چپتر 1164: پنجمین بلای زمینی
0«سرور آسمانی بای زو روشی برای نفوذقدرتِ به غار-بهشتها دارد، اما بدن اصلیاش نمیتواندگشتند وارد شود، او تنها میتواند بدلهایش را بفرستد.»
«غار-بهشت هی فان فضای عظیمی دارد و از آنجا که لیو گوان یی جانِهالهٔ آسمانِ زنگولهٔ برنجی را نابود کرده است، نمیتوانم کل این مکان را ببینم. نمیدانمزمزمه در این لحظه چند بدل از سرور آسمانی بای زو در اینجا حضور دارند!»
«هر بار که میخواهم بدلی را بکشم، بدلهای جدیدی وارد میشوند. این نشان میدهد که او قطعاً بیش از سه بدلمیشود دارد که از پیش شکل گرفته و آمادهٔ ورود به نبردند. به محض اینکه روشهایشان را میفهمم و برتری مییابم، درست زمانیکند که میخواهم ضربهٔ مهلک را وارد کنم، آنها برای نجات بدلهای دیگر پیدایشان میشود. او قطعاً دارد برای خریدن زمان طفره میرود!»
افکار در ذهن چوورود دو جرقه زد و احساسمیفهمم بدی به او دست داد.
سرور آسمانی بای زوکشندهٔ داشت وقتکشی میکرد ونبرد قطعاً انگیزههای خودش را داشت!
با وجود اینکه چو دو نمیتوانست انگیزهٔباز واقعی او را رمزگشایی کند، یک نکتههالهٔ غیرقابلانکار بود؛ او نمیتوانست طبق ضرباهنگ دشمن بجنگد.
با اندیشیدن به این موضوع، قدرتمحض چو دو فوران کرد. بدنش بهسرعت منبسطزمانی شد و به غولی دهمتری بدل گشت.
حرکت کشندهٔگرفته جاودان —ورود تبخیرِ قدرتِ نبرد!
تمام بدنش سرخ شد، تمام منافذ روی بدنشنبرد باز گشتند و همانطور که عرقش به بخارعرقش تبدیل میشد، هالهٔ بخار بدنش را احاطه کرد.
سپس دست راستش را بالا برد تا کف دستش رو به آسمانتبدیل قرار گیرد و دست چپش را رو به زمین گرفت و بهچپش نرمی زمزمه کرد: «این حرکت را بچشید — قدرتِ ترکیبیِ آسمان و زمین.»
سه بدلِ سرور آسمانی بای زو نمیتوانستند حرکت کنند. آنها احساسمییابم میکردند که گویی تمام جهان در حال ارسال قدرتی بینظیر است کهزمان آنها را محدود کرده و از همه طرف برای درهمشکستنشان هجوم میآورد.
حال چوگرفته دو نیزورود چندان مساعد نبود.
عضلاتِ سراسر بدنش منقبض بود و تمام قدرت خود را به کار گرفته بود. درهمانطور میان بخار، چهرهاش سرخِ روشن و چشمانش غرق در خون بود. بهویژه دو بازویش کهچپش با رگهایی شبیه به کرمخاکیهای متحرک متورم شده بودند و منظرهای کاملاً رعبآور پدید آورده بودند.
بازوی راستش به پایین و بازوی چپشباز به بالا حرکت کرد، گویی دو تپههالهٔ با دشواری فراوان به سوی مرکز همگرا میشدند.
در روزنهٔ جاودانش،آمادهٔ جوهر جاودان خرمایمحض سرخ بهسرعت مصرف میشد.
با این اقدامِ چو دو، سه بدلِ سرور آسمانی بای زومییابم احساس وحشتناکی پیدا کردند. آنها حس میکردند که نیروی اطرافشان درخریدن حال افزایش است و چیزی نمانده بود تا کاملاً درهم بشکنند.
با دیدن اینکه این سه بدل درقدرتِ آستانهٔ انفجار قرار داشتند، در لحظهای حساس، بدلهایهمانطور چهارم، پنجم و ششم برای نجاتشان سر رسیدند.
گرومب! گرومب!
با دو صدای بلند، چو دو بدلهای اول و دومبرتری را کاملاً درهم کوبید. آنها به خاکستر بدل گشتند، اماپیدایشان گویِ جاودان و جوهر جاودانشان ناپدید شده بود و نابود نگشتند.
بدل سوم که نجات یافته بود، با ترسی که همچنان در وجودشدرست رخنه داشت گفت: «چه حرکت کشندهٔ شگفتانگیزی! میتونه حمله کنه، دفاع کنه ومیرود حتی چندین هدف رو زمینگیر کنه. تقریباً شبیه یه حرکت کشندهٔ میدانیِ ناقصه!»
چو دو در حالی که حملهاش را آماده میکرد، فریاد زد: «مهم نیست چند تاهمانطور بدل بفرستی، فایدهای نداره! من این حرکتِ بعدی رو برای موجوداتِ رتبه هشت آماده کردم.چپش سرور آسمانی بای زو، اگه نخوای خودتو نشون بدی، نمیتونی این بدلها رو نجات بدی.»
او دستها و پاهایش را به شکل «大» از هم باز کرده بود، دستانش رو به آسمان و کفبرد دستانش به سمت بالا بود. هالهٔ گویِ جاودان و گوی فانی از بدنش ساطع میشد و پیوسته تغییر میکرد.ارسال تنها همین هاله بهتنهایی بسیار برتر از قدرت ترکیبی آسمان و زمینِ پیشین بود و حقیقتاً شوکهکننده به نظر میرسید.
بدلهای سرور آسمانی بای زو همگیمحض عقب نشستند و با به کارگیریِدرست حرکات کشندهٔ دفاعیشان، خود را آماده کردند.
گرومب! گرومب! گرومب!
در لحظهٔ بعد، بدلهایکشندهٔ سرور آسمانی بدون هیچنبرد هشداری خود منفجر شدند.
در بیرونِ غار-بهشت هی فان، بدنروی اصلیِ سرور آسمانی بای زو عمیقاًتبدیل اخم کرد و گفت: «این چه حرکتیه؟»
با وجود اینکه تمام بدلهایش نابود شده بودند، او همچنانبرتری خاطرات نبرد را در اختیار داشت و سرور آسمانی بایپیدایشان زو میتوانست دربارهٔ حملهٔ مرموز چو دو اطلاعات کسب کند.
«این حرکت کشنده بیشکله و یه محدودهای رو پوشش میده. به محض اینکهزمانی کسی تو این محدوده قرار بگیره، از درونش یه قدرت داخلی تولید میشهافکار و بدنش رو منفجر میکنه. هوم؟ محدودهای که پوشش میده واقعاً خیلی بزرگه!»
سرور آسمانیگشت بای زوکشندهٔ عمیقاً اخم کرد.
در درون غار-بهشت هی فان، چوروی دو حرکت کشندهٔ مرموزِ مسیر قدرت خودمیشد را بر سراسر غار-بهشت هی فان گسترانید.
این کار باعث شدورود تا تمام بدلهای سرور آسمانیمیفهمم بای زو خود منفجر شوند.
سرور آسمانی بای زو لبخند زد: «جالبه.اینکه به نظر میرسه تا وقتی خودم شخصاًضربهٔ وارد نشم، نمیتونم از پسِ چو دو بربیام.»
با گفتن این حرف،کشندهٔ یک حرکت کشندهٔ جاوداننبرد را به کار گرفت.
شبحِ هزارپایِ سفید و ژرفی از بدنش بیرون پریدهمانطور و فضا را شکافت، و در دم باعث شدبالا تا سایهٔ تحریفشدهٔ عظیمی در غار-بهشت هی فان پدیدار گردد.
سپس، سرور آسمانی بایورود زو گامهای بلندی برداشت ومیفهمم قدم در آن سایه گذاشت.
چو دو در حالیورود که پایش را بر زمینمیفهمم میکوبید، خندید: «میخوای بیای تو؟»
پایِ مسیر قدرتی به پرواز درآمد وقدرتِ به سایهٔ تحریفشده لگد زد، و سرورگشتند آسمانی بای زو را به بیرون پرتاب کرد.
سرور آسمانی بای زو پیش از آنکه چهرهای خشمگین و درمانده به خود بگیرد، مبهوت ماند: «دفاع از این غار-بهشتدستش هی فان آسونه ولی حملهکردن بهش سخته. برای ورود بهش به اندازهٔ بیست نفس زمان نیاز دارم. تو این مدت،بینظیر چو دو وقتِ کافی داره تا جلوم رو بگیره. اگه بدلهام رو بفرستم تو، درجا منفجر میشن و هیچ فایدهای ندارن...»
چو دو کاملاً در حالت دفاعی بود و درمیفهمم درون غار-بهشت هی فان پنهان شده بود. سرور آسمانی بایدیگر زو در برابر این دژِ بهخوبی محافظتشده احساس درماندگی میکرد.
فانگ یوان در حالی که نامهٔ درخواست پشتیبانیِ اضطراریِ چوبرتری دو را در دست داشت، نفسش را بیرون داد و گفت:میشود «سرور آسمانی بای زو داره به غار-بهشت هی فان حمله میکنه؟»
نگرانیاش برطرف شد.
با وجود اینکه چو دو متحد او بود، اما دفاع ازبخار غار-بهشت هی فان و استفاده از ویژگیهای غار-بهشت برای مقابله باقرار سرور آسمانی بای زو، مزایای بزرگی برای فانگ یوان به همراه داشت.
جانِ سرزمین لانگ یا میخواست چو دو را به خدمت بگیرد، که کار بسیار دشواری بود. اما اگرنجات موفق میشد و چو دو به فرقهٔ لانگ یا میپیوست، این موضوع بهشدت بر جایگاه کنونی فانگ یوانانگیزههای تأثیر میگذاشت. اگر هم شکست میخورد، رابطهٔ فانگ یوان با انسانهای دگرگونه فاش میشد و وضعیت غیرقابلتصوری رقم میخورد.
فانگ یوان تنهاآمادهٔ میتوانست آن رامحض روزبهروز به تعویق بیندازد.
به دلیل توافق اتحاد، فانگ یوان نمیتوانست به چو دو دروغ بگوید، بهخصوص در مورد مصیبت. فانگ یوان نمیتوانست به گذراندن مصیبت در دشت یخی شمالیدستش ادامه دهد. با این کار، چو دو به شک میافتاد و این امر مردمان برفی و مردمان سنگیِ زیر دشت یخی شمالی را لو میداد. اگرمیآورد این موضوع بهخوبی حلوفصل نمیشد و چو دو به قبیله حمله میکرد، فانگ یوان در این میان گرفتار میشد و وضعیت بسیار بغرنج و خطرناک میگشت.
از این رو، او نمیتوانست سرسریروی پیمان اتحاد ببندد. در واقع، بیشتر جاودانههامیشد هنگام بستن پیمان اتحاد بسیار محتاط بودند.
فانگ یوان در ابتدا قصد داشت از حرکت کشندهٔ مسیربرتری زمان خود استفاده کند تا زمان را در روزنهٔ جاودانشپیدایشان کند سازد و چو دو را از این موضوع باخبر کند.
این دروغگرفته نبود، بلکهورود حقیقت داشت.
سپس، فانگ یوان زمان روزنهٔ جاودانش را سرعت میبخشید و پیش از آغاز مصیبتش، بههمانطور چو دو اطلاع میداد که وضعیت تغییر کرده است. به این ترتیب، چو دو بهموقعچپش نمیرسید. هرچند این کار رابطه و اعتمادشان را از بین میبرد، اما بهترین راه بود.
چو دو بسیار زیرک بود و هیچ رخنهایگشتند در توافق اتحادش وجود نداشت، از این رو فانگراستش یوان تنها میتوانست به این راه غیرمستقیم فکر کند.
با وجود این، چنین روشی بسیار دردسرساز بود. نهتنهامیفهمم جوهر جاودان فانگ یوان را هدر میداد، بلکه باعثنجات ایجاد شکافی میان او و چو دو نیز میشد.
در مجموع، دردسرساز بود.
اما اکنون، چو دو مجبور بود از غار-بهشت هیتمام فان دفاع کند. او درگیر نبرد با سرور آسمانیتبدیل بای زو بود و نمیتوانست آنجا را ترک کند.
فانگ یوان در دل تحسین کرد:روی «سرور آسمانی بای زو واقعاً بهموقع رسید،میشد او مشکل بزرگی را برایم حل کرد!»
«برای اینکه چنینآمادهٔ اتفاقی بیفتد، بختممحض بسیار خوب بوده است.»
فانگ یوان با استفادهورود از گوی فانی مسیر اطلاعات،میفهمم شروع به پاسخ دادن کرد.
در نامه، او بابت وضعیت چو دو ابراز نگرانی و همدردی کرد و خشم وهمانطور نفرت شدید خود را نسبت به تهاجم سرور آسمانی بای زو نشان داد. او گفت کهزمین قطعاً به چو دو کمک خواهد کرد و توافق اتحاد را زیر پا نخواهد گذاشت. اما!
مصیبت خودش در راه بود، او باید پیش از کمکعرقش به چو دو و خلاص شدن از شر تهدید بزرگیدستش چون سرور آسمانی بای زو، ابتدا از این مصیبت عبور میکرد.
او ابراز امیدواریآمادهٔ کرد که چو دواینکه شرایطش را درک کند.
چو دو بهسرعت پاسخ داد. او درک خود را نشان داد و به فانگ یوان گفت: مقابلهآنها با تهاجم سرور آسمانی بای زو کار سختی نیست، او از پیش متحدانی را برای حمایت از خودمیکرد گرد آورده است و امیدوار است که فانگ یوان مشکلش را حل کند و بهسرعت به یاریاش بشتابد.
فانگ یوان بیدرنگ پاسخ داد: او تمام تلاشش راتمام خواهد کرد و هر کاری که از دستش برآید انجاممیشد میدهد، او امیدوار است که چو دو بتواند دوام بیاورد!
چند روز بعد.
فانگ یوان سرزمین متبرک لانگ یامحض را ترک کرد و با استفادهدرست از ابرآرایهٔ گو به بیرون منتقل شد.
سپس، بیتوقف بهسوی خندق زمیننبردند شتافت و مکان مناسبی را برایمییابم قرار دادن روزنهٔ جاودانش انتخاب کرد.
بخش اصلی خندق زمین در دشتهای شمالی هفده قسمت داشت که اتحاد زامبیها ادارهٔ آنها را بر عهده داشت.میشد اما پس از نبرد کوه یی تیان، فرقهٔ سایه از اتحاد زامبیها استفاده کرد و آنها را قربانی نمود تاکنند گوی جنین جاودان فرمانروا را پالایش کند. این امر باعث شد اتحاد زامبیها در هر پنج منطقه یکشبه ناپدید شود.
با وجود این،تمام فرقهٔ سایه نیزروی تدارکات خود را داشت.
در مورد اتحاد زامبیهای دشتهای شمالی، پایگاه اصلی آنها،میفهمم شهر جریان تاریک، در خندق زمین غرق شده بود. بهجزدیگر اعضای باقیماندهٔ فرقهٔ سایه، هیچکس نمیتوانست آن را پیدا کند.
فانگ یوان به خندقی زمینی آمد که خندقِ متعلق به اتحاد زامبیها نبود. شمار زیادی از جاودانههای تنها و جاودانههای اهریمنیمیشود در آنجا حضور داشتند که همگی در تلاش بودند تا شهر جریان تاریک را پیدا کنند. یینگ وو شیه و بقیهرمزگشایی حتی ممکن بود به پایگاه مخفی آنجا رفته باشند. مگر اینکه فانگ یوان احمق میبود که بخواهد مصیبتش را در آنجا بگذراند.
بیشتر بخشهای خندق زمین میان نیروهایتبخیرِ برتر تقسیم شده بود، یا خبرگانِروی جاودانه آن را اشغال کرده بودند.
بخشی که فانگ یوان انتخاب کرد کاملاً حفاری شده بودعرقش و دیگر کسی آن را نمیخواست. پس از نبردهای بیشمار، آنجاآسمان متروک و خالی شده بود و دیگر کسی به آنجا نمیآمد.
فانگ یوان این مکان را صرفاً به این دلیل انتخاببرتری کرد که نشانهای دائو مسیر زمین در آن غنی بودپیدایشان و همچنین نشانهای دائو مسیر تاریکیِ بسیاری در خود داشت.
روزنهٔ صیقلدهندهٔ مصیبت جاودان!
فانگ یوان باحرکت موفقیت این حرکت کشندهٔقدرتِ جاودان را فعال کرد.
سپس، ورودی روزنهٔ جاودانش رامنافذ گشود و چی آسمان وعرقش زمین به درون هجوم آورد.
دیری نپاییدگرفته که پنجمین بلاینبردند زمینی شکل گرفت.
آسمان تاریک شد وورود سایهٔ اسکلتیِ غولپیکری نیمیروشهایشان از آسمان را پوشاند.
اسکلت قهقهه زد، دهانش را گشودتبخیرِ و جریان تاریکی را بیرون تفروی کرد که به پیتونی سیاه میمانست.
جریان تاریک بهسرعت به پرواز درآمد. به هر کجا که میرفت، خاکتبدیل دچار خوردگی میشد و در یک چشمبههمزدن کاملاً ذوب گشته و به گودالهاییزمین از آبِ گندیدهٔ سیاه تبدیل میشد که بوی متعفنی از خود ساطع میکرد.
بلای زمینیگرفته — جریانورود تاریک خورنده!
فانگ یوان بلای زمینی رانبردند شناخت و بهسرعت برای مقابلهبرتری با آن دست به کار شد.
مقابله با جریان تاریک خورنده دشوار بود. فانگ یوان هیچسرخ روشی برای مقاومت در برابر آن نداشت و تنها میتوانستهالهٔ با استفاده از روشهای تهاجمیِ قدرتمند خود با آن بجنگد.
اسکلت همچنان به تف کردن ادامه دادباز و امواج جریان تاریک خورنده همچون دریاییهالهٔ از مارها بهسوی فانگ یوان هجوم آوردند.
ارادهٔ آسمان عمداً قدرت بلا رامحض تا حد ممکن افزایش داده بود وزمانی فانگ یوان در وضعیت دشواری قرار داشت.
این بلای زمینی معنای حقیقیِ وحشیِ بیپروا را درمیفهمم خود نداشت. ارادهٔ آسمان کاملاً آن را کنترل میکرد،نجات از این رو چندین برابر قدرتمندتر از پیش بود.
با وجود این، قدرت فانگ یوان بهشدت افزایش یافته بود. میراث مسیر اطلاعاتِ دریای شرقی به کنار، او میراث حقیقی هیاحاطه فان را نیز به دست آورده بود و حرکات کشندهٔ جاودانِ مسیر زمانِ بسیاری برای استفاده در اختیار داشت. هرچند او درماندهحال به نظر میرسید و دیوانهوار به اینسو و آنسو میدوید، اما قدرت خود را برای مقابله با موقعیتهای غیرمنتظره حفظ کرده بود.