---

---

---

لطفا کپی و بازنشر نکنید،

روی ترجمه کارها زحمت خیلی خیلی زیادی کشیده شده،

لطفا شور و شوق ما رو کور نکنید،

منبع: ناولها | novelha.net

---

---

---

← برگشت

اربابِ گو

چپتر 820: ثروت ناکافی برای پالایش گوی جاودان • ⏱ 13 دقیقه

چپتر 820: ثروت ناکافی برای پالایش گوی جاودان

0

«کرم‌های شب‌تاب ستاره‌ای بی‌شمار» حرکتی بود که به‌کارگیری‌اش دست‌کم شانزده نشان دائو را مصرف‌برترین​ می‌کرد و هیچ سقفی برای آن متصور نبود. هرچه دامنهٔ این حرکت کشنده گسترده‌تر‌بهای​ یا قدرتش بیشتر می‌شد، نشان‌های دائوی بیشتری هم برای اجرای آن به مصرف می‌رسید.

اما دقیقاً به همین‌اینکه​ دلیل بود که این‌خردِ​ حرکت قدرتی بی‌نهایت عظیم داشت.

نشان‌های دائو با ورود به فضا، میدان نبردِ عجیبی را شکل می‌دادند که نابودی‌اش بسیار دشوار بود. وقتی جاودانه‌ها وارد این‌به‌شدت​ محدوده می‌شدند، افکارشان به افکار ستاره‌ای تبدیل می‌گشت و حملاتِ «کرم‌های شب‌تاب ستاره‌ای بی‌شمار» را تغذیه می‌کرد. با گذشت زمان، این‌دیگری​ حرکت کشنده مدام قوی‌تر می‌شد؛ در واقع، قدرت دشمن را به قدرت خود تبدیل می‌کرد و با همان به آنان یورش می‌برد.

برای جاودانه‌های دشمن، این احساسی به‌شدت زننده و منزجرکننده‌دشت‌های​ بود. گویی داشتند سنگی را روی پای خود می‌انداختند،‌سنگین​ یا خنجری برمی‌گرفتند و به سینهٔ خود فرو می‌کردند.

پس از پی بردن به رازِ‌باقی​ کاربردِ «کرم‌های شب‌تاب ستاره‌ای بی‌شمار»، فانگ‌وجود​ یوان متوجه مسئلهٔ دیگری نیز شد.

جای شگفتی نداشت که در گذشته، دونگ فانگ چانگ فان معمولاً برای حل‌وفصل امور‌می‌رفت​ به توطئه و نیرنگ متوسل می‌شد. او تنها زمانی که هیچ چارهٔ دیگری برایش باقی‌می‌توانستند​ نمانده بود، دست به کار می‌شد و «کرم‌های شب‌تاب ستاره‌ای بی‌شمار» را به کار می‌گرفت.

زیرا با وجود اینکه دونگ فانگ چانگ فان برترین جاودانهٔ‌قوی‌تر​ مسیر خردِ نسل کنونی در دشت‌های شمالی به شمار می‌رفت، نمی‌توانست‌به‌شدت​ مکرراً از این حرکت استفاده کند؛ بهای آن بسیار سنگین بود.

نشان‌های دائو پس از مصرف، دیگر قابل بازیابی نبودند. به دست‌شمار​ آوردنشان نیز بسیار دشوار بود؛ بیشتر جاودانه‌ها تنها پس از پشت‌نبودند​ سر گذاشتن یک مصیبت می‌توانستند شمار زیادی نشان دائو به دست آورند.

فانگ یوان اندیشید: «این "کرم‌های شب‌تاب ستاره‌ای بی‌شمار" با حرکت کشندهٔ کنونیِ من، یعنی "خودِ بی‌شمار"، در یک سطح است. البته حرکت کشندهٔ‌می‌رفت​ من هنوز جای زیادی برای پیشرفت دارد و این حرکت در این زمینه به پای آن نمی‌رسد. من هیچ نشان دائویی از مسیر‌یعنی​ خرد ندارم؛ مگر اینکه قدم در مسیر خرد بگذارم، وگرنه شاید تا آخر عمرم هرگز نتوانم این حرکت کشنده را به کار بگیرم.»

البته، نکتهٔ مهم‌وجود​ دیگری نیز برای‌جاودانهٔ​ تأمل وجود داشت.

و آن این بود که حرکت کشندهٔ‌گذشت​ «کرم‌های شب‌تاب ستاره‌ای بی‌شمار»، به هسته‌ای متشکل‌خود​ از سه گوی جاودانِ مسیر خرد نیاز داشت.

فانگ یوان حتی‌برترین​ یکی از آن‌ها را‌نسل​ هم در اختیار نداشت.

دونگ فانگ چانگ فان هنگام شکست، تمام‌نمانده​ گوهای جاودانِ خود را منفجر کرده و‌برترین​ هیچ‌چیز برای فانگ یوان باقی نگذاشته بود.

در میان این سه گوی جاودانِ‌جاودانهٔ​ مسیر خرد، فانگ یوان بیش از‌شمالی​ همه خواهانِ گوی جاودان افکار ستاره‌ای بود.

در این میراث مسیر خرد، بیش از ده دستورالعمل گوی جاودان به چشم می‌خورد‌خود​ که دستورالعمل گوی جاودان افکار ستاره‌ای نیز در میانشان بود؛ حتی تجربیات پالایشِ تمام‌پای​ وارثان پیشین و تمامیِ یافته‌هایشان پس از شکست نیز در آن گنجانده شده بود!

اگر فانگ یوان گوی جاودان افکار ستاره‌ای را‌کنونی​ به دست می‌آورد، دیگر نیازی نداشت برای انباشتنِ‌کند​ تدریجیِ گوهای فانیِ افکار ستاره‌ای این‌قدر به زحمت بیفتد.

در میراث آمده بود: با استفاده از گوی‌دست​ جاودان افکار ستاره‌ای، تنها یک دانه جوهر جاودان‌مسیر​ انگور سبز می‌توانست صد هزار فکر ستاره‌ای تولید کند.

البته اگر فانگ یوان گوی جاودان افکار‌مسیر​ ستاره‌ای را به کار می‌گرفت، رقمی که‌می‌رفت​ نصیبش می‌شد کمتر از صد هزار بود.

دلیلش این بود که هر یک از جاودانه‌های وارثِ مسیر خرد، نشان‌های دائوی مسیر خرد را در‌یورش​ کالبد خود داشتند که تأثیر گوی جاودان افکار ستاره‌ای را تقویت می‌کرد. درست همان‌طور که فانگ یوان‌می‌کردند​ می‌توانست با اتکا به نشان‌های دائوی مسیر قدرتِ خود، قدرتِ «دست غول‌پیکر» را تا بیست درصد افزایش دهد.

بیست درصد رقم بسیار ناچیزی بود؛ خبرگانِ جاودانهٔ معمولی نشان‌های دائویی داشتند که می‌توانست قدرت‌استفاده​ گوهای جاودانشان را به شدت افزایش دهد و حرکات کشندهٔ جاودانِ آنان نیز به همان نسبت‌"کرم‌های​ قدرتمندتر می‌شد. دو برابر، سه برابر، چهار یا پنج برابر، ده برابر، یا حتی صد برابر!

یکی از دلایل اصلیِ اختلاف‌برایش​ فاحشِ قدرت میان رتبه هفت و‌زیرا​ هشت نیز دقیقاً همین مسئله بود.

هرچه سطح تزکیه بالاتر می‌رفت، مصیبت‌ها نیز هولناک‌تر‌خردِ​ می‌شدند؛ با پشت سر گذاشتن این مصیبت‌ها، جاودانه‌ها‌مکرراً​ شمارِ بسیار بیشتری نشان دائو به دست می‌آوردند.

بخت و بلا همواره دوشادوش یکدیگر پدیدار می‌شدند. از منظری دیگر،‌واقع​ هرچه مصیبت آسمانی یا بلای زمینی سهمگین‌تر بود، منافع حاصل از آن‌منزجرکننده​ نیز بیشتر می‌شد؛ و این در نوع خود موهبتی به شمار می‌رفت.

اگر فانگ یوان گوی جاودان افکار ستاره‌ای را در اختیار داشت، برای استنتاج‌هایش با موانع‌استفاده​ کمتری روبه‌رو می‌شد. دیگر نیازی نبود برای مصرفِ آن‌ها این‌گونه با خون‌دل برنامه‌ریزی کند و‌اندیشید​ مصرفِ گوهای افکار ستاره‌ای را تا این حد محتاطانه و در کمترین میزان ممکن نگه دارد.

افزون بر این، با ثروت‌برایش​ کنونی‌اش، به‌خوبی توانِ تأمین هزینه‌های‌می‌گرفت​ استفاده از آن را داشت.

اما مشکل اینجا بود که هرچند فانگ یوان می‌توانست‌نسل​ از پسِ مخارجِ استفاده از گوی جاودان برآید، اما‌کند​ استطاعتِ مالی برای پالایشِ خودِ گوی جاودان را نداشت.

با وجود سودهایی که به‌حملاتِ​ جیب زده بود، هنوز تا پالایش‌واقع​ یک گوی جاودان فاصلهٔ درازی داشت.

گوهای جاودان موجوداتی بی‌همتا و پاره‌هایی از دائوی اعظم‌دشت‌های​ بودند؛ از این رو، سنگ‌های جوهر جاودان و مواد جاودانی‌دیگر​ که برای پالایششان به مصرف می‌رسید، به‌طرز وحشتناکی هنگفت بود.

مهم‌تر از همه، هنگام پالایش گوی جاودان، یک تزکیه‌گر نمی‌توانست تنها به‌وجود​ آماده‌سازی یک دست از مواد بسنده کند؛ او باید سهمیه‌های متعددی تدارک‌نمی‌توانست​ می‌دید، چرا که شانس موفقیت در پالایش گوی جاودان بی‌نهایت پایین بود!

دونگ فانگ چانگ فان در زمانهٔ خود شخصیتی مهیب و برترین جاودانهٔ مسیر خرد در دشت‌های شمالی به شمار می‌رفت.‌سنگین​ او سالیان دراز کنترل یک ابرنیرو را در دست داشت و با همکاری مخفیانه با فرقهٔ درنای جاودان، سرمایهٔ قابل‌توجهی‌است​ به دست آورده بود. با این حال، حتی در دوران اوج خود نیز تنها هشت گوی جاودان در اختیار داشت.

در میان این هشت گو، گوی جاودان خون قاعدگی و گوی جاودان شکافت سایه نیز به‌آنان​ چشم می‌خوردند که متعلق به مسیر خرد نبودند. در میراث مسیر خردِ او، بیش از ده دستورالعمل‌فرو​ گوی جاودان وجود داشت، اما او موفق شده بود کمتر از نیمی از آن‌ها را پالایش کند.

برای مثال، با نگاهی به نیای کهن شوئه هو و بانو وان شو، اولی بالاترین قدرت‌کند​ نبرد را در میان جاودانه‌های رتبه هشتِ دشت‌های شمالی داشت و دومی یکی از چهار جاودانهٔ‌بی‌شمار"​ نامدارِ مسیر پالایش در دشت‌های شمالی بود. آن‌ها از بنیانی ژرف و ثروتی عظیم برخوردار بودند.

با این وجود، برای پالایش گوی جاودان بخت هماورد آسمان که رتبه هشت بود، هرچند آن‌ها ما هونگ یون‌کنونی​ را در اختیار داشتند و می‌توانستند در مصرف منابع زیادی صرفه‌جویی کنند، اما تأمین مابقی مواد مورد نیاز، تقریباً‌می‌توانستند​ تمام اندوخته‌هایشان را بلعید؛ به جرئت می‌شد گفت که آن‌ها تمام هست‌ونیستِ خود را پای این کار گذاشته بودند!

با وضعیت کنونی فانگ یوان،‌برترین​ سودای پالایش یک گوی جاودان،‌کنونی​ صرفاً خیالی خام و باطل بود.

گذشته از گوی جاودان افکار ستاره‌ای، حرکت کشندهٔ جاودانِ‌مدام​ دیگری نیز وجود داشت که فانگ یوان ارزش زیادی‌می‌برد​ برای آن قائل بود؛ حرکتی به نام «پنهان‌سازیِ مه ستاره‌ای».

این حرکت برای پوشاندنِ یک جاودانه در لایه‌ای از نور مه‌آلودِ ستارگان،‌می‌رفت​ آن هم برای مدت‌زمانی طولانی، به کار می‌رفت؛ حرکتی که می‌توانست ظاهر‌پشت​ شخص را پنهان کرده و مانع از دیده شدن او توسط دیگران شود.

البته این‌تنها​ تنها تأثیرِ‌چارهٔ​ ظاهریِ آن بود.

تأثیر حقیقی‌اش این بود که جاودانه را از پدیدار شدن در میان رازهای آسمان پنهان‌نمی‌توانست​ می‌کرد. هنگامی که سایر جاودانه‌ها می‌کوشیدند مسائلی را در مورد این شخص استنتاج کنند، اطلاعاتِ مربوطه‌آورند​ در هاله‌ای از مه فرو می‌رفت و آن‌ها تنها به پاسخ‌هایی مبهم و گنگ دست می‌یافتند.

این تقریباً به‌تبدیل​ تأثیر گوی جاودانِ‌تغذیه​ حد تاریک می‌مانست.

تأثیر گوی جاودانِ حد تاریک این بود که جاودانه را از دید دیگران پنهان‌مکرراً​ می‌کرد و باعث می‌شد استنتاجشان با شکست مواجه شود. حرکت کشندهٔ پنهان‌سازیِ مه ستاره‌ای‌زیادی​ نیز اطلاعات را مبهم می‌ساخت و با دشوارتر کردنِ استنتاج‌ها، پاسخ‌هایی نامشخص به دست می‌داد.

این حرکت کشندهٔ جاودانِ مسیر خرد، یکی از نامتعارف‌ترین فنون در میراث مسیر خرد‌برترین​ به شمار می‌رفت. بسیاری از وارثان در تمام عمر خود هرگز از آن بهره‌بهای​ نبرده بودند؛ از این رو، تجربیات ثبت‌شده در مورد این حرکت بسیار اندک بود.

از آنجا که جاودانه‌های مسیر خرد ذاتاً کمیاب بودند، به‌ندرت پیش می‌آمد که علیه یکدیگر توطئه‌مکرراً​ کنند یا برای خنثی کردن نقشه‌های هم‌مسلکانِ خود بکوشند. در بیشتر مواقع، حتی در صورت استفاده‌اندیشید​ از این حرکت نیز نمی‌توانستند بفهمند دشمنانشان هنگام استنتاجِ اطلاعاتِ آن‌ها چه چیزی را حس می‌کنند.

اما این حرکت‌تبدیل​ برای فانگ یوان‌تغذیه​ بسیار کارآمد بود.

مگر انگیزه‌اش از به دست آوردن میراث مسیر خرد این نبود که‌می‌رفت​ در برابر دیگر جاودانه‌های این مسیر از خود دفاع کند و فاش‌پشت​ شدنِ هویتش به‌عنوان مقصرِ اصلی را تا جای ممکن به تعویق بیندازد؟

اما با کمال تأسف، این حرکت‌باقی​ کشندهٔ جاودان به دو گوی جاودانِ‌وجود​ مسیر خرد به‌عنوان هسته نیاز داشت.

و مشکل دقیقاً همین‌جا بود؛‌برترین​ فانگ یوان داراییِ لازم برای‌کنونی​ پالایش گوی جاودان را نداشت!

سرانجام، فانگ یوان با بررسیِ سراسرِ میراث مسیر خرد، دریافت که‌واقع​ در حال حاضر تنها یک بخش خاص وجود دارد که علاوه بر‌منزجرکننده​ مناسب بودن برای او، می‌تواند آن را بیاموزد و به کار گیرد.

آن بخش،‌اینکه​ نحوهٔ مقابله با‌مسیر​ اراده‌های دشمن بود.

مطالب فراوانی در این باره وجود داشت؛ نحوهٔ دفاع در برابر اراده‌های دشمن، چگونگیِ تمایز قائل شدن میان اراده‌ها، روشِ کنترل اراده‌های‌شمار​ دشمن، اقدامِ مناسب هنگامِ قرار گرفتن تحت کنترلِ اراده‌های دشمن و روشِ معکوس کردنِ این کنترل، چگونگیِ استفاده از اراده‌ها برای حمله، نکاتِ‌کنونیِ​ کلیدی هنگام درگیری در نبردِ اراده‌ها، روشِ شناسایی اراده‌ها، نحوهٔ ترمیم اراده‌ها، چگونگیِ تقویت قدرت اراده‌ها، روشِ تضعیف اراده‌ها و بسیاری موارد دیگر.

چرا فانگ‌زیرا​ یوان می‌خواست چنین‌برترین​ چیزی را بیاموزد؟

چون ارادهٔ‌افکار​ مو یائو را‌حملاتِ​ در دست داشت!

مو یائو در زمان حیاتش، تبحر شگرفی در مسیر پالایش داشت. او همچنین یکی از مردمان مرکبی بود و رازهای بی‌شماری از نژاد خود‌پشت​ می‌دانست. افزون بر این، او معشوقهٔ بو چینگ و پریِ نسلِ خاصی از خانهٔ انسِ جان بود و از رویدادهای تاریخیِ بسیار ارزشمندی آگاهی‌مگر​ داشت. اما آنچه بیش از همه فانگ یوان را وسوسه می‌کرد، سرنخ‌هایی بود که مو یائو از میراث والامقامِ اهریمنِ نیلوفرِ سرخ در اختیار داشت.

گویِ حیاتیِ روزنهٔ اولِ فانگ یوان،‌باقی​ یعنی زنجرهٔ بهار و پاییز، در گذشته‌اینکه​ گویِ حیاتیِ والامقامِ اهریمنِ نیلوفرِ سرخ بود!

از این رو، او برای جزئیات این‌مسیر​ میراث اهمیت فراوانی قائل بود و باید‌می‌رفت​ یک چیز را می‌آموخت؛ نحوهٔ جستجوی اراده‌ها.

جستجوی روح و جستجوی‌می‌گشت​ اراده دو مقولهٔ مجزا با‌مدام​ درجهٔ سختیِ کاملاً متفاوت بودند.

مورد اول آسان‌تر بود، درست مانند غذا خوردن؛ همه دهان داشتند. با وجود اینکه‌مکرراً​ فانگ یوان در مسیر روح تزکیه نمی‌کرد، همچنان می‌توانست روح تای بای یون شنگ‌زیادی​ را جستجو کند. حتی افرادِ خارج از این مسیر نیز می‌توانستند آن را امتحان کنند.

اما جستجوی اراده‌ها به این می‌مانست که سرآشپزی با چشیدنِ یک غذا، بخواهد مواد اصلی، مواد مکمل،‌خردِ​ چاشنی‌ها و حتی مراحلِ پختِ آن را رمزگشایی کند. این کار به‌مراتب دشوارتر بود؛ به بیان دیگر،‌آوردنشان​ این یک تکنیک کاملاً تخصصی به شمار می‌رفت که تنها خبرگان مسیر خرد از پسِ آن برمی‌آمدند.

از این رو، هنگامی که تای بای یون شنگ به‌کنونی​ سرزمین متبرک هو جاودانه بازگشت، فانگ یوان در کاخ دانگ هون‌دیگر​ حضور داشت و با پشتکار مشغول تمرینِ روش‌های جستجوی اراده‌ها بود.

او به‌تازگی یادگیری را آغاز کرده بود و هیچ‌مدام​ تجربه‌ای در این زمینه نداشت؛ بنابراین هنوز فاصلهٔ زیادی‌می‌برد​ داشت تا بتواند به‌طور عملی از آن بهره ببرد.

تای بای یون شنگ لبخند ملایمی زد و پرسید: «برادر کوچک‌تر،‌شمار​ اوضاع چطوره؟» او در دریای شرقی تحت فشار سنگینی قرار داشت‌نبودند​ و تنها اکنون، با دیدن فانگ یوان توانسته بود نفس راحتی بکشد.

دوستی‌های حقیقی در دلِ سختی‌ها شکل‌باقی​ می‌گرفتند؛ برای او، سرزمین متبرک هو‌وجود​ جاودانهٔ فانگ یوان حکم خانه‌اش را داشت.

فانگ یوان او را به نشستن‌جاودانهٔ​ دعوت کرد و با دیدن لباس‌های‌شمالی​ پاره‌اش، با تعجب پرسید: «زخمی شدی؟»

تای بای یون شنگ لبخند تلخی زد و با ته‌مایه‌ای از ترس گفت: «الان با اون موقعی که تازه وارد دریای شرقی شده بودم فرق داره. یه عده دارن زیر نظرم می‌گیرن. نمی‌تونستم مستقیم با دروازهٔ ستاره‌ای برگردم، مجبور شدم برم سمت دیوار منطقه‌ای و یه‌نداشت​ کم نقش بازی کنم. کی فکرشو می‌کرد یه نفر واقعاً تعقیبم کنه؟ همین باعث شد با چشمای خودم قدرت وحشتناکِ جزر و مد زمین رو ببینم. با اینکه دیوار منطقه‌ای به خاطر جزر و مد زمین ضعیف شده بود، اما نزدیکِ خودِ جزر و مد، امواجِ‌مصیبت​ بی‌شکل اصلاً قابل مهار نبودن. با اینکه من فقط تو حاشیه‌اش بودم، بازم آسیب شدیدی دیدم. اونجا فقط حرکت‌های کشندهٔ جاودانِ دفاعی جواب می‌دن؛ حلقهٔ نُه ابرِ من جلوش مثل یه تیکه کاغذ بود. بیخیال، بیا در این مورد حرف نزنیم. برادر کوچک‌تر، دستاورد خاصی داشتی؟»

فانگ یوان‌اینکه​ شروع به‌جاودانهٔ​ خندیدن کرد: «هاهاها.»

بدیهی بود که او هرگز به تای بای‌دست​ یون شنگ نمی‌گفت که خودش، یعنی این «برادر کوچک‌ترِ»‌خردِ​ قلابی، «برادر ارشدِ» واقعی‌اش را به قتل رسانده است.

با این حال، فانگ یوان تنها بخش‌هایی از‌خردِ​ ماجرا را پنهان کرد و بیشترِ حقیقت را‌مکرراً​ با تای بای یون شنگ در میان گذاشت.

تای بای یون شنگ با شنیدن‌تغذیه​ این ماجرا، از وجود شخصی مانند دونگ‌دشمن​ فانگ چانگ فان غرق در شگفتی شد.

سپس او نیز‌برترین​ دربارهٔ وضعیت خودش با‌نسل​ فانگ یوان صحبت کرد.

اوضاع از این قرار بود که تای بای یون شنگ در‌زیرا​ دریای شرقی محبوبیت زیادی به دست آورده بود. با این روندِ‌شمار​ پیشرفت، او کم‌کم داشت به پری لی شانِ دومی تبدیل می‌شد.

تای بای یون‌وجود​ شنگ دربارهٔ سرزمین متبرک‌مسیر​ یو لو سخن گفت.

اهریمن کوسه بارها به آنجا یورش برده و با موانع بی‌پایانی‌واقع​ روبه‌رو شده بود، اما هنوز نتوانسته بود وارد سرزمین متبرک یو‌زننده​ لو شود و در مراحلِ حاشیهٔ بیرونیِ آن گیر افتاده بود.

فانگ یوان آهی کشید: «پری یو لو یه جاودانهٔ رتبه هشت و شاگرد والامقامِ جاودانِ بهشتِ زمین بود. درسته که غار-بهشتِ یو لو تنزل پیدا کرد و به سرزمین متبرک تبدیل شد، اما هنوز اون بنیانِ قدرتمند رو داره. احتمالاً سرزمین‌پیشرفت​ متبرک یو لو یکی از سخت‌ترین سرزمین‌های متبرک برای تسخیر کردنه. عوامل زیادی تو دفاع تأثیر دارن؛ اول اینکه آیا سرزمین متبرک کامله یا نه، دوم اینکه جانِ سرزمین داره یا نه، سوم فراوانیِ جوهر جاودانه، چهارم حضور نگهبانایی مثل هیولاهای‌جاودان​ برهوت، پنجم گوی جاودان، ششم حرکت‌های کشندهٔ جاودان، هفتم خانه‌های گوی جاودان، و هشتم جاودانه‌هایی که ازش محافظت می‌کنن. ولی از نظر من، حمله و دفاعِ یه سرزمین متبرک در مجموع فقط به یه چیز بستگی داره؛ اونم تعداد نشان‌های دائو ئه.»

تای بای یون شنگ با‌برایش​ شنیدن سخنان فانگ یوان سر تکان‌زیرا​ داد؛ همهٔ این‌ها جزو بدیهیات بودند.

اما با شنیدنِ جملهٔ آخرِ فانگ یوان، گویی جرقه‌ای در‌کنونی​ ذهنش روشن شد. او که عمیقاً تحت تأثیر قرار گرفته‌سنگین​ بود، با اشتیاق فراوان گفت: «لطفاً بیشتر برام توضیح بده.»

فانگ یوان پاسخی نداد و در عوض از تای بای یون‌واقع​ شنگ پرسید: «بایِ پیر، اون جملهٔ معروف رو شنیدی که میگه:‌زننده​ "انسان روحِ همهٔ موجودات است و گو، جوهرِ آسمان و زمین."؟»

ناولها | novelha.net