چپتر 1039: ترور تاریک
0جانِ سرزمین لانگ یاجنوبی غافلگیر شد و با تردیدبای پرسید: «گوی سفر جاودان ثابت؟»
فانگ یوان دلیلمیکنه نگرانیاش را میدانست؛کنم گوهای جاودان منحصربهفرد بودند.
او با خونسردی به جانِ سرزمین پاسخنفر داد: «نگران نباش، تقریباً مطمئنم که گویکدوم سفر جاودان ثابت دیگه توی دنیا نیست.»
او پیشتر به سراغ نی شیانگِ نسلیون کنونی رفته و دربارهٔ گوی سفر جاوداناون ثابت و دیگر گوهای جاودان سؤالی پرسیده بود.
فانگ یوان پرسیده بود: «گوی سفر جاودانلان ثابت، زنجرهٔ بهار و پاییز... و دیگر گوهایرفتن جاودان، آیا همگی نابود شدهاند یا سالم ماندهاند؟»
نی شیانگِقایم نسل کنونی پاسخپیداش داده بود: «نه.»
از این رو،یون فانگ یوان ازبگیرم دو مسئله اطمینان یافت.
نخست آنکه برخی از گوهای جاودان ازیون جمله گوی سفر جاودان ثابت همچنان باقیاون مانده و برخی دیگر نابود شده بودند.
دوم آنکه یینگ وو شیه بهنمیتونم احتمال زیاد تمهیداتِ روی بدن اصلیارتباط او را کشف و خنثی کرده بود.
نی شیانگِ نسل کنونی بیش از پنجاه سال سن داشت؛ او با یک بار استفاده ازیون گوی جاودانِ «بله یا خیر»، پنجاه سال از طول عمر خود را فدا کرد. از اینویژهای رو، رئیس پیرِ خاندان نی پس از پاسخ به تنها یک سؤال، در دم جان باخت.
اما همین پاسخ،یون کمک شگرفی بهبگیرم فانگ یوان کرده بود.
«در بدترین حالت، یینگ وو شیه تا الان تمهیداتمارتباط رو خنثی کرده، خودشو قایم میکنه و نمیذاره پیداشکدوم کنم. حتی ممکنه دیگه توی مرز جنوبی هم نباشه.»
«نمیتونم با هی لو لان و تای بایتای یون شنگ ارتباط بگیرم، این دو نفر یاسمت رفتن سمت اون، یا به دستش کشته شدن.»
«کدوم یکی از گوهای جاودانِ توی بدن اصلیم تا الان نابودنباشه شدن؟ به احتمال زیاد گوی سفر جاودان ثابت نابود شده، چونسمت ارادهٔ ویژهای که طراحی کردم اول از همه اونو از بین میبره.»
فانگ یوان پیشتر چنین تمهیداتی چیده بود، زیرا از قدرت گوی سفر جاودان ثابت واهمهیکی داشت و همچنین میترسید پس از پسگرفتنِ بدنش، نتواند ارادهٔ ویژه را به موقع بازیابی کند؛قدرت از این رو، آنها را طوری تنظیم کرده بود که یکی پس از دیگری خودتخریبی کنند.
«محتملترین سناریو اینه که بعد از نابودی گوی سفرارتباط جاودان ثابت، یینگ وو شیه متوجهِ مشکل شده و بایکی استفاده از روشهایی، بقیهٔ گوهای جاودان رو موقتاً مهروموم کرده.»
«ما دو تا روحهامون رو عوض کردیم، وضعیت اون از من بدتره، هیچ کرم گوییرفتن برای کنترل نداره. اما اینکه تونسته گوهای جاودانم رو مهروموم کنه، یعنی یا هی لو لاناونو و تای بای یون شنگ رو فریب داده، یا از نیروهای باقیموندهٔ فرقهٔ سایه استفاده کرده.»
از آنجا که فرقهٔ سایه به دست والامقامِ اهریمنِ روحِ شبح تأسیسنمیتونم شده و دهها هزار سال در حال فعالیت بود، طبیعی بود کهدستش نیروهایی برایشان باقی مانده باشد. فانگ یوان پیشاپیش انتظار چنین چیزی را داشت.
«فرقهٔ سایه توی هر پنج منطقه حضور داره، حتی اتحاد زامبیها هم نیروی زیرشاخهٔ فرقهٔ سایهاصلیم بود. نبردِ کوه یی تیان توی مرز جنوبی اتفاق افتاد، به احتمال زیاد نیروهای فرقهٔ سایهواهمه توی مرز جنوبی بیشترین تلفات رو دادن، در حالی که چهار منطقهٔ دیگه کمتر آسیب دیدن.»
«اگه گوی سفر جاودان ثابت نابود شده باشه، یینگ وو شیه نمیتونه فقط با استفاده از هی لوکدوم لان و تای بای یون شنگ با من مقابله کنه. اون باید نیروهای باقیموندهٔ فرقهٔ سایه رو جمعواهمه کنه و بعد از اینکه آماده شد بیاد سراغم. پس اونم میخواد گوی سفر جاودان ثابت رو پالایش کنه.»
بدن جدیدممکنه فانگ یوانجنوبی بینظیر بود.
هنگام اندیشیدن، الهامات به راحتی درکنم ذهنش جریان مییافت و هیچ مانعینمیتونم بر سر راه افکارش وجود نداشت.
از طرفی، گوی سفر جاودانارتباط ثابت چیزی بود که اواون نیز شدیداً به آن نیاز داشت.
به دلیل وجود دیوارهای منطقهای و بیاثر بودنِ گویارتباط دروازه ستارهای بر بدن جدیدش، گوی سفر جاودان ثابتکدوم بهترین ابزار برای سفر در پنج منطقه به شمار میرفت.
«تا وقتی گوی سفر جاودان ثابت رو داشتهتای باشم، میتونم مستقیماً به سرزمین متبرک لانگ یا برگردماون و تمام گوهای جاودان رو پیش خودم نگه دارم.»
«منابع تزکیهٔ قبلیم رونمیذاره هم میتونم توی روزنهٔممکنه جاودانِ فرمانروای نُه-پنج قرار بدم.»
«حتی میتونم برم تویشنگ مغاک زمین و سرزمینرفتن متبرک فرم ستاره رو ببلعم!»
هر کدام از اینلان کارها، قدرت فانگ یوان راارتباط به طرز چشمگیری افزایش میداد.
اما آسمان زرد گنجینه نه تنها بیش از حد در معرض دیدارتباط بود و در صورت استفاده برای جابهجایی، افراد حریصِ بسیاری را بهچون سوی فانگ یوان میکشاند، بلکه کارمزد پردازش آن نیز به شدت بالا بود.
اگر فانگ یوان میخواست از آسمان زرد گنجینه برایمرز انتقال گوی شمشیر خردِ رتبه هشت استفاده کند، تمامارتباط پساندازش بر باد میرفت و باز هم کفاف نمیداد.
جانِ سرزمین لانگ یا دوبارهارتباط پرسید: «مطمئنی میخوای گوی سفراون جاودان ثابت رو پالایش کنی؟»
فانگ یوان که متوجهِ مشکلیتای شده بود، اخم کرد وبگیرم پرسید: «چطور؟ از توانت خارجه؟»
جانِ سرزمین لانگ یا سر تکان داد: «من قرار نیست زیر توافقم بابگیرم والامقامِ اهریمنِ آسماندزد بزنم. اما با وجود اینکه گوی سفر الهی و بقیهٔویژهای موادِ مکمل رو دارم، حیاتیترین ماده رو کم دارم. میتونی حدس بزنی چیه؟»
فانگ یوان کمیمیکنه اندیشید و با اخمحتی گفت: «نورِ عصرِ ازلی؟»
جانِ سرزمین لانگ یا پاسخ داد: «درسته. مهم نیست بخوای از کدوم دستورالعمل گو برای پالایش گوی سفر جاودان ثابت استفاده کنی، توی همهشوناونو حیاتیترین ماده نورِ عصرِ ازلیه. نور چیزیه که گیر انداختن و ذخیره کردنش خیلی سخته. عصر باستانِ ازلی... خیلی قبلتر از عصر باستانِ کهنمحتملترین و عصر باستانِ دوره؛ همون زمانی که رن زو زنده بود. اون موقع توی کل دنیا، تنها انسانهای موجود رن زو و ده فرزندش بودن.»
فانگ یوان میدانست که جانِ سرزمین لانگ یاشنگ دروغ نمیگوید، اما حاضر نبود تسلیم شود، پسکشته پرسید: «یعنی حتی یه دستورالعمل گو هم جواب نمیده؟»
جانِ سرزمین لانگ یا با قاطعیت پاسخ داد: «معلومه که نه! من دو تا دستورالعملِ گوی جاودانِاون سفر جاودان ثابت دارم. بیشتر از ده تا دستورالعملِ ناقصِ گوی سفر جاودان ثابت هم دیدم؛ مهمچنین نیست کدومشون باشه، هیچکدوم نمیتونن نورِ عصرِ ازلی رو دور بزنن. تنها تفاوتشون توی مقدار نورِ مورد نیازه.»
جانِ سرزمین لانگ یا با قاطعیت پاسخ داد: «گوی سفر جاودان ثابتنمیتونم گوی باارزشیه و کاربرد زیادی داره. اگه به خاطر این نبود، خیلیدستش وقت پیش پالایش شده بود، اونوقت تو از کجا میخواستی همچین شانسی بیاری؟»
با شنیدن این حرف، فانگ یوان دریافتنفر که آن زمان هنگام پالایش گوی سفرکدوم جاودان ثابت چقدر بخت یارش بوده است.
نورِ عصرِ ازلی در آن زمانبای با استفاده از گوی نور مطلقرفتن در دستان شیائو مانگ شکل گرفته بود.
اما اکنون،ممکنه شیائو مانگجنوبی کشته شده بود.
چرا که شیائو شاننمیذاره و شیائو مانگ صرفاً مهرههایمرز بزرگِ اعظمِ خاندان شیائو بودند.
این دو، جاودانههایی بالقوه به شمار میرفتند، اما فانی ماندنداون و چیزی جز مهرهای در دستان دیگران نبودند. حتی پسطراحی از مرگ نیز، هرگز به حقیقتِ کوه یی تیان پی نبردند.
با مرگ شیائونمیتونم مانگ، گوی نور مطلقیون نیز از بین رفت.
فانگ یوان دوباره پرسید: «شیائو مانگ مرده و حتی روحش هم از بین رفته، پسرفتن من چطور میتونم نورِ عصرِ ازلی رو به دست بیارم؟ بزرگِ اعظمِ اول، اگه از نوراونو خرد استفاده کنید، میتونید دستورالعملی رو استنتاج کنید که نیازی به نورِ عصرِ ازلی نداشته باشه؟»
از آنجا که پای یک گویِ جاودانِ رتبه ۹ در میاننباشه بود، جانِ سرزمین لانگ یا نیز اطمینان نداشت؛ چرا که اوسمت حتی در زمان حیاتش نیز تنها یک جاودانهٔ رتبه ۸ بود.
حتی با وجود اینکه در پالایش گونفر به دو والامقام یاری رسانده بود، ازکدوم جزئیات دقیق گوی خرد آگاهی کاملی نداشت.
«بیخیال، حتی اگه بشه با استفاده از نور خرد، دستورالعملِ گویِ جاودانی بدون نیاز به نورِ عصرِ ازلیکدوم ساخت، من دیگه زامبی جاودان نیستم و نمیتونم ازش استفاده کنم. بهتره برم به خاندان شیائو و یهواهمه نگاهی بندازم، گوی نور مطلقِ شیائو مانگ توی یه گورستان پیدا شده بود، شاید بتونم اونجا سرنخی پیدا کنم.»
فانگ یوان بهمرز گفتگو با جانِ سرزمینلان لانگ یا پایان داد.
او تغییر مسیرمیکنه داد و بهکنم سوی خاندان شیائو شتافت.
اما پیش از پایان صحبتهایشان، فراموش نکردنفر که ارواحِ بهدستآمده از کشتار خاندان نیکدوم را به جانِ سرزمین لانگ یا بسپارد.
سپس، فهرستی ازنمیتونم جانِ سرزمین لانگبای یا درخواست کرد.
این فهرست، درخواستی برایجنوبی حرکات کشندهٔ مسیر شمشیرِ موجودبای در فرقهٔ لانگ یا بود.
همانطور که به سوینمیذاره خاندان شیائو میشتافت، این حرکاتمرز کشنده را نیز بررسی میکرد.
با وجود اینکه حرکات کشندهٔ متعددی در مسیررفتن شمشیر وجود داشت، بیشترِ آنها حرکات کشندهٔ فانی بودندچون و تنها سه حرکت کشندهٔ جاودان به چشم میخورد.
در میان آنها، یکی از حرکات کشندهٔ جاودان ناقصارتباط بود؛ درست مانند دستورالعملِ ناقصِ یک گویِ جاودان، ارزش پژوهشییکی بالایی داشت، اما نمیشد مستقیماً آن را به کار گرفت.
از دو حرکت دیگر،جنوبی یکی برای جابهجایی وتای دیگری برای حمله بود.
حرکت کشندهٔ جاودانِ جابهجایی «درخشش شمشیر، غرش تندر»ممکنه نام داشت و تنها از دو گویِ جاودانِ هستهشنگ بهره میبرد: گوی شمشیر درخشان و گوی تندر غران.
حرکت کشندهٔ جاودانِ تهاجمی نیز «ترور تاریک» نامرفتن داشت و آن هم دو گویِ جاودانِ هسته داشت:چون گویِ جاودانِ شمشیر پرنده و گوی جاودان حد تاریک.
با دیدنِ نامِ آشنایِلان گوی جاودان حد تاریک، فانگارتباط یوان در دل آهی کشید.
مدتها پیش، او درجنوبی پیِ یافتن این گویِتای جاودان بود، اما توفیقی نیافت.
پس از کشته شدن پریپیداش جیانگ یو، گوی جاودان حدجنوبی تاریک نیز نابود شده بود.
«اگه گوی جاودان حد تاریک رو درنفر کنار گویِ جاودانِ شمشیر پرنده داشتم، میتونستمکدوم از این ترور تاریک استفاده کنم. حیف...»
در همان حال که فانگ یوان غرقیون در افکارش بود، صدایی از دور بهاون گوش رسید: «دوستِ من، لطفاً صبر کن.»
فانگ یوان برگشت و هیولای برهوتی از نوع شیر بزرگ چیشنگ را دید که به سویش میدوید. بر پشت شیر، صندلی سرخیکی و بزرگی قرار داشت که دو جاودانه بر آن نشسته بودند.
قارهٔ مرکزی، مغاکِ زمین.
جانور روح زوزهیون کشید و غرشِبگیرم دلخراشی سر داد.
یینگ وو شیه هشدارلان داد: «مراقب باشید، گوی جاودانارتباط زوزه روح دوباره فعال شده!»
موج صوتیِ بیشکلی، جریانهایی در هوا ایجاد کردتای و به سوی یینگ وو شیه، هی لوسمت لان و تای بای یون شنگ هجوم آورد.
آن سهقایم چارهای جزنمیذاره عقبنشینیِ گامبهگام نداشتند.
این گوی جاودان زوزه روح وحشی، در رتبه ۷ قرار داشت و درونِ بدنِ یک جانور روح لانه کرده بود. از آنجااول که یینگ وو شیه، هی لو لان و تای بای یون شنگ، جانور روح را در تنگنای خطرناکی قرار داده بودند، گویِتنظیم جاودان واکنش نشان داد و قدرتش را آزاد کرد تا فضا و زمانِ کافی برای ضدحمله را در اختیار جانور روح بگذارد.
تای بای یون شنگ در حالی که از هفت روزنهٔ سرشنفر خون میچکید، فریاد زد: «چطور ممکنه؟ این جانور روح فقط یهارادهٔ هیولای برهوته، چطور میتونه یه گوی وحشیِ رتبه ۷ داشته باشه؟»
آن دو نفرِ دیگر نیز درنمیتونم وضعیت وخیمی به سر میبردند؛ سرشان گیجبگیرم میرفت و ارواحشان آسیبِ سنگینی دیده بود.
چهرهٔ یینگقایم وو شیه درپیداش هم رفته بود.
این بحرانِ ناگهانییون واقعاً از غیببگیرم نازل شده بود.
تا پیش از این همهچیز آرامبای بود، اما ناگهان جانور روحی بهرفتن درونِ قلمروِ فرقهٔ سایه یورش آورد.
«فعال شدن گوی جاودان زوزه روح نیازی به جوهر جاودان نداره، بلکه بنیان روح رو مصرف میکنه. این جانورِکشته روحِ برهوت، حتماً قبلاً در سطح برهوت باستانی بوده. احتمالاً بعد از یه نبرد سنگین فرار کرده و چونقدرت گوی جاودان زوزه روح رو فعال کرده، سطحش از یه هیولای برهوتِ باستانی به یه هیولای برهوتِ معمولی سقوط کرده.»
یینگ وو شیه بانمیذاره صدایی خشن پاسخِ تایممکنه بای یون شنگ را داد.
همزمان، دو کلمهیون در ذهنش نقشبگیرم بست — ارادهٔ آسمان!
«نقشهٔ فرقهٔ سایه شکست خورد و من از ارادهٔ آسمانبگیرم سرپیچی کردم. بعد از تولد دوباره، سراغ فانگ یوان نرفتم تاچون باهاش نابود بشم. برای همین، حالا ارادهٔ آسمان افتاده دنبال من.»
راه آسمان همواره برجنوبی حفظ توازن میان تمامتای موجودات زنده تأکید داشت.
پیشتر، فرقهٔ سایه پنهان بود و تلاش میکردممکنه از دیدِ ارادهٔ آسمان دور بماند؛ آنها دریون خفا عمل میکردند و با موانع کمتری روبهرو میشدند.
اما اکنون که یینگ وو شیه کاملاً در معرضسمت دید قرار گرفته بود، ارادهٔ آسمان دست به کارارادهٔ شد و جانور روح را به سوی آنها کشاند.
«ارادهٔ آسمان همهجا هست!»
«اون زمان که فانگ یوان گوی سفر جاودان ثابت رو پالایششنگ میکرد، همهچیز رو براش مهیا کرد و نورِ عصرِ ازلی رو بهاصلیم دستش رسوند. اما حالا، میخواد من رو از صحنه روزگار محو کنه.»
«یعنی واقعاً باید زنجرهٔنمیذاره بهار و پاییز روممکنه توی بدنم نابود کنم؟»
یینگ ووبای شیه مرددشنگ مانده بود.
هی لو لان با اصرار پیام فرستاد: «ما نمیتونیم بهبگیرم این جانور روح نزدیک بشیم! توی این وضعیت، چرا هنوزاصلیم قدرتت رو مخفی میکنی؟ چرا آرایهٔ گو رو به کار نمیگیری؟»