---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 1610: شکل ناقص گوی همچون گذشته • ⏱ 11 دقیقه

چپتر 1610: شکل ناقص گوی همچون گذشته

0

خاندان شانگ.

فانگ یوان با تحکم خواستار شد:‌کشتنش​ «صد و پنجاه کیلوگرم یشم هشت‌بخش،‌بتونم​ نهایتاً تا سه روز دیگه می‌خوامش.»

قیافهٔ جاودانهٔ خاندان شانگ به شدت در هم رفت: «یشم هشت‌بخش یه مادهٔ‌کردیم​ جاودان رتبه ۸ محسوب میشه، توی آسمان زرد گنجینه معمولاً فقط تا پنج‌نشون​ کیلوگرم ازش معامله میشه. برای خاندان من سخته که این‌همه رو یک‌جا فراهم کنه.»

فانگ یوان پوزخند زد: «هه‌هه‌هه، من به‌پرسید​ قدرت خاندان بزرگت ایمان دارم. کیه که‌جمع‌آوری​ ندونه خاندان شانگ ثروتمندترین نیروی مرز جنوبیه؟»

مهم نبود خاندان‌برآورده​ شانگ چقدر چانه‌راحت​ می‌زد، شرایط تغییر نمی‌کرد.

خاندان با.

فانگ یوان با‌خواسته‌هام​ بی‌حوصلگی پرسید: «آب‌خیلی​ هفت گنجینهٔ من کجاست؟»

جاودانهٔ خاندان با به‌سرعت پاسخ داد: «ما‌احمق​ آب هفت گنجینه رو جمع‌آوری کردیم، می‌تونیم‌خیلی​ هم‌زمان کالا رو با شخص مبادله کنیم.»

فانگ یوان از ته دل خندید: «هاهاها. خوبه،‌اوه​ خوبه! برای اینکه حسن نیتم رو نشون بدم،‌می‌ذارم​ بد نیست اول یه بخش ازش رو تحویل بدم.»

جاودانهٔ خاندان با که شوکه‌راحت​ و خشمگین شده بود، فریاد‌روند​ زد: «این... این دیگه چیه؟»

صدای فانگ یوان آرام‌برآورده​ و خونسرد بود: «نمی‌شناسیش؟‌می‌کشمش​ این بازوی جاودانهٔ خاندان خودته.»

«فانگ یوان!‌بگیری​ این چه‌مگه​ معنی‌ای میده؟»

فانگ یوان با صدای بلند خندید: «همف! می‌خوای جاودانهٔ خاندانت رو فقط با یه مقدار آب هفت گنجینه پس بگیری؟ به این سادگی‌ها‌دندان‌هایش​ نیست، مگه نه؟ یا شایدم منو احمق فرض کردی؟ اگه خواسته‌هام رو برآورده نکنی، خیلی راحت می‌کشمش. اوه، راستی، حتماً روند کشتنش رو‌می‌خواد​ ثبت می‌کنم و توی آسمان زرد گنجینه به نمایش می‌ذارم. یا شاید هم بتونم این شخص رو به خاندان وو بفروشم؟ هه‌هه‌هه، هاهاهاها!»

جاودانهٔ خاندان با چیزی نمانده بود دندان‌هایش را از شدت‌روند​ خشم خرد کند. پس از مدتی طولانی، کلمات را از میان‌نمانده​ دندان‌های کلیدشده‌اش بیرون کشید: «فانگ یوان... می‌تونیم در موردش حرف بزنیم.»

«معلومه که می‌تونیم حرف بزنیم، مشکلی نیست. اول، آب هفت گنجینه رو تحویل بده تا حسن نیت خاندان با رو نشون بدی. با کمال احترام، خاندان شما می‌خواد خاندان‌طولانی​ وو رو سرنگون کنه تا به نیروی شماره یک مرز جنوبی تبدیل بشه، چطور می‌تونید این‌قدر خسیس باشید؟ خاندان وو برای یه بزرگ اعظم بیرونی از پرداخت هیچ هزینه‌ای دریغ‌اعظم​ نمی‌کنه. در همین حال، جاودانهٔ خاندان با از دودمان خونی خودتونه، می‌تونید مرگش رو تماشا کنید؟ بزرگ اعظم اول شما چی فکر می‌کنه؟ واقعاً می‌تونید این‌قدر سرد و بی‌احساس باشید؟»

تک‌تک کلمات فانگ یوان گزنده بود؛ سخنانی که رنگ‌کردی​ از رخسار جاودانهٔ خاندان با پراند و او را‌راستی​ خشمگین ساخت، اما در عین حال کاملاً درمانده بود.

خاندان لوئو، خاندان هو، خاندان چای... این‌ها موج دوم‌راستی​ اهداف اخاذی فانگ یوان بودند. در مورد خاندان تیه، خاندان‌بفروشم​ وو و دیگران، او هنوز اقدامی علیه آن‌ها نکرده بود.

فانگ یوان انواع و اقسام خواسته‌ها را برای این خاندان‌ها مطرح کرد. او طبیعتاً در‌می‌ذارم​ طول اخاذی با مقاومت روبه‌رو می‌شد، اما گروگان‌هایی در دست داشت و از آنجا که مکانش‌کلیدشده‌اش​ به‌شدت مخفی بود و نمی‌شد آن را استنتاج کرد، ابتکار عمل را محکم در دست داشت.

جناح حقِ مرز جنوبی درمانده‌نکنی​ بود و تنها می‌توانست با تلخ‌کامی‌حتماً​ خواسته‌های فانگ یوان را برآورده سازد.

در میان آن‌ها، حسن نیت خاندان شیا از همه‌کردی​ بیشتر بود؛ آن ده سهم از نور سپیده‌دم مارپیچ،‌راستی​ نخستین موادی بود که به دست فانگ یوان رسید.

با وجود اینکه جاودانهٔ خاندان شیا از سختیِ جمع‌آوری این نورهای سپیده‌دم مارپیچ فریاد و‌نمایش​ فغان سر داده بود، فانگ یوان می‌دانست بنیان این نیروهای برتر تا چه حد مستحکم‌میان​ است. برآورده کردن خواسته‌های او در حد توان آن‌ها بود، تنها سختیِ کار کمی بالا بود.

نور سپیده‌دم‌برآورده​ مارپیچ، یشم هشت‌بخش،‌راحت​ آب هفت گنجینه...

این مواد جاودان یا از مواد رتبه ۸‌می‌کشمش​ بودند یا رتبه ۷ اما با حجم بالا؛‌نمایش​ تمامی این مواد پی‌درپی برای فانگ یوان ارسال گشتند.

دیری نپایید که فانگ یوان بیشترِ‌منو​ مواد جاودانِ مورد نیاز برای ساخت‌برآورده​ استخر جوهر سال را در اختیار داشت.

این بازدهی حقیقتاً تکان‌دهنده بود!

اگر فانگ یوان مجبور می‌شد خودش این‌ها‌اوه​ را جمع‌آوری کند، حتی در صورت خوش‌شانسی‌نمایش​ باید دست‌کم دوازده سال زمان صرف می‌کرد.

بنیان فانگ یوان ژرف بود، اما از نظر انباشت‌اوه​ مواد جاودان، به‌هیچ‌وجه نمی‌توانست با این نیروهای برتر که‌شاید​ هزاران و حتی ده‌ها هزار سال تاریخ داشتند، رقابت کند.

طبیعتاً، مواد جاودانی که فانگ‌شایدم​ یوان درخواست کرده بود، تنها‌اگه​ برای ساخت استخر جوهر سال نبود.

بسیاری از مواد‌برآورده​ جاودان برای آماده‌سازی جهت‌می‌کشمش​ پالایش گوی جاودان بودند.

در این لحظه، همزاد‌خیلی​ مسیر زمان به مقابل‌راستی​ یک آرایهٔ جاودان رسید.

«این بارِ آخره، بعد از این‌خیلی​ غارت، هیچ‌کدوم از این جاودانه‌های مرز جنوبی‌کشتنش​ دیگه هیچ گوی جاودانی براشون باقی نمی‌مونه.»

جناح حقِ مرز جنوبی سیزده خاندان برتر داشت؛ خاندان وو، خاندان‌خواسته‌هام​ با، خاندان شانگ، خاندان تیه، خاندان هو، خاندان لوئو، خاندان چیائو، خاندان‌می‌کنم​ چای، خاندان شیا، خاندان یی، خاندان چی، خاندان یانگ و خاندان یائو.

فانگ یوان می‌توانست با رتبه ۸ مبارزه کند؛ اگر آن‌ها موفق می‌شدند فانگ یوان را از پای درآورند، تمام خاندان‌ها سود می‌بردند.‌نمانده​ از این رو، هر خاندان یکی از خبرگانِ جاودانهٔ خود را با دست‌کم تزکیهٔ رتبه ۷ و اوج قدرت نبرد بسیج کرده‌احترام​ بود. بزرگ اعظم اولِ خاندان شیا شخصاً رهبری این خبرگان را بر عهده گرفته بود تا از هرگونه درگیری داخلی جلوگیری کند.

هر یک از این خبرگانِ جاودانه دست‌کم دو تا سه گوی‌کشتنش​ جاودان داشتند، برخی مانند شیا چا چهار یا پنج گوی جاودان‌دندان‌هایش​ در اختیار داشتند. به‌طور میانگین، سهم هر کدام سه گو بود.

فانگ یوان هنوز غارت را به پایان نرسانده‌می‌کشمش​ بود، اما مجموع گوهای جاودانی که از آن‌ها به‌می‌ذارم​ دست آورده بود، از مرز صد عدد گذشته بود!

حرکت کشندهٔ‌بگیری​ جاودان — دست‌شایدم​ شبح دزد بزرگ!

با دیدن بدنی از کالبد رؤیای ناب حقیقت‌جو‌اوه​ که داشت یانگ کو را از قلمرو رؤیا‌می‌ذارم​ بیرون می‌کشید، فانگ یوان بی‌درنگ دست به کار شد.

یک گوی جاودان رتبه ۷ غارت شد.‌اوه​ فانگ یوان در دم به وجد آمد؛‌نمایش​ آن کرم، گوی جاودان جستجوی روح بود!

این گوی جاودان جستجوی روح، یک گوی‌راحت​ رتبه ۷ بود که می‌توانست به فانگ‌ثبت​ یوان در جستجوی روحِ آن‌ها کمک کند.

«اما این گو رو‌مگه​ فقط می‌شه یه امتیاز‌فرض​ اضافه در نظر گرفت.»

«حتی بدون گوی جاودان جستجوی روح، می‌تونم از گوهای جاودانِ دیگهٔ‌روند​ مسیر روح استفاده کنم تا یه حرکت کشندهٔ جاودان برای جستجوی روح‌دندان‌هایش​ بسازم. فقط با وجود این گوی جاودان، این روند خیلی راحت‌تر می‌شه.»

«اگه به جای این جستجوی‌راحت​ روح، گوی جاودان بلعیدن روح‌روند​ رو به دست می‌آوردم بهتر می‌شد.»

فرقهٔ سایه روزگاری گوی جاودانِ بلعیدن روح را در اختیار داشت؛ اگر فانگ یوان در‌می‌کنم​ این لحظه آن را در دست داشت، بیرون کشیدن روحِ این جاودانه‌های مرز جنوبی از بدنشان‌میان​ برایش بسیار آسان‌تر می‌بود. با روش‌های کنونی‌اش، مجبور بود برای این کار زحمت زیادی متحمل شود.

یانگ کو در مجموع سه گوی جاودانِ مسیر‌فرض​ روح داشت، اما با کمال تأسف، گوی بلعیدن روح‌اوه​ در میان آن دو گوی دیگر به چشم نمی‌خورد.

آخرین نفر،‌خواسته‌هام​ لیو هائو از‌خیلی​ خاندان وو بود.

«این شخص روشی برای مهار گوی سفر جاودان ثابتِ من داشت.‌کشتنش​ بذار خوب نگاهت کنم.» فانگ یوان پی‌درپی حرکت کشنده‌اش را فعال کرد‌خشم​ و سرانجام پس از مدتی، یک گوی جاودان را به سرقت برد.

فانگ یوان جا خورد: «ها؟!»

این گوی جاودان به محض‌شایدم​ بیرون آمدن از روزنهٔ جاودان،‌اگه​ بی‌درنگ خود را نابود کرد.

در حالی که نوری سرد‌خیلی​ در چشمانش سوسو می‌زد، با‌حتماً​ خود اندیشید: «این دیگه چه وضعیه؟»

او به سرقت ادامه داد، اما تنها توانست بقایای کرم‌های‌روند​ گو را بیرون بکشد. چه گوی جاودان و چه گوی فانی،‌نمانده​ همگی به دنبال گوی جاودانِ نخست، خود را نابود کرده بودند.

فانگ یوان با دقت بقایای این کرم‌های گو را بررسی کرد و دیری نپایید که‌می‌کنم​ دریافت این ترفندی هوشمندانه از مسیر پالایش است. به محض اینکه یکی از این کرم‌های‌کلمات​ گو روزنهٔ جاودان را ترک می‌کرد، تمامی گوها به طور هم‌زمان خود را نابود می‌کردند.

«واقعاً همچین روشی وجود داره؟ این ترفندِ مسیر پالایش اصلاً عادی نیست، بدون‌نکنی​ شک در سطح نیای موبلنده. به نظر می‌رسه این جاودانه‌ای که خاندان وو به‌بتونم​ خدمت گرفته آدم ساده‌ای نیست، خیلی احتمال داره که از افراد دربار آسمانی باشه!»

فانگ یوان‌خواسته‌هام​ بی‌درنگ به‌نکنی​ حقیقت پی برد.

در تاریخِ جاودانه‌ها، سه خبرهٔ بزرگ در مسیر پالایش وجود داشتند که همگی استادِ متعال بودند. افزون بر نیای موبلند از عصر باستانِ میانه، پیرمرد عجیب تیان نان از عصر باستانِ دور‌بیرون​ و جاودانهٔ پیر کونگ جوئه از عصر باستانِ کهن نیز حضور داشتند. از آنجا که این دو انسان بودند، بیشتر میراث‌های حقیقی‌شان را دربار آسمانی گردآوری کرده بود. فانگ یوان پیش از این‌حال​ با جا زدن خود به عنوان وو یی های در خاندان وو نفوذ کرده بود، از این رو از بنیانِ این خاندان کاملاً آگاه بود. خاندان وو چنین ترفندی در مسیر پالایش نداشت!

چهرهٔ فانگ‌اگه​ یوان کمی‌برآورده​ در هم رفت.

این ترفند فراتر از انتظارش‌شایدم​ بود؛ او را غافلگیر کرد‌اگه​ و خسارتی جزئی روی دستش گذاشت.

در عین حال متوجه شد: «قصد داشتم با استفاده از آرایهٔ اعدامِ جریانِ‌ثبت​ سال‌ها، نقشه‌های دربار آسمانی در رود زمان رو بیرون بکشم و برملا کنم. اما‌مدتی​ اصلاً انتظار نداشتم دربار آسمانی برای شکار من، به تیم مرز جنوبی نفوذ کنه.»

«خطرناکه... با شناختی که از روش‌های پری زی وِی دارم، محاله فقط همین یه‌نمایش​ نفر رو فرستاده باشه؛ قطعاً نقشه‌های پشتیبانِ دیگه‌ای هم چیده. شانس آوردم که اون‌کلمات​ موقع سریع از اونجا رفتم و وقتم رو برای لو وِی یین تلف نکردم.»

«خاندان وو قدرت اولِ جناح حق توی مرز جنوبیه، اما دربار آسمانی به این راحتی توش نفوذ کرده؟ قضیه‌بتونم​ به این سادگی‌ها نیست، احتمالاً خود وو یونگ پای دربار آسمانی رو برای مقابله با من وسط کشیده. هوم، واقعاً‌معلومه​ آدم سرسختیه؛ اصلاً از این نترسیده که قضیه لو بره و یکی از تابوهای دنیای جاودانه‌های مرز جنوبی شکسته بشه.»

با این افکار، توجه فانگ یوان‌منو​ معطوف شد و بار دیگر نگاهش را‌نکنی​ به لاشهٔ گوهای جاودانِ در دستش دوخت.

او زیر‌خواسته‌هام​ لب زمزمه کرد:‌خیلی​ «گوی همچون گذشته...»

گوی همچون گذشته، مفهومی بود که او پیش‌تر در‌حتماً​ ذهن پرورانده بود. او به واسطهٔ گوی انسانِ همچون گذشته‌هاهاهاها​ و گوی چشم‌اندازِ همچون گذشته، به این ایده رسیده بود.

هنگامی که یک کرم گو آسیب می‌دید‌راحت​ یا نابود می‌شد، با استفاده از گوی همچون‌می‌کنم​ گذشته می‌شد آن را به حالت پیشینش بازگرداند.

با وجود این، هرچند این ایده در ظاهر‌فرض​ جذاب به نظر می‌رسید، اما هرچه عمیق‌تر در آن‌اوه​ کاوش می‌شد، غیرعملی بودنِ آن بیشتر به چشم می‌آمد.

گوهای فانی نشان‌های دائو داشتند و گوهای جاودان قطعاتی از دائوی اعظم بودند؛ برای بازگرداندن آن‌ها، قدرت و سطح گوی همچون‌چیزی​ گذشته باید بسیار فراتر از هدفِ مورد نظر می‌بود. همین یک مورد نشان می‌داد که گوی همچون گذشته به اندازهٔ گوی‌بدی​ انسانِ همچون گذشته و گوی چشم‌اندازِ همچون گذشته کاربردی نخواهد بود. دشواری شگرف در استفاده از آن نیز جای خود را داشت.

اما اکنون، فانگ یوان کم‌وبیش می‌توانست‌می‌کشمش​ ردی از گوی همچون گذشته را‌ثبت​ در لاشهٔ این کرم‌های گو ببیند.

«این کرم‌های گو به‌وضوح متعلق به مسیر فضا‌می‌کشمش​ هستن، اما نشان‌های دائوی مسیر پالایش بهشون اضافه‌نمایش​ شده که با فعال شدنشون، اون‌ها رو نابود می‌کنه.»

از آنجا که تخصص مسیر پالایش‌منو​ در پالایش گو بود، طبیعتاً در‌برآورده​ نابود کردن کرم‌های گو نیز تبحر داشت.

در حالی که برقی تیز در چشمانش درخشید،‌اوه​ با خود اندیشید: «شاید ارزش لاشهٔ این کرم‌های‌می‌ذارم​ گو برام بیشتر از اون گوی جاودانِ دزدیده‌شده باشه.»

در کمینِ پیشین، لیو هائو از گوی‌اوه​ جاودانِ فضای ثابت برای مهار گوی سفر‌نمایش​ جاودان ثابتِ فانگ یوان بهره برده بود.

دربار آسمانی این تدبیر احتیاطی را تنها به این دلیل اتخاذ نکرده بود که‌ثبت​ نمی‌خواست گوی جاودانِ فضای ثابت به دست فانگ یوان بیفتد. در حقیقت، به جز گوی‌طولانی​ جاودانِ فضای ثابت، ترفندهای فراوانِ دیگری نیز برای مهار گوی سفر جاودان ثابت وجود داشت.

«برعکس، شاید بتونم از لاشهٔ‌شایدم​ این کرم‌های گو سرنخ‌هایی برای پالایش‌خواسته‌هام​ گوی جاودانِ همچون گذشته پیدا کنم!»

فانگ یوان با‌برآورده​ دقت لاشهٔ این کرم‌های‌می‌کشمش​ گو را نگه داشت.

در این زمینه،‌نکنی​ چیزهای زیادی برای یادگیری‌اوه​ و پژوهش وجود داشت.

طبیعتاً روش بهتر این بود‌نکنی​ که مستقیماً به ترفندها و‌راستی​ میراث دربار آسمانی رجوع کند.

اما این کار‌سادگی‌ها​ برای فانگ یوان‌منو​ عملاً غیرممکن بود.

فانگ یوان در دل آهی کشید: «من معنای حقیقیِ موبلند رو جذب کردم و تبحرم توی مسیر پالایش به سطح‌هاهاهاها​ شبه‌استادِ متعال رسیده. اما توی تاریخِ مسیر پالایش، هنوز دو چهرهٔ برجستهٔ دیگه هم‌تراز با نیای موبلند وجود دارن؛ پیرمرد‌بده​ عجیب تیان نان و جاودانهٔ پیر کونگ جوئه. بدون شک دربار آسمانی بیشترِ میراث‌های این دو نفر رو به جیب زده.»

او به‌وضوح فرصتِ پالایشِ گوی همچون گذشته‌اوه​ را می‌دید، اما دربار آسمانی همچون خندقی‌نمایش​ پهناور، مسیر فانگ یوان را سد کرده بود.

ناولها | novelha.net