
از آنجا که او استاد بزرگِ مسیر خرددسیسهچینی بود و پاکسازی خویشتن نیز حرکتی کشنده از مسیرسرانجام خرد به شمار میرفت، تواناییِ تغییرِ آن را داشت.
افزون بر این،کشید گویِ جاودانِ سرنوشتسازیزمزمه در اختیار داشت.
به لطفِ همین گویِآسمانی جاودان، فانگ یوان ازهمچنان اطمینانِ بالایی برخوردار بود.
این کرم،بیوقفه گویِ جاودانِدسیسهچینی پشتکار بود.
تأثیرِ گویِ جاودانِ پشتکارِ رتبه ۷ این بود که تداومِ دیگر گوهای جاودان یا حرکاتِ کشنده را افزایش میداد. برای نمونه، هنگامی کهستاره فانگ یوان به اژدهای شمشیر باستانی دگرگون میشد، باید نفسِ اژدهای نورِ شمشیر را هر بار به صورتِ مجزا بیرون میداد. اما با بهلازم کارگیریِ گویِ جاودانِ پشتکار، میتوانست نفسِ اژدهای نورِ شمشیر را به طورِ پیوسته بیرون دهد، تا زمانی که گلویش به مرزِ تحملِ خود برسد.
گویِ جاودانِ پشتکارکشید برای اصلاحِ پاکسازیِزمزمه خویشتن کاملاً مناسب بود.
در این مدتِ اخیر، فانگ یوان درکرده حینِ جابهجایی پیوسته در حالِ استنتاج بودبهویژه و اکنون سرانجام به نتایجی دست یافته بود.
او موفق شد گویِ جاودانِ پشتکارآسودگی را به دومین گویِ هسته برایاستنتاج حرکتِ کشندهٔ پاکسازیِ خویشتن بدل سازد.
بدین ترتیب، پاکسازیِ خویشتن میتوانست برای مدتزمانِحالِ طولانیتری فعال بماند و نشانهای دائویِ نامطلوبِ فانگکرد یوان را به طورِ پیوسته از بین ببرد.
فانگ یوان با نگاهی ژرف، بدونِ آنکه ذرهایاستنتاج از تنشِ وجودش کاسته شود، با خود گفت: «امابرد این برای پاککردنِ تمامِ نشانهای دائو کافی نخواهد بود.»
او میدانست کهدربار معضلِ دشوارِ دیگریاصابت در پیش است.
حتی اگر پاکسازیِ خویشتن میتوانستآهِ به طورِ پیوسته فعال بماند،زمزمه فانگ یوان فرصتی برای صبرکردن نداشت.
او در حالِ حاضر تحتِ تعقیب بود؛ هرچنددسیسهچینی جاودانههای دربار آسمانی در هیچکجا به چشم نمیخوردند، اماسرانجام ممکن بود از پیش در حالِ ردگیریِ او باشند.
هر لحظه امکان داشت فانگشادمانی یوان و همراهانش گرفتارِ تعقیبکنندگان شدهرسید و موردِ حملهٔ غافلگیرانه قرار گیرند.
با استفاده از پاکسازیِ خویشتن، دستکم یککرده ماه زمان نیاز بود تا نشانهای دائویِبهویژه هدف ستاره خاموشنشدنیِ فانگ یوان از بین بروند.
در طولِ این یکدسیسهچینی ماه، او باید حرکتِ کشندهشادمانی را بیوقفه به کار میگرفت.
مقابله با هدف ستاره خاموشنشدنی بسیار دشوارحالِ بود؛ هرچه نشانهای دائویِ بیشتری از آنزمزمه پاک میشد، سرعتِ بازسازیِ آنها نیز افزایش مییافت.
فانگ یوان نهایتِ تلاشِ خود را به کار بستهسرانجام بود تا به این مرحله برسد و دیگر قادرحلِ نبود تأثیرِ پاکسازیِ خویشتن را از این فراتر ببرد.
«با توجه به شرایط، باید مدام در حالِ فرار باشم؛ محال استمحتاط بتوانم یک ماهِ تمام فرصت بخرم. تازه اگر یک ماه هم وقت داشتهشادمانی باشم، تکلیفِ بقیه چه میشود؟ آنها هم به هدف ستاره خاموشنشدنی آلوده شدهاند.»
هیچ امکانیبیوقفه برای انجام اینآهِ کار فراهم نبود.
بزرگترین نگرانی فانگ یوان این بودبیوقفه که درست در آستانهٔ موفقیت، دربار آسمانیشادمانی سر برسد و همهچیز را نابود کند.
در این صورت، او بدون رهایی از نشانهای دائوی هدف ستاره خاموشنشدنی، مقدار زیادی جوهرستاره جاودان هدر میداد. پس از آن، چه با جاودانههای دربار آسمانی میجنگید و چه میگریخت، هدفمعین ستاره خاموشنشدنی بازسازی میشد، نشانهای دائو افزایش مییافت و تمام تلاشهای فانگ یوان بر باد میرفت.
«از طرفی پاکسازی خود یه حرکت کشندهٔ جاودانه. استفادهباید ازش نه تنها جوهر جاودانِ زیادی میبره، بلکه برایبیوقفه سرپا نگهداشتنش باید انرژی ذهنیِ فراوانی هم صرف کنم.»
«زیاد از این حرکت کشنده استفاده نکردم و توش مهارت ندارم. اگه دفعاتی رو کهرسید قراره شکست بخورم هم حساب کنم، نه تنها جوهر جاودانم هدر میره و مجبور میشم خودماما رو درمان کنم، بلکه حتی بدون دخالت دربار آسمانی هم با این وضعیت بهشدت ضعیف میشم.»
«فرار به سرزمین متبرک لانگ یا هم غیرممکنه. نه تنها زیر نظر دربار آسمانی هستم واستنتاج ممکنه مکان سرزمین متبرک لانگ یا رو لو بدم، بلکه مسیر خیلی طولانیه و خطرات زیادیپاکسازی تو راهه. فقط دربار آسمانی و ارادهٔ آسمان نیستن، دشتهای شمالی حتی آسمان دیرزیستی رو هم داره.»
البته، در برابرکشید هر مشکلی، راهحلیزمزمه نیز وجود داشت.
دیری نپایید که فانگآسمانی یوان تدبیری برای مقابلههمچنان با این وضعیت اندیشید.
او قدرت کافی برایدسیسهچینی اجرای این نقشه رااندکی نیز در اختیار داشت.
آن تدبیر،بهویژه بهرهگیری ازارادهٔ مسیر آرایه بود.
او باید حرکت کشندهٔ پاکسازی خودزمزمه را تغییر میداد و آن رازمانی به یک آرایهٔ گوی جاودان بدل میساخت.
این کارکشندهٔ چندان دورآسمانی از ذهن نبود.
همانطور که پیشتر اشاره شد، آرایههای گوکشید در اصل همان حرکات کشنده بودند، امانتیجه حرکاتی که به مسیر آرایه تعلق داشتند.
اگر فانگ یوان آرایهٔ گوی پاکسازی خود را در اختیار داشت، کار بسیارشادمانی آسانتر میگشت. در مقایسه با استفاده از حرکات کشنده، او برای سرپا نگهداشتنِحلِ آرایهٔ گو به جوهر جاودان و انرژی ذهنیِ بسیار کمتری نیاز پیدا میکرد.
افزون بر این، حرکت کشندهٔ پاکسازی خود تنها بر شخصِنتیجه فانگ یوان اثر میگذاشت و سایر جاودانهها باید این حرکتدست را میآموختند تا بعداً خودشان آن را به کار گیرند.
اما اگر پای یک آرایهٔ گوی جاودان در میان بود،برابر جاودانههای فرقهٔ سایه میتوانستند وارد آرایه شوند و خود رادسیسهچینی از شر نشانهای دائوی هدف ستاره خاموشنشدنیِ روی بدنشان خلاص کنند.
«بنابراین، نهتنها باید حرکت کشنده رو تغییر بدم و به یه آرایهٔ گوی جاوداننتیجه تبدیلش کنم، بلکه به کرمهای گویی مثل گوی صفحهٔ آرایه، گوی پرچم آرایه یا گویخویشتن نمودار آرایه هم نیاز دارم. تازه اگه اینا گوی جاودان باشن که دیگه عالی میشه.»
فرقهٔ لانگ یا یکارادهٔ گوی صفحهٔ آرایه دردسیسهچینی سطح جاودان در اختیار داشت.
تواناییِ این گوی جاودان در این بود که بهتنهایی با استفاده از انواعقدرتِ کرمهای گو، یک آرایهٔ گو برپا کند. جاودانه تنها باید جوهر جاودانِ آنکارآمد را تأمین میکرد و دیگر به هیچ تبحری در مسیر آرایه نیازی نداشت.
گوی پرچم آرایه برای مدیریتِ آرایهٔ گویی به کار میرفت که از پیش برپابهویژه شده بود. هنگامی که جاودانهها گوی پرچم آرایه را به کار میگرفتند، میتوانستند آرایهٔاستنتاج گویی را انتخاب کرده و مستقیماً آن را درون گوی پرچم آرایه ذخیره کنند.
پس از آن، جاودانه میتوانست گویآسودگی پرچم آرایه را بردارد و به هرسرانجام نقطهای در میدان دید خود تلپورت کند.
با یافتنِ مکانی مناسب، جاودانه میتوانست گویحالِ پرچم آرایه را فعال سازد تا آرایهٔ گوکرد را بار دیگر در مکان جدید برپا کند.
گوی نمودار آرایهکشید نیز نوعی گویزمزمه یکبارمصرف به شمار میرفت.
گوی نمودار آرایه اطلاعاتِ یک آرایهٔ گو را در خودبرابر ثبت میکرد و عملکردی مشابه گوی صفحهٔ آرایه داشت، با اینآهِ تفاوت که در مقایسه با آن، احتمال خطایش بسیار کمتر بود.
این سه کرم گودسیسهچینی دقیقاً همان چیزهایی بودند کهشادمانی به کار فانگ یوان میآمدند.
صحرای لرزان.
این صحرای خاصکشید هر از گاهیزمزمه دچار لرزشهای شدیدی میشد.
در اعماقِ صحرایدربار لرزان، آرایهٔ گویاصابت جاودانی بهآرامی فعال گشت.
هان لی با چهرهای مضطرب قدم به درون گذاشت و به خوداستنتاج دلگرمی داد: «این آخرین آزمونِ میراث حقیقیِ مسیر آرایهست که جاودانه ژندست یوان زی از خودش به جا گذاشته. هان لی، تمام تلاشت رو بکن!»