---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 275: مسیر قدرت و مسیر یخ • ⏱ 12 دقیقه

چپتر 275: مسیر قدرت و مسیر یخ

0

پرورش، استفاده و پالایش؛ این‌ها‌جور​ سه جنبهٔ بنیادین در تزکیهٔ‌به‌طور​ یک استاد گو به شمار می‌رفتند.

هر یک از این جنبه‌ها به‌غایت ژرف بود و دانشی به وسعت‌قرار​ دریا در خود نهفته داشت. بسیاری از افراد تمام عمر خود را سپری‌بنیانتون​ می‌کردند، بی‌آنکه بتوانند حتی در یکی از آن‌ها به درک کاملی دست یابند.

در میانهٔ ضیافت، فانگ یوان مشت‌هایش‌هستن​ را در احترام به هم چسباند‌وصل​ و گفت: «برادر وِی، لطفاً راهنمایی‌ام کن.»

وِی یانگ پیش از آنکه رسماً آموزش را آغاز کند، گلویش را صاف کرد و گفت: «از اونجایی که خیلی خوب با هم جور شدیم، دیگه حاشیه نمی‌رم. به‌طور‌مرحله‌ست​ کلی، استادان گو به نُه رتبه تقسیم می‌شن. رتبه ۱ تا ۵ فانی‌ان و رتبه ۶ تا ۹ جاودانه. بین ده میلیون استاد گو، شاید حتی یه نفر هم نتونه‌می‌خواد​ به مقام جاودانگی برسه. مسیرش اون‌قدر سخته که حتی نوابغِ شناخته‌شده هم ممکنه هرگز بهش نرسن. اما بیاید فعلاً بحث جاودانه‌ها رو بذاریم کنار و روی همون فانی‌ها تمرکز کنیم.»

«توی این پنج رتبهٔ فانی، رتبه ۱ و ۲ تازه‌کار به حساب میان و رتبه ۴ و ۵ نیروی جنگیِ سطح بالا هستن. رتبه‌مقام​ ۳ دقیقاً اون وسط قرار داره و این دو تا رو به هم وصل می‌کنه. الان هر دوی شما استادان گویِ کاملی هستین. رتبه‌توی​ ۳ مهم‌ترین مرحله‌ست، چون تو این مرحله بنیانتون رو می‌سازید و مسیرِ درستِ پیشرفت رو انتخاب می‌کنید؛ انتخابی که قطعاً آیندهٔ بهتری براتون رقم می‌زنه.»

«وقتی یه استاد گو به رتبه ۳ می‌رسه، دیگه قدرتش چیزی نیست که بشه نادیده‌ش گرفت. توی خیلی از دهکده‌ها، بزرگان خاندان رتبه ۳ هستن. تو این مرحله، استاد گو باید مسیری رو که می‌خواد توش پیش بره مشخص کنه و‌قدرتش​ مجموعه‌ای از کرم‌های گو رو بر همون اساس بسازه. اگه بخواید یه استاد گوی پشتیبان بشید، کرم‌های گوی شما عمدتاً از نوع ذخیره‌ساز خواهند بود. اگه بخواید یه استاد گوی کاوشگر بشید، هستهٔ کرم‌های گوی شما رو انواع کاوشگر تشکیل می‌دن.‌کنید​ اگه آینده‌ای تو مسیر پالایش گو می‌خواید، می‌تونید روی دستورالعمل‌های گویِ موجود کار کنید تا دستورالعمل جدید خودتون رو بسازید. اگه کسی اهل نقشه‌کشیدن و دسیسه باشه، می‌تونه کرم‌های گویِ کمک‌فکری جمع‌آوری کنه، مثل گویِ افکار آذرخش یا گویِ راهنمای جاودانه.»

وِی یانگ‌نیروی​ به توضیحاتش‌سطح​ ادامه داد.

منظور از این مسیر، در واقع‌رتبهٔ​ یکی از شش جنبهٔ اصلی بود:‌جنگیِ​ حمله، دفاع، درمان، ذخیره‌سازی، حرکت و کاوش.

استادان گوی درمانگر با عنوان طبیب شناخته می‌شدند و جایگاه‌به‌طور​ والایی داشتند. استادان گوی ذخیره‌ساز نیز همان استادان گوی پشتیبان‌میلیون​ بودند که هر نیرو و خاندانی به آن‌ها نیاز داشت.

خودِ وِی یانگ یک استاد گوی‌سطح​ نوع حرکتی بود و گویِ هستهٔ‌قرار​ او، گوی نور رنگین‌کمان نام داشت.

البته، افزون بر این‌سطح​ شش جنبهٔ اصلی، شاخه‌های فرعی‌وسط​ و کوچک‌تری نیز وجود داشت.

مانند استادان گویی که در پالایشِ جایگزین تخصص داشتند؛‌حساب​ آن‌ها کرم‌های گویی در اختیار داشتند که سرعت پالایش را‌قرار​ بالا می‌برد یا به تضعیف ارادهٔ کرم گو کمک می‌کرد.

یا استادان گویی که تخصصشان در صید‌دیگه​ گو بود و مهارت بالایی در یافتن‌رتبه​ و به دام انداختن کرم‌های گوی وحشی داشتند.

در مجموع، استادان گو با رسیدن به رتبه ۳،‌دقیقاً​ دسته‌بندی در کلاس‌های خاص خود را آغاز می‌کردند و با‌گویِ​ تخصصی‌تر شدن، به خبره‌ای در یک حوزهٔ مشخص بدل می‌گشتند.

وِی یانگ با گفتن این حرف مکثی کرد، سپس‌وسط​ نگاهی به فانگ یوان و بای نینگ بینگ انداخت و‌مهم‌ترین​ پرسید: «شما دو تا در مورد مسیر پیشرفتتون فکری کردید؟»

فانگ یوان و بای‌توی​ نینگ بینگ بی‌هیچ تردیدی‌تازه‌کار​ و هم‌زمان پاسخ دادند: «حمله.»

هر دوی آن‌ها تمرکزشان بر حمله‌شدیم​ بود؛ طبیعتی جنگ‌طلب در ذاتشان نهفته‌استادان​ بود و به‌آسانی سر تسلیم فرود نمی‌آوردند.

وِی یانگ سر تکان داد. او که‌بالا​ آدم‌های بسیاری را دیده بود، اصلاً غافلگیر‌وصل​ نشد و می‌توانست انتخابشان را حدس بزند.

او ادامه داد: «پس در قدم بعدی، باید کرم‌های گو رو انتخاب‌وصل​ کنید و یه مجموعه بسازید؛ گروهی از کرم‌های گو که مثل یه‌می‌سازید​ زنجیر به هم متصل بشن و یه سیستم واحد رو شکل بدن.»

تشکیل یک مجموعه‌کنیم​ از کرم‌های گو‌رتبهٔ​ مزایای بسیاری داشت.

نخست آنکه در بحث تغذیه، کرم‌های گویِ‌دیگه​ مشابه نیازهای غذایی مشابهی داشتند و جمع‌آوری،‌رتبه​ نگهداری و معاملهٔ این خوراک‌ها بسیار آسان‌تر بود.

دوم آنکه در بحث استفاده، کرم‌های گو می‌توانستند در کنار هم به کار گرفته شوند تا توانایی‌هایشان افزایش‌شما​ یابد یا نقاط ضعفشان پوشش داده شود. برای نمونه: گوی نور رنگین‌کمان متعلق به وِی یانگ مشکل مصرفِ‌براتون​ شدیدِ جوهر ازلی داشت، اما با استفاده از گوی منبع نور، این نقطه ضعف تا حد زیادی برطرف می‌شد.

و در نهایت، در بحث پالایش، کنار هم قرار دادن کرم‌های گوی مشابه‌می‌کنه​ برای ارتقای آن‌ها به رتبه‌های بالاتر، نه‌تنها در هزینه‌ها صرفه‌جویی می‌کرد، بلکه در‌درستِ​ مقایسه با پالایش مجموعه‌ای پراکنده از کرم‌های گو، شانس موفقیت بسیار بالاتری داشت.

وِی یانگ در حالی که به شانه‌های شیائو یان می‌زد، گفت: «هر دوی شما حمله رو انتخاب کردید، پس بدون شک گویِ هسته‌تون باید یه گویِ نوع هجومی باشه. بقیهٔ کرم‌های گو باید از این هسته پشتیبانی کنن. مثلاً‌انتخابی​ همین شیائوی کوچک رو در نظر بگیرید؛ اون گوی آتش سرخ رو به عنوان روش اصلی حمله‌ش انتخاب کرد، بعد من بهش پیشنهاد دادم از گوی تکثیر استفاده کنه تا تعداد شعله‌هاش بیشتر بشه. در قدم بعدی گوی بزرگ‌نمایی رو‌انواع​ براش انتخاب کردم تا اندازهٔ شعله‌ها بزرگ‌تر و قدرتشون بیشتر بشه. بعد از اون رفتم سراغ گوی منبع آتش تا مصرف جوهر ازلیش رو پایین بیارم. در نهایت هم گوی تخلیه آتش رو به عنوان گوی نوع حرکتیش انتخاب کردم.»

شیائو یان عمداً چهره‌ای تلخ و درهم‌کشیده‌دیگه​ به خود گرفت و گفت: «برادر بزرگ‌رتبه​ وِی، تمام رازهای منو ریختی روی دایره که.»

وِی یانگ بی‌آنکه اهمیتی بدهد خندید و گفت: «هاها،‌دقیقاً​ رازهای تو رو که دیگه همه می‌دونن. الان تو‌شما​ آوردگاه نبرد کی هست که ندونه چه گوهایی داری؟»

سپس وِی یانگ رو به فانگ یوان کرد و گفت: «حتی اگه کرم‌های گوت لو برن هم‌گویِ​ مهم نیست؛ تا زمانی که ترکیب خوبی چیده باشی، می‌تونی با هر موقعیتی کنار بیای. گوی هستهٔ‌براتون​ تو، بنیانِ کل این مجموعه‌ست. فکری کردی که می‌خوای از کدوم گوی هجومی به عنوان هسته‌ت استفاده کنی؟»

فانگ یوان مشتش را گره کرد و پاسخ داد: «پیش از این، از‌سطح​ گوهای زیادی برای بالا بردن قدرتم استفاده کردم. قدرت، نقطه قوت منه. می‌خوام‌گویِ​ همین مسیر رو ادامه بدم و دشمنام رو با قدرتی درهم‌شکننده له کنم.»

بای نینگ بینگ نام‌خوب​ یک گو را به‌حاشیه​ زبان آورد: «گوی اهریمن یخبندان.»

در واقع، بای نینگ بینگ در گذشته یک گوی اهریمن یخبندانِ رتبه‌قرار​ ۳ در اختیار داشت که به استاد گو اجازه می‌داد به اهریمن‌مرحله​ یخبندان تبدیل شود؛ بای نینگ بینگ سازگاریِ فوق‌العاده‌ای با این گو داشت.

اما این گو در جریان‌بالا​ نبرد با گو یوئه چینگ‌قرار​ شو از بین رفته بود.

این امر باعث می‌شد بای‌پنج​ نینگ بینگ همچنان تعلق خاطری‌میان​ به آن گو داشته باشد.

با شنیدن این حرف، وِی یانگ اخم کرد و گفت: «می‌خواید توی مسیر قدرت و مسیر یخ پیش برید... مزیت مسیر‌شاید​ یخ توی دفاعه. گوی اهریمن یخبندان، گوی پری برف و گوی بلور یخ، سه تا از معروف‌ترین گوهای نوع دگرگونی هستن.‌کنار​ گوی اهریمن یخبندان و گوی پری برف برای زن‌ها مناسبن، در حالی که گوی بلور یخ بیشتر به درد مردها می‌خوره.»

وِی یانگ سرش را تکان داد و ادامه داد: «اما در مورد مسیر قدرتِ فانگ ژنگ... نمی‌خوام ناامیدت کنم، ولی‌هستین​ این کار جواب نمی‌ده. مسیر قدرت رایج‌ترین مسیریه که آدما انتخاب می‌کنن، می‌دونی چرا؟ چون ارزون و مقرون‌به‌صرفه‌ست، بیشتر گوهای‌می‌رسه​ مربوط به مسیر قدرت ارزون هستن، اما دقیقاً به همین خاطر، استادای گو توش برجسته نمی‌شن و خیلی معمولی باقی می‌مونن.»

«راستش رو بهت بگم، منم تو گذشته مسیر قدرت رو امتحان کردم، اما بعداً سنگ‌های ازلی زیادی رو هدر دادم تا قدرت اضافه‌شده تو بدنم‌مسیرِ​ رو از بین ببرم. بیشتر استادای گوی اهریمنی کمبود منابع دارن و از مسیر قدرت به عنوان پله استفاده می‌کنن. اما برادر فانگ ژنگ، تو‌می‌خواد​ نشان خار بنفش و صدها هزار سنگ ازلی داری، مجبور نیستی این مسیر باریک رو انتخاب کنی، مسیر قدرت موفقیت تو زندگی رو سخت می‌کنه!»

با شنیدن حرف‌های وِی یانگ، فانگ‌رتبهٔ​ یوان و بای نینگ بینگ به‌جنگیِ​ یکدیگر نگاه کردند و سر تکان دادند.

وِی یانگ‌اونجایی​ لبخند زد؛ تلاش‌هایش‌جور​ هدر نرفته بود.

شیائو یان هم خندید و‌جنگیِ​ گفت: «با شنیدن حرفای برادر‌اون​ وِی، منم چیزای زیادی یاد گرفتم.»

فانگ یوان مشتش را در دست دیگرش‌دقیقاً​ گرفت و گفت: «حرفای برادر وِی منطقیه، اما‌دوی​ من هنوزم می‌خوام توی مسیر قدرت قدم بردارم.»

در کنار او، بای نینگ بینگ نیز تصمیمش را‌حساب​ گرفت و گفت: «آره، منم تصمیم گرفتم بی‌خیال گوی‌وسط​ اهریمن یخبندان بشم و گوی بلور یخ رو انتخاب کنم!»

لبخندِ وِی‌اونجایی​ یانگ روی صورتش‌جور​ خشک شد: «ها...»

شیائو یان فریاد زد:‌نیروی​ «هی، هی، هی، اصلاً‌هستن​ گوش دادید چی گفت؟»

بای نینگ بینگ در‌سطح​ حالی که عزم در‌اون​ چشمانش می‌درخشید، لبخند زد.

«دقیقاً چون گوی‌کنیم​ بلور یخ برای مردها‌فانی​ مناسبه انتخابش کردم، هه.»

فانگ یوان بینی‌اش را مالید و گفت: «از برادر وِی بابت نصیحتش ممنونم، اما من هنوزم مسیر قدرت رو دوست دارم. بقیه‌نفر​ ممکنه توش به موفقیتی نرسن، اما اگه من بتونم، این برتریِ من رو نشون نمی‌ده؟ هاهاها، چالش توی سختی‌هاست، و فقط وقتی چالشی‌فانی‌ها​ وجود داشته باشه آدم احساس موفقیت می‌کنه. قبلاً دو به شک بودم، اما حالا که برادر وِی اینو گفت، قطعاً همینو انتخاب می‌کنم!»

انتخاب مسیر قدرت بخشی از نقشه‌های فانگ‌بالا​ یوان بود؛ این موضوع به میراث سه‌وصل​ شاه در چند سال آینده مربوط می‌شد.

البته، او‌نیروی​ نمی‌توانست این را‌بالا​ به کسی بگوید.

شیائو یان مبهوت ماند و‌پنج​ در حالی که نمی‌دانست چه‌میان​ بگوید، گفت: «شما دو تا...»

چهرهٔ وِی یانگ جدی و لحنش مضطرب شد.‌حاشیه​ او که انتظار نداشت نصیحت دلسوزانه‌اش نتیجهٔ عکس بدهد،‌فانی‌ان​ گفت: «این... باید تجدید نظر کنید، این شوخی نیست!»

فانگ یوان با نشان دادن قاطعیت خود که باعث شد وِی یانگ‌قرار​ حرفش را قورت دهد، گفت: «دیگه نیازی نیست چیزی بگی برادر وِی،‌مرحله​ مسیرها رو آدما می‌سازن، تصمیم من نهاییه. هاهاها، بیاید به نوشیدن ادامه بدیم.»

وِی یانگ با درماندگی لیوانش را بالا‌دقیقاً​ برد و آهی کشید، اما در دلش‌الان​ قسم خورد که باید آن‌ها را منصرف کند.

مخصوصاً این فانگ ژنگ، واقعاً داشت مسخره‌بازی درمی‌آورد!‌تازه‌کار​ نباید با آینده‌اش مثل یک بازی برخورد می‌کرد.‌دقیقاً​ با این وضعیت، استعداد عالی‌اش به هدر می‌رفت!

برای وِی‌اونجایی​ یانگ واقعاً‌خوب​ غیرقابل‌تحمل بود.

او باید هرچه زودتر طرز فکر فانگ‌بالا​ ژنگ را اصلاح می‌کرد، این پسر ستارهٔ‌وصل​ آینده‌ای بود که رئیس خاندان می‌خواست جذبش کند.

پس از پایان ضیافت و رفتنِ‌هستن​ وِی یانگِ غرغرو به همراه شیائو یان،‌می‌کنه​ فانگ و بای به دکان گو رسیدند.

پس از نشان دادن نشان خار بنفش، بای‌تازه‌کار​ نینگ بینگ بیست و هشت هزار سنگ ازلی خرج‌اون​ کرد و گوی بلور یخ رتبه ۳ را خرید.

فانگ یوان نیز با پرداخت چهار هزار‌دیگه​ و صد سنگ ازلی، گوی قدرت ذاتی‌رتبه​ خرس قهوه‌ای رتبه ۲ را انتخاب کرد.

بیرون از دکان، فانگ یوان اخم‌سطح​ کرد و پرسید: «واقعاً قصد داری‌قرار​ گوی بلور یخ رو گوی حیاتی‌ت کنی؟»

بای نینگ بینگ می‌دانست منظور واقعی او چیست؛ او در رتبه ۳‌وصل​ مرحله اوج بود و اگر بیشتر پیشرفت می‌کرد، وارد قلمرو رتبه ۴‌می‌سازید​ می‌شد. او کاملاً می‌توانست از قبل یک کرم گوی رتبه ۴ بخرد.

اما بای نینگ بینگ با چهره‌ای عبوس سرش را تکان‌میان​ داد و گفت: «قصد ندارم به رتبه ۴ صعود کنم،‌داره​ همین دیروز متوجه شدم که استعدادم دوباره یک درصد بالا رفته.»

کالبدِ روحِ یخِ ظلمتِ شمال‌جور​ نفرینی بود که به دور‌به‌طور​ بای نینگ بینگ پیچیده بود.

با ادامه دادن به تزکیه، استعداد بای نینگ‌هستن​ بینگ در نهایت به صد درصد بازمی‌گشت و‌الان​ وضعیت ده کالبد مطلق را دوباره به دست می‌آورد.

بنابراین، ترجیح‌نیروی​ می‌داد قید‌سطح​ صعود را بزند.

کیفیت جوهر ازلی طلای زرد رتبه ۴ بهتر از جوهر‌میان​ ازلی نقره سفید بود، می‌توانست روزنه را بهتر تغذیه کند و‌وصل​ باعث می‌شد استعداد بای نینگ بینگ با سرعت بیشتری بازیابی شود.

قدم‌های فانگ یوان متوقف شد: «که این‌طور، در این صورت، نمی‌تونی بدون گوی یانگی‌رتبه​ که تو دست منه زنده بمونی. هه‌هه‌هه، شاید بتونی بری عمارت فنگ یو و ازشون‌سخته​ بپرسی. اونا تو فروش اطلاعات تخصص دارن، ممکنه چیزی که نیاز داری رو داشته باشن.»

بای نینگ بینگ ایستاد،‌نیروی​ به فانگ یوان نگاه کرد‌دقیقاً​ و پرسید: «با من نمیای؟»

فانگ یوان خندید:‌جنگیِ​ «من می‌خوام برم‌هستن​ تو قمارخونه دوری بزنم.»

«باشه.»

با دور شدن‌خیلی​ بای نینگ بینگ، لبخند‌دیگه​ فانگ یوان محو شد.

او به دکان بازگشت و‌جنگیِ​ گفت: «مغازه‌دار، یادم رفت قبلاً‌اون​ یه‌سری چیزا رو بخرم، داریدشون؟»

و فهرستی به او داد.

مغازه‌دار جرئت نداشت صاحب نشان خار بنفش را‌تازه‌کار​ منتظر بگذارد، سریع به فهرست نگاه کرد و‌دقیقاً​ سر تکان داد: «بله مهمان گرامی، همه‌شون رو داریم.»

«خوبه، بی‌درنگ‌اونجایی​ یه سهم‌خوب​ برام آماده کن!»

«چشم، چشم، چشم.»

لحظه‌ای بعد، از در پشتی دکان بیرون‌دقیقاً​ آمد و وارد مسیر دیگری شد، به‌الان​ طبقهٔ پایین‌تر رفت و به قمارخانه رسید.

فانگ یوان با حرکت بر اساس خاطراتش، وارد‌تازه‌کار​ قمارخانه‌ای مجلل شد و با خود گفت: «بسیار‌دقیقاً​ خب، بذار اون سنگوارهٔ گوی افسانه‌ای مهروموم‌شده رو ببینم.»

ناولها | novelha.net